پرویز اسماعیلی
اوضاع فعلی از تغییر موازنه سیاسی در موضوع هستهای به سوی ایران حکایت دارد. نقطه عزیمت جهش تازه دیپلماتیک ایران رایزنی سنگین با روسیه و چین، کشورهای موثر گروه جی 8 و اتحادیه اروپا بعد از صدور قطعنامه 1696 شورای امنیت و نقطه هدف آن روی میز مذاکرات هدفمند و سنگین لاریحانی و سولانا طی چند روز گذشته تعیین شده بود. درخصوص وضعیت حال و آینده مذاکرات هستهای باید گفت:
1- هدف دولت آمریکا طی سالیان اخیر هدایت جریانهای بینالمللی به «نقطه بحران» و هدف ایران در مناقشه هستهای دور کردن جامعه جهانی از این نقطه بوده است. اهتمام به مذاکره و حتی اقدامات اعتمادساز و داوطلبانه و تعلیق 3 ساله فعالیتهای هستهای اهتمام ایران به آرامش بینالمللی را نشان میدهد. در مذاکرات اخیر نیز (که در نزدیکترین فاصله با نقطه بحران انجام شد) ایران اهمیت اعتنا به مقررات بینالمللی به جای استفاده ابزاری از شورای امنیت علیه کشورها و ضرورت گفتوگو و تفاهم به جای بحرانسازی مصنوعی را یادآوری کرد.
2- ایران نشان داد که الزامات فضای دیپلماسی را میپذیرد. فضایی که انعطاف و منطق را ضروری میکند. اما تعیین بازنده با برنده مطلق (که مختص فضای جنگ است نه دیپلماسی) قبل از ورود به گفتوگو نشانه فرار از دیپلماسی به سمت برخورد است. فضایی که آمریکا دنبال آن بوده و نتیجهاش بازنده شدن همه جهان و برنده شدن فقط دولتمردان آمریکا است مثل چیزی که در عراق و افغانستان و لبنان روی داد.
3- مقامات آمریکا بارها اعلام کردهاندکه هدفشان منزوی کردن ایران است. راهبردی که قطعاً و به اعتراف مجموعه نخبگان سیاسی جهان شکست خورده است. چرا که نتیجه سیاستهای آمریکا افزایش قدرت منطقهای ایران و ارتقاء جایگاه آن در رقابتهای ژئو استراتژیک، تغییر ساختار سابق منطقهای و دگرگونی ائتلافهایی که قدرت ایران را محدود میساخت؛ و همچنین گرایش افکار عمومی منطقه به ایران بود. امری که خود به خود تغییر گرایش و رفتار ساختار سیاسی کشورها را نیز متاثر کرد. انتخابات فلسطین و عراق و موج محبوبیت حزبالله لبنان (به عنوان نیزوی مقاومت اسلامی و نه نیروی مسلح شیعی) در کشورهای منطقه مثالهایی در این راستاست.
4- غنی سازی مثل کلیه فعالیتهای هستهای ایران تحت نظر آژانس است. ادعای آمریکا مبنی بر اینکه چنین فعالیتی باعث نگرانی جهانی از تولید سلاح هستهای است، ادعایی عوامانه برای انحراف افکار عمومی است، چرا که اگر چنین باشد، تعلیق راه چاره نیست. تعمیق توانمندی تکنولوژیک و بالقوه برای استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای هرگز در تجربه جهانی برابر با توقف ارادههای بالفعل برای ساخت سلاح هستهای نبوده است. روح NPT و اساسنامه آژانس و رفتار متمدنانه در باب انرژی هستهای تقویت ارادهها در جهت استفاده حداکثری از انرژی صلحآمیز هستهای است به تقسیم ابزارهای ساخت سلاح هسته ای به نحو دلخواه، کاری که آمریکا پیش گرفته است.
5- همه حقوق ملت ایران در حقوق هستهای خلاصه نمیشود. کما این که بسیاری از حقوق ما طی سالیان گذشته ظالمانه بر زمین مانده است. لذا این هوشمندی و درایت پذیرفتنی است که با کم کردن سرعت وصول به برخی از حقوق، بتوان دیگر حقوق سلب شده را احیا کرد و موازنهای منطقی در بهرهمندی کشور از حقوق و مناسبات بینالمللی طراحی کرد. مدیریت زمان و تظیم سرعت در تحقق اهدف همراه با تعامل مثبت با سازمانهای و جامعه جهانی برای ایران شرط اولیه حرکت است.
6- به هر حال مذاکرات دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در هفته آینده سطح و جدول زمانی مذاکرات اصلی را مشخص خواهد کرد. شاید 6 بلوک سیاسی در نتیجه نهایی موثر باشد:
اول- آمریکا و انگلیس که حتی تحقیقات علمی و آزمایشگاهی ایران در فناوری هسته ای را هم نمیپذیرند و طرفدار تحریم و تهدید برای دست برداشتن تهران از این «حق» هستند.
دوم- روسیه و چین که نگران به هم خوردن ساختار قدرت جهانی هستند، اما مخالف فعالیت صلحآمیز هستهای ایران نیستند. چون آژانس انحرافی در فعالیتهای ایران را گزارش نداده آنها صحبت از تحریم و تهدید را تندورزی دانسته با آن مخالفت میکنند.
سوم- فرانسه و آلمان که مرددند یک دل دارند و دو دلبر! نه میخواهند هزینه فاصله از آمریکا و انگلیس را بپردازند و نه تاب چشم پوشی از منافع همکاری با ایران را دارند. آنها گاهی موافق فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران هستند و گاهی مخالف آن.
چهارم- برخی کشورهای بزرگ گروه جی 8 مثل ژاپن که نقشی درون مذاکرات نیافتهاند اما ظاهراً به دلیل این که اولین شریک تجاری ایران و منطقهاند، در صورت بحران باید بالاترین هزینه را بدون کمترین سودی تحمل کنند. ژاپن مخالف استفاده صلحآمیز ایران از انرژی هستهای نیست. گرچه علاقه ژاپن رسیدن به تفاهم در کمترین زمان و با هر نتیجهای است.
پنجم- کشورهای بزرگ اتحادیه اروپا مثل اسپانیا و ایتالیا که به نظر میرسد دنبالهروی انگلیس ، آلمان و فرانسه از سیاستهای آمریکا آنها را به عنوان لیدرهای جدید اتحادیه اروپا مطرح خواهد ساخت. این کشورها موافق فعالیت صلحآمیز هستهای در چارچوب نظارت آژانس هستند.
ششم- 116 کشور غیرمتعهد (NAM) که با حضور پر تعداد خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی و همچنین شورای حکام از حقوق هستهای ایران دفاع میکنند و آن را هموارکننده مسیر آینده خود به حساب میآورند.
به نظر میرسد حتی اگر عوامل اقتصادی مثل انرژی نادیده گرفته شود، مجموعه حرکت دیپلماسی ایران طی سالیان اخیر گروه اول را به گروه تنها تبدیل کرده است. حال آنکه 5 گروه دیگر ظرفیت احتمالی بیشتری برای اشتراک نظر دارند. باز هم باید چرخش گردونه هستهای ایران را در جهان پرآشوب فعلی به نظاره نشست.