علی تتماج
در ادامه سیاستهای رژیم صهیونیستی در اجرای طرح اشغالگری و سیاستهای توسعهطلبانه در قبال بیروت، اخبار و گزارشاتی پیرامون طرح این رژیم برای تخلیه چندین منطقه در مرزهای لبنان انتشار یافته است. این در حالی است که آنها هدف از اجرای این طرح را احداث دیوار حائل در منطقه و پیشگیری از تهاجمات حزبالله و تامین امنیت یهودیان اعلام کردهاند. با توجه به تحولات منطقه این رویکرد ازدو دیدگاه قال تأمل و بررسی است،
الف ـ برخی ناظران سیاسی بر این عقیدهاند که تخلیه مناطقی در مرز لبنان که استمرار خروج از غزه و کرانه باختری است اولا بدلیل ناتوانی رژیم صهیونیستی در برابر حزبالله و گروههای مقاومت ساکن در لبنان میباشد ثانیا در طی ماههای اخیر بدلیل بحران اقتصادی و سیاسی ایجاد شده در رژیم صهیونیستی و کاهش کمکهای همپیانان غربی و یهودیان خارجی، حفظ این مناطق و پذیرش هزینههای سنگین آن از سوی این رژیم را با مشکل مواجه کرده است، لذا آنها با واگذاری این مناطق به فلسطین و کشورهای منطقه و تمرکز در شهرکهای جدید تلاش دارند تا بر این مشکلات پیروز گردند.
ب ـ با عنایت به تحولات سرزمینهای اشغالی تحرکات اخیر در مرزهای لبنان را میتوان ادامه سیاستهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی دانست چرا که؛
1ـ تخلیه مراکز مرکزی با لبنان در حالی صورت میگیرد که رژیم صهیونیستی، شهرکهای بسیاری در کرانه باختری و بیتالمقدس احداث نموده است. با توجه به اینکه سیر مهاجران از خارج کاهش یافته و این شهرکهای بیسکنه ماندهاند، لذا تخریب مراکز مرزی میتواند اولا مهاجرت ساکنان آن به شهرکهای جدید فراهم آورد و طرح شهرکسازی استمرار یابد ثانیا تدابیر امنیتی اتخاذ شده در بیتالمقدس و تغییرات در بافت اجتماعی و ساختاری آن را به بهانه تامین خواستهها و امنیت ساکنان جدید آن توجیه مینماید.
2ـ این روزها رژیم صهیونیستی تمام تلاش خود را بر تمدید آتشبس با مقاومت و تشکیلات خودگردان، خروج حماس از انتخابات و سرکوب و خلع سلاح آن توسط ابومازن و ایجاد چالش درونی برای تشکیلات خودگردان و درگیر نمودن آن به تحولات داخلی معطوف کرده است.
بر این اساس بحرانآفرینی در مرزهای لبنان اولا به دلیل پیامدها و تاثیرات آن بر تحولات منطقه فشارهای کشورهای منطقهای و فرامنطقهای بر مقاومت و تشکیلات خودگردان برای مذاکرات دوباره با رژیم صهیونیستی را در پی خواهد داشت ثانیا با توجه به ضعف اقتصادی تشکیلات خودگردان و مشکلات حاکم بر غزه، تخلیه مناطق مرزی، موجی از اعراب مهاجر را به غزه وارد میسازد که نتیجه آن تشدید بحران اقتصادی و اجتماعی برای فلسطینیان و معطوف شدن تشکیلات خودگردان به امور داخلی خواهد بود.
3ـ اهداف رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی آن، اجرای قطعنامه 1559 مبنی بر خلع سلاح حزبالله و اخراج آوارگان فلسطینی در اردوگاههای لبنان میباشد. با توجه به اینکه تاکنون این سیاستها تحقق نیافته، استمرار تحرکات نظامی در مرزهای لبنان و تخریب شهرکها را که به بهانه جلوگیری از حملات حزبالله و گروههای مقاومت ساکن در اردوگاههای لبنان صورت میگیرد، را باید توطئهای دیگر برای تحریک بیروت و مجامع جهانی برای پایان دادن به فعالیت گروههای مقاومت در لبنان ارزیابی نمود.
4ـ این روزها شاهد گسترش تحرکات نظامی رژیم صهیونیستی در مناطق مختلف از جمله مرزهای لبنان، مصر، نوار غزه و کرانه باختری میباشیم. این تحرکات که به صورت سلسلهای و پیاپی صورت میگیرد موجی از ناامنی و بیثباتی را در منطقه ایجاد کرده بگونهای که بسیاری از صاحبنظران پایان طرح اصلاحات خاورمیانه و نقشه راه را دور از ذهن نمیدانند.
با توجه به پیشینه سیاستهای رژیم صهیونیستی اینگونه تحرکات که شامل مرزهای لبنان نیز میگردد را میتوان سیاستی دیگر از سوی رژیم صهیونیستی برای وادار ساختن بازیگران منطقهای و فرامنطقهای برای برگزاری اجلاس بینالمللی نظیر شرمالشیخ، برای پایان دادن به این بحرانها دانست که در آن رژیم صهیونیستی بتواند با دادن برخی تضمینها منافع بسیاری دریافت کند که بخش اصلی آن را پذیرش پایتختی بیتالمقدس برای این رژیم و برقراری روابط کشورهای اسلامی با آن باشد.
5ـ آمریکا این روزها در تحولات عراق، سوریه، لبنان و رسواییهای ایجاد شده در برای فعالیتهای غیرقانونی آن در اروپا گرفتار آمده در حالی که موجی از انتقادات داخلی نیز به این ناکامیها افزوده میشود. لذا گسترش ناآرامیها در سرزمینهای اشغالی اولا افکار عمومی را از شکستها و مشکلات آمریکا منحرف و معطوف به فلسطین مینماید ثانیا با افزایش فشارها بر لبنان از سوی رژیم صهیونیستی (با مطرح کردن طرح دیوار حائل) آمریکا میتواند به عنوان میانجی دخالتهای خود را در لبنان افزایش داده و در ازای پایان دادن به تحرکات رژیم صهیونیستی، بیروت را با اهداف منطقهای خود همسو نماید.
براساس آنچه ذکر شد تحرکات اخیر در مرز لبنان و طرح ساخت دیوار حائل در این منطقه را باید توطئهای جدید از سوی رژیم صهیونیستی و همپیمانان غربی آن دانست که علیه حزبالله مقاومت فلسطین و کشورهای منطقه تدوین گردیده در حالی که هدف از مطرح شدن آن بیشتر ایجاد جو رعب وحشت در منطقه و بازگشایی باب تازهای از مذاکرات با این رژیم در چارچوب اهداف توسعهطلبانه آن در سرکوب مقاومت و اشتغال کامل قدس شریف، میباشد.