احسان مهرابی
این روزها نبض سیاست و مدیریت ایران گویا به دست مدیران دهه 60 کردستان افتاده و قرار است سهمیه مدیران کردستان از دولت نهم بیشتر شود. مدیران کردستان دهه 60 البته هیچ کدام خود کرد نیستند اما این روزها قرار است مدیری ترک زبان که موطنش کردستان بوده به کابینه دولت نهم راه پیدا کند. روزگاری که مسعود زریبافان، مجتبی ثمره هاشمی و اسفندیار رحیم مشایی افراد ذینفوذ دولت نهم هر کدام در کردستان سمتی داشتند، بر تخت فرمانداری سنندج مینشستند.
در سالیاتی که حلقه مدیران کردستانی به این استان میرفتند حلقه دیگری از روحانیون جوان سمتهای قضایی بر میگزیدند. در این حلقه جوانی 20 ساله حکم دادستانی گرفت و پلههای ترقی را طی کرد. حلقه طلبههای قضایی 30 سال بعد اما با حلقه مدیران کردستانی تلاقی کرد و تعدادی از آنان به کابینه مدیران کردستان رفتند.
این تلاقی اما گویا تاکنون به کام طلبههای قضایی خوش نیامده و مصطفی پورمحمدی به عنوان اولین نفر از این مجموعه از کابینه دولت نهم خارج میشود. جانشین پورمحمدی اما از مدیران کردستانی است. این که رحیمی جانشین مناسبی برای پورمحمدی است یا نه با تعمیم این نکته که معمولا در تغییرات دولت نهم افراد جدید نقطه قوتی بر تغییریافتگان نداشتهاند را میتوان از هماکنون حدس زد اما شاید بررسی تفاوتها و شباهتهای این دو بتواند این فرض را با استناد ثابت کند.
از سریشآباد تا رفسنجان
یک گرمساری تصمیم گرفته است یک سریشآبادی کردستان را جانشین یک رفسنجانی متولد قم کند. رحیمی البته پنج سالی از پورمحمدی مسنتر است او در سال 1333 به دنیا آمده و پورمحمدی در سال 1338، پورمحمدی و رحیمی البته در خانوادههایی متفاوت رشد یافتهاند. پدر پورمحمدی به کار دوختن لباس روحانیت اشتغال داشته و پدر رحیمی از بازاریان قروه بوده است. با این وجود بازار همیشه مایه شهرت نیست و به این سان خانواده پورمحمدی را میتوان متنفذتر و شناختهتر از خانواده رحیمی دانست چرا که هر چند مصطفی متنفذترین فرد خانواده پورمحمدیها است اما پسرعموهای پورمحمدی نیز سمتهای حساسی در حاکمیت دارند؛ از ریاست بر شبکههای صدا و سیما تا معاونت وزارتخانهها. در این میان نخستین تفاوت آشکار میشود؛ اقوام رحیمی چندان حضور موثری در صحنه سیاست کردستان ندارند. اما پورمحمدیها را حمایتی جداگانه است. در مسجد امام رفسنجان، شیخ عباس پورمحمدی پیش نماز است آن هم در حالی که این مسجد را به عنوان پایگاه اصولگرایان رفسنجانی میشناسند و رقابت خانواده پورمحمدیها با خانواده هاشمیانهای رفسنجانی از همین نقطه آغاز میشود. در حالی که اصغر پورمحمدی پسر عموی پورمحمدی در حمایت از حسینی رقیب شیخ حسین هاشمیان در رفسنجان در انتخابات مجلس هشتم ناکام ماند، اما همچنان برادرش اکبر پورمحمدی شهردار رفسنجان است.
سوابق مدیریتی
رحیمی شاید بتواند مدعی باشد که پورمحمدی وزارت کشوریتر بوده است چه از سوابقی چون بخشداری ده گلان همچنین فرمانداری و استانداری را در کارنامه خود دارد اما در برابر پورمحمدی میتواند به تجربه سمتهای مهم و حساس افتخار کند روزگاری که او دادستانی انقلاب در استانهای خوزستان، هرمزگان و خراسان را تجربه میکرد رحیمی سمت بخشداری ده گلان و فرمانداری را داشت و خود را برای حضور در مجلس دوم آماده میکرد و زمانی که رحیمی سالهای پایانی حضور خود در مجلس دوم را تجربه مینمود و پس از نمایندگی قروه در مجلس تلاش میکرد که نماینده شهر مرکز استان کردستان شود پورمحمدی معاون وزارتخانه کلیدی اطلاعات شده بود. در حالی که معاونت پورمحمدی بر وزارت اطلاعات استمرار داشت و او قائممقام علی فلاحیان نیز شده بود. رحیمی در دوره چهارم نیز نماینده سنندج شد اما در میانه راه نمایندگی خود را نیمهکاره گذاشت و استعفا داد تا به مدد تغییر عبدالله نوری و حضور علی محمد بشارتی در وزارت کشور استاندار کردستان شود.
سال 76 اما سرنوشت یکسانی را برای پورمحمدی و رحیمی رقم زد. رحیمی در مدت کوتاهی پس از استقرار دولت جدید و در حالی که نسبت به نحوه برگزاری انتخاب در استان کردستان حرف و حدیثهایی از سوی دولتمردان خاتمی وجود داشت بر کنار شد و مدتی بعد در دوران ریاست محمد یزدی بر قوه قضاییه مشاور این قوه شد. پورمحمدی اما نه ماهی را در وزارت اطلاعات ماند و بعد از مدتی به گفته خود به فعالیتهای فرهنگی مشغول شد تا اینکه در سال 1381 رئیس گروه سیاسی- اجتماعی دفتر رهبری شد. با این همه رحیمی در بازگشت به قدرت از پورمحمدی پیش گرفته بود، چرا که او به همراه اصولگرایان مجلس هفتم به قدرت بازگشت و پورمحمدی به همراه دولت نهم.
نزدیکی به احمدینژاد
هر چند که پورمحمدی و رحیمی در رای ندادن به احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری مشترکند- اولی حامی لاریجانی و دیگری مدافع هاشمی بود- اما در نزدیکی به احمدینژاد رحیمی قطعا پیشروتر از پورمحمدی است چرا که پورمحمدی تا سال 77 که عضو هیات منصفه دادگاه ویژه روحانیت بود، احمدینژاد را نمیشناخت و در آن زمان هم شکایت احمدینژاد از یک شخص سببساز آشنایی آنها شد. در آن زمان از قضا احمدینژاد از کسی به دادگاه ویژه روحانیت شکایت میبرد و این نخستین دیدار او با احمدینژاد است اما رحیمی در زمان استانداری کردستان، محمود احمدینژاد استاندار اردبیل را بارها دیده است. شاید همین دیدارها به تمجید رحیمی از احمدینژاد کشیده شد. رحیمی در یک سخنرانی گفته بود: در سوریه در شهر تاریخی بصرا که اسم آن را بعضا ممکن است نشنیده باشید، یکی از مسلمانان به من گفت که معتقدم اگر بنا بود بعد از پیامبر، پیامبری بیاید، آن احمدینژاد بود. رحیمی هر چند که در دوران استانداری خود در کردستان مدیریتش چندان شباهتی به مدیریت مطلوب احمدینژاد نداشته است اما در دوران مدیریتش در دیوان محاسبات رفتارهایی شبیه به رفتار او بسیار داشت. تا آنجا که داوود دانشجعفری در مراسم تودیع خود به سخنان رحیمی در یک مصاحبه اشاره کرد و با بیان اینکه وزیر نفت با او صحبت کرده و گفته است این نحوه رفتار شما با قراردادهای بینالمللی حیثیت ما را زیر سوال میبرد و دیگر در بستن قراردادهای جدید به ما اعتماد نمیکنند. اگر اشکالی وجود دارد باید آن را رفع کرد، نه اینکه با مصاحبه مطبوعاتی هو و جنجال راه بیندازیم. رحیمی اما در پاسخی خیلی ساده گفت: «من از شما دستور نمیگیرم. رحیمی البته مانند احمدینژاد روایتهای خود درباره سختگیری در بیتالمال را نیز بیان میکند. او زمانی به بهرامعلی ذیحساب نهاد ریاست جمهوری گفته بود به دلیل این که مسئول دفترش چند برگ کاغذ 4 Aبیتالمال را به دخترش داده بوده او را بر کنار کرده است.
اصولگرایی
جایگاه رحیمی در میان اصولگرایان قطعا قابل مقایسه با پورمحمدی نیست. در حالی که پورمحمدی جایگاه خاص در میان اصولگرایان و مسئولان نظام دارد اما رحیمی به دلیل پراکندگی در مواضع سیاسی خود مورد انتقاد بسیاری از اصولگرایان است. تا آنجا که شایع است به دلیل انتشار عکسی از او که پشت سرش نقشهای نامتعارف از کردستان وجود داشته مورد شماتت قرار گرفته است. رحیمی در زمان حضور خود در مجلس در میان اصولگرایان مجلس جایگاه مناسبی داشته است تا آنجا که موحدی کرمانی در زمان استعفای او از مجلس برای تصدی سمت استانداری کردستان اعلام کرده بود: در فراق ایشان جام زهر مینوشیم.
معاونین
روزگاری اگر وزارت کشور محلی برای تجمع ژنرالهای اصولگرا بود اما این روزها ساختمان فاطمی از آنان خالی شده و مدیران باقیمانده نیز مشخص نیست تا چه حد به مذاق رحیمی خوی بیایند. هر چند سیاست رحیمی برای انتخاب مدیرانش هنوز مشخص نیست اما بعید است رحیمی بتواند مدیرانی در قواره مدیران تغییر یافته وزارت کشور بیابد.