تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۴  ، 
کد خبر : ۵۱۲۸۶
با مناسبت هشتاد و چهارمین سالگرد شهادت میرزا کوچک‌خان

جنبش جنگل


فر‌ها‌د خسروی‌زاده
«بامداد روز سه‌شنبه 18 ماه مه 1920 م /28 اردیبهشت 1299 ه ‌ش» 1338 ه ‌ق بعد از شلیک چند توپ از دریای خزر به سواحل غاز‌‌یان، ارتش سرخ به انزلی پیدا شد. جهت و دلیل رسمی این حرکت کشتی‌های جنگی شوروی این بود که چون کشتی‌های ضد انقلابی ژنرال دنیکین و عده زیادی از افسران و تابعین ایشان در انزلی بودند و امنیت دریای خزر را تهدید می‌کردند، بدین جهت رئیس فلوت سرخ شوروی ولگا و بحر خزر برای حفظ امنیت دریای خزر مجبور شد انزلی را تصرف نماید تا بتواند فلوت ضد انقلابی و اتباع وی را روانه روسیه نماید.1
انگلیسی‌ها بدون آن که جواب توپ‌های روسی را بدهند و در سنگرهای خود مقاومت کنند، غازیان را تخلیه و به طرف رشت عقب‌نشینی کرده. و ضمناً از طرق ژنرال شامپانی انگلیس و نماینده ایران علت این اقدام از آنان استفسار شد. «مردم انزلی و غازیان با بشاشت کامل بلوشیک‌ها را پذیرفته و از تمام طبقات از زن و مرد نقطه‌ای که آنان پیاده شده بودند مجتمع و نطق‌های آتشین و هلهله و کف زدن‌های ممتد و خوشحالی بسیار از طرفین به عمل می‌آمد.»2
در این ضمن سران جنگل تشکیل جلسه داده و به شور و مذاکره پرداختند. نتیجه مشاوره این شد که اسماعیل جنگلی خواهر زاده میرزا با فرماندهان ارتش سرخ تماس بگیرد. لذا اسماعیل‌خان در ساختمان شیلات انزلی با راسکولینکف دیدار کرد. اما فرمانده ناوگان سرخ پیش از آغاز هر نوع مذاکره رسمی با نمایندگان جنگل اظهار اشتیاق کرد که خود میرزا را ببیند. ملاقات میرزا کوچک‌خان و فرمانده ناوگان سرخ در عرصه کشتی کورسک صورت گرفت. میرزا هم نسبت به این ارتباط بی‌میل نبود و هیچ گونه صحبتی از عدم تمایل میرزا در منابع نیامده است و پرفسور سپهر ذبیح می‌نویسد: «بعد از ورود بلشویک‌‌ها میرزا با یارانش به دیدن آنها رفتند.»3
حاضرین در این جلسه عبارت بودند از: «راسکولینکف فرمانده جهازات جنگی بحر خزر، سرگو ارژنیکیدزه کمسیر عالی قفقاز و اعضای کمیته عدالت باکو، میرزا کوچک، حسن آلیانی (معین‌‌الرعیا)، گارک آلمانی (هوشنگ)، سعدالله درویش، میر صالح مظفرزاده، اسماعیل جنگلی.»4
در این جلسه به میرزا پیشنهاد شد به اتفاق عدالتی‌‌ها حکومت انقلابی را در ایران تشکیل دهد. میرزا اظهار نمود: «چون اعضای کمیته عدالت سال‌ها است که از ایران دور بوده و از اخلاق و روحیات اهالی آشنایی ندارند لذا بهتر است حکومت از افرادی تشکیل گرد که از روحیات مردم با خبر باشند. به علاوه بر اثر تبلیغات مرتجعین به همه ملت ایران این ‌طور فهمانیده‌اند که فرقه بلشویک بر علیه پول و دیانت و ناموس است. اگر در ابتدای کوچکترین غفلتی به عمل آید ممکن است ملت ایران به کلی از انقلاب دست کشیده و با آن به مخالفت برخیزد.»5
در ملاقاتی که بین میرزا و بلشویک‌ها صورت گرفت وی تلاش کرد تا بلشویک‌ها را متقاعد به خروج از گیلان کند اما در این کار توفیقی نیافت سرانجام طی چندین دور مذاکره قراردادی بین طرفین منعقد شد و بالاخره با عدم رضایت و اعتراض فرقه عدالت باکو و حزب کمونیست ایران که مرکب از همان افراد آذربایجانی و در تحت و ریاست ابیکف بودند مقررات ذیل تصویب شد که به موقع اجرا گشته شود:
«1ـ عدم اجرای اصول کمونیزم از حیث مصادره اموال و الغای مالکیت و ممنوع بودن تبلیغات. 2ـ تاسیس حکومت جمهوری انقلابی موقت، 3ـ پس از ورود به تهران و تاسیس مجلس مبغوثان هر نوع حکومتی را نمایندگان ملت پذیرند، 4ـ سپردن مقدرات انقلاب به دست این حکومت و عدم مداخله شوروی‌‌ها در ایران، 5ـ هیچ قشونی بدون اجازه و تصویب حکومت انقلاب ایران زائد بر قوای موجود (دو هزار نفر) از شوروی به ایران وارد نشود، 6ـ مخارج این قشون به عهده جمهوری ایران است، 7ـ هر مقدار مهمات و اسلحه که از شوروی خواسته شود در مقابل پرداخت قیمت تسلیم نماید، 8 ـ کالای بازرگانان ایرانی که در باد‌کوبه ضبط شده تحویل این حکومت شود و 9ـ واگذاری کلیه موسسات تجاری روسیه در ایران به حکومت جمهوری.»6
یقیکیان به عنوان یک شاهد عینی می‌گوید: (از میرزا) در موقع خداحافظی پرسیدیم: چطور شد که به این زودی در اولین ملاقات با سران روس توانستید قراردادی منعقد سازید؟ میرزا پاسخ داد: ‌آنها روی خوش به ما نشان دادند.7
با امضای این قرارداد بین میرزا و بلشویک‌ها و عقب‌نشینی انگلیسی‌ها در مقابل آنها سراسر گیلان آماده پذیرش آنها شد. پس از خروج نیروهای انگلیس از شهر، ترس و وحشت شدیدی مالکین و تجار را فرا گرفت. احمد‌خان اشتری (فرمانده وقت گیلان) از بیم اینکه مبادا بلشویک‌ها به رشت وارد شده و اموال آنها را از دستشان بیرون بکشند، مالکین، تجار و مامورین عالی دولت را دور خود جمع کرد و پس از چندین روز مذاکره تصمیم گرفتند نمایندگانی را رسماً نزد میرزا فرستاده و از او دعوت کنند به رشت آمده و کنترل اوضاع را در دست گیرد. چهل تن از عیان شهر خارج شده و میرزا را ملاقات و از وی تقاضای ورود به شهر را کرده و نگرانی خود را از ورود بلشویک‌ها به رشت اعلام می‌کنند. 8 در این دیدار میرزا به آنها قول همکاری می‌دهد.
تا روز بیست‌و‌سوم ماه مه 1920 از طرف دولت انقلابی شوروی دستور مثبتی به راسکولینکف امیر‌البحر و ارژنیکیذره نماینده سیاسی سپاه یازدهم ارتش سرخ نرسیده بود. بالاخره در دستوری که از طرف کار‌خان در مورخه بیست‌وسوم ماه مه به دو نفر روسای روسی داده شده بود چنین آمده است:
«ملل کوچک خان به تشکیل دولت شوروی در ایران و کمیته حزب اشتراکی و به خصوص میل مشارالیه به تمرکز کلیه امور کشور قوای دولتی در دست خود را با احتیاط زیاد مورد مطالعه قرار داد، زیرا احساسات ایرانیان مقیم انزلی، رشت و ولایت‌های همجوار با آذربایجان (قفقاز) نمی‌شود نتیجه گرفت کلیه ایرانی‌ها دارای همین احساسات می‌باشند. عجالتاً مقصد اصلی قیام ایران فقط متحد کردن کارگران ئ دهقانان و حتی سرمایه‌داران و دموکرات‌ها و اشتراکیون با هم و اعلان جنگ به انگلیسی‌ها و استحکام اساسی دموکراتی در ایران باید باشد.»9
کارخان، معاون کمیسر خارجه دولت شوروی، در ضمن دستور داده بود که اگر تشکیلات جدیدی را از میرزا کوچک خان می‌خواهد ایجاد نماید، ظاهراً شبیه به تشکیلات دولتی و اداری روسیه شوروی می‌باشد اساساً باید فرقی با تشکیلات روسی داشته باشد تا مردم تصور نکنند که میرزا کوچک خان و دولت جدیدیش نماینده دولت شوروی روسیه هستند.
«1ـ خود میرزا کوچک خان خواهان تشکیل دولتی مانند دولت شوروی روسیه و حزب اشتراکی (کمونیست) مانند حزب کمونیست روسیه بوده است.
2ـ کمیساریای امور خارجه مسکو بر ضد تشکیل چنین دولتی و چنین حزب جدیدی در ایران بودند و بر خلاف نظر میرزا در کمیساریای نامبرده عقیده داشتند که هر اقدامی که انقلابیون ایران می‌کنند باید برای دموکراسی یعنی برای تشکیل دولت آزادیخواهان مشروطه با جمهوری باشد.
3ـ کمیساریای امور خارجه مسکو میل داشت هر اقدامی که در ایران می‌شود مطابق کلیه ایرانیان باشد نه صرفاً مطابق تمایلات ساکنین انزلی، رشت و یا ولایت‌های دیگر هم مرز با آذربایجان قفقاز و این اقدامات با همکاری کلیه طبقات و احزاب به عمل آید.»10
روز بیست‌وششم ماه مه (پنجم جوزا و هفتم رمضان) تروتسکی، کمیسر جنگ شوروی، دستورات زیر را به راسکولینکف دریا‌سالار فلوت سرخ ولگا و بحر خزر داد:
«1ـ عدم دخالت در امور به نام روسیه.
2ـ اخراج واحدهای روس از ایران و کشتی‌های جنگی سرخ
ـ کمک به میرزا کوچک خان به وسیله دادن کارشناس و پول و داوطلب و غیره.
4ـ تحویل اراضی که تحت اشغال واحدهای سرخ می‌باشد به میرزا کوچک خان
5ـ در موقع لزوم باید کشتی‌های جنگی تحت اختیار میرزا کوچک گذاشته شود ولی نه تحت پرچم روس بلکه زیر پرچم آذربایجان شوروی.
6ـ به میرزا کوچک خان باید به نام آذربایجان شوروی کمک کرد.
7ـ از دادن تشکبالت شوروی که آرزوی میرزا کوچک خان است نباید جلوگیری کرد.
8ـ با اقدامات خودتان باید به انگلیسی‌ها بفهمانید که ما میل نداریم در کشورهای خاور دور به ضد آنها اقدام کنیم.»11
پس از دستور فوق، راسکولینکف و ارژنیکیذره بار دیگر با میرزا کوچک خان ملاقات کرده و تصمیم گرفته شد چند روز دیگر، یعنی پس از رفتن آخرین سرباز انگلیسی از رشت، میرزا وارد رشت شده و اداره امور را به دست گیرد.
آنچه به نظر می‌رسد این که مدت سه روز از بیست‌وسوم تا بیست و ششم ماه مه نظریات سیاسی دولت مسکو به کلی تغییر نمود. چند روز قبل، کار‌خان اعلام کرده بود که تشکیلات سویتی به زودی تحقق می‌یابد. معلوم می‌شود مسکو در مذاکرات خود در لندن با دولت انگلستان چیزی فهمیده بود که سفارش می‌کرد به انگلیسی‌ها بفهمانید که روسیه قصد حمله به آنها در شرق و خصوصاً در ایران را ندارد. بر طبق حکم تروتسکی، راسکولینکف انزلی را که در تصرف قشون سرخ بود تحویل میرزا کوچک خان نموده و نمایندگان جنگل فوراً حکومت و روسای دیگر داویر دولتی مثل کارگزار و رئیس مالیه و غیره از انزلی خارج و به رشت فرستادند که از آنجا به تهران حرکت نمایند. در سبزه میدان رشت میتینگ مفصلی ترتیب داده شده بود، کاژانوف، میرزا کوچک خان، احسان‌الله خان نطق‌های آتشین را ارائه کردند. کاژانوف از طرف دولت شوروی اظهار رضایت و خوشحالی کرد و تبریکات خود را به ملت آزاداندیش اعلام کرد. پس از او احسان‌الله خان یکی از رهبران برجسته جنبش جنگل نطق خود را ارائه کرد. میرزا نتوانست مفصلاً نطق کند. خسته بود، راسکولینکف، ارژنیکیدزه و عده زیادی از مردم شهر منتظر او بودند. میرزا از احساسات دوست مردم شهر رشت تشکر کرد. قول داد ایران را از تسلط انگلیسی‌ها و شاه خلاص کرده و سطوت و عظمت ملت کهنسال ایران را تامین کند و تکرار کرد که از شخصیت، ثروت، عصمت و دین ایرانیان دفاع خواهد کرد و همچنین از دوستان روی تشکر کرد و فریاد زد زنده باد لنین و تروتسکی، حضار فریاد زدند زنده باد میرزا کوچک خان، زنده باد جنگل.12
سیاست بلشویک‌ها بر ایران اساسی بود که ابتدا «راه ائتلاف با رهبر جنبش جنگل» و با استفاده از قدرت نفوذی، زمینه‌های نفوذ خود در افکار عمومی فراهم آورند. در این حال، زمینه فکری مردم نیز براساس مظالم طولانی انگلیسی‌ها و امضای قرارداد 1919 کاملاً مساعد برنامه بلشویک‌ها بود. بدینسان میرزا کوچک نیز تحت تاثیر آنها قرار گرفت و برای مبارزه با ارتجاع داخلی و استعمار خارجی در 14 خرداد 1299 / 4 ژوئن 1920 دست به تشکیل «جمهوری سوسیالیستی گیلان» موجودیت خویش را اعلام کرد و طی تلگرافی برای لنین، در آن وفاداری خویش را به دوستی مشترک ایران و شوروی بیان کرد و سیستم ایده‌آل بین‌الملل سوم را ستود.13
در روز 24 رمضان سال 1338 ه‌.‌ق اعلامیه‌ای از طرف میرزا و بلشویک‌ها تحت عنوان «فریاد مردم مظلوم ایران از حلقوم فدائیان جنگل» منتشر شد که طی آن حکومت جمهوری به ریاست میرزا و عضویت احسان‌الله خان و خالو قربان و میرزا محمد‌علی خان و دو نفر دیگر اعلان گردید:14 «1ـ جمهوریت انقلاب سرخ ایران اصول سلطنت را ملغی کرده و جمهوریت شوروی را رسماً اعلان می‌کند.
2ـ حکومت موقت جمهوری حفاظت جان و مال عموم اهالی را به عهده می‌گیرد.
3ـ هر نوع قرارداد و معاهده‌ای که دولت ایران قدیم و جدید با هر دولتی منعقد کرده لغو و باطل می‌‌داند.
4 ـ حکومت جمهوری همه اقوام بشر را بلا تفاوت با این آمال شریک دانسته و درباره آنها به تساوی رفتار کرده و حفظ اشعار اسلامی را نیز از فرایض می‌داند.»15پس از نشر این بیانیه مشروحه (تلگراف) ذیل از طرف کمیته انقلاب به تهران و نظیر آن از باد‌کوبه به تمام دنیا مخابره شد.
اولین کنگره حزب کمونیست ایران در بندر انزلی
همزمان با تشکیل جمهوری سوسیالیستی گیلان (حزب کمونیست ایران) به عنوان یکی از شعب‌های محلی کمینترن از گروه احسان‌الله خان و اعضای فرقه عدالت تشکیل گردید. 16نخستین کنگره حزب کمونیست ایران در اول مرداد 1299/23 ژوئن 1920 به ریاست آقا‌زاده یکی از اعضای قدیمی کمیته عدالت در بندر انزلی تشکیل شد. در این کنگره طی قطعنامه‌ای «پیوستن به روسیه شوروی در مبارزه با سرمایه‌داری جهانی و حمایت از کلیه نیروهای ایرانی مخالف بریتانیا و نظام سلطنتی» مورد تاکید قرار گرفت.17 کنگره‌ای برای «جلب نظر خلق‌‌های ایران برای کی مبارزه مشترک به رهبری حزب کمونیست ایران در سراسر کشور» خط مشی‌های زیر را تصویب کرد:
«1ـ سرنگون کردن سلطه امپریالیسم بر ایران 2 ـ مصادره اموال کلیه شرکت‌های خارجی 3ـ شناسایی حق خودمختاری برای همه ملیت‌ها در چارچوب وحدت کشور 4 ـ مصادره تمام زمین‌های متعلق به مالکان بزرگ و تقسیم آن در بین دهقانان و سربازان ارتش انقلابی 5 ـ اتحاد با روسیه شوروی و نهضت پرولتاریای جهانی»18
در این کنگره «ایجاد دیکتاتوری پرولتاریا در آذربایجان و گیلان فقط در درجات کم و با حمایت روسیه شوروی» مورد موافقت و تصویب قرار گرفت. بنا به گفته «سید‌‌جعفر پیشه‌وری» عضو برجسته این کنگره «موضع نجات بخش شوروی» تعهدات سنگینی را بر کمونیست‌های ایران تحمیل کرد زیرا آنان متعهد شدند تا از «اتحاد شوروی در برابر تجاوزات کشورهای سرمایه‌داری» حمایت کنند.19
شعارهای این حزب در آن مرحله عبارت بود از: «بیرون راندن امپریالیست‌های انگلیس از ایران، لغو موافقتنامه اسارت‌آور سال 1919 انگلیس و ایران و واژگون ساختن خاندان قاجار و برچیدن رژیم استبدادی و حاکمیت خان‌ها و فئودال‌ها، برقراری جمهوری ملی در ایران، تشکیل دولت دموکراتیک و ارتش ملی و غیره تصمیم گرفت که حزب از میرزا کوچک خان پشتیبانی کند.20
این حزب براساس توصیه‌های لنین مبنی بر «حذف نکردن شرق از انقلاب سوسیالیستی جهانی» تاسیس شد. پیش از این در دومین کنگره مسلمانان شوروی که در نوامبر 1919 در مسکو برگزار شد، قطعنامه‌ای به تصویب رسید که در واقع تجلی بسیاری از توصیه‌های لنین در آن گنجانده شده بود. در این قطعنامه برای فعالیت انقلابی در شرق دو مسیر مشخص شد: اول، تشکیل تدریجی احزاب کمونیست محلی به عنوان کمینترن. دوم، تشدید مبارزه با امپریالیسم غرب از راه جانبداری از نهضت ملی کندرو. 21
پس از اعلام موجودیت حزب کمونیست ایران، تبلیغات کمونیستی در گیلان شدت یافت و رهبران حزب گذشته از طرح شعارهای حزبی به میرزا کوچک خان نیز حمله می‌کردند. روزنامه کمونیست به عنوان ارگان حزب کمونیست ایران در رشت به سردبیری سید‌جعفر جواد‌زاده (پیشه‌وری) انتشار یافت و در رشت سازمان جوانان حزب افتتاح گردید. 22 برخلاف توافق‌های انجام شده، دست‌های جدیدی از کمونیست‌ها از باکو وارد انزلی شدند23 و ماموران دولت بلشویکی از تحویل تاسیسات بندری در انزلی و نفت در رشت به نمایندگان دولت انقلابی گیلان خودداری کردند.24
حکومت مستقل کمونیست‌ها در گیلان
افراد شناخته شده حزب عدالت باکو عبارت بودند از ابوکف (از شاهزادگان تاتار) و خانمش بولله، اسدالله غفار‌زاده، زاخایان، علیزاده، آقایف، امیر‌زاده، موسوی و چند تن دیگر که بیشتر فعالیتشان به دادن میتینگ و تبلیغات حزبی مصروف بود و این وضع مسلماً به پیشوای جنگل گران آمد.25
آنچه به نظر می‌رسد اینکه میرزا از ابتدای امر هم با تبلیغات کمونیستی موافق نبود. او دارای روح مذهبی بود و هرگز نمی‌توانست پذیرایی دیدگاه کمونیستی باشد. شوروی‌‌ها هم براساس دیدگاه‌هایی که از عوامل خود دریافت می‌کردند میرزا را مانعی برای گسترش انقلاب کمونیستی خود می‌دانستند و وی را به عنوان سدی در مقابل تمام مقاصد خود تلقی می‌کردند اما با افرادی چون احسان‌الله خان در ورطه چنین قضاوتی قرار نداشتند. در مجموع اقدامات بی‌رویه کمونیست‌ها در تبلیغات و انتقال حزب عدالت باکو به رشت و تبدیل آن به حزب کمونیست ایران و آغاز تبلیغات گسترده و اصرار سران انقلاب وابسته به چپ در اجرای اصول کمونیسم از یک طرف و ضبط کالا‌های تجاری ایران در باد‌کوبه که از مدت‌ها قبل توسط تجار ایرانی برای صدور به قفقاز یافته بود از سوی دیگر و سرانجام دیدگاه‌های عمومی که معتقد بودند میرزا بی دین شده و کمونیسم را پذیرفته است زمینه انشعاب میرزا از کمونیست‌ها را فراهم ساخت. چندی بعد کمیته مرکزی حزب کمونیست اعلام کرد که میرزا کوچک خان از سمت‌های خود در دولت‌های انقلابی معزول گشته است.26 به دنبال آن کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران که به طور عمده از افراد مسلمی که از باکو وارد ایران شده بودند تشکیل می‌گردید، جنگلی‌‌ها را در رشت تحت فشار قرار داد.27
در چنین شرایطی میرزا در روز نهم ژوئیه 1920 پس از ارسال نامه‌هایی مهم و مستند به لنین و مد‌‌یوانی که در آنها اعمال خلاف کمونیست‌ها را یک‌یک برشمرده بود، از دولت جمهوری سوسیالیستی گیلان کناره‌گیری کرد.28 و در نتیجه احساس وقوع کودتا از رشت خارج شده و به فو‌من رفت زیرا جز آنکه به جنگل پناه ببرد چاره‌ دیگری نداشت و خود نیز گفته بود «اگر روس‌ها با وی مخالفت کنند و به گوشه جنگل رفته و در آنجا با بلشویک‌ها جنگ نخواهد کرد ولی اگر لازم باشد مدافعه خواهد کرد.» و قبل از حرکت از رشت دو نفر را (گائوک و مظفر‌زاده) به سمت نمایندگی برای رفتن به مسکو تعیین کرد، کاغذی به لنین نوشت و در آنجا همه معایب را متذکر شد و همچنین تلگرافی بر اینکه هیاتی بدانجا اعزام و تا وصول جواب قطعی خودش از شهر خارج و در فومن اقامت خواهد کرد و به مسکو مخابره کرد. لکن روس‌ها مانع از مخابره تلگراف شدند و هیات اعزامی با زحمت بسیار خود را به مسکو رسانیدند.29
میرزا برای جلوگیری از برخورد نظامی و به امید یافتن راه حل سیاسی برای مشکلاتی که کمونیست‌ها به وجود آورده بودند، شهر رشت را ترک کرد و قوای خود را به سوی جنگل عقب کشاند.30 بدین ترتیب کودتای کمونیستی شکل گرفت. «نقشه کودتا طوری طرح‌‌ریزی شده بود که بایست میرزا کوچک‌خان یا کشته می‌شد و یا دستگیر می‌گردید و در هر حال از کار در انقلاب خرج می‌شد و زمام امور را به دیگران می‌داد ولی او توطئه را قبلاً احساس و به جنگ رفته بود.»31 البته خود میرزا قبلاً از ماجرا اطلاع داشته و در جنگل بود. ولی عده‌ای از طرفداران او در این کودتا دستگیر شدند. با جدا شدن وی و یارانش و استقرار آنها در جنگل حکومت کمونیستی جدیدی به رهبری احسان‌الله خان تشکیل شد. این حکومت اساس کار خود را بر اجرای مراسم و اصول کمونیستی قرار داد. یکی از اقداماتی که باعث رویگردانی عده زیادی مردم از آنها شد، تقسیم زمین‌ها و املاک بود. این اقدام آنها به دلیل عدم برنامه‌ریزی دقیق باعث وخیم‌تر شدن اوضاع دهقانان شده بود.32 پس از عقب‌نشینی قوای جنگل، کمیته‌ای مرکب از بلشویک‌ها و به ریاست احسان‌الله خان تشکیل شد.33
در 31 ژوئیه 1920/9 مرداد 1299 حکومت جدیدی به رهبری «احسان‌الله خان» در رشت قدرت را به دست گرفت و رسماً کمیته ملی آزادی‌بخش ایران» نامیده شد. اعضای آن صرفاً از هواداران احسان‌الله خان و سلطان‌زاده بوند. حکومت جدید در سلطه یک نیروی 1200 کارگر ایرانی صنعت نفت باکو بود و به عنوان اولین اقدام خود به مبادرت به تاسیس «اتحاد جوانان کمونیست» کرد تا تبلیغات و تحریک و سازماندهی گروه‌های مسلح خود را در برابر نیروهای کوچک خان (که اینک رقیب اصلی کمیته به شمار می‌رفتند) تقویت کند.34

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات