على قنادى
اظهارات شیراک درباره استفاده از گزینه هستهاى در مقابل تروریستها و حفظ منافع حیاتى فرانسه، بازتاب گستردهاى داشت. این سخنان با اوجگیرى کشمکش ایران و اروپا بر سر مساله هستهاى همزمان شد و منابع غربى را برآن داشت تا ایران را طرف اصلى سخنان ژاک شیراک قلمداد کنند. با این حال، تحلیلگران مسایل امنیتى اروپا، ایالات متحده و نومحافظهکاران حاکم بر کاخ سفید را مخاطب اصلى سخنان شیراک مىدانند.
رئیسجمهور فرانسه در سخنان خود که برخى آن را بزرگترین تغییر جهت دکترین هستهاى پاریس طى ۴۰ سال گذشته نامیدند، آشکارا کشورهایى را که از حملات تروریستى به فرانسه حمایت کنند، تهدید به تهاجم هستهاى کرد، ولى در عین حال گفت که دکترین هستهاى کشورش تغییرى نکرده و پاریس همچنان به اصل «اجتناب از اقدام نخست» پایبند است. شیراک دو حوزه را براى اقدام هستهاى احتمالى فرانسه مشخص کرد:
۱ـ حملات تروریستى
۲ـ تهدید منافع حیاتى فرانسه (به طور مشخص نفت)
از نظر استراتژیک، این دو تقریبا همان حوزههایى هستند که کارشناسان مسایل امنیتى از آنها به عنوان پاشنه آشیل تهدیدهاى امنیتى آمریکا نیز یاد مىکنند، به همین خاطر کارشناسان مسایل امنیتى اروپا، سخنان شیراک را حاوى نوعى پیام ضمنى براى واشنگتن مىدانند.
دومینیک مویسى، کارشناس موسسه فرانسوى روابط بینالملل در اینباره مىگوید: شیراک با سخنان خود این پیام را براى واشنگتن فرستاد که در جهان امروز، بازدارندگى هستهاى فقط در انحصار آمریکا نیست.
او مىافزاید: اظهارات روز پنج شنبه شیراک بیانگر تغییر جهت اساسى در دکترین امنیتى فرانسه نیست، بلکه نوعى باز تعریف دکترین امنیتى کنونى این کشور محسوب مىشود. شیراک با تهدید «دولتهاى سرکش» مىخواست نشان دهد که حاضر نیست انحصار بازدارندگى هستهاى را به آمریکایىها واگذار کند.
ناظران سیاسى در پایتختهاى اروپایى در اینباره توافق دارند که سخنان رییسجمهور فرانسه بازتاب احساسات گلیستهایى است که این روزها و به ویژه پس از رد قانون اساسى اروپا جایگاهشان در فرانسه تقویت شده است. دومینیک مویسى در اینباره مىگوید: «سخنان شیراک اظهاراتى با آمال و آرزوهاى گلیستى بود که هدف آن تجدید مشروعیت بازدارندگى سلاحهاى هستهاى فرانسه در شرایط کنونى اروپا است.»
با این حال، برخى کارشناسان مسایل امنیتى اظهارات رییسجمهور فرانسه را داراى پیام دیگرى نیز مىدانند. آنها مىگویند که این اظهارات، تلاشى براى اثبات استقلال هستهاى اروپا از آمریکا و حاوى این پیام است که شرکاى اروپایى فرانسه نیز باید از این پس به جاى چتر هستهاى واشنگتن، چتر امنیتى اروپا به رهبرى فرانسه را بپذیرند.
فرانسه، با داشتن ۳۰۰ کلاهک هستهاى، پس از آمریکا، چین و روسیه خود را چهارمین قدرت هستهاى دنیا و بزرگترین قدرت هستهاى اروپا محسوب مىکند.
از سال ۱۹۹۵ که براى نخستین بار بحث چتر هستهاى مشترک فرانسه و انگلیس براى اروپا مطرح شد، تا چند روز پیش که شیراک دکترین هستهاى جدید کشورش را مطرح ساخت، این بحث مسکوت مانده بود. آشنایان به مسایل استراتژیک اروپا معتقدند که سخنان شیراک نوعى دعوت غیرمستقیم از انگلیس براى فعال کردن دوباره این بحث در فضاى جدید امنیتى اروپا و جهان پس از حوادث سپتامبر ۲۰۰۱ است.
با این حال، اکثر کارشناسان مسایل امنیت هستهاى درباره تاثیرات منفى دکترین جدید شیراک توافق نظر دارند. برخى معتقدند که سخنان رییسجمهور فرانسه مىتواند باعث آغاز نوعى رقابت جدید اتمى، اما نه بر سر تسلیحات هستهاى کلاسیک، بلکه بر سر سلاحهایى که در ادبیات امنیتى جدید، آنها را بمب هستهاى کوچک (miniـ Nuke) مىنامند، شود. عدم وجود یک رژیم بینالمللى مشخص براى مهار گسترش روز افزون «مینىنوک»ها که قدرت تخریبى آنها کمتر از بمبهاى هستهاى کلاسیک است، این نگرانى را بیش از پیش گسترش داده است.
ژان پیر مونلى و فرانسیس هیبورگ از بنیاد پژوهشهاى استراتژیک ابراز نگرانى مىکنند که سخنان جدید شیراک مىتواند موجب رقابتهاى تسلیحاتى جدید در حوزه ساخت بمبهایى مثل بانکر باسترها شود که با قدرت تخریبى بالا، کار ویژه انهدام تاسیسات زیرزمینى را دنبال مىکنند.
در همین حال برخى ناظران سیاسى مسایل فرانسه، سخنان شیراک را با رقابتهاى انتخاباتى او در مقابل نیکولاس سارکوزى، وزیر کشور فرانسه نیز مرتبط مىدانند. سارکوزى در زمره چهرههایى است که از هزینه زیاد دکترین امنیت هستهاى فرانسه انتقاد کرده است. در واقع شیراک با سخنان اخیر خود تلاش کرد مشروعیت جدیدى براى نیروى هستهاى فرانسه به عنوان یکى از مولفههاى اصلى نفوذ بینالمللى این کشور ایجاد نماید.