ترجمه: مریم حیدری
شکست جمهوریخواهان در به دست آوردن اکثریت کنگره و سنای آمریکا گرچه آنان را به تجدیدنظر در سیاستهایشان واداشته است، اما سبب شده که تا اعضای این حزب، انگیزه خود را برای حضور جدی به عنوان یک اقلیت قدرتمند در مجالس آمریکا از دست بدهند. «مایک پنس» جمهوریخواه از ایندیانا را به طور مشخص میتوان از این دست شکستخوردههای با انگیزه برشمرد. او که تلاش میکند رهبر اقلیت جدید مجلس نمایندگان شود، میگوید: حزب جمهوریخواه با انحراف از اصول همیشگی خود، راهش را که همان دولت محدود شده بود، گم کرد. جمهوریخواهان در 12 سالی که در اکثریت بودند، شکستهای بزرگی را برای کشور آمریکا ایجاد کردند و هزینههای بیهوده زیادی را برای طرحهایی نادرست مانند طرح ننگین «پلی به ناکجاآباد» و بیشتر از حد توان کشور، در عراق تحمیل کردند.
همه اینها درست، ولی چنین تحلیلی دلیل کافی برای یک نیروی محرک دیگر در شکست دادن جمهوریخواهان نیست. قدرت، جمهوریخواهان را فاسد کرده بود چنانکه پیش از این نیز دموکراتها را که اکنون جانشین آنها شدهاند، فاسد کرده بود. فساد، در راس مسائلی بود که رایدهندگان به آن اشاره میکردند. حدود یک سوم شکستهای جمهوریخواهان را میتوان به فسادهای مالی و جنسی مربوط دانست.
طرح «کی. استریت» را میتوان از نمونههای این فساد دانست، سیستمی بیپروا (بیشرمانه) برای آشنایی با لاییکنندگان جهت کمک به کسانی در این رقابتهای انتخاباتی که عده امتیازهایی چون تعدیل قوانین و مالیاتها میدادند و حتی پس از فاش شدن رسوایی «جک آبراموف» نپذیرفتند هیچگونه اصلاحات معنیداری را انجام دهند. اکنون نوبت دموکراتهاست که آنچه را «فرهنگ فساد» نامیدهاند، تغییر دهند. آنها قول دادهاند که اهدای هدایا از سوی لابیکنندگان را ممنوع کنند، افشاگریهای عمومی معناداری را انجام میدهند و به تجربه تمایلات پنهان برای رسیدن به منافع خاص در لوایح در لحظات آخر خاتمه میدهند. این آغاز کار است، اما برای حمله به قلب مشکل کافی نیست و نیاز به سرمایهگذاری عمومی است. اگر دموکراتها شجاعانهتر و سریعتر عمل نکنند، بدون شک به همان وسوسههایی دچار میشوند که جمهوریخواهان خلع قدرت شده به آن دچار بودند.
«باربارا میکولسکی» سناتور دموکرات میانهرو با بیان اینکه ما به دنبال انتقام گرفتن نیستیم، میگوید به دنبال نتیجه هستیم. در کنگره، بخصوص در مجلس نمایندگان، حزب اقلیت اغلب تحقیر میشود، نادیده گرفته میشود، در نشستها شرکت داده نمیشود و از تقدیم لوایح منع شده و معمولا به معادل قانونگذاری گیاه زینتی تبدیل میشود. جمهوریخواهان پیش از آنکه در سال 1994 کنترل کنگره را به دست گیرند، 40 سال بود که از چنین رفتارهایی برآشفته بودند. در 12 سال گذشته، آنها همین رفتارها را بر دموکراتها اعمال کردند. دموکراتهایی که بسیاری از آنان اکنون که به قدرت بازگشتهاند به طور ملموسی علاقهمند به جبران آن هستند. درسی که از این انتخابات میتوان گرفت آن است که مردم بر ضد جمهوریخواهان رای دادند و نه به نفع دموکراتها، بنابراین اگر دموکراتها میخواهند برای بیش از دو سال باقی مانده این دوره در قدرت بمانند باید هوشمندانه عمل کرده و از تلافی بپرهیزند.
تاکنون چنین به نظر میرسد که دموکراتها به این مسئله پی بردهاند و این بسیار اطمینانبخش است که از رهبران روی کارآمده دموکراتها میشنویم که سعی ندارند جورج بوش را استیضاح کنند یا نیروی احضار تازه یافته خود را برای تحقیقات انتقامجویانه به هدر دهند. پرداختن به مسئله مهاجرت یکی از اهداف و فرصتهای مهم است. بوش و جمهوریخواهان سنا، امسال طرحهایی را ریختند که دموکراتها میتوانند از آنها استفاده کرده به کار ادامه دهند.
همچنین است در مورد کسری بودجه. دموکراتها تاکید دارند که نظم را بازخواهند گرداند، در این مورد برخی دموکراتها به نظر پذیرا و موافق میرسند. آنها درباره چگونگی رسیدن به این هدف اختلافنظر دارند اما بودجههای موازنه شده نقطه آغاز بحث صادقانه است. دموکراتها همچنین میگویند نظارتی معنادار بر آژانسهای فدرال و خرج پولهای مالیاتدهندگان خواهند داشت و نظم را به این کارها باز میگردانند، اینکه این کارها تا چه حد به درگیریهای خونبار سیاسی منتهی شود، هنوز باید منتظر ماند و دید.
برای لیبرال دموکراتهای کهنهکار مایوس که ریاست کمیتههای اصلی را خواهند داشت، فشار برای بازگرداندن (عقبگرد) شدید خواهد بود. اما اگر دموکراتها، این چرخه، ناپسند را نشکنند میتوانند به راحتی این پیروزی جدید را از دست بدهند.
«آرنولد شوارتزینگر» فرماندار جمهوریخواه کالیفرنیا میگوید من به نتایج علاقهمندم. در حالی که سیاستمداران جمهوریخواه زخمهایشان را مرهم مینهند، آرنولد شوارتزینگر، فرماندار کالیفرنیا در حال بازی در فیلم جنجالی جدیدی است که شاید نام آن «فرماندار: 2 موج قرمز در ایالت آبی» است. شوارتزینگر در ایالت دموکرات «ترژرفیل آنجلیدز» با 17 درصد امتیاز دوباره برنده شد. پیروزی او نشان میدهد که اداره ایالت از سمت میانه، رو به جلوست.
پس از تغییر جهت زودهنگام شوارتزینگر به سمت راست پس از انتخابات سال 2003، از میزان محبوبیت او کاسته شد. این میزان در ژوئن 2005 به حدود 31 درصد رسید. یکسال پیش از آن یعنی در 2004 رایدهندگان به طرز معناداری از پذیرش تدابیری که وی برای صندوقهای رای تدارک دیده بود، خودداری کردند. شوارتزینگر از این موضع درس گرفت و از دادن عنوان «مردان جلف» به دموکراتها خودداری کرد و شروع به کارکردن با آنها برای دستیابی به برنامهای درباره تحصیل، حمل و نقل و دیگر مسایل مهم شد. اتخاذ چنین استراتژی فواید بیشماری هم برای او و هم برای مردم کالیفرنیا داشت و این انتخابات نشان داد که مردم چقدر خواهان چنین روشی بودند. علاوه بر شوارتزینگر، چند نفر از جمهوریخواهان امسال موفق شدند که بر شرایط غلبه کنند. قابل توجهترین در این میان «کریستوفر شاینر» جمهوریخواه از کنتاکی است. او که شاید بتوان گفت یکی از لیبرالترین جمهوریخواهان است در یک منطقه کاملاً دموکرات توانست با استفاده از رکورد میانهوریاش، مسند را حفظ کند.
تقریباً نیمی از رایدهندگان نظرخواهی شده خود را میانهرو خواندند. «راو» با تمرکز بر پایگاه محافظهکاران، بیشتر این رای دهندگان را از دست داد و به رویای اکثریت جمهوریخواه دائمیاش دست نیافت. حزب جمهوریخواه با برگشت به عقب و عمق مسئله میتواند فیملنامه خود را برای یک فیلم جدید بسازد و آن را بازگشت جمهوریخواهان بنامد. نانسی پلوسی، دموکرات میگوید صدایم به اندازه کافی بلند است که به گوش همه برسد. نانسس پلوسی که در صف درخواستکنندگان ریاست مجلس قرار داشت، هنگامی که خواست با خبرنگاران صحبت کند، متوجه شد که میکروفون درست کار نمیکند. این دموکرات کالیفرنیای جمله صدایم به اندازه کافی بلند است را بر زبان راند و موضوع را عوض کرد.
او در حالی که با صدای بلند سخن میگفت، اظهار داشت که فضای سیاسی آمریکا از 22 سال پیش برای زنان بسیار تغییر یافته است. در آن زمان، «والتر مانویل» با «جرالدین فرارو» به عنوان رقیب انتخاباتی مبارزه کرد. از آن زمان تاکنون اتفاقهای بزرگی رخ داده است: یک زن! چقدر پیشروی؟ این یک پیشرفت است و نشانگر آن است که دستاوردهای زنان در طول زمان قوت گرفته و یکی از نشانههای موفقیت، زمانی است که آنها از اینکه منبع واکنش بدون تنفس و بی وقفه باشند، خودداری کردند. «هیلاری کلینتون»، سناتور دموکرات در نیویورک به راحتی دور دوم را برد و خود را به عنوان یکی از اصلیترین رقبای انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 قرار داد. در کنگره جدید حداقل 3 زن به مجموع 70 نفر قبلی افزوده شدند و در سنا نیز 2 نفر زن به مجموع 16 زن افزوده شده که دو سوم این تعداد زنان و دموکرات هستند.
کلمات پلوسی بر یک روند دیگر تاکید کرد و آن اینکه سیاستمداران زن اکنون کمتر احساس میکنند باید شبیه مردان باشند. به سختی میتوان به یاد آورد که رئیس مجلس پیشین از صدای بلندش سخن بگوید. در مجموع، زنان عادت کردهاند نسبت به مردان بیشتر و متفاوتتر فکر کنند. هر چقدر که زنان قدرت میگیرند، انتظار تغییر وابسته به جنسیت بیشتر است.