*به عنوان رئیس شورای اسلامی شهر تهران و رئیس شورای عالی استانها نظرتان راجع به «لایحه تعاریف محدوده و حریم شهر، روستا و شهرک و نحوه تعیین آنها» که چندی پیش در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید چیست؟
**بحث حریم یکی از موضوعاتی است که نه تنها برای تهران بلکه برای همه شهرهای کشور مطرح است. وزارت مسکن و شهرسازی در دولت گذشته لایحهای را تهیه کرد و با تعاملی که با شورای اسلامی شهر تهران و سایر کلانشهرها انجام داد، پیشنهاداتی به آن افزوده شد و به مجلس رفت. این پیشنهادات به نمایندگان مجلس به ویژه نمایندگان شهر تهران و کمیسیون عمران به عنوان کمیسیون اصلی نیز ارائه و طی جلسات مشترکی با آنها روی این موضوع بحث شد و به هر حال در شور اول کلیات لایحه به تصویب رسید و تغییرات چندانی در آن وجود نداشت. ولی در شور دوم یکسری پیشنهادهایی کمیسیونهای مختلف داشتند که لایحه به شکل کنونی تصویب شد.
البته تعاریف و مواد و بندهای موجود در این لایحه میتواند افق خوبی را در آینده بگشاید و مشکلاتی را از برخی شهرهای کوچک و بزرگ باز کند و به خصوص حریم آنها را به گونهای درآورد که تصمیمات کشوری و سیاسی، کمتر روی آن سایه بیندازد. زیرا یک شهر ابتدا از نظر جغرافیایی و ساختار شهری باید مدنظر قرار گیرد و سپس ساختار سیاسی بر آن استوار شود؛ گرچه ساختار سیاسی هم به عنوان یک اصل مهم باید مورد توجه قرار گیرد.
به هر حال لایحه حریم، این موضوعات را حل میکرد ولی هنگامیکه با نمایندگان محترم مجلس صحبت میکردیم، دیدیم آنان نیز نظراتی دارند که برخی از آنها به بخش و شهر و منطقه خودشان باز میگردد و تعصاب منطقهای و شهری و روستایی نیز روی مصالح عمومی کل شهرها و کشور تاثیر میگذارد. البته آن موقع هم به آنها عرض کردیم که این گونه مسائل را نه با یک دید جزیرهای و گسسته نگری بلکه با یک دید وسیع و پیوسته باید نگریست و در این رابطه باید همه شهرها و به ویژه شهرهای بزرگ را مد نظر قرارداد. ولی به رغم همه این بحثها نتایج خوبی از موضوع حریم گرفته نشد.
* نادیده گرفتن حریم تهران تاکنون چه تبعاتی برای پایتخت در پی داشته است؟
**نادیده گرفتن حریم تهران طی سالیان گذشته مسائل و مشکلات را به حدی رسانده که امروز داریم شرایط بسیار ناهنجاری را در تهران میبینیم.
از این رو پیامدهای بیتوجهی به حریم تهران یک فاجعه است. اینکه جلوی تهران را گرفتند تا بزرگ نشود و گسترش پیدا نکند کار خوبی است. حتی منابع مالی کمی نیز برای آن پیشبینی کردند که جاذب جمعیت نباشد. مشکلات تهران اکنون روی هم انباشته شده است و ۱۰ میلیون نفر در اینجا زندگی میکنند در حالی که امکانات و اعتبارات مالی در نظر گرفته شده برای آن در مقایسه با سایر شهرها بسیار کمتر است.
به هر حال اطراف تهران روستاهای کوچکی در داخل حریم وجود داشت که نباید بیشتر از حد معمول روستایی شان مثلاً ۲ درصد در سال گسترش پیدا کنند و جمعیت آنها اضافه شود. ساخت و سازها نیز باید براساس طرحهادی و یا ضوابطی که شهرداریها برای آنها در نظر میگرفتند انجام میشد ولی این مسایل در گذشته رعایت نشد و به نحوی حریم شهر تقلیل یافت و آن روستاها را آزاد کردند.
برای نمونه یک روستای یک هزار نفری قبل از سال ۱۳۵۰ که در آن موقع روستایی کوچک بود در حال حاضر تبدیل به اسلامشهر با ۷۰۰ یا۸۰۰ هزار نفر جمعیت شده است یعنی جمعیتی به اندازه ۲ استان در یک منطقه کوچک زندگی میکنند درحالی که مقایسه کنید برای استانها چقدر بودجه تخصیص داده میشود و برای اسلامشهر چقدر. تازه بودجه اسلامشهر را هم باید از مردم بگیرند ضمن اینکه با امکانات کم و شرایط بهداشتی پایین اداره میشود و تهران هم نمیتواند به آن رسیدگی کند. بنابراین نتیجه جداکردن روستاها از حریم شهر تهران مشکلات فراوانی را در پیداشت و روستاها و شهرهای دیگری نیز در اطراف تهران به وجود آمد. گرچه رشد جمعیت تهران در سال زیر ۲ درصد است ولی رشد جمعیت شهری در برخی شهرهای اطراف تهران مانند شهریار سال گذشته ۸ درصد بوده که نگرانکننده است.
با تعامل و گفتوگوهایی که داشتهایم دنبال راههایی هستیم تا از مهاجرتهای بیرویه به این نقاط جلوگیری شود. زیرا در حال حاضر مهاجرت از شهرها و روستاهای کشور نه به تهران بلکه به شهرهای اطراف آن است. زیرا از آن جاذبههای گذشته در تهران خبری نیست و تهران هم گران و هم شرایط زیستمحیطی آن بسیار مشکل و از نظر شرایط آب و هوایی و مسایل دیگر زندگی در آن نیز دشوار است، افراد ترجیح میدهند در شهرکها یا روستاهای اطراف تهران ساکن شوند و این موضوع باعث افزایش جمعیت این مناطق میشود.
*به نظر شما چه راهکارهایی در زمینه بهبود وضعیت کنونی میتوان پیشبینی کرد؟
**اگر ما این قوانین بازدارنده مربوط به تهران را در شهرکها و روستاهای اطراف تهران جاری و اعمال نکنیم مشکل مهاجرت و ازدیاد جمعیت و گسترش حاشیهنشینی تداوم مییابد زیرا آن مناطق رشد میکنند و به تهران میرسند. به بیان دیگر مشکل همچنان وجود خواهد داشت. زیرا به جای اینکه تهران رشد کند و به آنها برسد آنها رشد میکنند و به تهران میرسند و همان چیزی که نمیخواهیم اتفاق میافتد. این نگرش که تهران بزرگ نشود ولی آنها را رها کنیم یا قانون خودشان را بگذرانند نتیجهاش چیزی میشود که در حال حاضر وجود دارد و برخی شهرداریهای اطراف تهران هماکنون در واگذاری زمین کشاورزی یا زمین برای ساخت کارخانه و سوله و یا خانهسازی به منظور کسب درآمد بیشتر، با یکدیگر مسابقه گذاشته اند. برای نمونه اگر سری به گرمدره بزنید خواهید دید که پارسال چند سوله و امسال چند سوله ساخته شده است، گزارشها حاکیست که طی این مدت تعداد آنها ۱۰ برابر شده است.
در جاهای دیگر نیز همین مشکلات وجود دارد. مناطقی که اساساً باغ بوده و باغستان نامیده میشد، باغها و زمینهای کشاورزی در حال از بین رفتن است و به قطبهای جذب جمعیت تبدیل میشود و این یک فاجعه است. این فاجعه به تمام کسانی که نه تنها در شهر تهران بلکه در استان تهران زندگی میکنند آسیب میرساند. وقتی باغهای اطراف شهریار از بین برود و آسیب ببیند در درجه اول خود مردمیکه آنجا ساکن هستند آسیب میبینند و در درجه دوم جابهجایی هوا صورت نمیپذیرد و در نتیجه سکون هوا رخ میدهد و وارونگی هوا نیز به آن کمک میکند و آلودگی هوا تشدید میشود که تبعات آن سکتههای قلبی و مغزی و مرگهای زودرس است. اگر آمار مرگ و میرهایی را که بر اثر سکتهها و شرایط ناگوار زیست محیطی است ببینیم بر خود خواهیم لرزید.
تازه این ظاهر مسئله است ولی واقعیت امر این است که این موضوع روی رشد کودکان و حافظه و فکر و اعصاب و روان آنان تأثیر بسیار بدی میگذارد و بسیاری از عصبانیتهای دوران جوانی نیز ناشی از همین مسئله است که دیگر قابل جبران نیست.
*با توجه به راهکارها و تجارب جهانی و موجود در این زمینه چرا باز هم شاهد اینگونه مشکلات در زمینه اداره شهرها هستیم؟
**نمیدانیم تا کی باید جزیرهنگری و گسستنگری داشته باشیم و نتوانیم یک تفکر منسجم را که به نفع همه است دنبال کنیم.
تجربه شهرسازی دنیا به عنوان یک تجربه علمی و عملی نشان میدهد که نقاط جمعیتی نزدیک به هم باید با مدیریت واحد اداره شوند و این به نفع همه است. شهر یک مجموعه زنده است و ما نمیتوانیم به قسمتی از آن برسیم و قسمتهای دیگر را رها کنیم. این مجموعه زنده باید به صورت یکپارچه اداره شود. اگر قسمتی از شهر توسط یک مجموعه و قسمتهای دیگر توسط مجموعه دیگری به طور مجزا و مستقل از یکدیگر اداره شود این شهر به زودی میمیرد و از بین میرود.
این مسئله در دنیا به صورت علمی و تخصصی تجربه شده است ولی متأسفانه در اینجا توجهی به آن نمیشود.
اینکه به این روستاها اجازه داده شد تا خودشان ساخت و ساز کنند و هر کاری که میخواهند انجام دهند این به ضرر قطعی تمام شهرهای استان تهران و به نفع کسانی است که زمین دارند و زمین خوارند و اقدام به خرید و فروش زمین میکنند. یک عده دلالی که میخرند و میسازند و میفروشند و از این راه میتوانند سودهای کلان به جیب بزنند. به هر حال متأسفانه این قانون تصویب شد و ما چنین انتظاری را نداشتیم.
*آیا شما به عنوان رئیس شورای شهر تهران و رئیس شورای عالی استانها برنامهای برای اصلاح این مصوبه در نظر گرفتهاید؟
**باید روش قانونی اصلاح این مصوبه را بررسی کنیم و ببینیم چه طور میشود آن را اصلاح کرد. در حال حاضر در شورای عالی استانها قانون تجمیع و اصلاح قوانین شوراها و شهرداریها را در دست بررسی داریم. قانون تجمیع را بررسی کرده و حتی برای دولت و وزارت کشور هم فرستادهایم. به هر حال امیدواریم قانون مربوط به حریم نیز مورد بازنگری قرار گیرد و اصلاح شود.
ما باز هم به دنبال آن هستیم که حریم شهر تهران را که در شورای شهر تهران به عنوان پیشنهاد تصویب شد از سوی شورای عالی شهرسازی و معماری تصویب و به اجرا گذاشته شود.
راجع به این روستاهای اطراف تهران پیشنهاد میکنیم به خاطر جلوگیری از لجام گسیختگی آنها و این که هرکدام بعداً یک حریم نخواهند و برای حریم خود بخشی از شهر تهران را نگیرند، هرچه زودتر بنیاد مسکن طرحهادی آنها را تهیه کند و استانداری تهران قبل از تهیه طرحهادی هیچگونه اجازه گسترش و ساخت و ساز به آنها ندهد.
البته شورای شهر برای تعدادی از این روستاها یعنی ۲۱ نقطه جمعیتی با گرفتن مشاور، طرحهای توسعه آنها را تهیه کرده و آمادهایم با همکاری وزارت کشور و استانداری برای بقیه نیز طرح تهیه شود.
*با توجه به اینکه دولت جدید و نمایندگان مجلس در این دوره ارتباط خوبی با شورای شهر داشته و به مسایل و مشکلات تهران به خوبی آگاه بودهاند چرا در این لایحه نظر کارشناسی شورای شهر و مدیران شهری در خصوص حریم تهران تأمین نشده است؟
**البته لایحه مشکلی نداشت و دولت آقای احمدینژاد آن را عوض نکرد. دولت جدید اصلاً دخالتی در تهیه این لایحه نداشت. بلکه لایحه در زمان دولت گذشته به مجلس ارایه شده بود و مجلس شور اول آن را انجام داده بود ولی در شور دوم متأسفانه تغییر کرد.
اصل بحث ما این است که روی نظرات کارشناسی باید دقت بیشتری صورت گیرد. این جزیرهنگری و اینکه مثلاً من مال این منطقه هستم و باید در این نقطه فلان اتفاق بیفتد درست نیست. ما نباید با بخشینگری به سایر نقاط آسیب برسانیم. ولی متأسفانه این بخشینگری در کشور وجود دارد. از همه خواهش میکنم صرفاً به فکر مناطق خودشان نباشند. من در بین دوستان مجلس و نمایندگان مردم تهران که از دوستان صمیمی بنده هم هستند اعلام کردم که مطمئناً اگر میخواهیم تهران آباد شود در وهله اول باید روستاها را آباد کنیم و در این موضوع شکی نیست و از دولت هم میخواهیم که به آبادانی روستاها و قطبهای روستایی توجه کنند. البته برای این کار طرح هم داریم.
*چه طرحی برای این موضوع دارید؟
**به جای اینکه برویم در روستاهای کوچک سرمایهگذاری کنیم میتوانیم قطبهای روستایی به وجود آوریم که مراکز تحرک اقتصادی و اجتماعی باشند، کاری که جاهای دیگر دنیا نیز کردهاند و ما هم میتوانیم انجام دهیم. طرحش را هم با استفاده از نظرات متخصصین و دوستانی که در این زمینه تخصص دارند به دولت ارایه میدهیم.
مطمئناً اگر روستاها آباد شوند و روستاییان بتوانند زندگیشان را تأمین کنند شاهد مهاجرت و حاشیه نشینیهایی که هماکنون در اطراف شهرهای نظیر مشهد، شیراز، تهران و سایر شهرهای بزرگ به وجود آمده است نخواهیم بود.
به هر حال این موضوع را هم باید در نظر داشت و ۱۰ میلیون انسانی را که اینجا زندگی میکنند و یک پنجم جمعیت کشور را تشکیل میدهند، نباید فراموش کرد. اگر روستاها و شهرهای کوچک آباد شوند مردم مجبور نیستند شهر و دیارشان را ترک کنند. آنها ثروت ملی ما هستند و باید بمانند و کارشان را به ویژه در بخش کشاورزی ادامه دهند و درآمدزایی داشته باشند. حتی میتوان با صرفهجویی در بخش حمل و نقل عمومی اعتبارات بیشتری را به روستاها اختصاص داد. بحث جالبی را قبلاً آقای دکتر احمدینژاد مطرح کردند و آن اینکه اگر در شهری مثل تهران حمل و نقل عمومی را گسترش دهیم از میزان صرفه جویی سوخت که رقم بالایی است میتوان برای روستاها خرج کرد. برای نمونه یکی از ادارات وابسته به وزارت نفت چند وقت قبل اعلام کرد که با اجرای طرح زوج و فرد خودروها در روزهای نخست حدود ۲ میلیون لیتر بنزین در تهران صرفهجویی شده است. بنابراین صرفهجویی روزانه ۲ میلیون لیتر بنزین رقم بالایی را به خود اختصاص میدهد که در صورت گسترش حمل و نقل عمومی و کاهش استفاده از خودروهای شخصی میتوان مابهالتفاوت آن را در همه کشور به طور متعادل خرج کرد.