تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۲  ، 
کد خبر : ۵۱۵۴۱
باب وودوارد در گفت‌وگو با اشپیگل:

کاخ سفید می‌داند اوضاع عراق وخیم‌تر می‌شود

ترجمه: کاوه شجاعی اشاره: باب وودوار نیازی به معرفی ندارد. در جوانی با کارل برنستاین در روزنامه واشنگتن پست «واترگیت» را آفریدند و باعث سقوط ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا شدند. او هنوز همان جاست، در واشنگتن پست و در همان روزنامه‌ای می‌نویسد که 34 سال پیش به استخدامش در آمد. وودوارد همچنان جنجالی و پر سر و صدا است و تمامی کتاب‌هایش به سرعت در فهرست پرفروش‌ها قرار می‌گیرند. سه کتاب آخرش را درباره سیاست‌های بوش پس از یازدهم سپتامبر نوشت: «بوش در جنگ»، «طرح حمله» و «دولت انکار». سومی هفته پیش منتشر شد و کاخ سفید را در شگفتی فرو برد. لحن آخرین کتاب وودوارد با قبلی‌ها قابل مقایسه نیست. او به سیاست‌های دولت بوش پس از اشغال عراق به شدت حمله می‌کند و می‌گوید: کاش زودتر به این نتایج می‌رسیدم. آن وقت دو کتاب قبلی طور دیگری نوشته می‌شدند. وودوارد 63 ساله است و در واشنگتن دی.سی زندگی می‌کند.

* تحقیقات برای نوشتن کتاب جدیدتان «دولت انکار» چقدر طول کشید؟
** دو سال و نیم، با صدها نفر از جمله اشخاص کلیدی در کاخ سفید، پنتاگون، وزارت خارجه و سازمان‌های اطلاعاتی مصاحبه کردم. با بعضی‌ها حتی چند بار گفت‌وگو شد. من با دونالد رامسفلد وزیر دفاع و شعاری از افراد مهم پشت صحنه مصاحبه کردم. اندی کارد، رئیس ستاد کاخ سفید هم جزو کسانی است که گفت‌وگوهایی طولانی با او صورت گرفت.
* تصویری که از بوش در کتاب آخر به خواننده می‌دهید، با کارهای پیشینتان به کلی متفاوت است، بسیار کمتر تعلق‌آمیز به نظر می‌رسد.
** در حقیقت اینگونه نیست. اگر آن کتاب‌ها را بخوانید، می‌بینید که در آنها صحنه‌هایی و جود دارد که بوش نمی‌خواهد شک و تردیدهای دور و بری‌ها را بشنود. اما «بوش در جنگ» و «طرح حمله» کاملا رویدادهای دیگری را تحت پوشش قرار داده‌اند. حتی جان کری که با بوش برای ریاست جمهوری رقابت کرد، ‌معتقد است که بوش تا چندین ماه پس از حملات یازدهم سپتامبر به راه درستی می‌رفت.
* اما تغییر لحن شما در کتاب آخر واقعا مشهود است.
** در سه کتاب آخرم، سه مساله مجرا و البته کاملا وابسته به هم را بررسی کرده‌ام. اولی درباره تصمیماتی بود که پس از حملات یازدهم سپتامبر گرفته شد و دومی به روند تصمیم‌گیری‌ها در جریان حمله به عراق می‌پرداخت. «دولت انکار» دوره سه سال و نیمه پس از اشغال را بررسی می‌کند. من تلاش کردم دقیقاً آنچه را که رخ داده بنویسم.
* «دولت انکار» اتهام بزرگی را مطرح می‌کند. آیا رئیس جمهوری واقعاً حقیقت را انکار می‌کند؟
** بله، این تیتر قدرتمندی است و ویراستاراتم را در واشنگتن پست نگران کرده بود، اما وقتی کتاب را خواندند گفتند که مطالب تیتر را اثبات می‌کند. برایتان یک مثال می‌زنم: جی گارنر اولین فرماندار غیرنظامی عراق پس از حمله بود، او در ژوئن 2003، به دونالد رامسفلد وزیردفاع گفت تاکنون سه تصمیم اشتباه در عراق گرفته شده است، تصمیماتی که همین حالا قابل برگشت هستند. انحلال ارتش، نادیده گرفتن طبقه پیشروی عراقی و منع گسترده اعضای حزب بعث از شرکت در روند بازسازی کشور. رامسفلد به هشدار او توجهی نکرد. او به گارنر گفت همه چیز همان طور پیش می‌رود که باید برود وقتی این موضوع را چند ماه پیش با وزیر دفاع مطرح کردم،‌ او گارنر را ستایش کرد اما گفت هشدارهای او در آن زمان مبهم بودند.
* پس رامسفلد و دیگران پنهان‌کاری می‌کنند؟
** این انکار سیستماتیک حقیقت است. برآوردهای محرمانه سازمان‌های اطلاعاتی آنها نشان می‌دهد که خشونت و حملات اوضاع عراق را در سال 2007 وخیم‌تر خواهد کرد. بوش اما می‌گوید ک تروریست‌ها عقب‌نشینی کرده‌اند، دقیقا مخالف آن چیزی که گزارش‌ها می‌گویند. اگر کتاب را بخوانید می‌بینید همه چیز را اتفاق به اتفاق شرح داده‌ام. اواخر سال 2003، سازمان‌های اطلاعاتی اعلام کردند ما در عراق با شورش مواجه هستیم. این دقیقاً جمله یک گزارش پنتاگون است. بوش و رامسفلد اصلا به این گزارش‌ها توجهی نمی‌کردند.
* متقدانتان می‌گویند: شما می‌توانستید به این اطلاعات زودتر دست پیدا کنید؟
** نه، مساله اینجاست در کتاب‌هایی شبیه «دولت انکار» شما به منابع اطلاعاتی‌تان وابسته‌اید و تا آنها به سخن نیایند کاری نمی‌توانید بکنید. من تا زمانی که گارنر تصمیم گرفت خودش کتابی ننویسد، درباره ماجرایش چیزی نمی‌دانستم. من به جواب‌های رامسفلد برای کتابم نیاز داشتم، اما گفت‌وگو با او بالاخره در جولای امسال انجام شد. من باید تصویر را تا آنجا که می‌توانستم کامل می‌کردم.
* شما در کتاب‌های قبلی به رئیس‌جمهوری هم دسترسی داشتید. این بار چه شد؟
** آنها درخواست‌های من را نپذیرفتند. من به اطلاعاتی دست پیدا کرده بودم که ناسازگاری گزارش‌های محرمانه را با سخنرانی‌های عمومی رئیس‌جمهوری نشان می‌داد.
* پس کاخ سفید این بار همکاری نکرد.
** بله، من یادداشت‌هایی از یک جلسه محرمانه را به آنها دادم و پرسیدم: آیا درست است؟ شما نمی‌خواهید چیزی اضافه کنید؟ آنها هیچ پاسخی ندادند.
* این نباید برای شما ماجرای غریبی باشد؛ دولت‌ها حقیقت را نمی‌گویند و شما نباید به آنها اطمینان کنید.
** این که درباره رسوایی کوکی نیست. ما وارد جنگ شده‌ایم و 147 هزار سرباز در آنجا جنگیده‌اند. من واقعاً ‌از اختلاف همیشگی سخنرانی‌های بوش و گزارش‌های محرمانه شگفت‌زده شدم.
* صحنه‌هایی در کتابتان وجود دارد که به اعتقاد من شما شخصا مایوس و تعجب‌زده شده‌اید. مانند جایی که رامسفلد وضعیت عراق را با میوه هایی در ظرف مقایسه می‌کند.
** من واقعا حیران شدم وقتی دیدم او می‌تواند این حملات را به ظرف میوه تشبیه کند و بگوید شورشیان سیب و موز و پرتقال هستند. این‌ها حملاتی هستند که هزاران نفر از سربازان ما را قربانی کرد‌ه‌اند. من در جریان جنگ ویتنام در نیروی دریایی خدمت می‌کردم. در آن لحظه که داشتم صحنه گفت‌وگو با رامسفلد را می‌نوشتم، همه آن خاطرات یادم آمد و گفتم مردم باید این‌ها را بدانند. در کتابی درباره انکار من نمی‌توانم احساسات خودم را منکر شوم. در اینگونه مواقع در کتاب برای خواننده روشن کرده‌ام که من حالا خبرنگار نیستم و این نوشته‌ها یک واکنش شخصی است.
* می‌توانید جنگ ویتنام را با وضعیت حالای عراق مقایسه کنید؟
** تشابهات هشداردهنده زیادی وجود دارند. باید منتظر بمانیم. کتاب من هم پیش‌بینی نمی‌کند. من در کل شخص خوشبینی هستم. واقعا امیدوارم بتوانیم وضعیت را در کنترل بگیریم.
* جورج بوش چه باید و می‌تواند بکند؟
** من نمی‌دانم. بحث و مناقشه در این مورد برعهده کسان دیگری است.
* قبلا گفته بودید امکان دارد بوش رئیس‌جمهوری بزرگی شود و تاریخ دستاوردهای او را به خاطر سپارد. الان نظرتان چیست؟
** حالا اسناد و اطلاعات بسیار زیادی وجود دارند که نادرستی آن گفته من را اثبات می‌کنند. اما دیدن وقایع از چشم تاریخ کمی تفاوت دارد. پس من هیچ پیش‌بینی نمی‌کنم. در جریان آخرین مصاحبه‌ام با بوش- در جریان نوشتن کتاب «طرح حمله»- از او پرسیدم: فکر می‌کنید تاریخ درباره‌تان چگونه قضاوت می‌کند؟ جواب داد: نمی دانم، آن موقع همه ما مرده‌ایم.
* آیا مردم آمریکا هنوز می‌توانند به رئیس‌جمهوری‌شان اعتماد کنند؟
** آنها باید خود تصمیم بگیرند. اما سوال بزرگتری وجود دارد و من جوابی برایش پیدا نمی‌کنم: آیا اقتدار اخلاقی او حفظ شده است؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات