تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۹  ، 
کد خبر : ۵۱۲۷۴
حمله به ایران ماجرایی که از رونق افتاد

آرزوهای محال آمریکا

مقدمه: آمریکا و اسرائیل اطمینان یافته‌اند که ایران در برنامه هسته‌ای خود تسلیم آن‌ها نخواهد شد. بدین ترتیب بهانه آغاز سومین جنگ برای سلطه بر منطقه فراهم شده است. براساس نقشه جغرافیا، ایران باید از شرق و غرب با نیروهای زمینی و از جنوب با استفاده از نیروی دریایی به محاصره آمریکا درآید. این امر به معنای سلطه آمریکا بر ایران بدون استفاده از حمله نظامی است. رهبران کاخ سفید تمایلی به سلطه بر ایران بدین شکل ندارند و از وضعیت کنونی نیز خشنود نیستند.

سران کاخ سفید خواستار تسلیم شدن ایران به فشارهای سیاسی و توقف برنامه هسته‌ای آن کشور بودند. واضح است که در سایه باورهای دینی حکومت ایران، امیدی به تسلیم شدن آن کشور در برابر فشارهای موجود نیست. آمریکایی‌ها از مدت‌ها پیش قانع شده‌اند که تنها با استفاده از گزینه نظامی قادرند ایران را به زانو درآورند. نخستین جنگ ایالات متحده علیه ایران توسط «صدام حسین» انجام شد. ولی این اقدام نیز منجر به تسلیم ایران نشد. این کشور اکنون نیز از تسلیم شدن به قطعنامه‌های بین‌المللی که توسط آمریکا نوشته و از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر می‌شود خودداری می‌کند. آمریکا چاره‌ای جز آغاز جنگ علیه ایران ندارد حتی گفته می‌شود که تصمیم حمله به ایران سال گذشته گرفته شده و دستورالعمل آن در اکتبر سال 2007 برای اجرا در اختیار ارتش آمریکا قرار داده شده است.

مدت زیادی از فاصله این تصمیم و زمان اجرای آن می‌گذرد. تصمیم حمله به ایران در فازی جدا از فاز اجرا گرفته شد و استفاده از گزینه نظامی علیه ایران همچنان روی میز «جرج بوش» قرار دارد. این گزینه تنها در انتظار فرصت مناسب است. پرونده هسته‌ای ایران نیز تنها یک بهانه و هدفی جز نابودی نظام حاکم بر ایران ندارد.

سناتورهای جنگ علیه ایران

بهترین استراتژی در هر جنگی، حمله زمینی و نفوذ به خاک دشمن است. به نحوی که اشغال خاک منجر به تغییر نظام سیاسی شود. استراتژی آمریکا در تغییر نظام سیاسی در عراق نیز با به کارگیری همین شیوه بود. ایالات متحده البته نتوانست نقشه خود در عراق را به طور کامل اجرا کند و نتیجه این اقدام پاره پاره شدن عراق به ایالات‌های قومی- مذهبی شد. به کارگیری این استراتژی علیه ایران نیز کاربرد ندارد. ایالات متحده تنها 400 هزار سرباز ذخیره دارد. در حالی که برای اشغال کشوری به وسعت ایران نیاز به 5/1 میلیون سرباز دارد. بحرن کنونی داخلی در ایالات متحده، اوضاع بین‌المللی و درگیر بودن ارتش آمریکا در عراق و افغانستان نیز تامین این تعداد سرباز را دشوار ساخته است. آمریکا همچنین تاکنون حمایت بین‌المللی لازم برای حمله به ایران را بدست نیاورده است و هم پیمانان منطقه‌ای آن نیز از شروع و ابعاد چنین جنگی واهمه دارند.

تصمیم اخیر ایالات متحده در باز گرداندن 30 هزار نیروی خود از عراق نیز ضعف آن کشور در ورود به جنگ زمینی علیه ایران را اثبات می‌کند.

جنگ فرسایشی

جنگ فرسایشی علیه ایران با بمباران تخریبی از همه پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه صورت می‌گیرد. استراتژی ایالات متحده در این شیوه، کنترل جنگ از راه دور است که اقدامی آسان برای آمریکا است. ناوگان‌های جنگی آمریکا در این شیوه، به سرعت قادر به رساندن خود به هر نطقه‌ای هستند. مساحت یک میلیون و 650 هزار کیلومتر مربعی ایران نیز منجر خواهد شد که حتی در صورت بمباران انبوه ایالات متحده، نیاز به دو ماه زمان برای تخریب مراکز خطرناک ایران باشد. این امر البته منوط به خودداری ایران از پاسخگویی متقابل به حملات هوایی ایالات متحده و تمرکز بر حفظ امنیت داخلی و مرزهای آن کشور است.

محال است که ایران برای کشیده نشدن جنگ به نقطه غیرقابل کنترل ضربات ایالات متحده را تحمل کند، بنابراین ایران نیز در سه نقطه دردناک در اسرائیل، عراق و افغانستان پاسخ مطلوبی به ایالات متحده خواهد داد. این کشور مناطق مهم برای هم‌پیمانان آمریکا و حتی جهان، یعنی چاه‌های نفت را نیز هدف قرار داده و قادر به مسدود ساختن گذرگاه‌ها و تنگه‌ها نیز خواهد بود که در این حالت قیمت هر بشکه نفت به 500 دلار خواهد رسید. باید دانست که حمله ایالات متحده به ایران نه تنها منجر به براندازی نظام سیاسی- ایدئولوژیک آن کشور نخواهد شد بلکه فشارهای خارجی موجب اتحاد بیشتر مردم ایران و حمایت از حکومت کنونی می‌شود.

برخی بر این اعتقادند که حمله ایالات متحده به ایران موجب جدایی ایران از همه قید و بندهای بین‌المللی و بی‌توجهی به قطعنامه‌ها و مصوبات بین‌المللی پس از خاتمه یافتن جنگ احتمالی خواهد شد. به نظر این گروه حتی در صورت ویران شد ایران، برای ایالات متحده نتیجه‌ای جز مانند ناکامی اسرائیل در جنگ ژوئیه 2006 علیه لبنان به رغم همه ویرانی‌ها متصور نخواهد بود.

پیش نیازهای حمله به ایران

ایالات متحده پیش از هر اقدام نظامی علیه ایران، باید در مواردی چون تضمین امنیت اسرائیل در زمان حمله به ایران با توجه به نتایج نامطلوب مانور گسترده دفاع شهری در سرزمین‌های اشغالی، محاصره نشدن نیروهای خود در عراق و افغانستان، قطع نشدن شریان ارسال نفت به اروپا و چین تضمین تغییر رفتار ایران پس از حمله به آن کشور اطمینان باید تخریب تاسیسات هسته‌ای ایران بهانه خوبی برای آغاز جنگ علیه آن کشور نیست. بر اساس گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا ایران توانایی ساخت سلاح هسته‌ای در شرایط کنونی را ندارد. ایالات متحده نیز به خوبی می‌داند که ایران تلاشی برای ساختن بمب هسته‌ای ندارد، بنابراین حمله به ایران بمنظور مقابله با تلاش‌های هسته‌ای آن کشور از سوی ایالات متحده بهانه‌ای بیش نیست. همچنانکه موضوع مقابله با سلاح‌های کشتار جمعی عراق از سوی آمریکا نیز تنها یک بهانه بود. زمینه انجام حمله کلاسیک آمریکا به ایران وجود ندارد. حتی استفاده از شیوه کنترل جنگ از راه دور نیز احتمال رسیدن به نتایج مطلوب را ضعیف می‌کند. بدین ترتیب ایالات متحده تنها با استفاده از حمله هسته‌ای به ایران قادر به مقابله با آن کشور خواهد بود. حال این سوال مطرح است که آیا ایران حاضر به زیر پا گذاشتن معاهدات بین‌المللی و نابودی جمعیت 70 میلیونی خود خواهد شد؟

تردیدی وجود ندارد که ایران بسیار قویتر از عراق و افغانستان است و وضعیت نیروهای آمریکایی در این دو کشور بهترین شاهد این مدعا است. در نتیجه سناریوی حمله به ایران از دولت «جرج بوش» به دولت آینده ایالات متحده منتقل خواهد شد و حادثه غیرمنتظره اکتبر که رسانه‌های اسرائیلی وعده وقوع آن را می‌دهند اجرا نخواهد شد، مگر آنکه ایالات متحده به جنون کشیده شده باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات