تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۵  ، 
کد خبر : ۵۱۱۸۹

حق اعتصاب و اجتماع


عمادالدین باقی/www.emadbaghi.com
تجربه قرون 16 تا 20 میلادی نشان داده است که انقلاب‌های سیاسی و اجتماعی محصول انباشت ‏تضادهاست. نارضایتی‌ها و تضادهای انباشته شده موجب انفجارهای غیرقابل کنترل سیاسی و ‏اجتماعی می‌شوند و خسارات بزرگی در پی می‌آورند. دستیابی احتمالی به هدف با بالاترین هزینه ‏ممکن، خلاصه‌ این تجربه‌هاست. شکل‌گیری جامعه مدنی راهی برای بروز تضادها و نارضایتی‌ها و ‏رسیدن به هدف با کمترین هزینه است.
سازوکارهایی چون پیدایش احزاب مستقل و مطبوعات آزاد، انجمن‌های صنفی و سندیکاها از جلوه‌های عینی تحقق جامعه مدنی‌اند. این نهادها بازتابنده ‏خواسته‌‌ها، مشکلات و نارضایی‌ها به حکومت و مدیران کشور هستند زیرا قدرت ذاتاً میل به ناشنوایی، ‏و عدم بردباری در برابر انتقادات دارد.
قدرت ذاتاً می‌خواهد همچون گوساله‌ سامری برای پرستندگانش باشد و بدون هیچ گشایشی از معضلات زیست مردمان همچنان ستوده شود. از آنجا که فلسفه وجودی ‏قدرت در جامعه مدرن یا جامعه سالم، برنامه‌ریزی، انسجام‌بخشی و بهبود زیست اقتصادی و ‏اجتماعی، تضمین آزادی‌‌های عقیدتی و سیاسی است باید راه پیدایش هر نوع انسدادی را بست.
غیر ‏دولتی کردن رسانه‌های صوتی، تصویری و چاپی و اجازه تاسیس آنها توسط شخصیت‌های حقیقی و ‏حقوقی یکی از این تدابیر است که امروزه از مهمترین شاخص‌های جامعه مدرن و سالم است هر چند ‏پاره‌ای اوقات اقدامات این رسانه‌ها با مصالح دولت‌ها معارض می‌افتند که تازه‌ترین نمونه آن اهانت ‏چند روزنامه اروپایی به پیامبر اسلام است که با پوزش‌خواهی دولت دانمارک از مسلمانان مواجه شد و آن دولت‌ها قادر به اعمال کنترل بر رسانه‌ها نیستند. در عین حال و در مجموع از موارد خاص که ‏بگذریم زیان آزادی رسانه‌ها و احزاب برای جامعه و دولت بسیار کمتر از سلب آزادی آنهاست.‏
یکی دیگر از راه‌های پیدایش انسداد این است که احزاب سیاسی که در انتخابات قدرت را به دست ‏می‌گیرند و با شیوه‌ای دموکراتیک بر مسند آمده‌اند به خاطر مصالح حزبی یا سیاسی و اقتصادی نسبت ‏به نارضایتی‌‌های صنفی کارگران و کارمندان بی‌اعتنا شوند و یا رسانه‌ها چنان تحت تاثیر پاره‌ای ‏حوادث قرار داشته باشند که صدای نارضایتی‌های صنفی را نشنوند یا بازتاب ندهند.
چنانکه حادثه‌ ‏تروریستی 11 سپتامبر یا جنجال هسته‌ای ایران تمام اخبار و حوادث جهان را به قدری تحت تاثیر قرار داده بود که موارد نقض حقوق بشر در بسیاری از کشورها و حتی در خود کشور آسیب دیده یعنی ‏آمریکا (اقدامات امنیتی شدید و محدودکننده آزادی‌ها پس از 11 سپتامبر) شنیده نمی‌شد.‏
حق اعتصاب از سازوکارها و وسایلی است که حتی اگر با وجود احزاب، انجمن‌های صنفی، سندیکا‌ها و ‏رسانه‌های آزاد، حقوق کارگران و کارمندان پایمال شد بتوانند صدای خویش را بازتاب دهند و دولت را ‏برای رسیدگی به مطالبات بر حق خویش تحت فشار قرار دهند. این روش مدنی و مسالمت‌آمیز بهتر ‏از انباشت نارضایتی‌ها و تبدیل شدن به انفجار و تخریب است.‏
حق اعتصاب بدون تشکل‌ها و سازمان‌های مدنی و صنفی منجر به هرج و مرج شده و نمی‌توان با ‏جریان تعریف‌شده‌ای مواجه شد و حق تشکل و ایجاد انجمن‌ها و سندیکا‌ها نیز بدون اعتراض و اعتصاب چون شیر بی‌یال و دم و اشکم و یک نهاد بی‌خاصیت و فرمایشی است از این رو این حقوق ‏ملایم با یکدیگر بوده و از نظر موازین حقوق بشر و قوانین داخلی کشور به رسمیت شناخته شده است. ‏در بند«د» این ماده حق اعتصاب نیز با رعایت مقررات کشور مربوطه پذیرفته شده است.‏
در ماده 20 اعلامیه حقوق جهانی حقوق بشر و نیز در ماده 21 و 22 میثاق بین‌المللی مدنی و سیاسی ‏و نیز ماده 8 میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، ‌اجتماعی و فرهنگی حق تشکیل سندیکا و انجمن و ‏اتحادیه به رسمیت شناخته شده است. جمهوری اسلامی ایران این میثاق‌ها را امضا کرده و بدان ‏متعهد شده است. امضاکنندگان این میثاق‌ها همچنین متعهد شده‌اند که مقررات آن را در قوانین ‏اساسی و عادی کشور خویش اعمال کنند.‏
‏«ایران همچنین عضو سازمان جهانی کار ‏ILO‏ است و باید ضوابط آن را اجرا کند،‌ از جمله این ضوابط ‏تمکین به آزادی انجمن‌ها و عدم حق دخالت دولت در محدود کردن اعتصاب‌های مرتبط با شرایط ‏کاری و حقوق اقتصادی است. حکومت بر اساس این معاهده‌ها فقط در شرایط اضطراری (و برای دوره‌ای کوتاه) حق دارد جلوی اعتصاب را بگیرد. حق اتحادیه و حق مذاکرات دسته جمعی یکی از اصول ‏اساسی بیانه‌های ‏ILO‏ است»‏
اصل بیست و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز صراحتاً حق تشکیل انجمن‌ها، احزب و ‏سندیکاها را تضمین کرده است. بر همین اساس در ماده 131 قانون کار آمده است:‏
در اجرای اصل بیست و ششم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به منظور حفظ حقوق و منافع ‏مشروع و قانونی و بهبود وضع اقتصادی کارگران و کارفرمایان که خود متضمن حفظ منافع جامعه ‏باشد، کارگران مشمول قانون کار و کارفرمایان یک حرفه یا صنعت می‌توانند مبادرت به تشکیل ‏انجمن‌های صفی نمایند. ‏
در ماده 134 قانون کار آمده است:‏
به منظور بررسی و پیگیری مسائل و مشکلات صنفی و اجتماعی و حسن اجرای آن قسمت از مفاد ‏اصل بیست و نهم قانون اساسی که متضمن حفظ حقوق و تامین منافع و بهره‌مندی از خدمات ‏بهداشتی، درمانی و مراقبتهای پزشکی می‌باشد کارگران و مدیران بازنشسته می‌توانند به طور مجزا ‏نسبت به تاسیس کانون‌های کارگران و مدیران بازنشسته شهرستان‌ها و استان‌ها اقدام نمایند. ‏
همچنین در ماده 141 و 142 حق اعتصاب با عبارات دیگری مانند «تعطیل کردن کار» یا «کاهش ‏عمدی تولید» به رسمیت شناخته شده و شرایطی که به کارگر اجازه می دهد به پیمان‌های دسته ‏جمعی کار عمل نکند را برشمرده است. بنا براین نمی‌توان کارگران را به موجب اعتراضات و اعتصابات ‏بازداشت یا مجازات کرد.‏
در ماده 141 آمده است:‏
پیمانهای دسته‌جمعی کار هنگامی اعتبار قانونی و قابلیت اجرائی خواهند داشت که: الف ـ مزایائی ‏کمتر از آنچه در قانون کار پیش‌بینی گردیده است در آن تعیین نشده باشد. ب ـ با قوانین و مقررات ‏جاری کشور و تصمیمات و مصوبات قانونی دولت مغایر نباشد. ج ـ عدم تعارض موضوع یا موضوعات ‏پیمان با بندهای الف و ب، به تائید وزارت کار و امور اجتماعی برسد. ‏
و ماده 142 می‌گوید: در صورتیکه اختلاف‌نظر در مورد مواد مختلف این قانون و یا پیمانهای قبلی و ‏یا هریک از موضوعات مورد درخواست طرفین برای انعقاد پیمان جدید، منجر به تعطیل کار ضمن ‏حضور کارگر در کارگاه و یا کاهش عمدی تولید از سوی کارگران شود، هیات تشخیص موظف است ‏براساس درخواست هریک از طرفین اختلاف و یا سازمانهای کارگری و کارفرمایی، حقوق بشر زنان تلاش می کنند، گروهی دیگر قرار است فراز و نشیب‌های جنبش زنان را در سال گذشته تحلیل کنند و گروه دیگر به بررسی خشونت در عرصه‌های گوناگون زندگی زنتان می‌پردازند.
دانشجویان هم در این میان بیکار ننشسته‌اند و از «بازگشت به خانواده»، با کدام رویکرد؟» گرفته تا «تحت نظام آموزشی مردانه در دانشگاه‌ها چه می‌گذرد؟» و «نقد ادبی فمنیستی» و «ریشه‌یابی فقر زنان» موضوعاتت مختلفی را برای این روز تدارک دیده‌اند.
با این وجود زنان ایران با هر رویکرد و برنامه‌ای که 8 مارس را جشن بگیرند، این روز را نماد یک همبستگی جهانی زنانی می‌دانند که علیه فقر و جنگ و خشونت مبارزه می‌کنند و می‌دانند که بدون مشارکت فعال، برابری و پیشرفت زنان ریشه‌کن کردن فقر و جنگ و خشونت ممکن نیست.
اتوبوسرانان فاقد وجاهت بود و مقابله با اعتصاب و اعتراض ‏صنفی آنان نیز محل مناقشه و فاقد وجاهت حقوقی است، شیوه‌های اعمال شده پس از آن نیز تخلفی ‏دیگر بر آنها افزوده است زیرا صدها تن از کارکنان اتوبوسرانی که به دلیل اعتراض‌های صنفی بازداشت ‏و چند روز یا چند هفته بعد آزاد شدند با مشکل قطع حقوق خویش مواجه گردیدند.
علیرغم اینکه ‏شعبه 14 دادگاه انقلاب کتباً اعلام داشته که بازگشت افراد آزاد شده به کار بلامانع است اما برخی از ‏مسئولان شرکت واحد همچنان از بازگشت آنان به کار ممانعت می‌کنند. ماده 18 قانون کار می‌گوید:‏ چنانچه توقیف کارگر به سبب شکایت کارفرما باشد و این توقیف در مراجع حل اختلاف منتهی به ‏حکم محکومیت نگردد، مدت آن جزء سابقه خدمت کارگر محسوب می شود و کارفرما مکلف است ‏علاوه بر جبران ضرر و زیان وارده که مطابق حکم دادگاه به کارگر می‌پردازد، مزد و مزایای وی را نیز ‏پرداخت نماید. ‏
تبصره 1‏
«کارفرما مکلف است تا زمانی که تکلیف کارگر از طرف مراجع مذکور مشخص نشده باشد، برای رفع ‏احتیاجات خانواده وی، حداقل پنجاه درصد از حقوق ماهیانه او را به طور علی‌الحساب به خانواده‌اش ‏پرداخت نماید» ‏انجمن دفاع از حقوق زندانیان با منطق حقوقی سابق‌الذکر طی بیانیه‌ ـ نامه‌ای خطاب به رئیس قوه ‏قضاییه خواستار تبدیل قرار و آزادی هشت تن از زندانیان عضو سندیکای کارگر اتوبوسرانی شده است.‏
آسیب‌شناسی موضوع
حق اعتصاب در جوامع در حال گذار با آسیب‌های ویژه‌ای مواجه است. از یکسو با مقاومت و مخالفت ‏دولت روبرو می‌شود و اعتصاب را که علاوه بر حقوق بشر و قوانین داخلی از نظر مذهبی نیز به حکم ‏‏«لا یحب الله الجهر بالسو‎ ‎من القول الا من ظلم» حق کارگران و کارمندان است به رسمیت ‏نمی‌شناسند.‏
اما مساله مهم‌تر در آمیختن مطالبات صنفی با مطالبات سیاسی است. دولتی که با تهدیدات خارجی و ‏داخلی روبروست هنگامی که با یک اعتصاب روبرو می‌شود و احساس می‌کند در پشت آن یک جریان ‏سیاسی می‌خواهد اهداف خود را با پوشش صنفی و بهره‌برداری سیاسی از مطالبات غیر سیاسی برخی ‏صنوف پیش ببرد واکنش نشان می‌دهد. اعتصاب اخیر کارکنان شرکت واحد در پی تضییع حقوق ‏مسلم آنها و اقدامی کاملا قابل دفاع بود. آنها تمام راه‌های قانونی را برای استیفای حقوق خویش ‏پیموده بودند اما حاصلی نداشت.
اگر اپوزیسیون نیز پیش از آنکه دغدغه‌ قدرت داشته باشد دغدغه دموکراسی و جامعه مدنی داشته ‏باشد، حمایت از اعتصاب صنفی را نیز محدود به چارچوب مطالبات صنفی آنان می‌سازد بدون اینکه ‏رجزخوانی‌های سیاسی و یا سکوی سیاسی خویش را با آن پیوند زند. این شیوه هم اعتصابیون و هم ‏حق اعتصاب و هم مطالبات برحق صنفی را قربانی می‌سازد که چه بسا اگر در محدوده صنفی می‌ماند ‏حکومت هم بدان تن می‌داد. با اینهمه حتی در صورت تداخل و یا میوه‌چینی سیاسی اپوزیسیون، ‏حکومت نباید حق اعتصاب را قربانی کند که ناخواسته همان کاری را صورت داده که مطلوب ‏اپوزیسیون برانداز اوست.‏
دولت جدید با شعار حمایت از محرومان روی کار آمد و با دموکراسی‌‌خواهی میانه‌ای نداشت. وفای به ‏عهد به عنوان یک حکم واجب شرعی و نیز یک امر اخلاقی و یک پیمان قانونی ایجاب می کند که در ‏برابر مطالبات یکی از محروم‌ترین گروه‌های اجتماعی که اتوبوس رانان وکارکنان شرکت واحد هستند ‏زبان تمکین و مدارا پیشه کنند نه زبان قهر و بند.
منشاء اعتراض کارکنان محروم شرکت واحد این بود ‏که جمعی از کارکنان اتوبوسرانی اعتقاد داشتند که کارگران این شرکت علیرغم وجود شورای اسلامی ‏کار هنوز مزایای 20 سال پیش را دریافت می‌کنند و این نهاد حمایتی وظیفه خویش را در دفاع از ‏منافع و حقوق صنف انجام نداده است و از آنجا که سازکارهای یک نهاد مدنی برای انتخاب نمایندگان ‏صنف رعایت نمی‌شده خود با استفاده از حق تشکیل سندیکا مبادرت به تاسیس نهاد دیگری به ‏منظور دفاع از حقوق مادی خویش کردند. این اقدام با واکنش شدید مواجه و حقوق و مزایای برخی از ‏آنان را قطع و یا به محل دیگری تبعید کردند.
کارکنان اتوبوسرانی به این اقدام اعتراض نمودند که ‏همچنین در ده منطقه، منجر به دستگیری اعضای هیات مدیره نهاد جدید گردید. در مناطق 4 و 6 و ‏‏7 از حقوق ناچیز برخی آنان که قوت لایموت‌شان را تامین می‌کرد طی چند سال مبالغی را به عنوان ‏تامین مسکن کارکنان دریافت می‌کردند اما ناگهان اعلام شد که آشیانه ‌ای در کار نیست. محرومانی ‏که به سر پناهی دل خوش داشته و کاهش مبلغی را تحمل کرده بودند که در اقتصاد خانواده آنان مهم ‏بود با پایمال شدن «امید و حق» خویش روبرو می‌شوند. مضاف بر آن اکثریت کارکنان اتوبوسرانی ‏پس از 20 سال کار هنوز فاقد مسکن هستند.
وعده‌های دولت جدید و اقتضای صداقت ورزی و حق اعتصاب و صنفی‌بودن مطالبات آنان ایجاب ‏می‌کند که گره بحران با تامین حقوق آنان گشوده شود. معلوم نیست چه رازی در کار است که وقتی ‏می‌توان گرهی را با دست گشود، دندان بکار می‌برند و هنگامی که می‌توان بی‌هزینه مشکلی را مرتفع ‏ساخت بحران می‌آفرینند و تولید هزینه‌های انبوه می‌کنند تا همان مشکل را مرتفع سازند؟ و بیانیه ‏عفو بین‌الملل و اتحادیه‌های صنفی در جهان و احزاب سوسیالیستی، سیاسی و سازمان‌های حقوق ‏بشری را علیه خویش برانگیزانند سپس به رفع مساله اهتمام کنند و یا خطای بزرگتری مرتکب شده ‏و باز هم اهتمام لازم را بدان نورزند. این چه رازی است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات