عباس پازوکی
یکی از پدیدههای زشت و ناهنجاری که در کشور ما رو به نهادینه شدن میرود، تشکیل ستادهای جنگ روانی علیه رقیب در ایام انتخابات است. ستادهایی که وظیفهای جز تخریب رقیب اصلی را برعهده ندارند. از اینرو بررسی فعالیت این ستادها دارای اهمیت بسیاری است که به برخی از نکات حائز اهمیت آن در این یادداشت اشاره میشود:
1-شاید بتوان آغاز فعالیت این ستادها را مربوطه بدورانی دانست که سیدمحمد خاتمی، نامزد انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری شده بود. در آن دوره ستاد جنگ روانی در چند بخش فعالیت کرد:
الف- سخنرانی در محافل مذهبی و سنتی و تخریب وسیع خاتمی که حتی در این زمینه میتوان از برخی تریبونهای رسمی نیز نام برد.
ب- القای این مطلب به هواداران سنتی نظام حاکم که اگر خاتمی نامزد شود مورد رضایت مقام معظم رهبری نیست که البته این موضوع به شدت از جانب ایشان رد شد.
ج- سخنرانی برخی عناصر در محافل شبه نظامی و تخریب خاتمی و هوادارانش.
د- انتشار نشریهای که آن زمان "فحشنامه" خوانده میشد توسط برخی عناصر شناخته شده که در واقع بازوان اجرایی ستاد جنگ روانی بودند.
ه- استفاده از میان برنامههای تبلیغی و بخش سخنرانی مخالفان خاتمی از سوی رسانهای که ملی خوانده میشد.
2- دومین پروژه بزرگ عملیات سازمان یافته تخریبی علیه اکبر هاشمی رفسنجانی بود. در این پروژه نیز تقریباً همان ماجراهای خرداد 1376 تکرار شد که برخی از آنها عبارتند از:
الف- القای این نکته که رهبری نظام موافق حضور هاشمی رفسنجانی در عرصه انتخابات نیست و بر روی نامزد دیگری نظر دارد.
ب- سخنرانی برخی عناصر شاخص نیروهای نظامی و فعالیت آنان در عملیاتهای تخریبی که البته این موضوع از سوی وزیر وقت اطلاعات و برخی مقامات قضایی نیز اعلام شده است.
ج- برقراری ارتباط کوتاه مدت و البته مشکوک با برخی نشریات جدیدالولاده و زرد برای تخریب هاشمی رفسنجانی. به جز این نشریات سایر رسانههای نزدیک به این ستاد به صورت غیرمستقیم یا غیرمستقیم نسبت به تخریب هاشمی اقدام کردند.
د- توزیع گسترده سی دی در سراسر کشور که حاوی دروغهایی بزرگ علیه هاشمی رفسنجانی و خانوادهاش بود.
ه- توزیع گسترده سی دی سخنرانی فردی که به اصطلاح استراتژیست خوانده میشد و بسیاری از غیرمحافظهکاران از جمله هاشمی رفسنجانی، خانوادهاش، حسن روحانی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی و اصلاح طلبانی چون خاتمی و... را مورد حمله قرار داده بود. این فرد به راحتی در محافل خاص سخنرانی میکرد و به صورت گسترده و سازمانیافتهای، سخنرانیهایش را در کشور توزیع میشد. سی دی سخنرانی این فرد بدون هیچ مزاحمتی همراه با سی دیهای دیگر، در ورودی ایستگاههای مترو، ترمینالها و مسیرهای پر رفت و آمد توسط افراد عادی و با تبلیغات فراوان توزیع میشد.
3- قطعاً ستاد جنگ روانی را نمیتوان وابسته به حکومت دانست. چرا که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بخشهایی از حکومت همچون دولت، مجلس، شورای عالی امنیت ملی، قوه قضائیه و... برای هاشمی رفسنجانی احترام قائل بودند و اینها ارکان مهم حکومت ایران را تشکیل میدهند. بنابراین نظریهای که معتقد به دخالت "دولت آشکار" جمهوری اسلامی در راهاندازی این ستادهاست کاملاً مردوداست و باید به سراغ دولت پنهان رفت. دولت پنهان چیست و چه نشانههایی دارد؟
هر گاه بازیگران عرصه سیاست که دارای اهرمهای قدرتمندی همچون نفوذ، ثروت و قدرت هستند و برای ورود به قدرت گزینهای جز هنجارشکنی ندارند، به فعالیت موازی با "دولت آشکار" رو میآوردند و دست به تشکیل "دولت پنهان" میزنند. ممکن است برخی از عناصر "دولت پنهان" شامل افراد حکومتی نیز باشند. افرادی که احساس میکنند، بخشهایی از حاکمیت به توقعات آنها پاسخ مثبت نمیدهد و به این نتیجه میرسند که بهتر است دوستان خود را بر سر کار بیاورند تا در کسب امتیازات موفق عمل کنند.
دولت پنهان فاقد مشروعیت قانونی و اخلاقی است و از آنجا که برای مشروعیت اخلاقی اهمیتی قائل نیست، سعی میکند با بهرهگیری از ابزارهای دراختیارش، اقدام به کسب مشروعیت قانونی کند. کسب مشروعیت قانونی برای دولت پنهان منجر به افزایش قدرت و ثروت آنان میشود و بسیاری از امتیازات را به راحتی به دست میآورند.
دولت پنهان را افرادی تشکیل میدهند که میل دارند بر قدرت و ثروت خود بیفزایند و البته این میل خود را میخواهند از طریق زیر پا گذاردن حقوق عموم مردم و دست یافتن به بیتالمال به سرانجام برسانند. بنابراین سعی میشود از مطالبات به حق مردم در زمینههای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ... به نحوی استفاده شود که منجر به کسب مشروعیت قانونی توسط آنان گردد و در نهایت با بهرهگیری از مشروعیت قانونی به منافع نامشروع خود دست یابند.
بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت دولت سابق در واپسین روزهای وزارتش به خبرنگاران، جملهای بدین مضمون گفته بود:"برخی افراد رانتها و امتیازات ویژه میخواستند و تا با در خواستشان مخالفت میشد، فریاد برمیآوردند که در وزارت نفت مافیا وجود دارد، مافیا خود اینها بودند."
سخنان زنگنه اشاره به همین نکته است که دولت پنهان برای کسب منافع نامشروع، خود را با فریادهای مشرع مردم هم نظر نشان دهد. اما آنان از چه طریقی میتوانند به چنین اهرمهایی دست یابند؟ تنها راه دولت پنهان تشکیل ستاد جنگ روانی است. این ستاد موظف به تدویت برنامههایی برای تخریب رقبا، هم رأی نشارن دادن رؤسای خود با مردم و فراهم کردن جو روانی جامعه برای کسب مشروعیت قانونی است.
امروز وظیفه نمایندگان مجلس است که با تذکرات از ظهور مجدد این ستادها در عرصه جامعه جلوگیری کنند و از آنها بخواهند ضمن خنثی کردن توطئه این ستادها، منافع مالی آنان را کشف کنند. شاید در این زمینه انگیزه چندانی در دولت نباشد. اما کمیسیون امنیت ملی مجلس و نمایندگان صریحالهجه و اخلاق مدار به ویژه اعضای فراکسیون خط امام(ره) مجلس باید نسبت به آغاز مجدد فعالیت این ستادها تذکر جدی بدهند و انان را برای خاموشی ستادهای جنگ روانی تحت فشار قرار دهند. این مهم است که ستادهای جنگ روانی پیش از انتخابات و هزینههای میلیاردی خاموش شوند. پس از انتخابات هشدارها تنها نوشداروی پس از مرگ سهراب خواهد بود. رسانههای اصلاحطلب نیز باید نسبت به این موضوع حساسیت ویژهای به خرج دهند و از هم اکنون به افشاگری دربارۀ کسانی بپردازند که چون موریانه به جان مشروعیت جمهوری اسلامی افتادهاند.