تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۱  ، 
کد خبر : ۵۱۴۸۲

شکست شیطان در خاورمیانه


مقدم
منطقه خاورمیانه هر روز رویدادهای تازه‌ای را به خود می‌بیند و شمار این رویدادها در مقایسه با دیگر مناطق جهان بسیار زیاد است. طرف‌های بین‌المللی و منطقه‌ای شریک یا تاثیرگذار بر روند حوادث و جریان امور در منطقه نیز رو به فزونی نهاده است؛ زیرا هر یک از این طرف‌ها منافع حیاتی و راهبردهای ویژه خود را در منطقه دارد و از آن حفاظت می‌کند. ایران و پرونده هسته‌ای آن، عراق و بن‌بست‌های گوناگون نظامی و سیاسی آمریکا در این کشور، سوریه، لبنان و موضوع حزب‌الله لبنان و اردوگاه‌های فلسطینی در این کشور و سرانجام فلسطین اشغالی و ادامه تجاوزهای دشمن صهیونیستی به ملت و سرزمین فلسطین، موضوع‌های مطرح شده در تحولات جهانی است که همه در منطقه خاورمیانه جریان دارد.
برکسی پوشیده نیست که دولت آمریکا سیاست خود را بر این اصل استوار ساخته که بر امور جهان سیطره یابد و در مقابل هر قدرتی که در آینده ممکن است به رقابت با این دولت برخیزد، بایستد حتی اگر چنین قدرتی از همپیمانان کاخ سفید باشد، به همین سبب واشنگتن تصمیم گرفت که بر منابع غنی نفتی منطقه سیطره یابد؛ زیرا رشته عصبی اصلی اقتصاد جهان به ویژه کشورهای صنعتی در این منطقه قرار داشت.
مرکز سیاست‌های خاور نزدیک واشنگتن در گزارشی با نام «پشتوانه‌های راهبرد آمریکا در خاورمیانه» در سال 2005 م، نگرش دولت آمریکا را دوباره منطقه چنین ترسیم کرده است:
- حفظ صلح و ثبات در منطقه و تضمین ادامه تولید و صادرات نفت و گاز آن
- تضمین حیات اسرائیل به عنوان یک دولت مستقل
- تعیین راهبردی فراگیر جهت جنگ ایدئولوژیک علیه اسلام‌گرایی
- سرعت بخشیدن به روند آموزش نیروهای امنیتی عراق جهت تشکیل حکومت آزاد و دموکراتیک عراق
- تدوین سیاستی درباره برنامه هسته‌ای ایران با هماهنگی اروپایی‌ها و شورای امنیت
- تلاش برای تغییر سیاسی و امنیتی تحولات فلسطین
در چارچوب این راهبرد و نگرش آمریکا در قبال منطقه، این کشور خود را مسئول حفاظت از منابع نفتی خاورمیانه می‌داند و آماده است تا با هر گونه دخالت سیاسی یا نظامی جهت سیطره بر این منابع مقابله کند و با اهمیت دادن به ادامه قدرت نظام‌های قبیله‌ای حاکم بر کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، مانع از دست‌اندازی دیگر کشورهای منطقه به آنان شود.
روزنامه یوتارنی لیست چاپ زاگرب، تحلیلی درباره اوضاع و روابط سیاسی و نسبت نیروها در خاورمیانه منتشر کرده و در آن نشان داده است که نه تنها آمریکا در اجرای سیاست‌های خویش شکست خورده و خود را از رسیدن به آرزوهای خویش دور ساخته است، بلکه باعث شده تا ر آینده‌ای نه چندان دور، ایران موضع رهبری خاورمیانه را به دست آورد.
این روزنامه در تحلیل خود از شرایط کنونی منطقه خاورمیانه به ویژه پس از انتخابات آمریکا و پیروزی دموکرات‌ها در کنگره می‌نویسد: رییس‌جمهور آمریکا پس از روبرو شدن با شکست و سقوط در جنگ، به دیپلماسی باز می‌گردد، ولی هزینه گران آن را نیز می‌پردازد. سیاست بوش دشمنان وی را به بازیگران بسیار قوی در منطقه تبدیل کرده و حقیقت این است که بوش باور نمی‌کرد که توانایی تحقق دموکراسی مد نظر خود را در منطقه ندارد.
امروز خاورمیانه به منطقه‌ای تبدیل شده است که رویدادها با سرعت برق در آن تغییر می‌یابند که تعقیب آنها بسیار مشکل شده است. دو دشمن بزرگ در جهان عرب یعنی عراق و سوریه روابط دیپلماتیک برقرار می‌کنند. ایران از رییس‌جمهور عراق دعوت می‌کند که درباره روابط این دو کشور گفتگو کنند و وی این پیشنهاد را می‌پذیرد و به تهران می‌آید. فرماندهان نظامی ناتو در افغانستان با اعلام این مطلب که خشونت‌ها در این کشور احتمالا طی سال میلادی آینده همانند امسال خونین خواهد بود، با وجود این که شمار نیروهای خارجی در این کشور 42 هزار تن است که ‌22 هزار تن آنان، آمریکایی هستند، با صدای بلند درخواست نیروهای اضافی می‌کنند تا بتوانند با نیروهای طالبان وارد مبارزه جدی‌تر شوند.
از طرف دیگر ترور «پیر جمیل» سیاستمدار جوان و از خانواده مسیحیان لبنانی و فرزند امین جمیل (رییس حزب کائب و رییس‌جمهور سابق لبنان) و عضو گروه موسوم به 14 مارس (اکثریت دولت کنونی) که در میان اعضای این طیف، از معتدل‌ترین مواضع درباره حزب‌الله برخوردار بود، مشکلات را به اوج خود رسانید.
در این شرایط، واشنگتن به دیپلماسی و مذاکراتی باز می‌گردد که نو محافظه‌کاران، چهار سال پیش به شدت با آن مخالف بودند، مخالفت آنها به حدی بود که کالین پاول، وزیر خارجه وقت، را مجبور کردند تا در شورای امنیت سازمان ملل متحد دروغگویی کند. ولی اکنون نقطه تحول فرق خواهد کرد. بنا به ادعای برخی، ایران، میلیشای شیعیان را در عراق زیر کنترل دارد و بدون شک از مخالفان نیروهای بین‌المللی در افغانستان، البته نه طالبان، حمایت می‌کند.
سوریه مرز دیگر عراق را زیر نظارت و کنترل دارد و مستقیم در ورود و خروج جنگجویان خارجی به عراق دخیل است و از نیروها و گروه‌های مبارز حمایت می‌کند. واشنگتن در چنین اوضاعی یا باید تشدید بحران عراق و افغانستان را بپذیرد و یا مذاکرات با ایران و سوریه را هر چند اگر چهار پنج سال پیش با آنان مذاکره می‌کرد، با ضررهای گوناگون نظامی، سیاسی و اقتصادی کم‌تری روبه‌رو می‌شد.
در همین حال، روزنامه واشنگتن پست نیز با بیان این که آمریکا در موقعیتی خطرناک و منزوی در جهان قرار گرفته است، تصریح کرد: سیر حوادث اخیر نشان می‌دهد که کشورهایی مانند ایران به عنوان قدرت‌های منطقه‌ای، خلاءهای منطقه را بدون کمک واشنگتن پر خواهند کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، این روزنامه آمریکایی در تحلیلی نوشت: هیچ پیروزی و یا شکستی برای آمریکا در عراق وجود ندارد. این واژه‌ها واقعیت مربوط به آن چه را که در این کشور در حال جریان است، منعکس نمی‌کند. آینده عراق همواره باید به وسیله عراقی‌ها و نه آمریکایی‌ها تعیین شود.
چاک هاگل، نویسنده این تحلیل، خاطر نشان می‌کند: ما تمایلات افتخارآمیز خود را در عراق با خاطره متکبرانه و فریب‌دهنده ویتنام به اشتباه درک، طراحی و مدیریت کرده‌ایم. عراق کشوری با جمعیت 25 میلیون نفری است که درباره آینده و تشکیل دولت خود تصمیم‌گیری خواهد کرد.
در ادامه این مطلب آمده است: این فرایند در چند وقت گذشته با تحدید روابط دیپلماتیک عراق و سوریه پس از بیست سال آغاز شد بخش دیگر این فرایند دیدار بی‌سابقه بین روسای جمهوری اسلامی ایران، سوریه و عراق در تهران خواهد بود. این حوادث چه چیزی را به ما می‌گوید؟! این حوادث به ما می‌گوید که قدرت‌های منطقه‌ای خلاهای منطقه را پر خواهند کرد و آنها به سوی همکاری در جهت منافع خود بدون آمریکا گام برخواهند داشت.
هاگل می‌افزاید: آمریکا خود را در موقعیت خطرناک و منزوی در جهان می‌بیند ما کشوری تلقی می‌شویم ک با مسلمانان در جنگ هستیم. این تصور در جهان اسلام در حال تایید به شکل باور کردنی است و برای سال‌های طولانی، اعتبار، هدف و رهبری آمریکا را پیچیده می‌کند.
نویسنده به عنوان راهکار پیشنهاد می‌کند که آمریکا باید طراحی برای عقب‌نشینی مرحله‌ای از عراق را آغاز کد. هزینه جنگ در عراق با توجه به زندگی آمریکایی‌ها، دلارها و موضع جهانی ویران کننده بوده است. ما بیش از 300 میلیارد دلار را در آن جا برای دنبال کردن یک جنگ چهار ساله صرف کرده‌ایم و همچنان در حال صرف هشت میلیارد دلار در هر ماه هستیم. آمریکا بیش از 500میلیارد دلار را در جنگ‌های عراق و افغانستان هزینه کرده است.
وی می‌افزاید: تلاش ما در افغانستان همچنان در حال هدر رفتن است و بخشی از آن به سبب این است که تمرکز خود را از تهدید واقعی تروریسم که در آن جا و نه در عراق وجود دارد، برداشته‌ایم.
در این میان، سخنان اخیر ایهود المرت، نخست وزیر رژیم صهیونیستی، مبنی بر این که تجاوز به عراق به سبب طرفداری کورکورانه واشنگتن از تل آویو بر اساس خواست نومحافظه‌گران طرفدار صهیونیسم صورت گرفته است، جالب به نظر می‌رسد. وی که در جمع یهودیان آمریکا سخن می‌گفت، تصریح کرد که از تغییرات ایجاد شده پس از حمله سال 2003 آمریکا به عراق تاسف چندانی ندارد. المرت گفت: به خوبی می‌دانم که سیاست‌های بوش در میان آمریکایی‌ها مورد مناقشه قرار گرفته است. وی افزود: با این حال من در کنار رییس جمهور آمریکا ایستاده‌ام، چرا که می‌دانم اسرائیل از لحاظ امنیتی و آزادی با عراق بدون صدام شرایط بهتری دارد.
اولمرت تاکید کرد: از خداوند به دلیل قدرت، مدیریت و رهبری بوش تشکر می‌کنم!
به عقیده تحلیل‌گران، جنگ آمریکا در عراق باعث کاهش توجه کاخ سفید و جهانیان از مساله جنگ اعراب با اسرائیل و موضوع فلسطین شده است. همین امر موجب شده تا اولمرت سیاست‌های یک جانبه خود در قبال رهبران فلسطینیان را از سر بگیرد.
با این حال این دیدگاه المرت از جانب همه سیاست‌مداران اسرائیلی مورد قبول نیست. یووال دیسکین، رییس سرویس اطلاعاتی شین بت می‌گوید: اگر بی‌ثباتی منطقه عمیق‌تر شود اسرائیل از خلع صدام متاسف خواهد شد. وی می‌افزاید: تصور نمی‌کنم بتوانیم چندان از نبود صدام، خرسند باشیم.
همچنین به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه هارآرتص، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی گفت: این رژیم با دو تهدید فیزیکی و روانی از سوی ایران رو به روست. ایهود المرت در کنفرانس اتحادیه ارتودوکس بیت‌المقدس تصریح کرد: مشکل اصلی اسرائیل، تهدید شدن از جانب افرادی است که آشکارا درباره لزوم محو ما از نقشه جهان صحبت می‌کنند. وی افزود که نه تنها تهدید فیزیکی بلکه تهدید روانی از جانب ایران نیز اسرائیل را آزار می‌دهد.
نخست وزیر اسرائیل با اعلام این که به تهدیدها علیه اسرائیل پاسخ می‌دهد، افزود: ما این صداها را در گذشته نیز شنیده‌ایم و نمی‌توانیم آنها را بشنویم و واکنشی نشان ندهیم. این در حالی است که مقام‌های نظامی جمهوری اسلامی ایران با اعلام آمادگی همیشه نیروهای این کشور برای مقابله با هرگونه تهدیدی تاکید کرده‌اند هرگونه تجاوز علیه خاک ایران را به شدت پاسخ خواهند داد.
و اما به گزارش فارس به نقل از سایت نیوز وابسته به گروه یدیعوت، گیورا رام در گردهمایی اعضای وزارت خارجه اسرائیل و نمایندگانی از جامعه یهودی آمریکا در بیت‌المقدس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی تاکید کرد: هر گونه اقدام فیزیکی علیه ایران، انتقادهای بسیاری را به دنبال خواهد داشت.
وی که پیش از این دستیار مدیر عملیات نیروهای دفاعی اسرائیل، وابسته نظامی اسرائیل در واشنگتن و رئیس سابق آژانس یهود بوده است، افزود: بوش هیچ اعتبار نظامی ندارد. خود را به فکر به این مساله که بوش گزینه نظامی درباره ایران پیش رو دارد، فریب ندهید. من گمان نمی‌کنم آمریکایی‌ها متقاعد شده باشند که کشورشان از سوی ایران تهدید می‌شود پس از سه سال و نیم جنگ در عراق، مردم آمریکا با اطلاعات نادرست متقاعد نمی‌شوند.
رام به نقل از همان منبع از حزب دموکرات تصریح کرد: اگر در عرض شش ماه آینده تغییری در عراق حاصل نشود به من گفته شده که مردم مانند جنگ ویتنام به خیابان‌ها می‌ریزند. وی با بیان این که جنگ عراق همه اعتبار بوش را از بین برده است، اظهار داشت: عراق برای آنها بسیار سنگین تمام شده است. این کارشناس ارشد مسائل بین‌المللی افزود: اتحاد آمریکا و اسرائیل پس از پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات کنگره خدشه‌دار نشده است.
به نظر می‌رسد که رژیم صهیونیستی، خود را برای آمریکا و غرب به عنوان یک دولت مزدور معرفی کرده که هدفش دفاع از منافع غرب به ویژه منافع ایالات متحده است که این امر از طریق تقسیم منطقه و انزوای مصر از خاور عربی و اسلامی و مقابله با همه جریان‌هایی است که در اندیشه تهدید منافع غربی در این منطقه هستند. به همین سبب امنیت دولت عبری و موجودیت آن یکی از محورهای مهم سیاست خارجی آمریکا به شمار می‌رود. پشتیبانی نظامی و سیاسی از آن ضروری است تا بتواند همچنان قدرت اول منطقه باشد و هر کس که آن را تهدید کند و یا در جهتی مغایر با رفتار این دولت حرکت کند، با برخورد شدید آمریکا مواجه خواهد شد.
بر همین اساس، می‌توان نوع تعامل آمریکایی ـ صهیونیستی و اطرافیان آنها در قبال سوریه و ایران و حزب‌الله لبنان و گروه‌های فلسطینی در لبنان و نیز جنبش اسلامی حماس و دیگر گروه‌های فلسطینی را تفسیر کرد که در کنار مقاومت عراق هلالی را برای مقاله با سلطه‌جویی آمریکا ـ صهیونیستی بر منطقه تشکیل داده‌اند. هر چند ممکن است همه این جریان‌ها کاخ سفید هم نظر نباشند، اما در نهایت به مانعی برای جلوگیری از تکمیل و اجرای طرح‌های آمریکایی ـ صهیونیستی در منطقه تبدیل شده‌اند؛ همان طرح‌هایی که هدف آن سلطه بر منطقه خاورمیانه و تبدیل آن به حیاط خلوت آمریکا و اسرائیل است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات