تاریخچه
نزدیک به نیم قرن پیش و در سال 1957 میلادی، ایران اولین گامهای خود را برای بهرهمندی از انرژی هستهای برداشت. در این سال و در پی امضای یک موافقتنامه، ایران و آمریکا همکاری هستهای غیرنظامی خود را آغاز کردند. و ایالات متحده ضمن تامین مقداری اورانیوم غنی شده، متعهد شد در زمینه اعطای کمکهای تکنولوژیک با ایران همکاری کند. چندی بعد و در سال 1958 میلادی، ایران به آژانس بینالمللی انرژی هستهای پیوست و متعاقب آن در سال 1959 میلادی، خیابان امیرآباد شمالی در تهران شاهد افتتاح مرکز هستهای دانشگاه تهران بود و آمریکاییها در سال 1967 میلادی یک راکتور تحقیقاتی پنج مگاواتی را در این مرکز راهاندازی کردند.
دهه هفتاد میلادی را باید دوران پر فراز و نشیبی برای انرژی هستهای در ایران به شمار آورد. کشور ما، از یک سو در سال 1970 میلادی، پیمان عدم تکثیر هستهای را امضا کرد و از سوی دیگر با مستقل کردن مرکز تحقیات هستهای دانشگاه تهران، سازمان انرژی ایران شکل گرفت و این سازمان به دنبال گسترش فعالیتهای خود نسبت به عقد قراردادهای دوجانبه با کشورهایی چون فرانسه و آلمان اقدام کرد.
در نوامبر سال 1974 میلادی نطفه نیروگاه بوشهر و بندرعباس بسته شد. آلمانیها متعهد شدند که دو راکتور به ظرفیت 1200 مگاوات برای نصب در بوشهر به ایران تحویل دهند، راکتورهای 900 مگاواتی فرانسوی نیز برای نیروگاه بندرعباس در نظر گرفته شده بود. شرکت کرافت ورک یونیون آلمانغربی در آگوست 1975 میلادی اقدامات اولیه بر روی راکتورهای بوشهر را آغاز کرد و در سال بعد توانست قرارداد خود را با ایران نهایی کند و در دسامبر 1977 میلادی، دولت آلمان مجوز ساخت چهار راکتور اتمی برای ایران را به شرکت "کرافت ورک یونیون" (به ارزش 8/4 میلیارد دلار) اعطا کرد.
با پیروزی انقلاب در ایران، آلمانیها فعالیتهای خود را به حالت تعلیق در آوردند و کار ساخت نیروگاه بوشهر نیز متوقف شد. در پی پیروزی انقلاب آمریکاییها نیز تحویل اورانیوم غنی شده به ایران را متوقف کردند و حال و هوای انقلابی آن روزها موجب لغو یک جانبه قراردادهای همکاری هستهای ایران با کشورهای طرف قرارداد شد. شرکت "یورودیف" فرانسوی پای ایران را به دادگاههای بینالمللی باز و با طرح شکایتی در پی دریافت خسارت برآمد.
در لغو قراردادهای هستهای، ایران گذشته از شرایط خاص دوران انقلاب که هرگونه قرارداد بین ایران و سایر کشورها را در زمان حکومت پهلوی استعماری میدانست باید از هراس غرب از دستیابی به انرژی هستهای و احتمال مسلح شدن ایران به سلاحهای اتمی نیز نام برد. در زمان رژیم پیشین تبلیغات گستردهای مبنی بر پیوستن ایران به کشورهای مسلط به انرژی اتمی شکل گرفته بود و این موضوع در همان سالها نیز موجب بروز مخالفتهایی در قبال همکاری کشورهای غربی با ایران شده بود.
به هر حال تا سالهای میانی دهه 1980 میلادی نیروگاه بوشهر در سکون و سکوت قرارداشت و از اواسط این دهه رایزنی با "زیمنس" (که شرکت کرافت ورک یونیون وابسته به آن بود) آغاز شد. در سالهای پایانی جنگ عراق علیه ایران، بمباران متعدد این نیروگاه توسط نیروی هوایی عراق خسارات زیادی به ابنیه و تاسیسات نیروگاه بوشهر وارد ساخت.
در سال 1989 میلادی و به دنبال تعلل شریک آلمانی گزینههای جدیدی وارد معادله ساخت این نیروگاه شدند، در اولین گام چکسلواکی (پیش از تشکیل دو کشور مستقل چک و اسلواکی) با ایران قرارداد همکاری منعقد کرد و به دنبال سفر علیاکبر هاشمی رفسنجانی (ریاست جمهوری وقت) به اتحاد جماهیر شوروی قراردادی مبنی بر همکاری دو جانبه در زمینه بهرهمندی ایران از انرژی هستهای به امضا رسید.
در جولای سال 1990 میلادی زیمنس به دنبال مخالفت دولت آلمان (ضمن پرداخت خسارت) از بوشهر خارج شد و تکمیل این نیروگاه در هالهای از ابهام فرو رفت. چینیها به عنوان یکی از گزینههای اصلی طرف مذاکره با ایران قرار گرفتند که این مذاکرات در سال 1990 میلادی منجر به عقد یک موافقتنامه ده ساله همکاریهای هستهای بین دو کشور شد و چهار سال بعد چین با ایران قراردادی را عقد کرد که به موجب آن چینیها متعهد شدند که دو راکتور 300 مگاواتی تولید برق برای ایران بسازند. قابل ذکر است که در ژانویه 1997 میلادی چینیها طرح ساخت نیروگاه هستهای برای ایران را لغو کردند.
روسها آمدند!
با کنار کشیدن شرکتهای شرقی و غربی و امتناع آنها از همکاری با ایران برای تکمیل طرحهای هستهای تنها گزینه پیش روی دولتمردان ایرانی همکاری با روسیه بود. دلایل متعددی را میتوان برای اشتیاق روسیه جهت ورود به طرحهای هستهای مطرح کرده و مورد بررسی قرارداد که عبارتند از:
1- به دنبال انحلال اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، تمام تعهدات شوروی سابق در برابر سایر کشورها بر عهده روسیه قرار گرفته بود و همان گونه که پیشتر اشاره شد به دنبال پایان جنگ عراق علیه ایران، اکبر هاشمی رفسنجانی در سفری به شوروی قراردادی را مبنی بر همکاری مسکو با تهران در جهت دستیابی ایران به انرژی هستهای منعقد ساخته بود که این قرارداد بر ذمه روسها قرار گرفت.
2- از سوی دیگر وضعیت نابسامان اقتصادی کشورهای مشترکالمنافع از جمله روسیه (که درحال گذار از اقتصاد سوسیالیستی به اقتصاد آزاد بود) نیز از جمله دلایلی بود که کرملیننشینان رابه همکاری با ایران و بهره گرفتن از منافع مالی سرشار این همکاری سوق داده بود.
3- پرستیژ علمی روسها (و اقمار شوروی سابق) در بخش انرژی هستهای به دنبال حادثه تلخ "چرنوبیل" به شدت خدشهدار شده بود و آنها منتظر فرصت مناسبی بودند تا بتوانند ضمن زدودن آن حادثه دهشتناک از اذهان عمومی بار دیگر خود را به عنوان یک کشور قابل اعتماد در عرصه انرژی هستهای مطرح کنند.
4- بیکاری دانشمندان روسی و پرداخت نشدن ماهها حقوق به آنها از دیگر مشکلات بغرنج دولت کرملین در آن سالها به شمار میرفت، این دانشمندان که بنیه علمی روسها را تشکیل میدادند به راحتی توسط کشورهای غربی و سایر کشورها شکار میشدند و تنها راه مقابله با این تاراج علمی عقد قراردادهای همکاری با سایر کشورها و تزیق"کار و نقدینگی" به موسسات و شرکتهای روسی بود.
5- تحولات دهه 1990 میلادی در آسیای میانه و قفقاز و انحلال اتحاد جماهیر شوروی و پاره پاره شدن ابرقدرت سابق به کشورهای کوچک و بزرگ، روسها را ترغیب میکرد به سمتی حرکت کنند که بتوانند نقشی پررنگ در معادلات بینالمللی ایفا کنند. روسها با وجود تحریم اقتصادی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا عرصه مناسبی برای عرض اندام برابر رقیب را در بزرگتر (آمریکا) مییافتند و این فرصت را پیدا میکردند که بتوانند در جهان به "ظاهر تک قطبی"آن روزها جایگاهی برای خود بیابند.
در سال 1995 میلادی قرارداد تکمیل راکتور اتمی نیروگاه بوشهر با روسها منعقد شد و در ژانویه 1997 میلادی 200 مهندس روسی ساخت راکتور آب سبک را در بوشهر آغاز و به صورت جدی در طرحهای هستهای ایران حضور پیدا کردند. آنها در سال بعد نیز پیشنهاد ساخت یک راکتور تحقیقاتی با استفاده از اورانیوم 20 درصد غنی شده را به ایران ارایه دادند. در ماه فوریه سال 1999 میلادی اولین رودررویی روسها و آمریکاییها بر سر مسایل هستهای ایران رخ داد. هر چندکه ده شرکت روسی به دلیل فروش تکنولوژی هستهای و موشکی به ایران مورد تحریم آمریکا قرار گرفتند اما روسها توانستند که در معادلات جهانی برای خود جایگاهی نوین تعریف کنند. آنها خود را برنده اصلی جنگ پنهان ایران و آمریکا میدانستند. این موضوع در حالی بود که در پی کنارهگیری چین از طرحهای انرژی اتمی ایران، چکها نیز به دنبال تهدید جدی آمریکا عطای همکاری در این نیروگاه را به لقای آن بخشیدند. در فوریه سال 2000 میلادی براساس مصوبه سنای آمریکا کلیه شرکتهایی که به تسلیحات هستهای، شیمیایی و میکروبی ایران کمک کنند مورد تحریم و مجازات قرار خواهند گرفت. به دنبال این مصوبه شرکتهای چک از تحویل قطعات تهویه نیروگاه بوشهر امتناع کردند و فضا برای جولان روسهای حسابگر آماده و مهیا شد و آنها در ژوئن سال مذکور با خوشبینی از تکمیل نیروگاه بوشهر تا سال 2002 میلادی خبر میدادند هر چند که اندک زمانی بعد از سال 2005 میلادی به عنوان سال افتتاح نیروگاه بوشهر نام بردند.
بازی روسها!
با آغاز هزاره سوم میلادی و پافشاری آمریکا و متحدانش بر انحراف طرحهای هستهای ایران و انتشار تصاویر ماهوارهای از دو سایت هستهای در اراک و نطنز، نیروگاه بوشهر نیز از تبعات این اتهام در امان نماند و روسها در بهترین موقعیت برای ابراز وجود قرار گرفتند و خندان از بازی "برنده- بازنده" که به ایران و آمریکا تحمیل کرده بودند هر از چندی با مقامات تهران و یا واشنگتن به تفاهم میرسیدند و ایران و آمریکا را به دام "رولت روسی" کشانیدند! بررسی عناوین مطبوعات ایران و جهان در سالهای اخیر بر صحت این مدعا تاکید دارد.
"رومیانتسف"در دسامبر 2002 میلادی و در پی سفر به تهران در یک کنفرانس خبری در پاسخ به این سوال که آیا نیروگاه با تاخیر بیشتری در اجرا مواجه نخواهد شد، گفت:"دلیل اصلی تاخیر در اجرای پروژه نیروگاه بوشهر، طراحی آن توسط یک کشور و سپس اجرای آن توسط روسها بدون در اختیار داشتن نقشهها است". در این کنفرانس خبری غلامرضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی ایران تاکید کرد که نصب تجهیزات نیروگاه اتمی بوشهر تا پایان سال 2003 ملادی به پایان میرسد و راهاندازی آن به فاصله چند ماه بعد صورت میگیرد.
وی افزود که از ابتدای سال 1383 خورشیدی نیروگاه هزار مگاواتی بوشهر به بهرهبرداری میرسد. سفر رومیانتسف به دنبال انتقاد آقازاده از تعلل روسها در تکمیل نیروگاه در حاشیه چهل و ششمین اجلاس کنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی تصریح شده بود و زیر انرژی اتمی روسیه در آن دیدار وعده داده بود که با سفر به ایران و بررسی مراحل پیشرفت طرح از نزدیک، موانع کاری را برطرف کند!
چندی بعد رومیانتسف به خبرگزاری آسوشیتدپرس میگوید: هر چند که روسیه به ایران برای ساخت نیروگاه بوشهر کمک میکند ولی ایران، روسیه را از دیگر طرحهای هستهای خود مطلع نکرده است! این اظهارات خوراک تبلیغی مناسبی در اختیار دولتمردان و رسانههای آمریکایی و اصرار آنها بر انحراف ایران قرار میداد و با وجود اعلام آمادگی ایران برای بازگرداندن پسماندهای سوخت هستهای به روسیه، راهاندازی نیروگاه بوشهر باز هم به تعویق افتد. در ماههای پایانی سال 2003 میلادی الکساندر رومیانتسف وزیر انرژی اتمی روسیه از آغاز تحویل سوخت نیروگاه بوشهر در سال 2004 میلادی خبر داد.
وی که با خبرگزاری ایتارتاس گفتوگو میکرد، افزود تا زمانی که ایران پروتکل الحاقی را امضا نکند روسیه هرگز سوختی را به ایران تحویل نخواهد داد! و قرارداد بازگردانیدن پسماندهای سوخت نیروگاه بوشهر تنها زمانی بین تهران و مسکو منعقد خواهد شد که ایران پروتکل الحاقی 2+93 را امضا کند!
این واکنشهای صریح از جانب مقامات روسی در حالی صورت میگرفت که در اکتبر سال 2003 میلادی ولادمیر پوتین و جورج بوش مذاکرات مهمی را در مزرعه اختصاصی بوش در تگزاس برگزار کرده و هر دو از نتیجه این مذاکرات راضی به نظر میرسیدند. حتی پوتین پیش از سفر به ایالات متحده در گفتوگوی مفصل خود با تعدادی از خبرنگاران مطبوعات و شبکههای رادیو- تلویزیونی آمریکا در پاسخ به سوالی درخصوص فعالیتهای هستهای ایران ضمن تایید نگرانی غرب میگوید: ما معتقدیم که استدلال شرکای ما (آمریکا و غرب) صحیح بوده است که سوخت هستهای که در آینده به ایران ارسال خواهد شد، ممکن است به عنوان ماده اولیه برای تولید مواد هستهای مورد استفاده قرار گیرد.
پوتین همچنین اظهار داشت که: متخصصان ما نیز همین طور فکر میکنند و این مساله را تایید میکنند و به همین علت است که از ایرانیها خواستهایم که سوخت هستهای مصرف شده باید به روسیه بازگردد و اکنون میخواهیم که چنین شرایطی در قراردادهایمان منظور شود.
در دسامبر 2003 میلادی بار دیگر رومیانتسف از هماهنگیهای به عمل آمده سخن به میان آورده و در خصوص زمان راهاندازی نیروگاه بوشهر گفت: راهاندازی فیزیکی واحد اول نیروگاه بوشهر که به معنی انتقال سوخت هستهای به آن است در سال 2005 میلادی صورت میگیرد و این نیروگاه در سال 2006 میلادی وارد ساختار انرژی ایران خواهد شد.
توقیف دو ماهه در کلانتری!
در اواخر ژانویه 2004 میلادی خبرگزاری اینترفکس روسیه از رفع توقیف یک مخزن ویژه نیروگاه اتمی بوشهر خبر داد. این مخزن حدود 2 ماه توسط یک کلانتری توقیف شده بود! یک مقام آگاه وزارت انرژی اتمی روسیه به خبرگزاری مذکور گفت: این مساله در نتیجه ناهماهنگی شرکت اتم استروی اکسپرت (مجری طرح نیروگاه بوشهر) و یک شرکت حمل و نقل بروز کرد. کامیون حامل مخزن خنککننده در اواخر ماه نوامبر 2003 میلادی در پاسگاه پلیس راه "لیوبلیاتووا" در جاده کیف- سنت پطرزبورگ به خاطر تنظیم نادرست اسناد توقیف شده بود!
به دنبال رفع توقیف از این محموله و به فاصله ده هفته سایت خبری خاورمیانه به نقل از رومیانتسف از بینتیجه ماندن مذاکرات برای تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر خبر داد، بهانه این بار روسها باز هم پسماند و افزایش هزینههای اتمام نیروگاه اعلام شد!
با وجود آن که در دسامبر 2003 میلادی ایران پروتکل الحاقی را امضا کرد باز هم روسها بهانهجویی را پیشه کردند و تکمیل و راهاندازی نیروگاه هستهای بوشهر را به آیندهای نامعلوم واگذار میکنند. در ماه مه 2004 میلادی "آنتی پوف" معاون وزیر انرژی اتمی روسیه در مصاحبهای با رویتر گفت: موضوع بازگشت ضایعات سوخت خواست ماست. ولی در بخش دیگری از سخنانش به کند شدن روند ساخت راکتور اتمی بوشهر به دلایل تکنیکی اشاره میکند و میگوید: به دلیل شروع پروژه از سالها قبل و خرید تجهیزات از آلمان مشکلات تکنیکی بسیاری وجود دارد. در حال حاضر برای فعال کردن مجدد تجهیزاتی که تاریخ مصرف آنها گذشته، بازبینی و آزمایش مجدد نیاز است!
در سپتامبر 2004 میلادی ولادمیر پوتین در پایان کنفرانس"سوچی" (که پذیرای روسای جمهوری سه قدرت اروپایی بود) از فعالیت هستهای ایران اظهار نگرانی کرد. در اکتبر 2004 میلادی سخنگوی وزارت انرژی اتمی روسیه ضمن تاکید بر پایان یافتن ساخت نیروگاه بوشهر از توافق در مورد بازگردانیدن سوخت مصرف شده نیروگاه اتمی بوشهر به عنوان شرط اصلی راهاندازی نیروگاه میگوید: هر چند که امضای قرارداد سوخت اتمی نیروگاه بوشهر در مارس 2004 میلادی به امضای دو طرف ایرانی و روسی رسید اما راهاندازی این نیروگاه باز هم در گروه اما و اگرهای فراوانی است.
این بار اختلاس!
رئیس دپارتمان محاسبات روسیه در جولای 2005 میلادی در مصاحبه با تلویزیون روسیه اعلام کرد: مسکو و تهران در حال بررسی نقش وزیر سابق انرژی اتمی روسیه در اختلاس میلیونها دلار و تعلل در ساخت فاز اول نیروگاه بوشهر هستند!
روزنامه لس آنجلس تایمز به نقل از تلویزیون روسیه گفت: که "سرگی استباشین" اظهار داشت که ما و ایران هر دو این سوال برایمان ایجاد شده است که چرا ساخت نیروگاه بوشهر تا این اندازه طول کشیده است؟
وی در ادامه تاکیدکرد که: ایرانیها سوالات زیادی از "آواموف" (وزیر اسبق انرژی اتمی روسیه 2001- 1998 میلادی) دارند، زیرا طبق اطلاعات آنها پروژههای متعددی در بوشهر وجود دارد که به رغم پرداخت شدن پول آنها هنوز اجرا نشده است؟! در پایان این خبر آمده است که روسیه با وجود مخالفت آمریکا و اسراییل به ایران کمک میکند تا نیروگاه هستهای بوشهر را بسازد!!؟
هر چند که بهانهجویی و وعده سرخرمن دادن روس را پایانی نیست، اما پس از روسها باید منتظر گربهرقصانی اعراب حاشیه خلیجفارس در سرراه راهاندازی این نیروگاه باشیم.
چندی پیش "باسل الراشد"رئیس کمیسیون امور محیط زیست کویت از احتمال بروز فاجعه زیست محیطی در خلیجفارس ابراز نگرانی کرد، آنها بهانه خوبی چون"چرنوبیل" در آستین دارند!