علیاصغر محمدی
تاسیس اسرائیل، پروژهای چند منظوره بود که در غرب طراحی شد. با کوچ دادن یهودیان اروپایی بزرگترین مشکل این قاره حل میشد و همچنین در ادامه سلسله منازعات تاریخی غرب و شرق، اینک غرب متحدی ثابت در دل خاورمیانه به وجود میآورد تا به نیابت از آن اعمال فشار و کنترل شرق مسلمان را عهدهدار شود.
بدین ترتیب اسرائیل به نیرویی تبدیل شد که با حمایت کامل سیاسی و اقتصادی غرب به عنوان نماینده و حافظ منافع آن در منطقه عمل میکرد. گرچه جنگافزارهای پیشرفته اسرائیل از سوی غرب تامین میشد اما در هر حال غرب دیگر برای جنگ مستقیم با شرق مسلمان قربانی نمیداد؛ و در مقابل میزان حمایت سیاسی و اقتصادی غرب از اسرائیل تقریباً هیچ سقفی نداشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران رژیم صهیونیستی خود را در برابر موج جدیدی یافت که با الهامگیری از اندیشههای امام خمینی(ره) روشهای کاملاً متفاوتی را به میدان آورده بود.
اعلام روز قدس توسط آن امام دوراندیش در واقع به معنای ایجاد مناسبتی بود تا به نماد اصل حضور مردم در صحنه مقابله با رژیم صهیونیستی تبدیل شود.
آن امام دریافته بود که از میان برداشتن این رژیم به ناچار همچون شکلگیریاش باید مرحلهای باشد که استمرار این مراحل با حضور مداوم مردم تضمین خواهد شد. به جرات میتوان گفت که از آن هنگام تاکنون حتماً مراحل مهمی در مسیر به زانو در آوردن کامل رژیم صهیونیستی طی شده است. اگر روزگاری قرار بود اسرائیل به عنوان متحد غرب در منطقه از منافع آن پاسداری نماید، اینک پس از جنگ اخیر لبنان شرایط به گونهای در آمده است که کشورهای غربی ناگزیر خود به جنوب لبنان آمدهاند تا از حیات لرزان اسرائیل پاسداری کنند.
آنها به خوبی دریافتهاند که رژیم صهیونیستی نه تنها توان حمایت از منافع آنان را ندارد بلکه حتی قدرت دفاع از موجودیت خویش را نیز از دست داده است. حضور نیروهای غربی تحت هر عنوان در جنوب لبنان پیش از هر چیز برای تامین امنیت اسرائیل است؛ امری که صراحتاً از سوی مقامات اسرائیلی اعلام میشود؛ گرچه مقامات غربی خود خجولانه به آن میپردازند. اما حقیقت این است که غرب توانایی پرداخت هزینه سنگین دفاع از امنیت اسرائیل را نخواهد داشت و یقیقناً این مرحله با سرعت هر چه تمامتر سپری خواهد شد تا اسرائیل گام بسیار مهم دیگری را به سوی شکست کامل بردارد؛ در این میان روز قدس همچنان پرچمدار است.