اظهارات دو روز قبل محمد هادی نژاد حسینیان دیپلمات برجسته و مدیر سرشناس ایرانی همانقدر تکان دهنده است که عدم پاسخگویی مسئولان دولتی به ادعاهای او. نژاد حسینیان در نظام جمهوری اسلامی ایران، هم مسئولیت وزارت را به عهده داشته است و هم در پیچیده ترین شرایط جهانی، بر کرسی نمایندگی ایران در سازمان ملل تکیه زده است و هم سالهای متمادی، یکی از حساس ترین مناصب وزارت نفت به عهده او بوده است. پس نمی توان از کنار سخنان او با بی تفاوتی عبور کرد . بر اساس آنچه این دیپلمات کم حرف ایرانی مطرح کرده است، در یک پروژه خارجی مربوط به صادرات گاز، زیان چند صد میلیارد دلاری نصیب کشورمان می شود. البته در حاشیه این ادعا، یک نکته مهم دیگر نیز وجود دارد که در دو سال اخیر، بارها مطرح شده، اما هیچیک از مقامهای دولتی به آن پاسخ نداده اند. این نکته ، مرتبط با صادرات گاز – بدون توجه به نحوه قیمت گذاری آن – می باشد. در دو سال اخیر، مرکز پژوهشهای مجلس، از عدم وجود گاز مازاد برای صادرات – حداقل تا ده سال آینده – خبر داده و تعدادی از اعضای اصولگرای کمیسیون انرژی مجلس هم، ضمن تایید دیدگاه مرکز پژوهشها، بخشی از زیان های ناشی از صادرات گاز در شرایط فعلی را گوشزد کرده اند. به عبارت دیگر، اگر ادعاهای نژاد حسینیان صحیح باشد، علاوه بر صدها میلیارد دلار خسارت ناشی از ارزان فروشی گاز، مردم ایران باید خسارت تخریب چاههای نفت – به خاطر تاخیر در تزریق گاز– را نیز تحمل نمایند.
اگر هم آنچه نژاد حسینیان گفته است دقیق نباشد، اصرار دولتی ها برای انعقاد قراردادهای طولانی مدت گاز در بهترین شرایط موجب محرومیت عده ای از هموطنان از دسترسی به گاز و زیان دهها میلیارد دلاری ناشی از کاهش راندمان چاههای نفت خواهد شد.
ادعای یک مدیر خوشنام و موفق نظام جمهوری اسلامی در خصوص دلایل دولت نهم برای انعقاد قرارداد خط لوله صلح و تخفیف بی سابقه در انعقاد قرارداد در شرایطی مطرح می شود که برخی نهادهای نظارتی حامی دولت نهم، به دلیل شائبه تخفیف در قرار داد و عدم رعایت صرفه درازمدت کشورمان خواستار توقف اجرای قرار داد کرسنت–صادرات گاز به امارات– شده اند. در حالی که ارقام مطرح شده در خصوص قرارداد کرسنت به مراتب کمتر از ادعایی است که در مورد نحوه قیمت گذاری گاز در قراردادخط لوله صلح مطرح می شود. ضمن آنکه چنانچه قرار باشد برخی مصالح سیاسی و منطقه ای، در قیمت گذاری محصولات صادراتی ایران اثرگذار باشد قاعدتا در مورد کشوری که در همسایگی ایران قراردارد و متاسفانه هم اکنون به یکی از مهمترین طرفهای تجاری ایران تبدیل شده استاین مصالح در مرتبه بالاتری وجود دارد.
در این میان، نمایندگان مجلس و نهادهای نظارتی وظیفه سنگینی به عهده دارند. آنها بایستی برای رفع نگرانی مردم به بررسی سریع ادعاهای نژادحسینیان بپردازند و هر چه سریعتر – قبل از انعقاد قرارداد–موجبات آسودگی خیال مردم را فراهم نمایند. این آسودگی خیال، می تواند با جلوگیری قانونی از انعقاد قرارداد و یا اعلام بیهوده بودن ادعای نژادحسینیان و هشدار تعدادی از نمایندگان، مرکز پژوهشهای مجلس و عده ای از کارشناسان باشد که در دو سال اخیردر خصوص قراردادهای صادرات گاز به صورت عام و قرارداد خط لوله صلح به صورت خاص، اعلام نگرانی کرده اند.
البته برخی قراین و شواهد نشان می دهد که در انعقاد بسیاری از قراردادها، یک عامل سیاسی بر شئون اقتصادی و کارشناسی سایه افکنده است. این عامل، موافقت یا مخالفت امریکا با انعقاد بعضی قراردادهاست. بر همین اساس، برخی رسانه های پر مخاطب کشور و بعضی از سیاستمداران و مدیران، به دنبال بزرگ نمایی مخالف خوانی – و نه مخالفت اصولی– امریکا با بعضی قراردادهای بزرگ اقتصادی ایران هستند و به نظر می رسد همین ابراز مخالفت، دلیل موجهی برای برخی مدیران است تا آن را نشانه صحت و حقانیت قراردادهای خود بدانند. مثلاکافی است یک روزنامه امریکایی، مقاله ای در خصوص مخالفت امریکا با روابط تجاری ایران با نیکاراگوئه و ونزوئلابنویسد. بلافاصله، این مقاله در داخل کشور بزرگ نمایی می شود. پس از مدتی نیز این خبر به گوش مردم می رسد که در قبال واردات کالای استراتژیک قهوه! پروژه 200 میلیون دلاری ایران در نیکاراگوئه اجرا می شود و البته مسئولان دولتی هم در این مورد، نه توضیحی ارائه می کنند و نه اصل خبر را تکذیب می نمایند. در این طرف این دنیا، کافی است که رجب طیب اردوغان بگوید: <به امریکا اجازه نمی دهیم در روابط اقتصادی میان ایران و ترکیه دخالت کند.> پس از این اظهارات، مردم ایران باید منتظر این خبر باشند که<یک فاز پارس جنوبی به ارزش چند میلیارد دلاربدون رعایت تشریفات مناقصه به ترکیه واگذار شد.> خبرهای نیم بند مربوط به مخالفت برخی احزاب در درون دولت هند با نحوه تنظیم روابط دولت آن کشور با ایران و امریکا نیز کافی است که بعضی مقامات ایران، رفتار ناپسند هند در برابر موضوع هسته ای ایران را نادیده بگیرند و اگر ادعای نژاد حسینیان درست باشد، حتی به هند جایزه بدهند! این در حالی است که نه تنها هیچیک از دولت های نیکاراگوئه، ترکیههند و... را نمی توان متحد استراتژیک ایران دانستبلکه نشانه هایی وجود دارد که ثابت می کند در بعضی مواضع و مواقع، آنها خود را برای اعلام اتحاد تاکتیکی با ایران نیز ملزم نمی دانند.