تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۳  ، 
کد خبر : ۵۱۳۷۶
راهبردهای سیاست خارجی روسیه در خصوص ایران

نگاه تاکتیکی


دکتر محمدمهدی مظاهری
ایران و روسیه بعد از پایان جنگ سرد و حاکم شدن نظام تک‌قطبی، از طریق همکاری و گسترش روابط دوجانبه، اهداف جداگانه‌ای را جستجو می‌کنند. در این میان، اهمیت همکاری‌های دوجانبه در زمینه هسته‌ای و نیز باز داشتن آمریکا از تشدید اقدامات ضد ایرانی در خور تأمل است. در تعمیق روابط دوجانبه و حتی مطرح شدن روابط استراتژیک بر محور تهران ـ مسکو مسائل زیادی نقش دارند.
الف) اهداف مشترک
۱ ـ نفوذ روزافزون آمریکا در حیات خلوت روسها (کشورهای آسیای میانه و قفقاز) علاوه بر تهدید مستقیم منافع روسها و محدود نمودن دایره مانور این کشور، به دلایل زیاد از جمله اشتراک فرهنگی و قومی‌ میان کشورهای مذکور با ایران می‌تواند منافع ایران را مستقیما به چالش بکشاند.
۲ ـ اتخاذ سیاست یکجانبه‌گرایی از سوی دولتمردان کاخ سفید و عدم لحاظ نمودن منافع دیگر کشورها در منطقه، خشم مقامات کشورهایی نظیر ایران، روسیه و چین را برانگیخته است. لذا ایران و روسیه و چین، ضمن مخالفت با سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه آمریکا خواهان چندقطبی شدن و اتخاذ سیاست‌های چندجانبه‌گرا هستند.
۳ ـ سازمان همکاری شانگهای در سال ۱۹۹۶ میان روسیه، چین، قزاقستان، قرقیزستان و تاجیکستان نشان‌دهنده توجه روسیه به مرزهای شرقی خود بوده است. ازبکستان نیز در سال ۲۰۰۲ به این سازمان پیوست، جمهوری اسلامی ‌در ۲۰۰۵ به عنوان عضو ناظر آن پذیرفته شده است.
براساس ملاحظات ژئوپلتیکی روسیه، خاورمیانه در سیاست خارجی این کشور جایگاه گذشته خویش را باز یافته است.
ب) اهداف روسها
۱ ـ یکی از عمده‌ترین نگرانی روسها بعد از فروپاشی شوروی (سابق) و تشکیل فدراسیون روسیه، تهدید منافع این کشور در منطقه و نیز بحث گسترش ناتو به مرزهای این کشور بوده و هست. از آنجا که ایران نیز مخالف گسترش ناتو به شرق است، لذا می‌تواند شریک مطمئنی برای مقابله با توسعه‌طلبی ناتو به شرق قلمداد گردد. از سوی دیگر نقش سازنده ایران در منطقه و برقراری صلح در تاجیکستان و پادرمیانی در بحران قره‌باغ میان آذربایجان و ارمنستان، از چشم مقامات روسی به دور نمانده، بطوری که مقامات روسی علنا از سیاست عملگرایانه ایران ابراز خشنودی نمودند.
۲ ـ با فروپاشی سیستم سوسیالیستی شوروی و بحران مالی شدید روسها مقامات این کشور به تنها عنصر مؤثر و سودآور اقتصادی یعنی فروش تجهیزات نظامی ‌به کشورهای منطقه روی آوردند. در همین حال تحریم ایران از سوی آمریکا با توجه به روند گسترش ناامنی در مرزهای ایران (اشغال عراق و تداوم حضور آمریکایی‌ها در افغانستان) خرید تسلیحات پیشرفته از روسیه را به یک امر غیرقابل اجتناب‌ناپذیر مبدل ساخته است. حجم سفارش نظامی، فنی و خدماتی ایران و روسیه از سال ۱۹۸۹ تاکنون، ایران را به سومین شریک تجاری روسیه با چهار میلیارد دلار سفارش ارتقا داده است، مهمتر از درآمدهای ارزی حاصل از فروش سلاح به ایران، روسیه از این امر به عنوان برگ برنده‌ای در روابط با ایالات متحده استفاده می‌کند.
۳ ـ پس از آنکه شرکت‌های غربی حاضر به مشارکت در برنامه‌های هسته‌ای و نیز تکمیل نیروگاه هسته‌ای بوشهر نشدند، مقامات روسی ضمن اعلام آمادگی برای تکمیل این پروژه، همواره بر تحت نظارت بودن فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ‌ایران و صلح‌آمیز بودن آن تأکید داشتند. فعالیت‌های هسته‌ای روسها در ایران و عزم جدی در ادامه همکاریها و نیز تکمیل پروژه نیروگاه بوشهر و اعلام آمادگی برای راه‌اندازی نیروگاههای جدید هسته‌ای با تشدید مخالفت‌های آمریکا و اسرائیل روبرو گشته است. برنامه‌های هسته‌ای ایران در پی از سرگیری مجدد USF اصفهان و طرح جدید روسها مبنی بر تشکیل شرکت مشترک برای غنی‌سازی اورانیوم در داخل روسیه، با واکنش‌های متفاوتی مواجه شده است. این در حالی است روسیه همچنان حمایت‌های خود را از فعالیتهای صلح‌آمیز هسته‌ای با آمیزه‌ای از علایق سیاسی ـ اقتصادی ـ فنی و ژئوپلتیک ادامه می‌دهد.
ج) منافع ایران
۱ ـ توسعه روابط با مسکو در ابعاد مختلف ضمن ارتقای منزلت استراتژیکی ایران در منطقه، سیاست اقتدارآمیز و هژمونیک آمریکا را برای سلطه همه‌جانبه بر منطقه با چالش‌های جدی روبرو خواهد ساخت.
۲ ـ با نگاه به دنباله‌روی اروپاییان از سیاست یکجانبه‌گرایانه آمریکا در منطقه و تشدید فشارهای همه جانبه غرب برای محروم ساختن ایران از دانش صلح‌آمیز هسته‌ای، ایران ضمن تعامل با چین و غیرمتعهدها به وزنه روسها در شورای حکام چشم دوخته است.
د) موانع:
همکاریهای ایران با روسیه به ویژه در بعد هسته‌ای همیشه با مخالفت و حساسیت‌های آمریکایی‌ها روبرو گشته است، بطوری که کاخ سفید برای توقف فروش تسلیحات نظامی ‌و ارائه کمک‌های فنی در ساخت نیروگاه هسته‌ای، مسکو را شدیدا تحت فشار قرار داده است. فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب در شکل استفاده از اهرمهای اقتصادی در قطع کمک به روسیه و تحریم شرکت‌های طرف قرارداد با بخش‌های مختلف نظامی ‌و اقتصادی ایران موجب شده است روسها برای رابطه نظامی ‌خود با ایران محدودیت‌هایی را قایل شوند. به عنوان مثال روسیه به فروش تسلیحات با کیفیت پایین به ایران مبادرت می‌ورزد و یا بر سر عقد قرارداد فروش تسلیحات نظامی ‌محدودیت قایل می‌شود.
این در حالی است که علیرغم ادعاهای روسها مبنی بر حمایت از متحدان خود در مقابل هر تهاجمی، بحران کوزوو و عراق، پوچ بودن این ادعاها را آشکار ساخت، چنانچه در بحران کوزوو پس از یورش همه جانبه غربی‌ها علیه صرب‌ها به عنوان متحدان تاریخی روسیه، مسکو فقط به حمایت لفظی و سیاسی بسنده کرد و در میدان عمل واکنش جدی از خود نشان نداد. از سوی دیگر با اعزام نیروهای نظامی ‌خود برای شرکت در عملیات حفظ صلح در بوسنی اشتیاق خویش را به همکاریهای همه‌جانبه با نیروهای غربی نشان داد.
در اشغال عراق نیز روسها ضمن قطع روابط سنتی خود با صدام از حملات علیه وی به شدت حمایت کردند. هم سویی و هم کلامی ‌مقامات روسی با نیروی ائتلاف به رهبری آمریکا در ابتدای تجاوز به عراق به حدی بود که شگفتی مقامات کاخ سفید را نیز برانگیخت.
شواهد تاریخی و بررسی عملکرد روسها در خاورمیانه نشان می‌دهد که در شرایط بحرانی نمی‌توان به حمایت سیاسی و نظامی ‌روسها برای مقابله با تهاجم آمریکا امیدوار بود. چرا که روسیه بدلیل وابستگی‌های اقتصادی در شرایط فعلی برای نجات از بحران فعلی و بازسازی اقتصادی و پیوستن به سازمان تجارت جهانی شدیدا به غرب به ویژه آمریکا چشم دوخته است. پس محدوده روابط ایران و روسیه مشخص است. روسها در نگرش روابط با ایران ملاحظات سیاسی و نظامی ‌آمریکا را مدنظر خواهند داشت، لذا باید گفت گرچه روسها از همکاریهای اقتصادی و نظامی ‌با ایران استقبال می‌کنند ولی مرزی برای آن قائل هستند و نمی‌خواهند با گسترش روابط میان دو کشور به روابط مسکو ـ واشنگتن آسیبی جدی وارد سازند. تنها انتظاری که می‌توان داشت آن است که روسها در بهترین وضعیت ممکن تحت ملاحظاتی از حق وتوی خود در شورای امنیت به نفع ایران استفاده کنند. مسلما در این امر نیز روسها با احتیاط عمل خواهند کرد، از این رو به نظر می‌رسد نگاه روسیه به روابط با ایران بیشتر تاکتیکی باشد تا استراتژیک.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات