تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۲  ، 
کد خبر : ۵۱۲۷۲

پشت پرده طرح تجزیه عراق


مترجم: عباس سیدمیرجمکرانی

سنای آمریکا اخیرا طرح تقسیم عراق به مناطق شیعه،‌ سنی و کردنشین را تصویب کرد. این مصوبه از جمله توافقات نادر حزب جمهوریخواه با حزب دموکرات در تاریخ کنگره آمریکاست. چرا که 75 سناتور اعم از جمهوریخواه و دموکرات به آن رأی مثبت و 23 نفر دیگر رأی منفی دادند. به هر حال طرح تقسیم عراق با واکنش‌های مختلفی روبه‌رو شده‌ است.

اولین واکنش آن بود که گروهی از سیاستمداران اهمیت چندانی برای این مصوبه قائل نشدند. آنان می‌گویند: این مصوبه برای دولت واشنگتن الزام‌آور نیست. مضافاً به اینکه دولت‌ آمریکا با آن مخالف است. همچنین این مصوبه از سوی «نوری مالکی» نخست‌وزیر و آیت‌الله سیستانی مرجع ‌تقلید شیعیان عراق رده شده‌ است.

دومین واکنشی که در این زمینه به چشم می‌خورد، مربوط به کسانی است که می‌گویند: دولت آمریکا آشکارا مخالفت خود را با تقسیم عراق اعلام کرده ‌است. اما هنگام بحث مذاکره درباره طرح تقسیم عراق در کنگره رایزنی‌های لازم را انجام نداده‌ است تا این طرح به تصویب نرسد. این بدان معناست که تصویب طرح تقسیم عراق ممکن است به طور غیرمستقیم به نفع دولت واشنگتن باشد. چرا که تصویب آن می‌تواند پیام غیرمستقیمی برای دولت بغداد به همراه داشته ‌باشد تا مجبور شود، تلاش بیشتری برای مهار خشنونت‌ها و پایان دادن به عملیات مسلحانه علیه نیروهای آمریکایی انجام دهد. البته همین مسئله درباره کشورهای همجوار عراق نیز صدق می‌کند. در حقیقت آمریکا می‌خواهد با تصویب طرح «تقسیم عراق» کشورهای همجوار آن را وادار کند تا در آرام ساختن اوضاع کنونی عراق نقش بیشتری به عهده بگیرند. زیرا تقسیم عراق می‌تواند جنگ‌های خونینی در این کشور به وجود آورد و دامنه آن نیز به کشورهای همجوار سرایت کند.

 سومین واکنش نسبت به تصویب طرح تقسیم عراق آن است که می‌گویند: تصویب این طرح همچون بالون هواشناسی است تا موضع دوستان و دشمنان واشنگتن در خاورمیانه نسبت به تجزیه این منطقه شناخته شود.

اما دیدگاه کامل‌تر و فراگیر نسبت به مصوبه اخیر سنای آمریکا آن است که این طرح در چارچوب صحیحی قرار داشته باشد. لذا مناسب است که در اینجا یادآور شویم که طرح تقسیم عراق برای نخستین بار توسط سناتور «جوزف بایدن» عضو برجسته کنگره آمریکا در سال 1999 ارائه شد. وی در این سال از طرف حزب دموکرات برای شرکت در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا معرفی شده‌ بود. البته «لیزاژیلب» رئیس کمیسیون روابط خارجی سنا «بایدن» را در تدوین این طرح یاری کرد. از این زمان به بعد اندیشه تقسیم عراق در ذهن آمریکایی‌ها به وجود آمد. در هفته‌های اولیه حمله آمریکا به عراق (2003) مسئله تقسیم عراق مطرح شد. در این سال «ژیلپ» کتابی را نوشت که در آن تنها راه پایان دادن به مشکل عراق، تقسیم این کشور به سه منطقه شیعه، سنی و کردنشین عنوان شد. در آن زمان با این مسئله مخالفت شد و موضع رسمی دولت واشنگتن آن بود که وحدت ارضی عراق حفظ شود و یک دولت مرکزی بر این کشور حاکمیت داشته باشد.

در این زمان صداهای دیگری در آمریکا به گوش می‌رسید. عده‌ای از محافظه‌کاران جدید خواستار تقسیم عراق بودند. آنان معتقد بودند نظام دولت مرکزی عراق ساختاری است که انگلیسی‌ها پس از جنگ‌ جهانی اول در این کشور به وجود آورده‌اند تا در خدمت منافع لندن باشد. مدت‌هاست که انگلیس در خاورمیانه نقش چندانی ندارد و الان این منطقه تحت‌ سیطره آمریکاست. لذا واشنگتن باید در اوضاع کنونی منطقه دگرگونی به وجود آورد. به گونه‌ای که ساختار انگلیسی آن به ساختار آمریکایی نماید تا در راستای منافع امپراتوری جدید قرار بگیرد. در همین هنگام به ویژه در سال‌های 2003 و 2004 روزنامه آمریکایی «وال استریت ژورنال» به رسانه به رسانه محافظه‌کاران جدید تبدیل شد. آنان از طریق همین رسانه خواستار تقسیم عراق شدند.

این درخواست‌ها بیم‌هایی را در خاورمیانه به ویژه در برخی کشورهای همپیمان آمریکا در این منطقه به وجود آورد. به عنوان مثال می‌توان به ترکیه اشاره کرد. به اعتقاد آنکارا تقسیم عراق موجب می‌شود که کردهای مخالف ترکیه تشویق شوند از این کشور جدا گردند و به دولت مستقل کردستان بپیوندند که در شمال عراق به این نکته اشاره کرد که مصر و عربستان بارها با هرگونه تقسیم عراق مخالفت کرده‌اند در زمانی که کمیته تحقیقاتی «بیکر و همیلتون» گزارش خود را به دولت آمریکا در دسامبر گذشته ارائه داد. 79 توصیه اصولی داشت که محوری‌ترین آنها نپذیرفتن تقسیم عراق بود در این گزارش هشدار داده شده هرگونه تقسیم ممکن است به مهاجرت گروهی از مردم عراق و فروپاشی نیروهای امنیتی این کشور منجر شود و گروه‌های شبه‌نظامی عراق به عملیات پاکسازی قومی دست بزنند.

در این هنگام کمیته‌ای از 5 سناتور جمهوریخواه و 5 سناتور دموکرات تشکیل شد تا نمایانگر توافق دو حزب سیاسی مطرح آمریکا در قبال عراق باشد. اما دولت واشنگتن هیچ‌گاه تمایلی به اجرای توصیه‌های کمیته تحقیقاتی بیکر ـ همیلتون نداشت، با وجود این،‌همواره بر مخالفت با طرح تقسیم عراق تأکید می‌کرد. ولی در همین زمان اصرار داشت که قانون اساسی عراق در زمینه برپایی نظام فدرالی در این کشور اجرا شد. در اینجا می‌توان گفت. نظام فدرالی که دولت واشنگتن مهم‌ترین حامی آن بود و در سال 2005 به تصویب نمایندگان پارلمان عراق رسید. این نظام نتوانست مشکلات به وجود آمده را از پیش‌پای ملت عراق بردارد بلکه مشکلات دیگری در برابر آنان قرار داد.

به هر حال هنگامی که طرح تقسیم عراق مطرح شد تمام عراقی‌ها به طور قوی در برابر این طرح ایستادند. البته منطقه کردستان عراق از طرح تقسیم این کشور مشکلی را احساس نمی‌کرد چرا که کردستان عراق عملا ارسال 1991(جنگ‌نفت) مستقل بوده‌است. اکنون این منطقه دارای حکومتی خودمختار پارلمان و ادارات دولتی مستقل است. نیروهای امنیتی آن نیز مستقل هستند حتی حضور سمبلیک نیروهای پلیس و ارتش عراق در این منطقه را نمی‌پذیرند البته برعکس این ماجرا وجود دارد مثل زمانی که شبه ‌نظامیان کرد عراقی برای مشارکت در تأمین امنیت بغداد به این شهر رفتند. با وجود این باید گفت در منطقه کردستان عراق زبان رسمی کردی است و از تکلم به زبان عربی یا آموزش آن جلوگیری می‌شود و این مسئله‌ای است که همواره در جریان دیدار هیئت‌های عراقی از کشورهای عربی تلاش می‌شود درباره آن صحبت نشود.

اکنون حکومت خودمختار کردستان عراق،‌ بدون موافقت دولت بغداد یا پارلمان عراق با شرکت‌های بیگانه قراردادهای نفتی منعقد می‌کند. مضافاً به این که در منطقه کردستان عراق فرودگاه‌های ویژه‌ای وجود دارند که هیئت‌های خارجی بدون اطلاع دولت بغداد وارد آنجا می‌شوند مهم‌تر از همه این که آمریکا پایگاه‌های نظامی ویژه‌ای در این منطقه و این مسئله نشان می‌دهد که نظامیان آمریکایی می‌خواهند در کردستان عراق حضور دائمی داشته‌ باشند. البته این موضوع هیچ ارتباطی به سایر تحولات عراق در حال و آینده ندارد. به هر حال یک سوم عراق هم‌اکنون از این کشور جدا شده و مستقلا اداره می‌شود. فقط مانده که مجامع بین‌المللی آن را به رسمیت بشناسند و سازمان ملل کردستان عراق را یکی از اعضای خود به شمار آورد.

آمریکا درباره سایر مناطق عراق ابتکاری به خرج داد که انگلیس و هیچ استعمارگر دیگری به ذهنش نرسیده ‌است. در کنار 160 هزار نظامی اشغالگر آمریکایی در عراق 120 هزار مزدور وجود دارد که تحت ‌پوشش یکصد شرکت طرف قرارداد وزارت دفاع آمریکا هستند. این شرکت‌ها را پنتاگون انتخاب کرده و از آنها حمایت می‌کند. ماموریت این مزدوران بسیار محرمانه است و حتی کنگره آمریکا از آن اطلاعی ندارد. آنان به طور کامل مسلح هستند و در برخی اوقات از هلی‌کوپتر استفاده می‌کنند و از سیستم پیشرفته ویژه ارتباطی برخوردارند. مثل مزدورانی که برای شرکت امنیتی «بلک واتر» کار می‌کنند. این مزدوران در انجام مأموریت‌شان به هیچ‌ قانونی پایبند نیستند و از آنجایی که این شرکت‌ها در آمار و ارقام رسمی بودجه وجود ندارند از نگاه دولت واشنگتن وجود خارجی ندارند. لذا در قبال قربانی‌های خود پاسخگو نیستند در حقیقت هدف پنتاگون از ایجاد این شرکت‌های امنیتی انجام ماموریت‌هایی است که وزارت دفاع آمریکا نمی‌تواند مسئولیت آنها را بپذیرد و در قبال پیامدهای آنها علناً جوابگو باشد. در اینجا ذکر این نکته خالی از لطف نیست «پل برمر» حاکم غیرنظامی آمریکا در عراق هنگامی که می‌خواست این کشور را در سال 2004 ترک کند، دستور ویژه‌ای (شماره 14) صادر کرد که براساس آن تمام شرکت‌های «امنیتی ویژه» و مزدوران آنها از مصونیت برخوردار هستند.

به هر حال به دنبال یکی از جرائمی که شرکت امنیتی «بلک واتر» در عراق مرتکب شد، نوری مالکی نخست‌وزیر این کشور تهدید کرد اجازه فعالیت این شرکت را در عراق لغو خواهد کرد در جواب این تهدید نمی‌تواند مجوز شرکت بلک واتر را لغو کند چرا که این شرکت از هیچ یک از مقامات عراقی اجاز نگرفته است بلکه دستورات خود را از وزارت دفاع آمریکا می‌گیرد و این وزارتخانه نیز همواره از جرائم شرکت بلک واتر چشم‌پوشی می‌کند.

یکی از ماموریت‌های مستند این شرکت ایجاد جو ترس و وحشت در میان عراقی‌هاست تا شیعیان این کشور مجبور شوند به تدریج از مناطق سنی‌نشین و سنی‌های عراق نیز از مناطق شیعه‌نشین این کشور مهاجرت کنند این مسئله دقیقا در راستای سیاست تقسیم عراق قرار دارد البته این ماموریت تاکنون کامل نشده ‌است، چرا که طوایف مختلف عراقی در طول تاریخ این کشور با یکدیگر در آمیخته‌اند. به طوری که هم‌اکنون در بغداد 5 میلیون عراقی از طوایف مختلف کنار یکدیگر زندگی می‌کنند.

با وجود این اقدامات خشونت‌آمیز برخی گروه‌های مسلح ناشناس سبب شده‌ است تا نیروهای آمریکایی‌ به بهانه حمایت از غیرنظامیان عراقی اطراف برخی محله‌ها را دیوار بکشند. اما ساکنان این محله‌ها معتقدند هدف آمریکا از این کار جداسازی این محله‌ها از سایر نقاط شهر است.

 البته برخی افرادی که از طرح تقسیم عراق حمایت می‌کنند معتقدند این طرح همان دستاوردی به همراه دارد که توافقنامه‌های صلح دیتون به همراه داشته‌ است آمریکا برای پایان دادن به جنگ بوسنی هرزه‌گوین در سال 1995 طرح صلحی را ارائه داد که براساس آن بوسنی ـ هرزه‌گوین به سه منطقه صرب، کروات و مسلمان‌نشین تقسیم شد. توافقنامه‌های صلح دیتون اوج دخالت آمریکا در بالکان برای فروپاشی دولت یوگسلاوی به شمار می‌رود. در آن زمان آمریکا می‌خواست از پایان یافتن جنگ سرد بهره‌برداری کند.

مضافا به اینکه روسیه جدید پا به عرصه جهان گذاشته‌ بود که با اتحاد جماهیر شوروی فرق داشت. به همین خاطر نیروهای پیمان آتلانتیک‌ شمالی (ناتو) توانست به طور بی‌سابقه‌ای وارد یوگسلاوی سابق شود و در سراسر این کشور مستقر گردد.

در مجموع باید گفت سیاست آمریکا در عراق نمی‌تواند اهداف واشنگتن را در این کشور پنهان سازد. آمریکا می‌خواهد حضور نظامی دائمی در عراق داشته ‌باشد و برای رسیدن به این هدف قراردادهای نظامی بلند مدتی با دولت بغداد منعقد خواهد کرد. زیرا یکی از ماموریت‌های حضور نظامی آمریکا در عراق فشار بر بعضی کشورهای همجوار عراق و تسلط بر منابع نفتی خاورمیانه است اما این سؤال وجود دارد آیا عراق تقسیم شده امنیت بیشتری برای نظامیان آمریکایی به ارمغان خواهد آورد؟ آیا این چنین کشوری می‌تواند سیاست‌های امپراتور جدید (آمریکا) را بیشتر تامین کند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات