تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۹  ، 
کد خبر : ۵۱۵۵۲
پل اینگرام تحلیگر ارشد مرکز BASlC

اینک زمان اعتمادسازی اروپاست

ارسلان مرشدی اشاره: شورای کمیسیون اطلاعات امنیتی بریتانیا- آمریکا (Beritania America security lnfomation Council) یک موسسه تحقیقاتی- پژوهشی در لندن است که در واشنگتن، پاریس و برلین نیز دفتر کاری دارد. این مرکز مطالعاتی- تحقیقاتی گزارشات دقیقی از مسائل مربوط به امنیت جهانی تهیه می‌کند که عموماً برگرفته از روند تحولات و واقعیات موجود است تا دیدگاه‌ها و استراتژی کشورهای غربی. BASlC اگرچه در لندن به فعالیت تحقیاتی خود می پردازد، اما برخلاف بسیاری از این گونه مراکز مثل مرکز مطالعات استراتژیک لندن (LLSS)، موسسه تحقیقات امنیت جهانی (WSS)، موسسه بروکینگز لندن و... واقع‌بینی و تحلیل مبتنی بر شواهد موجود را در دستور کار خود قرار داده است و شاید بتوان گفت خط مشی کشورهای اروپایی در تقابل با تحولات امنیتی دنیا تاثیر قابل ملاحظه‌ای بر محتوای گزارشات این شورا ندارد. BASIC طی دو سال گذشته بیش از 11 مورد گزارش و تحلیل مفصل را درخصوص برنامه هسته‌ای ایران، مذاکرات هسته‌ای یورو 3 و نشستهای متعدد شورای حکام آژانس انرژی اتمی (lAEA) ارائه کرده است. در گزارش 8 آگوست تحت عنوان «نگاهی به پیشنهاد 1+5)» پل اینگرام تحلیل گزارش این موسسه پیشنهاد گروه 1+5 را «بسته خالی برای تقاضای خیلی» توصیف کرده بود. گفتگوی اختصاصی الکترونیکی ما با پل اینگرم را اینک پیش رو می‌دارید.

* برای آغاز گفتگو فکر کنم بهتر باشد نگاهی به نشست جولای شورای امنیت و تصویب قطعنامه 1696 داشته باشیم می‌خواهم بپرسم در اجلاس اخیر چه اتفاقی افتاد؟
** محور اصلی بحثها در نشست جولای شورای امنیت به پیشنهاد یورو برای بررسی بیشتر پرونده هسته‌ای ایران اختصاص داشت که نهایتا با رایزنی‌های گسترده به تصویب قطعنامه پیشنهادی 1696 انجامید. اگرچه مفاد این قطعنامه خصوصا بند 6 که ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی معرفی شده است و بند 41 که شامل قوانین محدودکننده علیه ایران تا حدودی غیرواقعی است اما حتی خود اروپایی‌ها نیز به این امر معترف بودند که با وجود تحرکات گسترده دیپلماتیک، مبنای گزارش این نشست که به معرفی برنامه هسته‌ای ایران به عنوان تهدیدی آنی و قریب‌الوقوع برای امنیت جهانی بود ناکام ماندند. از سوی دیگر به نظر می‌رسد این نشست صرفاً یک اهرم فشار برای وادار نمودن تهران به پاسخ مثبت به پیشنهادات 1+5 باشد.
* همان طوری که شما هم اشاره داشتید در بند 6 قطعنامه مصوب 1696 ایران تهدیدی علیه صلح و امنیت جهانی معرفی شده است آیا شما نیز با این نظر موافقید؟
** به هیچ‌وجه، از دیدگاه شخص من دکترین‌های امنیتی تهران در شرایط کنونی نه تنها تهدیدی برای صلح و امنیت جهانی نیست بلکه منطبق به مفاد کنوانسیون‌ها و معاهدات بین‌المللی است. اما مساله‌ای که نباید فراموش شود این است که نظراتی از این قبیل در دستور کار سیاست خارجی بسیاری از کشورها جایگاهی ندارد. دیپلماسی تهران در برهه موجود به مانند تعدادی از کشورها نیاز تصویرسازی (Building Image) برای اثبات بی‌گناهی دارد تا حداقل بتواند از این موضع به شکلی مناسب‌تر از مواضع کنونی خود دفاع کند. من در گزارشاتم عنوان کرده‌ام که از موضعی بی‌طرف در این شرایط هیچ مدرک و دلیل دال بر معرفی ایران به عنوان یک ناقض صلح جهانی وجود ندارد.
* با وجود گذشت نزدیک به 3 سال از آغاز مذاکرات هسته‌ای و ادامه روند اعتمادسازی تهران چرا مذاکرات ایران و یورو 3 با بن‌بست مواجه شد؟
** فکر می‌کنم در مواردی هیچ کدام از دو طرف مذاکره‌کننده تمایلی برای انعطاف و نرمش باز خود نشان ندادند. مواردی نظیر حل و توانایی ایران در دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای- یورو 3 بر این عقیده تاکید داشت که نمی‌توان به راحتی به نگرانی‌های موجود در صورت دستیابی ایران به فناوری تکمیل مواضع چرخه سوخت و فناوری اورانیوم پاسخ داد. بنابراین در مقاطعی از مذاکرات به تهران و نه بروکسل حاضر به کوتاه آمدن از مواضع خود نشدند. من در گزارش سپتامبر سال گذشته به عنوان یک راهکار مطرح کردم که یورو می‌بایست اندکی مواضع خود را تعدیل کند اگر اروپا به این نتیجه می‌رسید که حق ایران در چرخه سوخت و غنی‌سازی مشروعی تلقی کند. آنگاه می‌توان با بازرسی‌های منطم و کنترل شده آژانس این تضمین را ایجاد کرد که ایران هیچ انحرافی نخواهد داشت. خوب شما هم می‌دانید که ایران برای اثبات بی‌گناهی خود در بحث پرونده هسته‌ای تا حدی فراتر از انتظار جامعه جهانی اعتمادسازی کرد. پروتکل الحاقی 2+93 را امضا کرد و آن را به اجرا درآورد، زمینه‌های بازرسی‌های گسترده و بی‌قید و شرط بازرسان آژانس را فراهم نمود، نزدیک به دو سال تمامی فعالیت‌های خود را به صورت یک جانبه و داوطلبانه به حالت علیق در آورد و... من معتقدم در حال حاضر این اروپاست که باید قدمهای مثبت را بردارد.
* به نظر شما سقف اعتمادسازی کجاست؟ و آیا اساسا با این خواسته‌های غرب و در پیش گرفتن دیپلماسی فشار در مواجهه با پرونده هسته‌ای ایران می‌شود به جایی رسید که اعتمادسازی ایران آنها را متقاعد کند؟
** پاسخ به این سوال شما تا حدی دشوار است. من در طول 3 سال گذشت تلاش و دیپلماسی فعال ایران را برای اعتمادسازی با یورو درک کرده‌ام. اما همان‌طور که شما هم می‌دانید شک و تردید مرزی نمی‌شناسد طبیعتا اعتمادسازی و تلاش برای رفع این ابهامات نیز حد و مرزی ندارد خصوصاً اگر اینها دستاویز و بهانه سیاسی باشد. در گزارش ماه مارس خاویر سولانا به کمیسیون امنیت اروپا به چند مورد ابهام اشاره شده که تاکنون پاسخی از سوی تهران نداشته است. برای مثال رآکتور آب سنگین اراک که برای یک نیروگاه تولید الکتریستیه غیرضروری است، درصدد غنی‌سازی اورانیوم در ایران بیش از درصد مورد نیاز برای راکتور اتمی بوشهر است،‌ منشاء آلودگی دستگاه‌های سانتریفوژ مرکز تحقیقات نطنز روشن نشده است و... فکر نمی‌کنم بتوان جوابی قطعی به این پرسش جالب داد. این که گفتید سقف اعتمادسازی کجاست فقط می‌توانم بگویم تا جایی که پرونده هسته‌ای ایران در شورای حکام IAEA بسته شود البته در مورد ایران این پاسخ نامشخص است.
* در ابتدای گفتگو به شکست پیمان فرا آتلانتیکی در نشست جولای در نائل شدن به اهداف از پیش تعیین شده اشاره کردید مشکلات بروکسل و واشنگتن در این خصوص چه بود؟
** هر چندکشورهایی مثل روسیه و چین به قطعنامه 1696 رای مثبت دادند، ‌ولی من معتقدم این امر صرفاً برای اعمال فشار بیشتر به تهران برای پذیرش پیشنهادات بسته 1+5 بوده است. مسلماً ‌اگر یک رویکرد تند در شورای امنیت اتخاذ می‌شد با مخالفت این کشورها مواجه می‌شد. اگر در گزارشات مکرر البرادعی به شورای حکام IAEAبر همکاری قطعی تهران تاکید نشده است، اما مدرکی نیز دال بر انحراف فعالیت‌های هسته‌ای ایران نیز ارائه نشده است و من فکر می‌کنم همین فقدان اسناد و شواهد قابل استناد بزرگ‌ترین ناکامی پیمان و فراآتلانتیکی بود که زنگ خطر را برای بسیاری از اعضا به صدا درآورد. الان آنها احساس می‌کنند ممکن است با چرخش سیاست غرب، کشورهای تحت فشار بعدی خود آنها باشند از طرف دیگر اگر نشست بعدی با استناد به بند 41 این قطعنامه قوانین محدودکننده علیه ایران اعمال شود یک ضایعه بزرگ به رژیمهای حقوقی و بازرسی شورای امنیت و شورای حکام آژانس وارد می‌شود.
* بر این اساس می‌توان گفت که اتخاذ مواضع حقوقی قدرتمند تهران در این اجلاس و ارائه یک دیپلماسی باز در این نشست مشکل اصلی غرب در رسیدن به هدف خود بوده است؟
** بله، ‌طی 2 سال بازرسی‌های گسترده از تاسیسات نظامی و غیرنظامی هسته‌ای ایران، آژانس تاکنون هیج‌گاه به وجود یک سند مبنی بر انحراف در رفتار هسته‌ای ایران اعتراف نکرده است. من بارها در گزارشات «سم‌راس» معاون پادمانی آژانس به این مساله برخورد کرده‌ام. از این رو حداقل برای غرب دشوار است تا سایر کشورها را درخصوص عدم پایبندی ایران به بند 2 معاهده NPT و ماده 25 اساسنامه آژانس با خود همراه سازد واقعیت این است که تمام تلاش غرب تاکنون بر روی گذشته ابهام‌آمیز فعالیت‌های هسته‌ای ایران متمرکز بوده است.
* بسته پیشنهادی گروه 1+5 را چطور دیدید؟ و فکر می‌کنید چرا در این برهه غرب این دیپلماسی را در پیش گرفت؟
** به نظر من تا حدودی قابل پیش‌بینی بود که با وجود گذشت بیش از چند ماه از بن‌بست رسیدن مذاکرات گذشت زمان تا حدودی به زیان یورو 3 بود همچنین آنها می‌دانستند که افزایش فشار دیپلماتیک برای پذیرش خواسته‌های آنها نتیجه‌ای دلخواه به همراه نخواهد داشت و شاید درگذر زمان به تضعیف جایگاه یورو در مذاکرات نیز بینجامد. بسته 1+5 حرفی تازه با خود نداشت. از دیدگاه من این نمی‌توانست جواب اعتمادسازی‌های گسترده ایران باشد.
این که مشوق‌های اقتصادی - بازرگانی در مقابل تعمیق فعالیت‌های هسته‌ای ایران به سرانجام برسد تاحدی غیرقابل باور بود. چون حداقل در 2 سال گذشته این امر بارها از سوی مقامات تهران عنوان شده که فناوری چرخه سوخت و غنی‌سازی با هیچ بسته‌ای از امتیازات قابل معامله نیست. از این رو من فکر می‌کنم این بسته صرفاً یک پیشنهاد پاداش به عدم مجازات بود تا یک ابتکار برای خروج از انسداد در روند مذاکرات.
* پاسخ ایران را بر چه مبنایی تحلیل می‌کنید؟ به نظر شما اگر واقعا به فرض هم تهران به بسته 1+5 پاسخ مثبت می‌داد این ایستگاه آخر بود و پرونده هسته‌ای ایران سرانجامی خوش می‌یافت؟
** همان طور که گفتم تا حدی پاسخ ایران قابل پیش‌بینی بود، اما پاسخ به این سوال که اگر ایران به بسته 1+5 نیز پاسخ مثبت می‌داد این پایان راه بود تا حدی دشوار است. من شک ندارم که رویکردهای دوگانه‌ای علیه ایران اعمال شده که نمونه واضح آن توافق‌های اخیر هسته‌ای واشنگتن و دهلی‌نو یا حتی اسلام‌آباد است. این که فکر کنیم مشکل غرب عدم اعتماد و اطمینان به فعالیت‌های هسته‌ای ایران است تا حدودی باور آن سخت است.
ببینید قبل از نشست جولای شورای امنیت لاوروف وزیر خارجه روسیه تصویب قطعنامه علیه ایران را باعث تصاعد بجران دانسته بود و حتی سولانا کمیسر عالی روابط خارجی اتحادیه اروپایی در دیدار با لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ایران، از یک راه‌حل دیپلماتیک مورد توافق طرفین، حمایت کرده بود. سوال من این است چرا قبل از نشستهای شورای امنیت و شورای حکام آژانس اظهارنظرهای مقامات غربی حتی چین توام با یک خوش‌بینی خاص و اصطلاحاً نرمش‌گرایانه است اما در جریان رای‌گیر و تصویب قطعنامه‌ها دیگر اثری از این آرامش را نمی‌بینیم؟ یورو، روسیه و چین و یا حتی غیرمتعهدها (نم) به خوبی می‌دانند که تصویب قوانین شدید علیه ایران دست آنها را در ابتکار عمل و ایفای نقش در این پرونده کوتاه خواهد کرد و دارای پیامدهای بحران رای غیرقابل پیش‌بینی حداقل برای بروکسل است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات