حسن یوسفیاشکوری
بیگمان پاپ ژان پل دوم دارای شخصیت و منش و اثر وجودی متفاوتی بوده است که او را در نظر جهانیان متمایز ساخته و شمار زیادی از متفکران، فرهیختگان، سیاستمداران و مدافعان صلح و آزادی و عدالت را به ستایش و تکریم وی واداشته است. گرچه برخی از منظر دیگری او را مورد نقد قرار داده و بر وی خرده گرفتهاند اما حتی اگر تمام این نقدها درست و روا باشد (قطعاً چنین نیست)، باز از او اهمیت شخصیت و مواضع و عملکرد و ثبت و اثرگذاریش در جهت بهبود اوضاع جهان کنونی نمیکاهد. با توجه به جایگاه بلند و اثرگذار معنوی، اخلاقی، دین و حتی سیاسی پاپ مستقر در مهمترین نهاد دینی جهان، اندیشهها و پیگیریهای 26 ساله ژان پل دوم در باب مسائلی چون صلح بین تمام طوایف و اقوام، دفاع از دموکراسی در سطح جهان، مخالفت آشکار با تجاوز دولتهایی چون آمریکا به عراق و نادیده گرفتن حقوق مردم فلسطین به وسیله رژیم اسرائیل، نقد لیبرال دموکراسی و سرمایهداری خشن کنونی غربی و حمایت از تهیدستان و محرومان جهان، مبارزات مداوم بر ضد فاشیسم و کمونیسم حاکم بر بلوک شرق، به رسمیت شناختن حقانیت نسبی ادیان دیگر و پذیرفتن اصل گفتوگو، تفاهم و تعامل با مذاهب جهان، احیای معنویت بر بنیاد دین، از اموری هستند که جهانیان را با دیدگاههای مختلف و حتی متضاد به تحسین وا میدارد. آنچه اکنون کمی خواهم در این مراسم و در این محفل معنوی و فرهنگی بیان کنم و در حد امکان به آن بپردازم، مسأله مهم گفتوگو و تفاهم بین ادیان است که یکی از اندیشهها و آموزههای جناب پاپ بوده است. به ویژه میخواهم ارتباط گفتوگوی ادیان با گفتوگوی تمدنها را، ولو به اشاره، بیان کنم.
تاریخ جهان پر است از خشونتها، جنگها، جزمیتها، جدالها و درگیریهای عقیدتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی که باید گفت متأسفانه مذهب نقش اساسی در این جدالهای خونین داشته است. از حدود سه هزار سال قبل، که آدمیان عصر توحش را پشت سر گذاشته و با انقلاب کشاورزی وارد تاریخ شده و تمدن ساختهاند، جدالهای مذهبی نیز در اشکال مختلف بیشتر شده و ردپای مذاهب مختلف را میتوان در همهجا کم و بیش دید. البته این را هم باید گفت که به شهادت تاریخ و به گواهی متون کم و بیش قابل اعتماد دینی، تمام ادیان به ویژه دینهای توحیدی در آغاز و عدالت و صلح و اخلاق و تأمین حقوق انسان و کرامت ذاتی آدمیان هدف و نقشی نداشتهاند. اما پس از آن باز به مقتضای تحولات تاریخی و اجتماعی و حرکت دین در بستر واقعیتها و خصوصیات و اغراض بشری دین خصلت تاریخی و زمینی پیدا کرد و در ابعاد و زمینههای مختلف، دین پوشش شد برای تحقق بسیاری از اهداف و اغراض سوء سیاسی و اقتصادی و تأمین منافع دنیوی و صاحبان زر و زور و تزویر. دریغ که در مقاطع بسیار، روحانیت ادیان، خود عامل این انحراف و سوءاستفاده عظیم شدند. اگر جنگهای بزرگ و شناخته مذهبی تاریخ را به خوبی بکاویم، ردپای انگیزهها و اهداف سیاسی و اقتصادی را به روشنی میبینیم.
در این میان چه باید کرد و چگونه میتوان از خشونتها کاست و امید به آینده را تازه کرد من نه سپاستمدارم و دولت مرد و نه صاحب قدرت و ثروت و نه تصمیم گیرنده در هیچ مقامی، یک انسانم و به قول ژان ژاک روسو اصالتاً انسانم و تصادفاً ایرانی و مسلمان، اما به مسائل جهانی و کشور میاندیشم و دغدغه صلح و عدالت و آزادی دارم. در باب چه بایدی که مطرح شد، از منظرهای مختلف یا مستقیماً از درون دین درآمده و یا در تعامل با دین قرار گرفته و طی یک روند تاریخی با صبغه دینی به رشد و بالندگی رسیده است. تکیهگاه تمدن فرهنگ است و اگر فرهنگ را مجموعهای از افکار، عقاید، اخلاق، آداب و سنن، معارف و ارزشهای انسانی و هنری و ادبی بدانیم، بدیهی است که در دوران پیش از تمدن و پس از آن در تمام تمدنهای کهن و قرون میانه، دین پدیدآورنده و یا پرورش دهنده فرهنگ و فرهنگها بوده است. فرهنگها و تمدنهای یهودی، یونانی و هلنی، رومی، مصری، هندی و آریایی و ایرانی چنین بودهاند. فیالمثل در ایران پیش از تاریخ، کیشهایی چون مهرپرستی و به طور کلی آیین مغان، منشأ زایش فرهنگ بومی ایرانیان بوده و پس از آریاییها و ظهور زرتشت، آیین زرتشتی و به تعبیری آیین موبدان مولد فرهنگ ایرانی بوده است. در اسلام و ایران اسلامی نیز ماجرا از این قرار است. ویل دورانت تصریح میکند که ورود اسلام به ایران به مثابه یک رنسانس برای ایران بوده است. ورود مسیحیت شرقی به غرب و پدید آمدن قرون وسطا و سپس زایش مدرنیته و فرهنگ و تمدن جدید نیز همین گونه بوده است. به هر تقدیر رنسانس و رفرم مذهبی و تحولات متأخر غربی، کم و بیش از درون سنت دینی مسیحی و حتی یهودی استخراج شده است. درست است که نهاد کلیسا و پاپ های رم در آغاز در برابر رفرمها مقاومت کرد و به صورت ضد رفرم ظاهر شد.
اما سرانجام رفرم و ضد رفرم (این تعبیر از راسل)، به رغم چالش طولانی با هم، منشأ ظهور مدرنیته و تحولات مدرن و جهان جدید شدند. جان کلام این که به رغم کاهش حوزه اقتدار مذهب است و هنوز از نفوذ و چیرگی دین رها نشده است. نقش اجتماعی و سیاسی و اخلاقی ژان پل دوم و برخاستن تمام دنیا به احترام وی، نوید این مدعا است.
اگر این تحلیل درست و قابل قبول باشد، این مدعا نیز منطقی و مقبول خواهد بود که گفتوگوی تمدنها و فرهنگها، از مسیر گفتوگوی ادیان میگذرد. یعنی با توجه به نقش تعیین کننده آن ادیان مختلف در زایش فرهنگها و تمدنهای متنوع قدیم وجدید، دیالوگ و مفاهمه بین الادیانی راهی برای ورود به عرصه دیالوگ بین تمدنی خواهد بود. تجربه نشان داده است که هرگاه بین ادیان رقیب (فیالمثل اسلام و مسیحیت)، تفاهم و گفتگو برقرار بوده و حداقل آتشبس قرار بوده است، در حوزه تمدنی و یا در درون مرزهای سیاسی و جغرافیایی نیز کم و بیش صلح و مسالمت حاکم بوده است و عکس آن نیز صادق است. جنگهای صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان و نیز جنگهای داخلی طولانی بین کاتولیکها و پروتستانها و نیز تخاصم عمیق یهودیان و مسیحیان در شرق و غرب، از نمونههای روشن این مدعاست.
چنان که گفته شد، جهان امروز پس از یک دوران نسبتاً کوتاه آرام، در آستانه خشونتهای تازه قرار گرفته است.
سلطهجوییهای نوین امپریالیستی از یک سو و فقر و محرومیت و عقبماندگی مزمن و استبداد در غالب ملل آسیایی و آفریقایی و تحقیر ملتها و احساس ناکامی در این ملتها، به بنیادگرایی و خشونت فرهنگی و سیاسی و مذهبی و قومی و جنسیتی دامن زده است. در یک طرف سرمایهداری بیرحم خود را در زرورق دموکراسی و آزادی و حقوق بشر پنهان میکند و در سوی مقابل انواع بنیادگراییهای سبز ایمان و دین و اخلاق مخفی میکند.
رادها کریشفان گفته بود زمانی که زور جامه سبز تقوا به تن میکند، فاجعه آغاز میشود. بنیادگرایی خشن افراطیون صهیونیستی و تلمودخوان و بنیادگرایی منسوب به اسلام و قرآن خوان از نوع ملاعمر و بن لادن دو نمونه از این خشونتگراییها است. گفتهاند راست افراطی و چپ افراطی در نهایت متحد همند.
در چنین هنگامهای به نظر میرسد آرمان بلند گفتوگوی ادیان و مذاهب در سطح جهان (مخصوصاً گفتوگو بین اسلام و مسیحیت) سامان دهد. کاری که کلیسای رم پس از واتیکان دوم آن را پی گرفت. در واقع این گفتوگو باید در چهار سطح صورت گیرد.
1ـ گفتوگوی درون دینی (مانند گفتوگوی تفاهم شیعه و سنی در اسلام)
2ـ گفتوگو بین ادیان توحیدی (اسلام و مسیحیت و یهودیت و زرتشتیت)
3ـ گفتوگوی ادیان توحیدی با غیرتوحیدی (از جمله گفتگو با بودیسم)
4ـ گفتوگوی تمام ادیان با مکتبها و ایدئولوژیهای غیردینی و سکولار. چرا که پس از سستی گرفتن مسیحیت در غرب جدید، مکتبها و فلسفهها و ایدئولوژیهای فراوانی پدید آمدند که به شکلی مدعی جانشینی دین بودند و حتی در طی یک روند خود به شبه دین تبدیل شدند. به هر حال این ایدئولوژیها. خوب یا بد، حاضرند و نقش میآفرینند و دینورزان نمیتوانند آنها را نادیده بگیرند.
اگر این گفتوگوهای چندجانبه صورت بگیرد و مذهب بتواند نقش مهم و بیدلیل و حیانی و انسانی نخست خود را باز یابد، قدم بزرگی در جهت صلح و ثبات جهان و احتراز از خشونت و جنگ برداشته است، اما تحقق این پروژه مشروط به دو شرط اساسی است، از یک سو ارباب قدرت و ثروت و پیشگام در تمدن و فرهنگ، خود به حقوق بشر وفادار بمانند و حداقل اندکی از فزونطلبی خود بکاهند و از سوی دیگر، ارباب ادیان و عموم دینورزان، با نقد دین تاریخی و واقعاً موجود، سیمای پیامبرانه یعنی صلحطلبی و عدالت خواهی و دموکراتیک و اخلاقی و انسانی و مهرورزانه از خود نشان دهند، آنگونه که پیامبران بودند. بشر امروز هنوز در ارزشهای عام بشری وامدار پیامبران است. امروز بر تمام ادیان ابراهیمی و توحیدی لازم است که با نقد تاریخ دین و محکوم کردن خشونتهای بیپایان مذهبی و یا سیاسی پنهان شده و جامه دین، از پیامبران و آموزههای آنان اعاده حیثیت کنند. مخصوصاً از اعمال ضد انسانی و ضد اسلامی ارتجاعیون و خشونتطلبان منسوب به اسلام تبری جویند، چرا که هر مسلمانی میداند که این شیوهها با اصول مسلم دینی ناسازگار است. دینی که ناقض مسلمات دین و قطعیات حقوق انسانی و نافی اختیار و آزادی آدمی و عدالت باشد و دموکراسی و حق حاکمیت ملی و دموکراتیک را برنتابد، چگونه دینی است؟ برخورد مادون مدرن با دنیای مدرن، نه تنها ثمری ندارد بلکه کاملاً به زیان جوامع دینی و به سود سلطهگران و راستگرایان میلیتاریست است.
زنده یاد شریعتی میگفت قرن بیست و یکم قرن مذهب است اما مذهب مافوق علم نه مذهب مادون علم.
قطعاً مذهب مادون علم و آزادی و دموکراسی و حقوق بشر و عدالت جایی در آینده جهان ندارد. سخنم را به جملهای که از پاپ نقل شده است به پایان میبرم. پاپ در ارتباط با احداث دیوار غیرقانونی در سرزمین فلسطین به شارون پیام داد و گفت: باید دیوارها را برچید و به جای آنها پل ساخت.
یا اهل المتاب تعالوا الی کلمه سواء بینهما و بینکم
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا
سخنرانی حسن یوسفیاشکوری در مراسم بزرگداشت پاپ ژان پل دوم