دلخوشی سینمای ایران: کسب جایزه!
یادداشتهایی از سفر رئیس انجمن منتقدان به جشنواره برلین
پنجاه و ششمین جشنواره برلین به پایان رسید و سینماگران ایرانی با یک تجربه جهانی دیگر به ایران بازگشتند، آن چه در پی می آید بخشی از گزارش طولانی محمود گبرلو رئیس انجمن منتقدان به این سفر است.
در حالی که شب عاشورا مردم ایران عزادار و سیاه پوش و با شور و هیجان و ماتم دنباله رو اعتقادات و آرمانهای امام معصوم خود بودند یک گروه سینمایی برای اولین بار عازم یکی از مهمترین جشنواره های جهانی شد.
این بار شش فیلمساز ایرانی با شش اثر خود به همراه برخی نمایندگان صنوف خانه سینما در پنجاه و ششمین جشنواره فیلم برلین حضور یافتند، تا پیامبر خوبیها و نوآوری ها باشند.
پاویون یا چتر
در خبرها اعلام کرده بودند پاویون سینمای ایران در جشنواره برلین افتتاح می شود ولی بعد اعلام کردند: چتر سینمای ایران، اما وقتی به برلین رسیدیم نه از پاویون خبری بود و نه از چتر، بلکه یک فضای 60-70 متری را در طبقه پنجم یک ساختمان 5 طبقه در کنار برخی کشورهای دیگر در اختیار ایران قرار دادند. می گفتند: چون تا آخرین لحظه معلوم نبود می آییم دیر اقدام شد. اینجا هم، مرکز اصلی بازار نبود.
سینمای ما و...
سالنهای سینمایی اینجا خیلی جالب و جذاب است، در محل فستیوال برلین، دو ساختمان وجود دارد به نام: آی مکس و سین استار که هر کدام نزدیک به هشت سالن سینمایی و حدودا 500 نفره با بهترین سیستم پخش تصویر وجود دارند. اصلا روی صندلی ها احساس خستگی نمی کنید و هیچ وقت سر و شانه تماشاگر روبرویی مزاحم فیلم دیدن شما نمی شود، صداهای دالبی جذابیت فیلم را دو چندان می کند؛ تمام امکانات و تسهیلاتی که یک تماشاگر سینما نیاز دارد به همراه پرسنل خوش برخورد وجود دارد. این گونه سینماها در اکثر کشورهایی که معتقدند: سینما حرف اول را می زند، وجود دارد. حال مقایسه کنید با سینماهای خودمان که قرار است حرف اول را در عرصه فرهنگ بزند و از لحاظ اقتصادی قابل قبول باشد و تماشاگر ایرانی را هم برای سینما رفتن تشویق کند!
مواضع وزیر
مواضع آقای هرندی وزیر محترم ارشاد درباره حضور مثبت ایران در جشنواره برلین قوت قلبی شد برای همه سینماگرانی که برای معرفی چهره ایران به برلین آمده بودند. تنها چیزی که برای سینماگران ایرانی حاضر در خارج اهمیت داشت. حفظ آبروی ایرانیان و حفظ منافع ملی و به دست آوردن جایگاه بین المللی برای حضور بیشتر سینمای ایران بود. در داخل کشور نسبت به سینما طیف ها و گروه ها و نظرهای مختلفی وجود دارد، اما در خارج شرایط به گونه ای است که همه ناخودآگاه به دو گروه تقسیم می شوند: گروهی که مخالف «ایران امروز» هستند و گروهی که موافق «ایران امروز» هستند. در غیر این صورت حتی اگر ایرانی باشید و یا حتی فیلمساز ایرانی باشید که در ایران فیلم ساخته است، شما را ایرانی نمی دانند.
دفاع مانی حقیقی
جلسه پرسش و پاسخ عمومی مانی حقیقی برای فیلم «کارگران مشغول کارند» با تماشاگران در حالی که او را تشویق می کردند، برگزار شد. جلسات مطبوعاتی دوگونه است: یک مدل رسمی است که جشنواره در یک مکان مشخص برگزار می کند و یک مدل دیگر، به قول ما سرپایی است که بعد از نمایش فیلم چند دقیقه با حضور کارگردان و عوامل و تماشاگرانی که کارت دارند و یا بلیت خریده اند، برگزار می شود. حقیقی با تسلط کامل به زبان انگلیسی صحبت کرد، هم از فیلم خوب دفاع کرد. هم از جایگاه ایران و ایرانیان. حقیقی با قاطعیت گفت: انرژی هسته ای حق مسلم ایران است و به عنوان یک مسلمان از توهین به پیامبر اسلام ناراحت است. همه از قاطعیت مانی حقیقی در سخن گفتن لذت بردند و تشویق کردند.
دوست دارم روسریام را بردارم
فاطمه معتمدآریا هم در این جلسه بود اما بدون نوع پوششی که در ایران دارد ظاهر شد. یاد شیرین عبادی افتادم. یکی از او پرسید چرا در ایران چادر به سر می کنید، ولی اینجا بدون چادر هستید. معتمدآریا گفت: من در ایران چادر ندارم فقط یک روسری سرم می کنم و دوست هم دارم سرم کنم. من به قانون ها احترام می گذارم. در مراسمی که یک گروه قرار است درباره یک فیلمی که از ایران آمده اند صحبت کنند باید با همان ظاهری که در ایران دارند، ظاهر شوند و فکر می کنم، هدف آن فرد هم طرح سؤال نبود بلکه تمسخر معتمدآریا به خاطرتضاد رفتاریش و یادآوری همین نکته بود. اما فکر می کنم معتمدآریا متوجه نشد.
آفساید، پناهی و برلین
جعفر پناهی که برخلاف همیشه کروات زده بود بالای سن رفت. این هم مدل عجیبی است، در همه جشنواره ها کارگردان با بازیگران فیلم می آید، اما از ایران صدابردار و تدوین گر و نویسنده... بگذریم. اکثرا فضای فیلم را به شرایط سیاسی ایران ربط می دادند و تلویحا از پناهی می خواستند شرایط بد ایران را بیشتر تشریح کند. تعدادی هم درباره ساختار صحبت کردند. انگار که پناهی در فضایی خفقان فیلمی علیه نظام ایران ساخته است! و اینان توانستند بستر را برای حضور پناهی و آفساید ایجاد کنند تا به دور از رعب و وحشت سخن بگوید. در صورتی که همه فیلمهای پناهی در ایران ساخته شده و قرار است دوباره به ایران برگردد و باز هم فیلم بسازد. آفساید هم در جشنواره فیلم فجر ایران به نمایش درآمده است.
متأسفانه برخلاف تصورمان که فکر می کردیم، روزنامه نگاران و منتقدان واقع بینانه تر به اوضاع ایران می نگرند، نشان دادند فرقی با سیاستمداران مخالف ندارند و هرچه را که آنها می گویند، تکرار می کنند.
پناهی هم هرچند گلایه های خود را از عدم نمایش برخی فیلمهایش و یا نحوه برخورد برخی مسئولان سینمای ایران و محدودیت هایی که برای دختران در مسابقات فوتبال دارد را مطرح کرد.
اما در مجموع وقتی خبرنگاران خارجی و یا مسئولین جشنواره ها مایل اند مردم و فیلمسازان ایران را از نظام جمهوری اسلامی جدا کنند و چهره ای کریه از انقلاب اسلامی، نشان دهند. در این شرایط نباید با آنان همسو شد. این گلایه ها -حال درست و یا نادرست- جایش در آن شرایط نبود. البته باید دید یک فیلمساز ایرانی با چه استراتژی در این جمع حضور می یابد.
دکتر سروش هم که در برلین بود، در این مراسم حضور داشت. عده زیاد دیگری از میهمانان خارجی هم پناهی و همراهان را تشویق کردند. اما نه به آن شدتی که بعدا عوامل فیلم تبلیغات کردند.
جایزههای سیاسی
از میان شش فیلم ایرانی فقط یک جایزه به آفساید رسید. جایزه ویژه هیئت داوران (خرس نقره ای) که مشترکا به آفساید ساخته پناهی از ایران و فیلم «ان ساپ» ساخته «پرنیله فیشر کریستنزن» از دانمارک رسید. جایزه ویژه معمولا اعتبار تخصصی در سینما ندارد، بلکه بیشتر به خاطر توجه ویژه به یک موضوع و مضمون و یا یک نکته خاص داده می شود که از این زاویه طبیعتا موضوع آفساید برای آنان مهم بود.
رئیس هیئت داوران، شارلوت رامپلینگ، بازیگر بریتانیایی گفته بود: فیلمهای امسال «حال و هوای جهان امروز را منعکس می کردند» فیلم های دیگری از آمریکا، آلمان و کانادا بودند که هیچ جایزه ای نگرفتند. نکته دیگر شیطنت داوران در اهدا جایزه مشترک به ایران و دانمارک بود که در مقابل اهانتی که شده پیامی به طرفین دادند؛ با هم دوست باشید! در صورتی که خودشان حاضر نیستند از هیچ چیزی بگذرند.