تاریخ انتشار : ۲۰ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۵۱۴۶۸

خودگویى و خودخندى!


محراب ایرانى
یک روزنامه صبح به بهانه اینکه یک تشکل سیاسى اصولگرا مجوز خود را از کمیسیون ماده ۱۰ احزاب گرفته است با اعلام پایان اصولگرایى نتیجه مى‌گیرد که «اصولگرایان با قرار گرفتن در موقعیت جدید و مواجهه با حکمرانى و سیاست‌ورزى مدرن با ضرورت‌هاى واقع‌گرایى و پراگماتیسم روبه‌رو خواهند شد و البته این نیز خود مرثیه‌اى بر اصولگرایى است»!
سرمقاله روزنامه مزبور اگر چه از مد و پز دموکراتیک در نوشتن بهره گرفته اما باطن و هسته آن با نگاهى کاملاً ارتجاعى نوشته شده است چرا که نویسنده با سیاه و سفید برخورد کردن مى‌کوشد بگوید استفاده از ابزار مدرن و نوین مغایر با اصولگرایى است. به زبان واضح‌تر باید گفت یا باید اصولگرا بود یا اینکه به تحزب، پارلمان، جمهوریت و... وفادار بود!
به نظر نگارنده این سطور، منطقى که نویسنده از آن بهره گرفته است، منطق غلطى است زیرا وى با پیش‌داورى و پذیرفتن چیزى که وجود خارجى ندارد به این نکته رسیده که اگر اصولگرایان وارد حزب شوند از جرگه اصولگرایى خارج مى‌شوند چون اصولگرایان با مدرنیته سر سازش ندارند!
نویسنده، حکایت «خودگویى و خودخندى ـ عجب مرد هنرمندى» را بعینه وانمود مى‌کند.
براى تنویر ذهن خوانندگان ناچاریم اشاره کنیم که عده‌اى آنچنان غرق در مظاهر مدرنیته شده‌اند و زرق و برق مدرنیته و تجدد چشم‌هاى آنها را گرفته است که از حقایق مسلم تاریخى نیز باز مى‌مانند و قصه اى را شروع مى‌کنند که خود مى‌سازند، خود مى‌خوانند و خود نیز بر آن مى‌خندند.
آیا گفتمان چهارم انقلاب اسلامى ‌که رویکرد به گفتمان اول انقلاب دارد و اصولگرایى و بازگشت به آرمان‌هاى امام و رهبرى و شهیدان را به عنوان یک رویکرد پذیرفته شده مى‌خواهد اجرا کند، از ابزارى چون پارلمان، حزب، مطبوعات و رسانه‌هاى ارتباط جمعى که جملگى از دنیاى مدرن وارد شده است، استفاده نمى‌کند؟
آیا نمایندگان مجلس، رییس‌جمهور، اعضاى مجلس خبرگان و... طى یک فرآیند دموکراتیک وارد حیطه‌هاى مسوولیت نمى‌شوند؟
این چه منطقى است که یک سر خط را اصولگرایى و تحجر! بدانیم و سر دیگر خط را مدرنیته و ابزار دنیاى مدرن قلمداد کنیم و استفاده از فضاهاى به وجود آمده که ابزارى نوین براى مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیرى‌هاى سیاسى و اجتماعى است را نوعى ترک اصولگرایى و مرثیه بر اصولگرایى بخوانیم؟
به نظر مى‌رسد امروزه عرصه فراگیر اصولگرایى و در رأس قرار گرفتن اصولگرایان عرصه را براى برخى‌ها! تنگ کرده است که به هر وسیله‌اى مى‌خواهند پایان اصولگرایى را اعلام کنند، اما باید بدانند که اصولگرایى یک شیوه رایج نیست که در علوم پوزیتیویستى و منطق سکولار بگنجد بلکه یک خواست عمومى ‌است که برآمده از شعور و همت والاى مردم بود و خود آن‌ها بهترین قضاوت‌کننده هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات