* اخیرا مرکزی که شما مدیریت آن را برعهده دارید گزارش مستندی از ارزیابی شاخصهای وضعیت زنان در سه دهه گذشته ارایه کرده است بفرمایید کدام شاخصها را مورد ارزیابی قرار دادید و مطابق با کدامین آمارها این کار را انجام دادید؟
** ما بجز گزارشی که منتشر کردیم و یکی از خلاصهترین گزارشات آماری مربوط به زنان در سطح کشور است فتوح مفصلتری از گزارشات داریم که در دستهبندیهای سطح دو و سطح سه جای میگیرد و مفصلتر و دقیقتر و در هر شاخصی اطلاعات به طور ریز و دقیق ارایه میشود.
این گزارشی که اشاره فرمودید، خلاصهترین گزارش آماری است که به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ارایه شد و در آن شاخصهای متعدد جمعیتی، آموزشی، بهداشتی، فرهنگی، سیاسی و ورزشی، آسیبهای اجتماعی و همچنین شاخص اشتغال را مورد بررسی قرار دادیم و در هر کدام از شاخصهای مورد نظر، وضعیت زنان را در آن شاخص در مقایسه با کل جمعیت زنان سنجیدیم و تغییرات این وضعیت را طی یک دوره ده ساله و سی ساله از قبل انقلاب تا زمان حاضر ارزیابی کردیم و همچنین وضعیت آن شاخص را در مقایسه با مردان و یا کل جمعیت هدف در آن شاخص ارایه کردیم.
* از کدامین آمارها استفاده کردید؟
** عمدتا مرکز اطلاعات و آمار زنان، اطلاعات آماریش را از مراکز متعدد دولتی، دستگاهها، وزارتخانههای مربوط و به خصوص مرکز آمار ایران میگیرد. مرکز آمار ایران، گزارشات مربوط به سرشماریهای نفوس مسکن را که هر ده سال یک بار ارایه میشود و هم نمونههای آماری که گزارشات آن را در هر دوره و گاهی هر سال منتشر میکند نیز برآوردهای آماری مربوط را ارایه میکند و ما از آنها میگیریم و آن را تلخیص و پردازش و گاهی جداول را ترکیب میکنیم و متناسب با موضوعی که تعریف شده در اختیار عموم قرار میدهیم.
* آخرین آماری که مرکز آمار ایران ارایه کرد مربوط به سال 75 بود. آیا اینطور نیست؟
** بله، آخرین سرشماری در سال 75 بوده است و انشاءالله سال آینده سرشماری سال 85 را خواهیم داشت.
* آیا کهنه بودن این آمارها (مربوط به نه سال قبل بودن آنها) برای کار شما ایجاد مشکل نکرده است؟
** همانطور که عرض کردم ما فقط به آمارهای سرشماری اکتفا نمیکنیم. بعضی از وزارتخانهها از جمله وزارت آموزش و پرورش، علوم، فرهنگ ارشاد اسلامی و وزارت بهداشت به همراه وزارتخانههای دیگر در حوزه خودشان، سالانه، کارنامههای آماری دارند و گزارش جمعیتهای هدف و جمعیتهای تحت پوششان را منتشر میکنند. بعضی از نهادهای دیگر هم به همین ترتیب عمل میکنند، بنابراین ما این اطلاعات را به محض انتشار دریافت میکنیم و اطلاعات مرکز را به روز میکنیم. از طرف دیگر در بعضی از شاخصهای کلان که مربوط به دستگاهی نمیشود.
مثل: اشتغال، بیکاری، وضعیت سواد و... در مورد اینها مرکز آمار ایران اقدام به طرحهای سالانه میکند که در این طرحها جمعیتهای نمونهای را در کل کشور در نظر میگیرد و به روشهای علمی، آن شاخص مورد نظر را در آن جمعیت بررسی میکند و توضیح نسبی وضعیت را ارایه میکند البته همینها گاهی به کل جمعیت کشور تعمیم پیدا میکند. بنابراین علاوه بر سرشماریهای نفوس و مسکن ده ساله، سه دسته دیگر اطلاعات و آمار داریم. یکی اطلاعات و آمار دستگاههاست دوم برآوردهای آماری است که مرکز آمار ایران دارد و جمعیتهای نمونه و نمونههای آماری که براساس طرحهای نمونه آماری توسط مرکز آمار ایران تهیه میشود.
* طبق همین گزارش که به طور مستند ارایه کردهاید، جمعیت زنان طی سه دهه گذشته چقدر افزایش یافته است؟
** در ده سال گذشته متوسط رشد جمعیت زنان کشور 56/1 بوده است. در دهه 55 تا 65 بالاترین متوسط رشد جمعیت در مورد زنان رخ داده است که طی آن دهه رشد جمعیت زنان 98/3 بوده است. در دهه 35 تا 45 متوسط رشد مردان بیشتر بوده است و رشد جمعیت زنان نسبت به مردان فاصله قابل توجهی داشته در دهه 45 تا 55 برعکس میشود رشد جمعیت و زنان افزایش پیدا میکند در دهه 55 تا 65 به اوج خودش میرسد و جمعیت زنان خیلی افزایش پیدا میکند ولی د حال حاضر مجددا متوسط رشد جمعیت زنان کمتر از مردان شده است.
* تعداد زنان کشور در حال حاضر چقدر است؟
** آخرین برآورد آماری در سال 82 نشان میدهد که جمعیت زنان کشور 32 میلیون و 935 هزار و 956 نفر بوده است.
* یکی از مشکلات جامعه زنان، افزایش تعداد دختران ازدواج نکرده است. گزارش شما در این مورد چه میگوید و علت این پدیده از زبان آمار چیست؟
** مشکل تجرد دختران دلایل مختلفی دارد بعضی از دلایل آن دلایل اجتماعی هستند که در حوزه مسایل اجتماعی بررسی میشوند. از جمله آن رویکرد دختران به تحصیلات عالیه و علاقهمندیشان به ادامه تحصیل و اشتغال به تحصیل آنها در سن ازدواج و حتی رویکرد آنها به اشتغال و مشارکتهای اجتماعی را میتوانیم نام ببریم. البته این عوامل موجب افزایش میانگین سن ازدواج دختران هم میشود. اما علامه بر این، دلایل جمعیتی هم برای این پدیده وجود دارد همانطور که عرض کردم در دهه 65 ـ 55 بالاترین نرخ رشد جمعیت زنان وجود داشت نرخ رشد جمعیت در مورد زنان 98/3 و در مورد مردان 83/3 بوده.
الآن قضیه برعکس شده و یک قدری تفاوت پیدا کرده است اما متولدین آن دهه یعنی الآن متولدین 65 ـ 55 در سن ازدواج هستند و بین بیست تا سیسال سن دارند. یک نمونه آماری مقایسه دیگری در سال 83 از نان 25 ـ 15 سال گرفته شد و طبق آن زنان 6924 بودند و مردان بین 30 ـ 20 سال 5842 نفر بود. تفاوت بین زنان و مردان هزار نفر بود اگر این مقیاس را به کل جمعیت تعمیم بدهیم ملاحظه میکنید که حدود بیش از یک میلیون نفر تفاوت جمعیت بین دختران و پسران که در سن ازدواج قرار دارند وجود دارد و این موضوع باعث میشود که تعداد دختران مجرد افزایش پیدا کند.
از طرف دیگر افزایش سن ازدواج هم وجود دارد. میانگین سن ازدواج در دختران طی سه دهه گذشته 7/3 سال افزایش داشته و در حال حاضر میانگین سن ازدواج دختران 4/23 سال است و میانگین سن ازدواج پسران 1/26 سال است ولی رشد افزایش سن ازدواج در دختران بیشتر بوده است. اما در این گزارش مستند شاخص دیگری را به نام درصد تجرد قطعی زنان ارایه دادیم که این هم 1/2 درصد در سال 83 است یعنی زنانی که به سن پنجاه سالگی رسیدند و هنوز مجردند. این در مورد مردان یک درصد است و در همین شاخص نسبت به سه دهه گذشته برای زنان 3/1 درصد افزایش داشته در حالی که برای مردان 2/0 درصد کاهش داشته است، یعنی مردان کمتر دچار تجرد قطعی شدهاند.
* میتوان اینطور استنباط کرد که یکی از دلایل افزایش تعداد دختران مجرد در کشور این است که طبق هرم جمعیتی دختر و پسرهایی که در سن 30 ـ 20 سال قرار دارند، تعداد پسران حدود یک میلیون نفر کمتر از دختران بوده است؟
** بله، دقیقا همین طور است ما در آن دهه، افزایش تعداد دختران را داشتیم و هم اینکه بعضی از پدیدههای اجتماعی مثل اشتغال زنان، گرایش تحصیلات عالیه آنها و... در این روند موثر بوده است.
* میتوان به این عوامل در مورد دختران مجرد روستایی افزایش مهاجرت پسران روستایی برای کار و تحصیل به شهرها را هم اضافه کرد...؟
** بله، همین طور است معمولا وقتی پسران به شهرها میآیند، با شهرنشینان ازدواج میکنند.
* میتوان این طور استنباط کرد که کسانی که در دهه اخیر به دنیا آمدهاند یعنی 75 ـ 65 وقتی به سن ازدواج برسند مشکل افزون بودن تعداد دختران به پسران را طبق هرم جمعیتی ندارند. همینطور است؟
** بله، اگر متوسط رشد جمعیت را به همین شکل داشته باشیم و همینطور پیش برود، در بیست سال آینده حتی ممکن است وضعیت بر عکس شود و پیشبینی میشود که در سالهای آینده مردان مجرد فراوانی داشته باشیم. هر دورهای وضعیت خاص خود را دارد.
* آیا برآوردی از جمعیت زنان شاغل و زنان خانهدار در کشور دارید؟
** بله، در سال 1383 شاغلین زن 3/13 درصد شاغلین کل کشور بودند که این رقم نسبت به یک دهه گذشته 2/1 درصد افزایش داشت، اما نرخ اشتغال عبارت است از تعداد زنان شاغل ده سال و بیشتر نسبت به جمعیت زنان فعال. این تعریفی است که مرکز آمار ایران برای نرخ اشتغال میکند. جمعیت زنان فعال کشور ما 34/11 درصد کل زنان هستند و از این جمعیت 14/82 درصد شاغلند و بقیه بیکار و جویای کار میباشند که این جمعیت 46/1 درصد نسبت به سال 75 کاهش داشته و نسبت به سه دهه گذشته 46/4 درصد کاهش داشته است.
در تعریفی که از جمعیت فعال میشود عمدتا کودکان را جزو جمعیت فعال حساب نمیکنند و بالای ده سال و بیشتر از 65 سال جمعیت فعال محسوب نمیشوند. این موضوع هم در مورد مردان صادق است و هم در مورد زنان. کسانی که اشتغال به تحصیل دارند از جمله دانشآموزان و دانشجویان هم جزو جمعیت فعال حساب نمیشوند. چون اینها موقعیت اشتغال ندارند و در مورد مردان و زنان این بخش از جمعیت هم حذف میشوند اما تفاوتی که بین جمعیت زنان فعال و مردان است این است که جمعیت زنان خانهدار که 8/16 درصد در سال 83 میباشند به عنوان غیرفعال در نظر گرفته میشوند.
ما مذاکراتی را با مرکز آمار ایران و رییس این مرکز داشتیم و پیشنهاد دادیم که حداقل در سرشماری سال 85 تعریفی که از جمعیت فعال ارایه میشود زنان خانهدار جزو جمعیت فعال قرار بگیرید. زیرا واقعا آنها جمعیت غیرفعال نیستند. بنابراین میتوان گفت: از جمعیت فعال زنان 14/82 شاغل هستند و زنان خانهدار نیز 61 درصد میباشند.