تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۶  ، 
کد خبر : ۵۱۴۳۰
انتخابات ریاست جمهوری و جبهه اصلاحات در گفت‌وگو با احمد شیرزاد

اگر نتایج انتخابات را می‌‌دانستیم...


علیرضا صلواتی
* از انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری شروع می‌‌کنیم. به نظر شما اصلاح‌طلبان در این انتخابات عملکرد قابل قبولی داشتند؟

** از چه لحاظ؟
* استراتژی که اصلاح‌طلبان در پیش گرفتند، استراتژی مناسبی بود؟
** همان‌طور که می‌‌دانید جبهه اصلاحات در انتخابات نهم ریاست جمهوری، یکپارچه عمل نکرد، اما شما می‌‌توانید نسبت به عملکرد بخش‌های مختلف جبهه اصلاحات این سئوال را داشته باشید. ممکن است قضاوت این باشد که در یک بخش درست بود و در یک بخش درست نبود. البته در کل جبهه اصلاحات، این موضوع می‌‌تواند قابل بحث باشد که این عدم یکپارچه عمل کردن خوب بود یا نه.
* خب، نظر شما چیست؟
** به نظر من خوب نبود؛ که اگر جبهه اصلاحات به صورت یکپارچه عمل می‌‌کرد، قطعا موفقیت بهتری می‌‌داشت، ولی به هر حال، اصلاح‌طلبان در بخش‌های مختلف جبهه متفاوت عمل کردند و حول دو سه کاندیدای مختلف نیروها مجتمع شدند و هرکدام عملکردهای متفاوتی داشتند.
* چرا اجماع و ائتلاف روی یک نامزد واحد، ممکن نشد؟
** این موضوع، بیشتر به مسائل تاریخی برمی‌‌گردد. منظورم تاریخ سال‌ها پیش نیست که پیشینه موضوع است. آنچه که در عمل اتفاق افتاد، باعث شد این تفاهم صورت نگیرد. شاید بخشی از این عدم تفاهم به برداشتی که نیروها از ترکیب آرا در جامعه داشتند که طبیعتا با نتیجه‌‌ای که در آخر به دست آمد، آن برداشت‌ها تطبیق نداشت، البته در این زمینه شاید نشود خیلی کسی را محکوم کرد. به دلیل فضای جامعه ما و ابزارهایی که برای نظرسنجی وجود دارد، این سنجش می‌‌تواند دقیق یا همه جانبه یا از تمام بخش‌های ایران نباشد. این خطاهایی دارد که در نظرسنجی و نتایج آن تاثیرگذار خواهد بود. حرکات پیش‌بینی نشده هم می‌‌تواند در نتایج نهایی تاثیر داشته باشد. یک عامل در همین عدم اجماع، عدم دقت برآوردها و نظرسنجی‌های گروه‌های مختلف بود. دلیل دیگرش به بعضی از اختلافاتی برمی‌‌گردد که در سال‌های پیش چه در بین اشخاص تاثیرگذار و مهم و چه در میان گروه‌ها و جریانات سیاسی وجود داشت، به هر حال این فاصله‌ها مشکل ایجاد کرد. دلیل دیگرش این است که ما در جبهه اصلاحات، یک سازوکار حکمیت و تصمیم‌گیری قطعی نداریم و حالا برخلاف جناح اصولگرا که یک نوع ریش سفیدی تعیین‌کننده دارند، ما در جبهه اصلاحات فاقد نهادی هستیم که بتواند به نوعی حرف آخر را بزند و همه هم آن حرف آخر را بپذیرند. طبیعتا باید توافق کنیم.
* این توافق‌ها، بالاخره باید مکانیسم خاصی داشته باشد؟
** بله، ما قبلا هم این مکانیسم‌ها را داشتیم و در گذشته با آنها بسیار خوب عمل شده است. مثل دو دوره انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات مجلس ششم و انتخابات شوراهای اول. در مواردی این سازوکار توافقی خوب عمل کرده، اما فاقد قاطعیت و قطعیت لازم برای اینکه در این دوره هم بتواند عمل کند، بوده و اختلافات باعث شد نهایتا توافق نهایی حاصل نشود.
* به نظر شما اگر آن ائتلاف جبهه اصلاحات روی یک نامزد حاصل می‌‌شد، پارامترهای دیگر تاثیرگذار بود؟ من می‌‌خواهم بگویم بیشتر از آنکه دیگران در شکست اصلاح‌طلبان نقشی داشته باشند، این اصلاح‌طلبان بودند که با عملکرد خود، زمینه شکستشان را فراهم کردند.
** قطعا همین‌گونه است. ببینید اتفاقی که در این دوره افتاد، متکثر شدن فضا و آرا بود؛ یعنی آرا به نسبت‌های متفاوت بین شش ـ هفت کاندیدا تقسیم شد، به طوری که میانگین، چیزی حدود 5ـ4 میلیون رای به هر کاندیدا می‌‌رسید و تقریبا هم همین‌گونه شد. در چنین شرایطی، امکان اینکه یک گروه تشکیلاتی و سازمان یافته بتواند تاثیرگذار باشد، بیشتر خواهد بود، ولی اگر یک اجماع قوی میان اصلاح‌طلبان بود، یعنی 14ـ13 میلیون رای در یک کاسه می‌‌رفت که حتی می‌‌توانست در مرحله اول تعیین‌کننده باشد.
* به نظر شما به عنوان عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، خود حزب، در این انتخابات، عملکرد قابل قبولی داشت؟
** اگر عملکرد را به نتیجه انتخابات ببینیم، خب، ما نتیجه نگرفتیم، ولی اگر قضاوت روی عملکرد با مشکلاتی که داشتیم، به نظرم قابل دفاع است. ما در شرایطی که به هر حال در انتخابات مجلس هفتم آسیب دیده بودیم، باز هم روش سیاست‌ورزی را در پیش گرفتیم و ترجیح دادیم در صحنه بمانیم و با سازوکارهای قانونی و حزبی، حضورمان را ادامه دهیم. همان ابتدای کار هم پیش‌بینی بسیاری از دوستان این بود که ممکن است ما نتیجه نگیریم، اما به نظر من، تمام هدف یک حزب سیاسی به نتیجه یک دوره خلاصه نمی‌‌شود. ممکن است در یک دوره نتیجه بگیرد و در دوره بعد نتیجه نگیرد، چه بسا اگر این روش را در پیش نمی‌‌گرفتیم، خودمان را برای آینده طولانی‌تری از صحنه سیاست حذف و امکان نتیجه‌گیری‌های بعدی را هم از خودمان سلب کرده بودیم.
ولی من فکر می‌‌کنم این تصمیم، تصمیم درستی بود. گام دیگر این بود که ما تصمیم گرفتیم یک کاندیدای حزبی کاملا وابسته به خودمان انتخاب نکنیم و اندکی به بیرون خودمان نگاه کنیم. بر همین حساب در مرحله اول آقای مهندس موسوی و در مرحله دوم، آقای دکتر معین را برگزیدیم که حکایت از این داشت که ما دنبال یک روش تعامل سیاسی هستیم، نه روش انشقاق و جداشدگی و تفرقه سیاسی. تا اینجا هم روی اصل سیاست‌ورزی و هم روی انتخاب یک کاندیدای غیرحزبی و واحد انعطاف داشتیم. در ائتلاف تا حد امکان تلاش کردیم و هم سعی در مواجهه با مشکلات و ناسازگاری‌های محیط؛ از جمله رد صلاحیت اولیه آقای دکتر معین و دوباره به صحنه آمدن و گرم کردن فضای انتخابات. مجموعا فکر می‌‌کنم حزب مشارکت در این انتخابات عملکرد قابل قبولی را از خود نشان داد و بعد هم که نتیجه به نفع ما نشد، خیلی شرافتمندانه نتیجه را پذیرفتیم. البته حق خودمان را به عنوان یک اقلیت سیاسی در سطح حاکمیت، محفوظ نگه می‌‌داریم، اما نسبت به شرایط موجود، برخورد ما بسیار واقع‌بینانه بود. روی هم رفته اگر صرفا به نتایج نگاه کنیم که یک حزب برنده می‌‌شود و حزب دیگر بازنده، خب، ما برنده نبودیم، اما اگر به مجموعه عملکردها نگاه کنیم که در آنها تعهد به نظام جمهوری اسلامی، تعهد به یک سیاست ورزی سالم و تعهد به آرمان‌های خود حزب دیده می‌‌شود، ما در طول انتخابات، شعارهای خودمان را دادیم، به شعارهایی که به آن اعتقاد نداشتیم، دست نیازیدیم. حرف‌های خودمان را زدیم. حتی با وجود همه هزینه‌هایی که می‌‌تواند داشته باشد، عملکرد گذشته خودمان را پذیرفتیم و در عرصه‌های تبلیغاتی که رفتیم، جوابگو بودیم. نیامدیم تقصیرها را به گردن دیگران بیندازیم. ما دوره‌ای در مجلس و تقریبا در دولت حضور داشتیم و می‌‌بایست جوابگوی این حضور می‌‌بودیم و این کار را هم کردیم. در نهایت عملکرد، عملکرد سالمی ‌بود، اما یک حزب بتنهایی نمی‌‌تواند نتیجه انتخابات را با تصمیم خودش رقم بزند، حتما گروه‌های دیگر هم هستند و در یک رقابت نتیجه تعیین خواهد شد. در این رقابت ما نتیجه را واگذار کردیم و آن را پذیرفتیم. ما خودمان داوطلبانه وارد یک بازی شدیم که می‌‌دانستیم ممکن است در آن جفاها و نامردمی‌‌هایی هم باشد.
* شما اشاره کردید که به سمت کاندیدای غیرحزبی رفتید. مگر آقای دکتر معین کاندیدای حزبی شما نبودند؟
** نه، ایشان کاندیدای حزبی ما نبودند. نه عضو حزب ما بودند و نه ملزم به اطاعت تشکیلاتی یا تبعیت تشکیلاتی از حزب. البته در یک تشکیلات هیچ کس ملزم به اطاعت نیست، ولی خب، کسی که می‌‌آید و تعهد می‌‌دهد، از او انتظار است که به تعهدش عمل کند.
* خب، عضو حزب شما نبودند، تعهد تشکیلاتی هم به حزب شما نداشتند؟
** نه، ما در یک توافق روی شعارها و...
* هیچ تعهدی نبود؟
** نه، ایشان تعهد تشکیلاتی نداشتند، ولی ما در یک توافق تشکیلاتی با ایشان و سایر گروه‌های حامی‌ایشان، وارد صحنه شدیم و خوشبختانه هماهنگی مان هم تا روز آخر هماهنگی خوبی بود، اما کاری نیست که همه صددرصد روی آن بتوانند بدون هیچ گونه اختلافی کار کنند، اما بالاخره توافق نسبی خوبی بود.
* چرا حزب مشارکت در جریان انتخابات کوتاه نیامد؟ به نظر شما سرنوشت جریان اصلاحات مهمتر از آن نبود که اصطلاحا نامزد حزبی شما رای بیاورد؟
** اگر به طور مشخص نام اشخاص را بفرمایید...
* به هر حال از جریان، نامزدهای دیگری هم بودند؛ آقای کروبی بودند آقای مهرعلیزاده هم بودند...
** اولا طرح کاندیداهای دیگر به هیچ وجه از ابتدا در یک چارچوب فراگیر جبهه اصلاحات صورت نگرفت. تنها یک کاندیدا بود که جبهه اصلاحات روی او بحث کرده و به توافق رسیده بود و آن هم آقای میرحسین موسوی بود که متاسفانه قبول نکرد. در مورد سایر افرادی که اسامی‌‌شان مطرح شد، اصولا هیچ بحثی در ستاد جبهه اصلاحات طرح نشد که افراد روی آن اجماع کنند که ما هم کوتاه بیاییم. اتفاقی که افتاده است، این است که بعضی کاندیداهای دیگر به هر دلیلی که ممکن است برای خودشان موجه باشد، به صحنه آمدند. ما هم نمی‌‌توانستیم این حق قانونی را از کسی سلب کنیم. جناب آقای مهرعلیزاده تشریف آوردند، آقای کروبی آمدند، آقای ‌هاشمی‌رفسنجانی آمدند و هر کدام از اینها خودشان به این نتیجه رسیدند که حضورشان لازم است. اصولا این جور نبود که یک تصمیم جمعی باشد و ما کوتاه نیاییم.
* تلاشی هم نکردید برای رسیدن به این تصمیم جمعی؟
** قطعا تلاش کردیم. خود معرفی آقای میرحسین موسوی نشان‌دهنده این تلاش است.
* خب، از ابتدا که مشخص بود آقای موسوی به صحنه نمی‌‌آیند!
** نه، آنقدرها هم مشخص نبود! دشوار بود، ولی قطعی نبود. به هر دلیلی آن اتفاق نیفتاد.
* بعد از آن چه؟ دیگر تلاش‌ها متوقف شد؟
** تقریبا بله، فضا اینجوری بود که افرادی به هر دلیلی قصد داشتند به صحنه بیایند. طبیعتا دیگر جایی برای بحث بر سر اینکه چه کسی بیاید و چه کسی نیاید، نبود. ما یا باید تبعیت می‌‌کردیم یا نمی‌‌کردیم...
* خب، در این مقطع کوتاه می‌‌آمدید!
** نه، ما در این نقطه هیچ کدام از کاندیداها را منطبق بر شعارها و خواست‌هایمان ندیدیم.
* یعنی به دنبال کاندیدای حزبی بودید!
** نه، اصلا.
* فرد نزدیک‌تر هم به شعارهایتان ندیدید؟
** چرا، دیدیم.
* پس چرا کوتاه نیامدید؟
** در مقایسه با کی؟
* با نامزد خودتان. همین 5ـ4 میلیون رای می‌‌توانست در سبد یک نامزد دیگر قرار گیرد...
** بله، می‌‌توانست...
* پس شما شکست را بر حمایت از یک کاندیدای غیرحزبی و پیروزی در انتخابات ترجیح دادید؟
** نه، ترجیح نمی‌‌دادیم. قطعا اگر ترکیب ارقام و آرا را به آن شکلی که بعد از انتخابات مشخص شد می‌‌دانستیم، تصمیم دیگری می‌‌گرفتیم. نه فقط ما، که دیگران هم تصمیم دیگری می‌‌گرفتند. آنها هم کوتاه می‌‌آمدند...؛ آنها هم متضرر شدند. ما که نتیجه را نمی‌‌دانستیم، اما متاسفانه سازوکار یک پیش‌بینی دقیق در ایران بسیار ضعیف است و امکان نظرسنجی و سنجش خوب نیست. جمع‌بندی امر این است که اگر نتیجه امروز را چند ماه پیش می‌‌دانستیم، نه فقط ما که دیگران هم تصمیم متفاوتی می‌‌گرفتند. این یک حرف روشن و عقلانی‌ست.
* الان که بیش از چهار ماه از انتخابات گذشته، ارزیابی شما از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات چیست؟
** در جبهه اصلاحات، طبیعتا شوک ناشی از شکست در انتخابات وجود داشته و دارد، اما من فکر می‌‌کنم این یک تجربه مثبت را به دنبال دارد؛ یعنی انگیزه‌ها امروز خیلی بیشتر و جدی‌تر شده است. انصاف و دقت در تحلیل‌ها بهتر شده است.
* الان چطور؟ از این شوک خارج شده‌اند یا نه؟
** گروه‌های سیاسی که این شوک را حس کرده‌اند. جامعه هم تازه دارد این شوک را احساس می‌‌کند؛ آن هم به دلیل تحولات در نظام اداری کشور است. به هر حال 3ـ2 میلیون کارمند دولت داریم، اما گروه‌های سیاسی واقعیت را قبول کرده‌اند و دارند کار خودشان را انجام می‌‌دهند. برخی به فکر تشکیل احزاب جدید افتاده‌اند، برخی دنبال ائتلاف‌های جدید هستند، برخی به فکر تجدید سازمان افتاده‌اند و همه اینها نتایج مثبت انتخابات است و نشان می‌‌دهد که از این شوک خارج شده اند.
* الان مشکلاتی که جبهه اصلاحات با آن دست به گریبان است، چیست؟
** عرض کنم که... [فکر می‌‌کند]
* اصلا مشکلی هست؟
** مسئله اصلی، خود اصلاحات است، اما مشکلات دیگر، فقدان رسانه‌ای‌ست که بتوان با مردم حرف زد و امنیت تشکیلاتی.
* الان، امنیت تشکیلاتی نیست؟
** چرا، الان مشکل خاصی را احساس نمی‌‌کنیم، ولی از آینده هم خبر نداریم. امیدواریم که امکان شرکت آزادانه در انتخابات‌های آینده را داشته باشیم، چون اگر از یک حزب امکان شرکت در انتخابات را بگیرند، فلسفه وجودی‌اش را هم از دست می‌‌دهد.
* حزب شما مشکل خاصی دارد؟
** الان جدی‌ترین مسئله، فقدان رسانه است.
* یعنی آقای دکتر! اگر مشکل رسانه حل شود، دیگر حزب شما مشکلی نخواهد داشت؟ فرض کنیم همان طور که وزیر ارشاد گفته‌اند فردا به شما مجوز رسانه نمی‌‌گویم تصویری ولی روزنامه را بدهند، آن وقت همه مشکلات حل می‌‌شود؟
** نه، این اولین مشکل است. شما نگفتید همه مشکلات را بگو! ولی مشکلات دیگری هم هست.
*نه آقای دکتر! این مشکلات بیرونی‌ست. مشکلات درونی چطور؟
**آنها هم کم نیست. مسئله بسیار جدی ما مسئله پول و بودجه است که در ایران بودجه احزاب جا نیفتاده است. ما می‌‌بایست از حق عضویت‌ها حزب را اداره کنیم که این مقدور نیست. اعضای متمکن هم داریم، ولی عموم اعضای ما جوانان، دانشجویان و معلمان هستند. اینها که نمی‌‌توانند مشکلات مالی حزب را حل کنند. کار حزبی هم بدون پول نمی‌‌شود.
* با بودجه خانه احزاب مشکلاتتان حل نمی‌‌شود؟
** نه، این بودجه ممکن است برای برخی گروه‌ها که فقط یک اسم دارند، کافی و حتی منبع درآمد باشد، اما برای گروهی که می‌‌خواهد واقعا کار کند، این رقم جوابگو نیست.
* من باز هم جوابم را نگرفتم. اینها همه‌اش مشکلات مادی‌ست. مشکل تئوریک و فقدان استراتژی کارآمد چطور؟
** لااقل ما شکر خدا این یک مشکل را نداریم؛ می‌‌توانیم اختلاف نظرهای داخل خودمان را مدیریت کنیم، تکثر آرا را در داخل خودمان می‌‌پذیریم، تجربه کار سیاسی درازمدت را داریم؛ اینها سرمایه‌های خوبی‌ست. این را مطمئنم که مشکلات احزاب دیگر بسیار بیشتر از ماست.
* در جبهه اصلاحات چطور؟
** ببینید، مفهوم جبهه با حزب متفاوت است. جبهه، ائتلاف حول یک محور در یک مدت محدود و با هدف معین است. جبهه اصلاحات هم یک ائتلاف بوده که در مقاطع خاص شکل گرفته و در خارج از آن اصولا دستور کاری ندارد.
* یعنی به نظر شما جبهه اصلاحات فقط برای انتخابات باید تشکیل شود؟
**خوشحال می‌‌شویم اگر بتواند فعال‌تر از این باشد و در عرصه‌های دیگر هم وارد شود.
* الان به نظر شما مهمترین وظیفه اصلاح‌طلبان چیست؟ اصولا استراتژی خاصی پس از انتخابات در میان اصلاح‌طلبان وجود دارد؟
** ما پیرو شعار و روشی هستیم که در حزب بر آن توافق کرده‌ایم و مبنی بر ادامه سیاست‌ورزی و اصلاحات و توام با کار جدی‌ست. سعی می‌‌کنیم در حزب خودمان به آن عمل کنیم و فکر می‌‌کنیم اگر سایر احزاب هم به همین روش عمل کنند، در جبهه اصلاحات شاهد چند حزب و جمعیت قوی و پر اراده باشیم. اما به هر حال اختلافات هم هست. اینطور نیست که بگوییم همه، عصر به عصر با هم فالوده می‌‌خورند. چرا، تفاوت‌ها هست، ولی هنوز پیوندهای همکاری وجود دارد.
* در حزب شما بعد از انتخابات، کمیته‌ای برای بررسی نتایج و تدوین استراتژی آینده تشکیل شد؟
** بله، نتایجش هم در اسناد کنگره هشتم در همین ماه پیش منتشر شد.
* این بحث تشکیل دولت سایه به کجا رسید؟
** ما مصوبه‌ای برای تشکیل دولت سایه نداشتیم.
* در رسانه‌ها اخباری به نقل از آقای رمضان‌زاده منتشر شده بود که...
** ببینید گاهی یک پیشنهاد و ایده مطرح می‌‌شود. در گذشته هم همین مشکلات را داشتیم. افرادی از حزب، طرح‌هایشان را مطرح می‌‌کنند، ولی آنچه مهم و ملاک است، مصوبه است. ما مصوبه‌ای برای تشکیل دولت سایه نداشتیم، ولی کمیته‌های نقد و بررسی عملکرد دولت را داریم.
* این جبهه دموکراسی و حقوق بشر اصلا چرا به وجود آمده است؟
** الان به وجود نیامده است!
* بله، در همان زمان انتخابات چرا به وجود آمد؟
** این هم ایده‌اش مطرح شد، چون در انتخابات گذشته برخی گروه‌ها چنین جبهه‌ای را پیشنهاد دادند و مورد استقبال طیف گسترده‌ای از روشنفکران و دانشجویان و مردم قرار گرفت...
* این طیف گسترده، یعنی جدا گسترده است یا محدود؟
** بله، من به شهرهای مختلف رفتم و استقبال مردم را دیدم.
* گویا آقای میردامادی در جایی گفته بودند که در این جبهه فعلا فقط حزب مشارکت و نهضت آزادی وجود دارند.
** آهان، منظورم انعکاس گسترده آن بود، ولی در بین گروه‌های سیاسی می‌‌بایست مذاکرات صورت گیرد. هر وقت جبهه اعلام شد و گروه‌های تشکیل‌دهنده‌اش مشخص شدند آن وقت می‌‌شود قضاوت کرد؛ الان کمی ‌زود است.
* آیا تشکیل جبهه دموکراسی‌خواهی نشانه‌ای بر ناکارآمدی جبهه اصلاحات نیست؟
** نه، هر کدام در جایگاه خودش قابل بررسی‌ست.
* اصلا این جبهه در جبهه چیز خوبی‌ست؟
** نه، بحث جبهه در جبهه نیست. انواع ائتلاف‌ها بین احزاب و گروه‌های سیاسی امکانپذیر است و هیچ وقت هم تشکیل یک ائتلاف جدید به معنی تعطیل کردن ائتلاف قبلی نیست. جبهه اصلاحات در حد ایجاد یک شورای هماهنگی، جبهه است و می‌‌تواند قوی‌تر باشد، ولی جبهه دموکراسی‌خواهی نافی آن نیست.
* اینکه فقط مربوط به زمان انتخابات نبود؟
** نه، گمان نکنم دغدغه کسانی که دغدغه دموکراسی و حقوق بشر داشتند، رفع شده باشد، ولی خب، هنوز در مراحل اولیه است و دوستان هم در حال کار هستند.
* و آینده این جبهه از نظر شما؟
** راهی خیلی طولانی در پیش است؛ الان که قابل قضاوت نیست.
* و پیش‌بینی شما چیست؟ سرانجام خوبی خواهد داشت؟
** به هر حال به نظر من این حرکت می‌‌تواند مثبت باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات