غلامرضا عسگری
تردید نکنید که آزمایش هستهای کره شمالی، مساله هستهای ایران را پیچیدهتر خواهد کرد. دولت تهران باید شدیدتر از هر دولت دیگری این حرکت را محکوم کند، حتی اگر بسیاری بگویند این موضعگیری، یک نمایش دیپلماتیک است.نگاهی به واکنش چین بیاندازیم که تا دیروز میپنداشتیم پیونگ یانگ در سایه پکن به نمایش قدرت میپردازد: «حرکتی گستاخانه»، حتی اگر پس از آن از جامعه بینالمللی خواسته باشد که بردبار باشند.
دستکم 3 سال است که مقامات رسمی کشور از هر فرصتی استفاده میکنند که بگویند ایران با تولید و تکثیر سلاحهای کشتار جمعی مخالف است و تنها به فعالیت صلحآمیز هستهای میپردازد. اکنون افکار عمومی جهانی در این شرایط حساس گوش به زنگ واکنش ایران است.
دیشب رسانههای خبری غرب با انعکاس عکسالعمل محافل خبری ایران بویژه رسانههای دیداری و شنیداری که آیینه مواضع رسمی کشور هستند، میگفتند: نحوه انعکاس اخبار آزمایش هستهای کره شمالی در تهران، موضعگیری ایران را در زمانی که پاکستان نخستین آزمایش هستهای خود را در دهه 80 انجام داد، به یاد میآورد، حتی اگر رسانههای ایران آشکارا به کره شمالی تبریک نگفته باشند! اقدامی که شاید اگر در آن بر هر زمان صورت نمیپذیرفته، امروز ما با مشکلات کمتری مواجه بودیم. درست است که ما نباید تابعی از متغیر اظهارنظرهای بنگاههای تبلیغاتی غرب باشیم. اما در عین حال نباید از خاطر ببریم که این رسانهها با قدرت تمام، افکار عمومی جهان و مراکز تصمیمگیری را در غرب، تحت تاثیر زاویه نگاه خود به مسائل جهانی قرار میدهند. مسلماً واکنش منفی ایران در برابر حرکت غیرقابل دفاع کره شمالی، مستلزم تامل نیست. ما در هیچ مقطعی از مسیر روند فعالیت هستهای خود، قدرتنمایی نظامی نکردهایم که امروز برای محکوم کردن حرکات غیرمنطقی، با تردید مواجه باشیم.
از یاد نبریم که اعلام موضع ایران هر چه باشد، تاثیری در گسترش موج مخالفت جهانی با چنین وحشتپرانیهایی ندارد. آیا برای شما، پس از شنیدن خبر آزمایش هستهای کره شمالی، این سئوال پیش نیامد که جهان به کدام سو میرود؟
تنها چند ثانیه پس از شنیدن این خبر، با خود اندیشیدم که چه کسی باید به سرنوشت کره خاکی بیاندیشد؟ آیا گیم جونگ ایل در حالی که دکمههای چندین موشک اتمی را در اختیار دارد، خشم خود را از سئول، توکیو، واشنگتن با هر محرک سیاسی دیگری، برای فشار دادن آنها فروخواهد خورد؟
اجازه بدهید موضوع را فراتر از کره شمالی بنگریم. امروز مانند دهههای گذشته، علم و تکنولوژی انحصاری نیست. بسیاری از کشورهای جهان با صرف مقداری هزینه و زمان از کانالهای رسمی و غیررسمی میتوانند به تکنولوژیهای گوناگون دست یابند و برای کسب این تکنولوژی، ضرورت داشتن پیشرفت در بسیاری دیگر از بخشهای صنعتی، اقتصادی و اجتماعی را احساس نمیکنند. کره شمالی و پاکستان به عنوان دو عضو باشگاه هستهای جهان، بهترین شاهد مثال برای این مدعا هستند. تشریح جایگاه این دو کشور در فهرست کشورهای مرفه و پیشرفته صنعتی جهان کاری عبث خواهد بود. سیستمهایی که حتی قادر به پاسخگویی به نیازهای ابتدایی مردم خود نیستند، با پناه گرفتن در پس تسلیحات کشتار جمعی سعی در اخذ امتیاز از جهان وحشتزده دارند. نمیتوان گفت که چنین حرکتهایی در کوتاه مدت با برخی توفیقها همراه نیست.، اما باید پذیرفت که جهان اینگونه تصمیمات را تنها تاکتیکهایی پرهزینه ارزیابی میکند و در نخستین فرصت، چندین برابر باجهایی را که در شرایط بحرانی پرداخت کرده، با صبر و حوصله بازپس میگیرد و موارد بسیاری از این دست را در دهههای گذشته در صحنه روابط بینالملل شاهد بودهایم.
بدبختانه باید اعتراف کرد که جهان وارد سیکل بسیار خطرناکی شده است. گسترش موج ناامنی هستهای در جهان، همسایگان اعضای باشگاه هستهای را وا میدارد تا آنها نیز موشک اتمی تهیه کرده و به سوی همسایه نشانه روند. در چنین فضای وحشتباری، جایی برای نصیحت موعظه باقی نمیماند. هیچ مرجع قانونی بینالمللی، هیچ یک از اعضای دائم و غیردائم شورای امنیت یا هیچکدام از پیمانهای قدرتمند نظامی، نمیتواند در چنین موقعیتی به کشورهای منطقهای که در آن تهدید هستهای صورت گرفته، دستور بدهند که وحشت نکنید، خونسردی خود را حفظ کنید و صبر پیشه سازید تا ببینیم بعد از آزمایش چه اتفاقی میافتد؟!
آیا اگر امروز کره جنوبی و ژاپن اعلام کنند که درصدد پیوستن به باشگاه هستهای جهان هستند، کسی حیرت خواهید کرد؟ در این صورت، چه کسی مسئول کنترل این همسایگان خشمگین اتمی خواهد بود؟ آیا در این لحظه کسی هست که آینده بشریت را تضمین کند؟ آیا نهادی وجود دارد که با اطمینان بگوید این رقابت لجام گسیخته هستهای، هرگز جهان ما را به نیستی نخواهد کشاند؟ چه چیز به کمک بشریت در لحظات سخت ناامنی خواهد آمد، مگر احساس مسئولیت و درک این حقیقت که باید جهانی وجود داشته باشد تا ما در آن به رقابت بپردازیم. به راستی به کدام سو میرویم؟