دولت المالکی به آرامی و با دادن هزینههای زیاد، در حال چیره شدن بر شرایط پیچیده و شرایط فعلی و بدست آوردن "فرمول اداره عراق بعد از صدام" است، با فرض فوق، شیعیان دیگر از صحنه قابل حذف نیستند، بلکه میتوانند تبدیل به "طبقه حاکم جدید" عراق شوند، چون هم اکثریت شیعی عراق را نمایندگی میکنند و هم توان تعامل با سایر گروهها و بازیگران سیاسی عراق را پیدا کردهاند. تحولات هفتههای اخیر در عراق، نشان میدهد که نوع و جنس بازیگری "شیعیان" در پهنه سیاست عراق دچار تغییرات محسوس و معناداری شده است چراکه استقرار اولین دولت دائمی منتخب مردم عراق پس از سقوط صدام در طول حیات سیاسی خویش تحت فشارهای سنگین داخلی و خارجی بوده که تاکنون نیز این تنگناها ادامه دارد. اولین مورد مرتبط با موضوع بالا که میتوان بدان اشاره کرد، مذاکرات ایران و آمریکا در موضوع عراق بود که با خواست و اصرار دولت آن کشور انجام شد، این مذاکرات بیش از آنکه به سود طرفین اصلی آن تمام شود، به نفع دولت عراق تمام شد، چون باعث ایجاد و اثبات نوعی تحرک دیپلماتیک و مشروعیت بینالمللی برای دولت نوری المالکی گردید. به گزارش مهر، به بیان دیگر مذاکرات بغداد و رویدادهای بعدی آن، هرچند که برخی کشورهای عربی سنی منطقه را شدیدا خشمگین کرد، اما دولت عراق با این تحرک و ابتکار دیپلماتیک بزرگ، خود را از موضع اتهام یک "دولت دستنشانده، مرعوب و منفعل و ضعیف" و به اصطلاح "آمریکایی" یا وابسته به ایران، خارج کرد و با کنار هم قراردادن دو دشمن قدیمی بهخاطر منافع عراق، عملا درایت ملی و سطح سیاستورزی خود را به جهان اثبات نمود.
دولت المالکی در صحنه پیچیده عراق، با کمترین امکانات و سختترین شرایط، هم با سرطان تروریسم سلفی - وهابی میجنگد، هم به دنبال ساماندهی روابط خود با همسایگان است و از سوی دیگر در حال تعامل با نیروهای آمریکایی - انگلیسی، پیش بردن این سه نقش متفاوت، در صحنه آشفته عراق، واقعا یک هنر واقعی و بزرگ محسوب میشود. البته وظیفه مهار افراطیهای دوسوی میدان و انهدام عقبه تروریسم و خشونت در عراق، که بالطایفالحیل و سیاست ظریفی مثل رایزنی و جذب عشایر مسلح انجام میشود را هم باید به کارنامه نوری المالکی اضافه کرد.
دلیل نارضایتی و موضع دوگانه آمریکاییها و تحرک چهرههایی چون "ایاد علاوی" علیه دولت مالکی را نیز باید در همین عامل جستجو کرد که دولت فعلی به آرامی و با دادن هزینههای زیاد، در حال چیره شدن بر شرایط پچیده و سخت فعلی و بدست آوردن "فرمول اداره عراق بعد از صدام" است، که این پیروزی سیاسی گرانبها و ارتقای نقش سیاسی شیعیان، برای آمریکاییها قابل تحمل نیست.
در واقع میتوان گفت که نوری المالکی و طیفی از دولتمردان شیعی عراق با تجربه کردن شرایط سخت فعلی در حال تبدیل شدن به "فولاد آبدیده" در پهنه سیاسی عراق هستند و اگر این فولاد آبدیده شکل گرفته و تثبیت شود، یک اتفاق بسیار مهم قابل پیشبینی است. این اتفاق مهم این خواهد بود که نهتنها این طیف شیعیان از صحنه قابل حذف نیستند، بلکه میتوانند تبدیل به "طبقه حاکم جدید" عراق شوند، چون هم اکثریت شیعی عراق را نمایندگی میکنند و هم توان تعامل با سایر گروهها و بازیگران سیاسی عراق را پیدا کردهاند، درصورتیکه دیگر بازیگران صحنه عراق به دلیل آنکه در اقلیت هستند، از ایفای چنین نقشی عاجز هستند. اهم اقدامات و سیاستهای نوری المالکی و متحدان سیاسیاش را میتوان چنین فهرست کرد:
1- ایجاد ائتلاف جدید با کردهای شمال و اکراد شیعه و جلب حمایت جلال طالبانی، رئیسجمهور از دولت، بلافاصله بعد از استعفای گروهی هواداران مقتدی صدر و اهل سنت از دولت.
2- لغو قانون "بعثی ستیزی" و اخذ مجوز استخدام بعثیهای سابق در ساختار امنیت و پلیس عراق که یک حرکت هوشمندانه و واقعبینانه در جهت ایجاد امنیت و انهدام عقبه تروریستها بود.
3- داشتن ابتکار عمل سیاسی برای به میدان آوردن فرمولی جدید از ائتلاف و فعال نمودن جبهه جدید سیاسی بهعنوان واکنش فوری به خروج برخی گروهها از دولت.
4- مهار و جلب اعتماد برخی طیفهای تندرو مانند جیشالمهدی که بعد از درگیریهای اخیر کربلا توقف فعالیتهای نظامی خود را اعلام نمود.
5- مقاومت در برابر تصویب قانون موسوم به نفت با توجه به حساسیتهای طیفهای مقابل در عراق.
6- سفرهای دیپلماتیک فشرده به کشورهای منطقه و از جمله جمهوری اسلامی ایران.