تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۶  ، 
کد خبر : ۵۱۳۵۴

چالش در پله دوم


حسین شریعتمداری
در آغاز جنگ جمل، هنگامی که امیر مؤمنان علیه السلام، پرچم سپاه خویش را به فرزندش محمد حنفیه سپرد، خطاب به او توصیه فرمود؛
«اگر کوهها از جای کنده شدند، تو بر جای خود بمان، دندان ها را برهم بفشار و جمجمه ات را به خدا بسپار، پای در زمین کوب و چشم از کرانه های دوردست سپاه دشمن برندار. بیم به خود راه نده و مطمئن باش که پیروزی از جانب خداست.»
در سفارش حضرت، علاوه بر پایداری و استقامت، نگاه به افق های دورتر سپاه دشمن نیز آمده است چرا که گاه در گرماگرم جنگ، ترفندهای دیگر دشمن از نگاه کسانی که در میانه میدان نبرد می کنند، پنهان می ماند و...
این روزها، در جریان چالش بر سر افسانه هولوکاست یا به قول روبر فوریسون، «بزرگترین دروغ قرن بیستم» به نظر می رسد آمریکا و متحدانش که در آغاز این چالش از شلیک به «پاشنه آشیل» خود، سراسیمه شده بودند، برای خروج از این سراسیمگی، به ترفند جدیدی روی آورده و می کوشند میدان درگیری و چالش را به سود خود جابه جا کنند و متاسفانه باید گفت بعید نیست برخی از دوستان نیز با غفلت از آنچه در افق های دورتر این ماجرا جریان دارد، بی آن که بخواهند به میدانی وارد شوند که آمریکا و متحدانش تدارک دیده اند...
افسانه هولوکاست به یقین «پاشنه آشیل» یا به تعبیر رایج در فرهنگ خودمان «چشم اسفندیار» غرب است، چرا که دولت های غربی با استناد به این «بزرگترین دروغ قرن بیستم»، از یک سو برای مشروعیت بخشیدن به رژیم اشغالگر قدس سندسازی کرده اند و از سوی دیگر با تاکید پی در پی بر مظلومیت دروغین قوم یهود! حمایت مالی، سیاسی و تسلیحاتی رژیم وحشی صهیونیستی را به یک قانون و اصل غیرقابل خدشه تبدیل کرده اند. از همین روی در پی شلیک به این پاشنه آشیل، آمریکا و متحدانش، با سراسیمگی و چنانچه گویی آب در لانه مورچه ها ریخته باشند، به مقابله برخاستند و برای خارج کردن تیر شلیک شده از حساس ترین نقطه استراتژیک خود دست به تلاش گسترده و همه جانبه ای زدند. اما، این شلیک، اگرچه ضروری بود و گلوله باران پی در پی همان نقطه نیز نباید به فراموشی سپرده شود، ولی باید توجه داشت که اضطراب و دستپاچگی غرب از افشای افسانه هولوکاست به خاطر بنایی است که بر پایه این افسانه، ساخته و به جهان اسلام تحمیل کرده اند، یعنی موجودیت رژیم اشغالگر قدس، چرا که، فروپاشی افسانه هولوکاست در افکار عمومی جهانیان، فروپاشی مشروعیت رژیم وحشی اسرائیل را به دنبال دارد. اگرچه اسناد فراوان و غیرقابل تردید دیگری نیز به وضوح نشان می دهد، در جغرافیای سیاسی جهان، دولتی به نام «اسرائیل» نمی تواند وجود داشته باشد.
و اما، ترفند مورد اشاره، آن که، آمریکا و متحدانش می کوشند چالش هولوکاست، در محدوده بحث بر سر واقعی یا افسانه بودن آن باقی بماند و ملت های مسلمان در گرماگرم پله اول، چنان سرگرم شوند که مقصود اصلی، یعنی پله دوم که موضوع «تاوان هولوکاست» است، از نگاه آنها پنهان باشد و یا حداقل، این که در افق های دور، دست نخورده باقی بماند. و حال آن که اصل ماجرا، بر سر موجودیت نامشروع رژیم اشغالگر قدس است و اثبات افسانه بودن هولوکاست، از آن روی حائز اهمیت است که رژیم صهیونیستی را با استناد به این «دروغ بزرگ» شکل داده و تحمیل کرده اند.
به نظر می رسد، ترسیم و چاپ کاریکاتورهای اهانت آمیز به ساحت مقدس رسول خدا(ص) نیز پروژه ای است که با همین منظور طراحی شده و کلید خورده است. توضیح آن که آمریکا و متحدانش با طراحی این پروژه، از یک سو، نفی «افسانه هولوکاست» را به زعم خود، شانه به شانه اهانت به رسول اکرم(ص) می نشانند و از سوی دیگر، آرایش میدان درگیری و چالش درباره هولوکاست را به گونه ای ظریف- بخوانید موذیانه- دستکاری کرده و به جای آن که نتیجه افشای دروغ بودن هولوکاست، نامشروع بودن رژیم اشغالگر قدس باشد، این نتیجه منطقی را با اهانت به رسول خدا(ص)، برابر می گیرند! و حال آن که این دو موضوع نه فقط از جنس یکدیگر نیستند، بلکه ماهیتی متفاوت داشته و در دو بستر جداگانه قرار دارند. به بیان دیگر، صورت مسئله را اینگونه تغییر می دهند که اگر جهان اسلام هولوکاست را نفی می کند، آمریکا و متحدانش نیز حق دارند به پیامبر اسلام(ص) اهانت کنند. درحالی که نتیجه منطقی نفی هولوکاست، برچیدن بساط رژیم نامشروع و غیرقانونی اسرائیل است و...
از نگاه غرب ورود به پله دوم چالش بر سر هولوکاست، ورود به یک بازی «باخت- باخت» است. چرا که، اگر افسانه هولوکاست را باور نداشته باشند، موجودیت رژیم اشغالگر قدس را نفی کرده اند و اگر آنگونه که ادعا می کنند، هولوکاست را یک واقعیت تاریخی می پندارند، از آنجا که کشتار یهودیان- البته به زعم آنان- جنایتی بوده است که غرب مرتکب شده است، به طور منطقی و قانونی، «تاوان» آن را نیز باید غرب بپردازد و به قول دکتر احمدی نژاد، منطقه ای از کشورهای اروپایی و ترجیحاً یک یا چند ایالت از دو کشور آلمان و اتریش را به تشکیل دولت یهود- بخوانید دولت صهیونیستی- اختصاص دهند. دقیقاً به همین علت است که آمریکا و متحدانش با بهره گیری از ترفندهای مختلف، اصرار دارند، میدان چالش در محدوده بحث بر سر افسانه یا واقعی بودن هولوکاست باقی بماند و به بخش اصلی ماجرا، یعنی موضوع «تاوان هولوکاست» که برای غرب بازی «باخت- باخت» است، وارد نشود.
و اکنون، با تأکید بر شلیک پی در پی و بی وقفه به پاشنه آشیل غرب، یعنی اصرار بر افسانه بودن هولوکاست، باید گفت که باقی ماندن در این میدان، به مفهوم افتادن در چنبره فریب آمریکا و متحدانش است و راه عاقلانه و منطقی آن است که بدون غفلت از تأکید بر افسانه بودن هولوکاست -که ضروری است- بیشترین توان و ظرفیت جهان اسلام از جمله ایران اسلامی به پله دوم این چالش، یعنی «تاوان هولوکاست» منتقل شده و به غرب اجازه داده نشود، گریبان خود را از تعیین تکلیف تاوان هولوکاست برهاند.
آمریکا و متحدانش از این ترفند در پرونده هسته ای کشورمان نیز بهره گرفته اند و به قول رهبر معظم انقلاب، نتیجه فعالیت هسته ای ایران را که برخورداری صلح آمیز از انرژی هسته ای است با تلاش ایران برای تولید سلاح اتمی جابه جا کرده اند، و هرگاه سخن از ضرورت فعالیت هسته ای کشورمان به میان می آید که حق قانونی ایران است، توهم تولید بمب اتمی را به جای نتیجه فعالیت هسته ای کشورمان می نشانند.
با توجه به نکته فوق، تلاش این روزهای برخی از یاران دلسوز و فداکار انقلاب که می کوشند کاریکاتورهای اهانت آمیز رسانه های غربی به رسول خدا(ص) را با طراحی کاریکاتورهایی در نفی هولوکاست پاسخ دهند، اگرچه مفید و درخور تقدیر است و از درون پاک و انقلابی آن عزیزان ریشه گرفته و می جوشد، ولی بیم آن می رود -یا حداقل به نظر نگارنده اینگونه می آید- که نتیجه آن در سبد حریف ریخته شود و به باقی ماندن چالش مورد اشاره در پله اول کمک کند.
بدیهی است که مقصود نگارنده نفی این حرکت نیست، بلکه منظور آن است که مراقب باشیم نتیجه این حرکت باقی ماندن در پله اول نباشد که خواست آمریکا و متحدانش است و اینکه باید بیشترین توان الزاماً به چالش در پله دوم یعنی تاوان هولوکاست منتقل شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات