تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۷  ، 
کد خبر : ۵۱۰۹۹

فعالیت 300 ساله احزاب در انگلستان


 محمدرضا نوری شاهرودی
بدون شک یکی از مهم ترین عوامل گسترش دموکراسی و مردم سالاری تحزب است. با بررسی تاریخ سیاسی کشور های مختلف به خصوص حکومت های پیر ملاحظه می شود که این حکومت ها ثبات و توفیقات سیاسی خود را در درجه اول مدیون نقش احزاب در تشکیل و اداره دولت های خود هستند. به همین دلیل مطالعه روند شکل گیری و گسترش احزاب در کشورهای مختلف به ویژه در کشورهایی که در آنها احزاب از قدمت و پیشینه قابل توجهی برخوردار است را یک نیاز و ضرورت دانستم. برای نیل به این مقصود اقدام به تهیه و گردآوری مجموعه ای تحت عنوان احزاب فعال جهان نمودم. نخستین حاصل این تلاش کتابی بود که در آن به بررسی تاریخچه شکل گیری روند گسترش و فعالیت های حزب لیبرال دموکرات ژاپن پرداخته شد و خلاصه ای از آن نیز در دو قسمت توسط همین روزنامه به چاپ رسید.
بررسی حزب لیبرال ژاپن با توجه به نقش عمده و تاثیرگذار این حزب در تشکیل دولت های مختلف در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم می تواند برای علاقه مندان مفید باشد. پس از ژاپن با عنایت به جایگاه و نقش عمده احزاب، فعال انگلستان در سیاستگذاری های داخلی و خارجی و به ویژه قدمت این احزاب، مطالعه تاریخچه و عملکرد احزاب و به ویژه بررسی راهکارهای مورد استفاده رهبران احزاب انگلستان مفید و حتی ضروری به نظر می رسد و نشان می دهد که با شرایط ایده آل فاصله قابل توجهی وجود دارد.
شناسایی شکل فعالیت حزب در انگلستان
مجموعا 24 حزب اصلی در بریتانیا وجود دارد که دارای فعالیت قانونی بوده و در انتخابات سراسری شرکت می نمایند که عبارتند از:
الف) احزاب عمده: 1 - حزب محافظه کار 2- حزب کارگر 3- حزب لیبرال دموکرات. ب) احزاب کوچک دارای نمایندگی در مجلس عوام: 1- حزب اتحاد کارگری 2- حزب ملی اسکاتلند 3- سشین فین 4- کیمرو5- حزب اتحاد گرای اولستر 6- احترام7- حزب کار و سوسیال دموکرات. پ) احزاب دارای نمایندگی در پارلمان اسکاتلند: 1- حزب سبز اسکاتلند 2- حزب ملی اسکاتلند 3- حزب وحدت شهروندان ارشد اسکاتلند 4- حزب سوسیالیست اسکاتلند. ت) احزاب دارای نمایندگی در مجلس ولز: 1- ولز پیشرو 2- حزب کیمرو. ث) احزاب دارای نمایندگی در ایرلند شمالی: 1- حزب اتحاد کارگری دموکراتیک 2- حزب اتحادگرای مترقی 3- حزب اتحادگرای اولستر4- حزب اتحادگرای پادشاهی متحد انگلستان. ج) جمهوریخواه - ملی گرا 1- شین فین2 - حزب کار و سوسیال دموکرات. احزاب دارای نمایندگی در پارلمان اروپا:
1- حزب سبز انگلستان 2- حزب استقلال انگلستان 3- حزب وریتاس. چ) احزاب دارای پایگاه مذهبی: 1- اتحاد خلق مسیحی 2- خیر مشترک 3- حزب اسلامی بریتانیا 4- حزب مسلمان 5- حزب عدالت مردمی 6- حزب قانونی طبیعی 7- رای عملیات مسیحی. ح) احزاب چپ افراطی: 1- اتحادیه برای سوسیالیسم سبز 2- اتحادیه برای آزادی کارگران 3- حزب کمونیست بریتانیا 4- حزب کمونیست بریتانیا ( مارکسیست - لنینیست) 5 - حزب کمونیست بریتانیای بزرگ 6- اتحادیه طبقه کارگر مستقل 7- گروه سوسیالیست بین الملل 8 - حزب کمونیست انقلابی 9- حزب سرخ 10- گروه کمونیست انقلابی 11- حزب کار کارگر سوسیالیست 12- حزب برای سوسیالیست 13- حزب سوسیالیست انگلستان دولز 14- حزب سوسیالیست بریتانیای بزرگ 15- حزب کارگر سوسیالیست 16- لیگ اسپارتاکیست 17- قدرت کارگران
خ) احزاب راست افراطی: 1- حزب ملی بریتانیا 2- جنبش حزب سوسیالیست ملی بریتانیا 3- حزب اول انگلستان 4- حزب استقلال انگلیس 5- حزب آزادی 6- دموکرات های ملی 7- جبهه ملی 8- حزب پوپولیست 9- حزب ناسیونالیست سفید 10- اتحاد ملی گرا 11- حزب بریتانیای نوین.
برآورد احزاب و گروه‌های سیاسی
سیاست و حکومت در کشوری مانند انگلستان را می توان با مولفه های گوناگونی توصیف کرد که یکی از این مولفه ها بودن سیستم دو حزبی و نظام پارلمانی در آن است. انگلستان از قرن 17 شاهد فعالیت گروه های مختلف با هدف تاثیر گذاری بر روند تصمیم ها و سیاست های اتخاذی و اجرایی کشور بوده است که این گروه ها با گذشت زمان و در قرن نوزدهم از سازماندهی و قاعده مندی بیشتری برخوردار شده و با ظهور در قالب پدیده ای به نام حزب منسجم تر به فعالیت خود ادامه داده اند. در تاریخ انگلستان دو گروه سیاسی ویگ و توری از قرن 17 درصدد حمایت از جریان های سیاسی موجود و فعالیت برای برتری گروه مورد حمایت خود برآمده و بدین ترتیب پایه گذاران سیستم دو حزبی در شکل دهی به پارلمان و دولت این کشور شدند. بعدها در قرن 19 حزب لیبرال به عنوان اخلاف ویگ ها و حزب محافظه کار جانشین توری ها، عرصه سیاسی انگلستان را تحت سلطه خود درآورده و به مدیریت آن پرداختند. در این گونه حکومت ها مبنای شکل گیری دولت آرای مردم و انتخاب نمایندگان یک حزب است که بر این اساس حزب پیروز به عنوان بدنه اصلی اداره کننده امور داخلی و خارجی کشور تعیین می شود و حزب شکست خورده به همراه دیگر احزاب حاضر در صحنه سیاسی کشور در پارلمان حضور یافته و هر دو گروه با بهره گیری از ابزارهای کنترلی بر یکدیگر به تعامل با هم و مدیریت صحنه سیاسی و اجتماعی کشور می پردازند. در این نوشتار با در نظر گرفتن اهمیت و سابقه حضور و فعالیت احزاب در انگلستان به معرفی احزاب محافظه کار، کارگر و لیبرال دموکرات به عنوان سه گروه اصلی در این کشور می پردازیم.
حزب محافظه‌کار و وحدت‌گرا
از منظر تاریخی حضور این حزب به قرون 17 و 18 یعنی زمانی که هنوز احزاب شکل نگرفته بودند باز می گردد. سلف و ریشه اصلی این حزب گروه توری است که جمعیتی طرفدار شاه و کلیسا بودند و به همین دلیل به عنوان حزبی طرفدار سلطنت شناخته می شدند. درسال 1834 سر رابرت پیل اولین حکومت محافظه کار را تشکیل داد و در سال 1912، هنگامی که گروهی از لیبرال ها به این حزب در مخالفت با حزب خود در خصوص تصویب حاکمیت داخلی ایرلند پیوستند، این حزب رسما به نام محافظه کار و وحدت گرا تغییر نام داد. نام گذاری این حزب منعکس کننده سیاست سال های 1912- 1889 انگلستان مبنی بر حفظ وحدت بریتانیای کبیر و جزیره ایرلند و مخالفت با ملی گرایی ایرلندی و تمایلات جمهوریخواهانه بوده است. این حزب حمایت خود را عمدتا از طبقه متوسط و جماعت کارمندان و از مناطق ثروتمند انگلستان کسب می کند. همچنین توانسته حمایت کارگران ماهر و گروه های کم درآمد را نیز به دست آورد. طی جنگ جهانی اول حزب محافظه کار در دولت ائتلافی شکل گرفت و این حزب تحت رهبری وینستون چرچیل در این ائتلاف حضور یافت. این حزب بر این اعتقاد است که دولت نقش مثبتی در فراهم ساختن امکانات رفاهی، نیل به اشتغال کامل و حمایت از فقرا و تهیدستان جامعه بر عهده دارد. اما از سوی دیگر خواهان ایفای نقش کمتری از سوی دولت در اقتصاد به دلیل کاهش هزینه و بودجه های دولت، افزایش دخالت بخش های خصوصی و حوزه های گسترده تر برای فعالیت بازار آزاد و ابتکارات فردی است. براین اساس حزب محافظه کار اعتقاد به حفظ اجماع پس از جنگ به عنوان تنها راه مدیریت کشور داشت. با اتخاذ چنین تدابیری، حزب توانست قدرت را از سال 1951 تا 1964 به دست گیرد. در این مقطع نحوه اداره هیات دولت از سوی چرچیل تقلیدی از خط مشی دوران جنگ بود. اختیارات گسترده ای به تنی چند از وزیران برگزیده واگذار شد تا همچون لردهای ارشد سیاسی در سیاستگذاری ها نقش گسترده ای ایفا کنند. به دنبال پیروزی قطعی حزب محافظه کار در انتخابات می 1955 رهبری حزب به دنبال بیماری و کناره گیری چرچیل از صحنه سیاست برعهده آنتونی ایدن قرار گرفت. دولت محافظه کار مارگارت تاچر نیز در سال 1979 تشکیل شد که در این دولت برنامه های اجتماعی و اقتصادی راست رادیکال اجرا شد و همچنین اصلاحاتی برای مهار قدرت اتحادیه های تجاری به جهت افزایش انتخاب فردی در درون ساختار دولت رفاه و کاهش نقش اقتصادی دولت انجام شد. در درون حزب محافظه کار سه سنت فکری وجود داشت؛ یکی از این گرایش ها به عنوان دموکراسی توری شناخته می شد و دیگر گرایش این حزب اقتصاد لیبرالی بازار آزاد و یا جناح راست بود. سنت گرایان محافظه کار سومین گروه فکری این حزب را تشکیل می دادند. اصول مشترک محافظه کار در سیاست داخلی اعتقاد به آزادی فردی تحت حاکمیت قانون است. در مسائل سیاست خارجی نیز این حزب همواره خواستار حمایت از گسترش نفوذ، اعتبار و منافع انگلستان، موقعیت دفاعی برتر و مدعی حمایت از نظم و قانون بوده است، البته در این کتاب برای بررسی نگرش حزب محافظه کار در عرصه سیاست خارجی سیاست های این حزب در زمان انتخابات 2001 تا 2005 نیز مورد بررسی قرار گرفته است.
حزب کارگر
پس از شکل گیری طبقه جدیدی با عنوان کارگر در اوائل قرن 19 و افزایش تعداد کارگران شهری، همچنین گسترش حق رای، نیاز به حضور حزبی به منظور انعکاس و بیان منافع و احتیاجات این گروه احساس شد، بنابراین با حضور نمایندگان اتحادیه های تجاری، حزب مستقل کارگر و جامعه فابین و دیگر اجتماعات سوسیالیست حزب کارگر تشکیل شد. این حزب در 1981 با قبول اساسنامه جدید علنا به حزب سوسیالیست روی آورد و در این مسیر حرکت کرد. نخستین تجربه قدرت و حکومت توسط حزب کارگر رمزی مک دونالد در سال 1924 بود که البته بیش از دو ماه دوام نیاورد. پس از تشکیل این حزب اصلاحات ساختاری در سال 1983 با رهبری نیل کنیاک صورت گرفت و در زمان بلر نیز این اصلاحات ادامه یافت. بنیاد اصلی اندیشه ها و جهت گیری این حزب در عرصه سیاست داخلی بر پایه سوسیالیسم است. در رابطه با مسائل اقتصادی حزب کارگر از سال 1997 به بعد سعی کرده نوعی رهبری سوسیالیستی میانه با رعایت روش حکومت های قبلی کارگری و همچنین رهیافت بازار آزاد حکومت های محافظه کار اتخاذ کند. در زمینه سیاست خارجی نگرش این حزب ناشی از ارزش های مساوات طلب است. به طور سنتی این حزب از سازمان های فراملی حمایت می کند و این سازمان ها را برای صلح بین المللی مورد توجه قرار می دهد.
حزب لیبرال دموکرات
حزب لیبرال دموکرات در تاریخ امروز انگلستان به عنوان سومین حزب اصلی این کشور مطرح است. در سال 1998 بر اثر جدایی میان نمایندگان لیبرال و سوسیال دموکرات، حزب لیبرال به وجود آمد. این حزب به عنوان حزب اصلی تا سال 1914 عهده دار تشکیل حکومت بود، اما حزب لیبرال قربانی دستاوردهای سیاسی و اجتماعی و اصول موضوعه شد. یکی از دلایلی که در تبیین افول حزب لیبرال ذکر می شود گسترش حق رای همگانی است که یکی از مهم ترین اصول مرامنامه بوده است. این حزب در زمینه مسائل داخلی از یک جامعه باز، آزاد و عادلانه طرفداری می کند که در آن رسیدن به آزادی، برابری و اجتماع از اهداف اصلی است. حمایت از آزادی های شهروندی، مخالفت با قوانین ضد ترور حزب کارگر، حمایت از تمرکززدایی دولت به پایین ترین سطح ممکن، حمایت از آموزش رایگان برای همه و حذف شهریه دانشگاه، حمایت از قوانین ضد تبعیض و آزادی های مذهبی و همچنین آزادی همجنس گرایان، طرفداری از سیستم نمایندگی نسبی برای انتخابات مجلس عوام و مخالفت با حفظ محدودیت بازار که توسط حزب کارگر اعمال شده از عمده ترین سیاست های مدنظر این حزب در حوزه مسائل داخلی است. این حزب در عرصه مسائل خارجی به طور سنتی طرفدار یک سیاست خارجی چندجانبه است. مخالفت با حضور انگلستان در جنگ عراق، حمایت از خروج نیروهای بریتانیایی از این کشور تا اکتبر 2007، حمایت از همکاری همه جانبه انگلستان در اتحادیه اروپا و برگزاری هر چه سریع تر همه پرسی برای پیوستن به یورو از مهم ترین مواضع این حزب در حوزه سیاست خارجی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات