تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۰۴  ، 
کد خبر : ۵۱۴۱۲
به بهانه همایش تجلیل از یک هزار زندانی سیاسی قبل از انقلاب

جمع مبارزان بی‌ادعا

عباس اسدی اشاره: انقلاب که شد، بچه‌ها از زندان آزاد شدند. هرکدام به سویی رفتند. یکی وزیر شد، یکی وکیل، یکی رفت به کمیته، دیگری به سوی کشاورزی، یکی تولید یا تجارت را آغاز کرد، تعدادی استادی دانشگاه را برگزیدند، یکی هم با موتور مسافرکشی... خلاصه هر کسی در جایی سرگرم. آنها مدت‌ها بود که از یکدیگر خبری نداشتند و محملی هم نبود آنها را دور یکدیگر جمع کند تا اینکه یکی از روزها و شاید هم شبی، چند دوست همرزم تصادفی در یک میهمانی یکدیگر را یافتند و مصمم شدند تا تشکلی، کانونی و جمعی را راه‌اندازی کنند. این دیدار در سال ۱۳۶۸ اتفاق افتاد تا اینکه ۹ سال بعد بالاخره نتیجه داد و کانون زندانیان سیاسی مسلمان قبل از انقلاب از وزارت کشور مجوز گرفت. هفت سال پس از این مجوز بالاخره دستی به کار شد تا همرزمان سابق را گردهم آورد و مراسم تجلیل از آنها را برگزار کند، این بود که بنیاد شهید، ۲۵ بهمن سال ۸۴ را روز همایش تجلیل از زندانیان سیاسی مسلمان قبل از انقلاب اعلام کرد. این همایش بهانه‌ای شد که به سراغ دکتر سیدکاظم اکرمی‌ وزیر آموزش و پرورش دولت مهندس موسوی برویم و با وی درباره اهداف شکل‌گیری کانون، شیوه‌های مبارزه زندانیان سیاسی قبل از انقلاب و بیان خاطرات تلخ و شیرین آنها گفت و شنود کنیم.

* آقای دکتر چه شد به فکر راه اندازی کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب افتادید، چه ضرورت‌ها و اهدافی شما را به تشکیل این کانون ترغیب کرد.
**ما پیش از تشکیل کانون به صورت موردی نشست‌هایی را با برخی از دوستان داشتیم، اما به مرور زمان برخی از دوستان که موقعیت اداری بالایی داشتند و امکانات مالی متناسب با شأن یک خانواده متوسط را دارا نبودند و از طرفی به لحاظ شخصیتی نمی‌پذیرفتند که هر کاری را برای معیشت خود و خانواده انجام دهند دور هم نشستند و با گرامیداشت یاد و خاطرات آن روزها تصمیم گرفتند با یک شکل و شیوه دمکراتیک و قانونی کانون زندانیان سیاسی را تشکیل دهند تا به این وسیله بخشی از مسائل و مشکلات عزیزان مبارز قبل از انقلاب را پیگیری و دنبال کنند و این حرکت از زمانی پررنگ شد که مجلس شورای اسلامی ‌قانونی حمایت از آزادگان را تصویب کرد و شماری از زندانیان مبارز قبل از انقلاب بر حسب اعلام نظر برخی دستگاه‌ها آزاده شناخته نمی‌شدند، درحالی که همه می‌دانستیم آنها در دوران بازداشت از افکار اسلامی ‌بهره‌مند بودند و برای ایجاد جامعه‌ای که براساس قوانین اسلام اداره شود از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کردند و به خاطر این مبارزات دستگیر شدند، به زندان افتادند و شکنجه زیادی را هم به جان خریدند. وضعیت ابهام آمیز این مبارزان از نظر آزاده شناخته شدن یا نشدن موجب شد کانون شکل بگیرد تا از این طریق بررسی‌ها انجام شود و کارت آزادگی زندانیان دریافت شود یا در حوزه اقتصاد خانوادگی بسیاری از دوستان بودند که به رغم مبارزه مستمر با رژیم ستمشاهی مشکلات اقتصادی داشتند یا دارند، صندوقی که بتوانند از آن وام بگیرند برای حل مشکل شان وجود نداشت و شایسته هم نبود این عزیزان هر جایی بروند و به هر کسی رو بیندازند که مثلا بتوانند یک وام ۵۰۰ هزار تومانی بگیرند، موارد دیگری هم در همین زمینه وجود داشت. برخی نیز فرزندانشان مشکل کنکور داشتند. در مجموع این مسائل باعث شد کانون شکل بگیرد و هر دو سال یک بار دوستان دور هم جمع شده و برای حل مشکل چاره اندیشی کنند.
اعضای هیات مدیره و بازرسان اکنون انتخاب شده‌اند و در سه دوره با رای اعضا بنده به عنوان رئیس هیات مدیره برگزیده شده‌ام و امیدوارم بتوانم وظایف محوله را به خوبی به انجام برسانم. به تازگی یک فعالیت اقتصادی در قالب تعاونی شکل داده‌ایم و امیدواریم از این طریق بتوانیم به عزیزانی که بعضی از آنها نزدیک به ۱۵ سال از بهترین ایام جوانی خود را در زندان گذرانده‌اند خدمت کنیم. البته برای آنکه فقط و فقط روی فعالیت‌های اقتصادی متمرکز نشویم اهداف دیگری را هم مدنظر داریم که بخشی از آن اهداف در درازمدت نتیجه خواهد داد و در برخی دیگر هنوز در ابتدای راه تحقق آن هستیم.
* آقای دکتر به غیر از حمایت‌های فرهنگی ـ اجتماعی و پشتیبانی اقتصادی از زندانیان سیاسی چه اهداف دیگری را پیش روی خود می‌بینید.
**برقراری و حفظ ارتباط منظم با زندانیان سیاسی دوران ستمشاهی به منظور دفاع از انگیزه‌ها و منشور انقلاب اسلامی ‌«استقلال،آزادی، جمهوری اسلامی» و استحکام پیوندهای عاطفی میان زندانیان، حفظ، تدوین و نشر تاریخ مبارزات قبل از پیروزی انقلاب و بزرگداشت یاد مبارزان و شهدای قبل از انقلاب و پیشتازان برپایی نظام اسلامی ‌از دیگر اهداف تشکیل کانون زندانیان سیاسی قبل از انقلاب است.
*شما به عنوان یکی از مبارزان سیاسی قبل از انقلاب که تجربه زندان دارید و در این مسیر هم زحمات زیادی را پذیرا شدید آیا در دوران زندان فکر می‌کردید انقلابی به عظمت انقلاب سال ۱۳۵۷ در کشور رخ دهد و حکومت پهلوی را در آن مدت کوتاه برچیند.
**واقعیت را بخواهید بدانید باید بگویم نه، واقعا من فکر نمی‌کردم انقلابی با این عظمت و دامنه تاثیرگذاری بالا اتفاق بیفتد، یادم نمی‌رود در سال ۱۳۵۵ در زندان اوین پس از اینکه با فشار رئیس‌جمهور وقت آمریکاـ کارتر ـ مقداری آزادی‌های اجتماعی و سیاسی در جامعه ایران به وجود آمد، یکی از افرادی که پس از انقلاب به خارج از کشور رفت که البته در کسوت روحانی بود و آدم خیلی باهوشی هم نبود به من گفته بود که نهضت مردم ایران و مبارزات شماها ۲۵ سال طول می‌کشد تا به نتیجه برسد و وضع تا سال‌ها به همین شیوه باقی خواهد ماند و در آن زمان تا آنجا که به یاد دارم و با اکثر افراد زندانی کمیته ضدخرابکاری زندان قصر و زندان اوین امکان و فرصتی پیش می‌آمد، درباره آینده حرف می‌زدیم، کسی تصور نمی‌کرد حرکت مردم در بهمن سال ۱۳۵۷ به نتیجه برسد و حکومت ۵۰ ساله خاندان پهلوی منقرض شود.
*آقای دکتر! ساواک در آن سال ‌ها شیوه‌های خاص اطلاعاتی و امنیتی برای مبارزان داشت و با همین شیوه از آنها اعتراف می‌گرفت، تا چه میزان از این ترفند آگاه بودید؟
**تا سال ۱۳۵۲ براساس اطلاعات بنده بیشتر شکنجه‌ها که به افراد داده می‌شد شلاق زدن بود و معمولا سعی می‌کردند بر اساس قوانینی که داشتند با اشخاص برخورد کنند مثلا کسانی که اعلامیه خوانده یا آن را رد و بدل کرده بودند تا قبل از سال ۱۳۵۲ سه ماه به زندان محکوم می‌شدند ولی از سال ۱۳۵۲ به بعد وقتی رژیم شاه متوجه حرکت عظیم و یکپارچه مردم ایران شد، احساس خطر کرد و انواع شکنجه‌هایی را که از آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها آموخته بودند در مورد مبارزان به کار می‌گرفتند، شکنجه‌هایی که وقتی شما می‌شنوید به این نکته می‌رسید که اگر چه شکنجه گر به ظاهر یک انسان بود، ولی بی‌تردید از یک خوی حیوانیت برخوردار بود و به پست‌ترین مرحله رسیده بود. در آن شرایط باورهای دینی به کمک زندانیان می‌آمد و با تأسی از پیامبران و معصومان مقاومت سرسختانه و پیروزمندانه زندانیان بیشتر می‌شد.
*کمیته مشترک ضد خرابکاری چگونه شکل گرفت؟
**البته زندان کمیته مشترک در زمان رضاخان ساخته شده بود، ولی شاید اولین دستگیری مربوط به مرحوم آیت‌الله طالقانی در این زندان بود، ایشان در سال ۱۳۱۸ در همین کمیته زندانی شدند و قبل از ایشان هم مبارزان چپ‌گرای ایران هم که گروه ۵۳ نفره باشند، در همین زندان بودند، البته آنچه باعث شد که این کمیته شکل بگیرد و تقویت شود این بود که در سال‌های دهه ۱۳۵۰ میان ساواک، شهربانی و ژاندارمری در دستگیری و نحوه برخورد با آنها اختلافاتی بروز کرد که برای رفع این اختلافات کمیته مشترک ضد خرابکاری ـ که بتواند از یک اتاق فرمان مبارزه را سرکوب کند ـ شکل گرفت.
*این کمیته چه فضایی را بر زندان‌ها حاکم کرده بود؟
**رژیم تا سال ۱۳۵۲ فضای بسته و خفقان آوری ایجاد کرده بود، اما از آن سال به بعد فضا هر چه بیشتر مخوف‌تر و دحشتناک‌تر شد و انواع شکنجه‌ها در آن زمان به بعد اتفاق افتاد و شماری هم از مبارزان کم آوردند و البته شمار بسیار زیادی هم روی اصول و باورهای خود پافشاری کرده و برای ادامه راه مصمم‌تر شدند.
*در آن زمان، ایران ژاندارم منطقه خوانده می‌شد، اطلاعات شما برای مبارزه با این ژاندارم چه بود؟
**لفظ و عبارت ژاندارم منطقه به این خاطر به رژیم شاه تعلق گرفته بود که تهران مرکز امن عوامل آمریکا بود و در بسیاری از موارد اگر سفرای آمریکا در کشورهای منطقه می‌خواستند جلسه مشترک داشته باشند در ایران جمع می‌شدند و شاید پرشمارترین نیروهای امنیتی و انتظامی ‌منطقه در ایران مستقر بود و تصمیمات مهم در ایران گرفته می‌شد مثلا جریان مبارزه اخوان‌المسلمین در مصر و سوریه و اردن فعالیت داشتند و تصمیمات مبارزه با این جریان‌ها در ایران اتفاق می‌افتاد و نیروهای استعماری و آمریکایی تبادل‌نظر خود را در ایران انجام می‌دادند و سپس آن را در کشورهای مذکور اجرایی و عملیاتی می‌کردند.
*آقای دکتر در وانفسای مبارزه با رژیم شاه و پس از پیروزی انقلاب هر کدام از گروه‌ها بیشترین سهم مبارزه را به خود نسبت می‌داد، شما که در کوران مبارزه بودید سهم هر کدام از گروه‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
**اگر بخواهیم از نظر کمی‌بررسی کنیم شاید تعداد زندانی چپ‌گرا از زندانیان مسلمان بیشتر بود اما به لحاظ کیفی نیروهای مسلمان بودند که با توده مردم ارتباط خوبی داشتند و از وزن بالایی هم برخوردار بودند. شما خوب می‌دانید که مردم ما در طول تاریخ، حتی قبل از آمدن اسلام به ایران روحیه دینی و اخلاقی داشتند و در زمان ساسانیان هم از ظلم آنها به اسلام پناه آوردند، بنابراین مردم در طول تاریخ همواره متدین بوده‌اند، گروه‌های چپ‌گرا گرچه تعدادشان کم نبود، اما شماری از آنها حتی مورد حمایت خانواده‌های خود نبودند، اما یک مبارز مسلمان وقتی دستگیر می‌شد نه تنها خانواده‌اش، بلکه همسایگان و دوستان او متاثر می‌شدند. بد نیست در این رابطه یک خاطره بگویم. حدود شش سال پیش یک روز در همدان پیاده می‌رفتم، یکباره یک ماشین رنو جلوی پایم ترمز کرد و راننده آن جناب آقای فلاح با من احوالپرسی کرد و گفت شما مرا می‌شناسید؟ گفتم: نه. او به من گفت: ما ۵۲ نفر بودیم، وقتی شما قبل از انقلاب دستگیر شدید و به زندان رفتید ما تحت تاثیر افکار شما که آن زمان به عنوان مشاور در مدارس راهنمایی ظفر حضور داشتید قرار گرفتیم و کم و بیش وارد جریان مبارزه شدیم، هرکدام از ما پس از مدتی محکوم به زندان شدیم. در آن زمان چون به عنوان یک مسلمان مبارزه می‌کردیم این‌ها با موافقت خانواده در پی ما آمدند و به عنوان یک معلم از ما الگو گرفتند، اما افکار چپ در آن زمان در بین دانش‌آموزان پذیرش نداشت و کسی هم حتی جرأت نمی‌کرد آن را در کلاس مطرح کند، بنابراین به لحاظ کمی‌ و عددی وزن چپ‌ها بیشتر بود. البته بنده به عنوان یک زندانی سیاسی به همه نیروهای مبارز کشور که در سقوط رژیم شاه نقش داشتند احترام می‌گذارم و براین باورم هر کسی با هر انگیزه که مبارزه کرده و رنج و مشقت زندان را کشیده قابل احترام است. من به آقای عمویی که بیش از ۲۰ سال زندگی خود را در زندان گذرانده است احترام می‌گذارم.
*می‌گویند ساواک در آن زمان ترفندهای متفاوتی را به کار می‌بست تا بتواند میان زندانیان اختلاف ایجاد کند و از قدرت مبارزه بکاهد آیا شما از این ترفندها آگاه بودید؟
**در زندان، ساواک تلاش زیادی می‌کرد تا در جبهه مبارزان اختلاف ایجاد کند، البته با روابط صمیمی ‌و گرمی‌که میان زندانیان بود، موفق به این کار نمی‌شد، بالاخره بعد از جریاناتی که در درون سازمان مجاهدین رخ داد و شهادت عزیزانی چون مجید شریف واقفی را در پی داشت، به دست خود مبارزان بهانه خوبی برای ساواک فراهم شد که منجر به فتوایی شد که در یکی از بندها توسط یکی از علما منتشر شد که البته با مدیریت و درایت آیت‌الله طالقانی از مکتوب شدن آن جلوگیری شد و ایشان نمی‌پذیرفت که فتوای کتبی علیه گروه‌های دیگری داده شود، هر چند به هر حال یک مرزبندی هم پذیرفته شده بود که عده‌ای به نام اسلام مبارزه می‌کردند و عده‌ای دیگر هم با انگیزه‌های دیگر. اما مرحوم طالقانی با آن دید بلندی که داشت همواره متذکر این نکته بود که دوستان چپ‌گرای زندانی در نتیجه کوتاهی مسلمانان در مسیر مبارزه و جلب آنها و عدم بیان درست حقایق اسلامی ‌به این وادی کشیده شده‌اند. الان هم اعتقاد دارم و آن زمان هم اعتقاد داشتیم که اگر علمای ما حقایق اسلامی ‌در مورد ضدیت با ستمگران و استثمارگران را به خوبی تبیین کرده بودند، جایی برای مبارزه غیراسلامی ‌در کشور ما و بسیاری از کشورهای مسلمان باز نمی‌شد. بگذارید خاطره دیگری را در همین رابطه برایتان بگویم، اول مغرب و زمان اذان یک آقایی را به سلول من آوردند، من بلند شدم و نماز خواندم، این آقا که عقیده‌های چپ داشت از من پرسید که چکاره بوده‌اید که به زندان افتاده‌اید و من گفتم که روانشناسی و فلسفه تدریس می‌کردم. تا گفتم فلسفه، گفت: حتما منطق ارسطو تدریس می‌کردید. گفتم: نه. گفت: چطور؟ گفتم: منطق ما این است با تکیه بر فرمایش امیرالمومنین که حق را بگیرید ولو از اهل باطل و باطل را نگیرید ولو از اهل حق. بدون وقفه به او گفتم اگر در مطالب و نوشته‌های شما مطلب حق و درستی باشد می‌پذیرم و اگر هم در گفته‌های اهل حق مطالب غلط و نادرستی باشد از آن پرهیز می‌کنم. بعد از چند روز سلول ما تغییر کرد و این یکی از بهترین خاطراتم شد چرا که او با من بسیار دوست شد تا جایی که بارها از من خواست که با او سخن بگویم و البته نمی‌دانم سرنوشتش چه شد اما همین که عطش او را در پذیرش مطالبم دیدم در دل خوشحال می‌شدم. اکنون هم شرایط همین است. اگر در اداره جامعه پس از انقلاب مدبرانه و دلسوزانه، عاقلانه و بدون تبعیض کارهای مردم را سریع راه می‌انداختیم، شاید بسیاری از افرادی که احساس نزدیکی با تفکرات اسلامی ‌ندارند جذب می‌شدند که متاسفانه در این کار موفق نبوده‌ایم.
*شما پیروزی انقلاب را به چند مرحله تقسیم می‌کنید و چه مبدأیی را برای شروع آن قایل هستید؟
**شکست حکومت دکتر مصدق که به هر صورت در دیدگاه مردم ایران حکومتی ملی بود آغازگر مبارزات جدی علیه نظام شاه و آمریکا بود و اعتقادم بر این است که مرحله اول مبارزات مردم ایران پس از آن در درون جبهه ملی با بزرگ مردانی که نقش رهبری داشتند همچون آیت‌الله طالقانی و مهندس بازرگان شکل گرفت و آنها پایه‌گذار یک حرکت اسلامی ‌شدند البته پس از مدتی از یکدیگر جدا شده و نهضت آزادی را پایه‌گذاری کردند. مرحله دوم انقلاب به فوت مرحوم آیت‌الله بروجردی بازمی‌گردد و اینکه رژیم سعی داشت مرجعیت را از ایران به نجف پرتاب کند ولی آهسته‌آهسته نام امام و شخصیت امام در دانشگاه مطرح شد و ۱۵ خرداد پیش آمد و ۱۵ خرداد حرکت امام را توده‌ای کرد، بعدا امام دستگیر شد و آهسته‌آهسته مرجعیت ایشان مورد قبول علمای بزرگ قرار گرفت. بعد مقاومت بسیار عالی حضرت امام بود که حتی یک قدم در مقابل حکومت شاه عقب ننشست و مبارزه را استمرار بخشید. مرحله بعدی انقلاب به مقاله توهین آمیز روزنامه اطلاعات بازمی‌گردد که جنبش مردم را به سرتاسر ایران تسری بخشید و همه شهرها و روستاها یکپارچه مبارزه و قیام شدند که در نهایت به تشکیل جمهوری اسلامی ‌منجر شد.
*رهبری امام خمینی در هر یک از این مراحل برای پیشبرد حرکت از چه جایگاهی برخوردار بود؟
**پس از سرکوب قیام ۱۵ خرداد به وسیله رژیم و تبعید حضرت امام، خیلی از افراد از مقام و موقعیت حضرت امام اطلاع نداشتند، آهسته آهسته تاثیرات حضور امام آشکار شد تا حدی که در سال ۵۶ و ۵۷ به اوج خود رسید. در آن زمان، خوب توده مردم امام را نمی‌شناختند و مقلد مراجع دیگر بودند، حتی برخی از خانواده‌ها فرزندان خود را از پیروی از امام برحذر می‌داشتند اما امام و نقش آفرینی تاریخی او در مقابل اقدامات رژیم مانند جشن‌های ۲۵۰۰ ساله و تغییر تاریخ هجری به پهلوی تاثیرات خود را بر جای گذاشت و تا آنجا نقش امام پررنگ‌تر شد که بسیاری از علما و مراجع تقلید پشت ایشان قرار گرفتند و به حضرت امام تأسی کردند.
* باز از خاطره تلخ و شیرین‌تان بگویید.
**تلخ‌ترین حادثه که در سالهای ۱۳۵۴ و ۱۳۵۵ اتفاق افتاد این بود که سازمانی که من یکی از بنیانگذارانش بودم و افراد بزرگی چون شهید محمد حنیف‌نژاد و پیروان این گروه علاقه بسیار زیادی به مباحث قرآن و اسلامی ‌داشتند و تفسیر نهج‌البلاغه می‌گفتند به جایی رسیدند که مسیر خود را عوض کردند و به سوی دیگری بردند، این واقعه برای ما بسیار رنج آور و غم‌انگیز بود. شیرین‌ترین خاطره‌ام باز هم به سال ۱۳۵۵ بازمی‌گردد، نیمه‌شب بود مرا از سلولی به سلول دیگر بردند و در آنجا هم سلولی من، آقای اشترانی دبیر ورزش شهرستان بروجرد بود او آن زمان اظهار کرد شما خوب زمانی مبارزه را شروع کردید. زمانی به سمت و سوی مبارزه آمده‌اید که اسلام و دین محور مبارزه شده است و سایر انگیزه‌ها در مقابل اسلام و دین کمرنگ شده است. وقتی مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را داشتم یک روز به دیدن من آمد و گفت شنیده‌ام وزیر شده‌ای آمده‌ام حالت را بپرسم. به او گفتم تقاضایی، کاری نداری؟ گفت: نه، فقط آمده‌ام که ترا ببینم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات