علیرضا داوری / تحلیلگر مسائل بینالملل
کره شمالی بدون در نظر گرفتن تهدیدهای جهانی و اعتراضات روز گذشته بمب اتمی خود را آزمایش کرد و رسما به عنوان یکی از کشورهای دارای قدرت اتمی به عرصه بینالملل معرفی شد.
در این میان و خارج از بیتوجهی این کشور به درخواست مجامع مختلف و سازمانهای طرفدار عناوین مختلف سیاسی، بیتوجهی این کشور به تهدیدهای آمریکا بسیار قابل توجه است. از نگاه دیگر سختگیریها نسبت به این کشور که امروز دارای بمب اتمی است نسبت به ایران که تمام فعالیتهایش صلحآمیز است کمتر است. بنابراین چرا به راستی مساله اینگونه است و راهکار چیست؟
شاید آزمایش اتمی کره شمالی تا حدودی مسائل هستهای ایران را تحتالشعاع قرار دهد اما امروز مهمترین و سرنوشتسازترین گام دیپلماتیک ایران در حالی برداشته میشود که تمام نگاهها به سمت تهران و پاسخ صریح و کامل ایران به تعلیق غنیسازی دوخته شده است.
با توجه به موفقیت نسبی ایران در مراحل قبلی به نظر میرسد جمهوری اسلامی ایران در گام دیگر خود در شرایط کنونی میتواند با مذاکره و ارائه پیشنهادهای دیگری (پیشنهادهایی که منافع ملی را تحت تاثیر قرار ندهد) و با تعریف کردن و روشن ساختن نقاط ابهام در تعهدات خواسته شده از ایران، تعریف میزان غنیسازی داخلی، «همسانسازی» مشوقها و تعهدات در قالب مذاکراتی سازنده و هدفمند و ضمانتهای عینی و اجرایی متقابل به حفظ حقوق حقه و توسعه صلحآمیز هستهای و تثبیت توان دیپلماتیک خود بپردازد.
باید اذعان کرد که زمان دیپلماسی هوشیارانه و محتاطانه از سوی ایران فرا رسیده است زیرا کلید حل موضوع هستهای در دست خود ایران است و تلاشهای بینالمللی زمانی و برای رفع اختلافات موجود بر سر برنامه هستهای ایران به نتیجه میرسد که مقامهای غرب تصمیم صحیحی را در قبال خواستههای مطرح شده ایران (حق مسلم ایران در استفاده از انرژی هستهای) اتخاذ کنند. بنابراین باید از هرگونه اظهارنظرهای متناقض و تندروانه و یا تاکید بر تقابل به جای تعامل پرهیز کرد و غرب نیز با چشم باز این پیشنهادها را مورد تحلیل قرار دهد و بین آزمایش هستهای کره شمالی و فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران که همواره تحت نظارت پادمان و انپیتی است تفاوت قائل شود. خوشبختانه جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر چند محور تا امروز توانسته است بحران هستهای را مدیریت کند اول اینکه سیاست التزام به تعهدات بینالمللی و همکاری با آژانس را اولویت خود در رفتار با مراکز تصمیمگیر بینالمللی قرار داده است.
دوم جمهوری اسلامی ایران همواره بر تفاهم و تعامل متقابل اصرار داشته و تاکنون نیز این رویه را ادامه داده است.
سوم سیاست پرهیز از جنجال و عدم حرکت در لاین بسته، منطق و دکترین هستهای ایران نشان می دهد که ایران در جادهای دو بانده که شامل اعتماد متقابل باشد حرکت میکند و علیرغم کم کاریهای اروپا هنوز نیز در جاده دو طرفه حرکت مینماید.
امروز جمهوری اسلامی ایران باید با مدیریت بحران و اتخاذ تصمیم های مدیریتی مجدد مسیر سیاستهای مراکز بینالمللی را از خواست آمریکا جدا نماید چه بسا سیستمهای قلدرمابانه آمریکا دیگر نمیتواند حدس و گمان منفی خود را در خصوص مسائل هستهای ایران به جامعه جهانی القا کند.
در واقع ایران با تاکتیک دیپلماسی و سیاسی روند بازی را با منطق پیش میبرد. از نگاه کلیتر تاکید ایران بر مذاکره و تلاش برای اعتمادسازی در برابر خواستههای بینالمللی برای نظارت خارجی بر برنامههای هستهای ایران نشان میدهد که دیپلماسی زمانبر جوابگو بوده است.
از سوی دیگر امروز غرب باید با حسن نیت و به دور از هر گونه جنجال مساله هستهای ایران را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد و در خصوص آن تصمیمگیری نماید. اما آنچه را که ایران در به دستگیری ابتکار عمل در موقعیت کنونی نباید فراموش کند این است که رویکرد جهانی در مفهوم عام و رویکرد اعضای گروه 1+5 برای تعلیق غنیسازی در مفهومی خاص، باعث اتفاق نظر بینالمللی در رابطه با پرونده هستهای ایران و ایجاد «فاکتور مذاکره» و انتظار شنیدن پاسخ مثبت ایران درخصوص غنیسازی شده است که اظهارنظرهای متعدد سران کشورها، دبیران سازمانها و نمایندگان گروهها موید این مطلب است.
ایران درخصوص مذاکرات و تاکید غرب بر تعلیق دو رویکرد متفاوت را میتواند ملاک قرار دهد. اول آنکه با اتخاذ موضع متفاوت و یکسویه با موقعیت یاد شده به چالشهای کنونی دامن زده و به رویارویی مستقیم با آمریکا ادامه دهد که با توجه به اتفاق نظر و همسویی کلی بینالمللی به نظر میرسد منافع ملی را در مخاطره قرار داده و به انزوای ایران در عرصه بینالمللی و حتی در منطقه بینجامد که خوشبختانه با توجه به دیپلماسی گفتوگوی ایران این رویکرد بعید به نظر میرسد و دوم اینکه با موقعیت سنجی و استفاده از شرایط کنونی ابتکار عمل را به دست گرفته و با عنوان کردن چنین طرحها و پیشنهادهایی، به دیپلماسی هموزنسازی مشوقها و درخواستهای غرب با تعهدات خواسته شده پرداخته و آن را در قالب اصلاحیهای در مدت زمانی منطقی به طرف مقابل ارائه دهد و در قالب مذاکراتی هدفمند و کارآمد با تاکید بر به رسمیت شناختن حقوق حقه ملت ایران در استفاده از فناوری هستهای به رفع نگرانیهای بینالمللی در این زمینه بپردازد و جایگاه مهم و حساس ایران در منطقه را گوشزد نماید که خوشبختانه این طرح این رویکرد را داراست.