تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۲  ، 
کد خبر : ۵۱۵۵۷
شبلى تلهامى، کارشناس مسایل جهان عرب:

موازنه قوا، تضمین‌کننده ثبات عراق نیست

ترجمه: علی قنادی مقدمه: انتخابات جدید عراق، بیانگر تغییر جهت عمده‌اى در سیاست خارجى آمریکا بود. ایالات متحده که تا چند ماه قبل از قدرت گرفتن جناح‌هاى سکولار حمایت مى‌کرد، اکنون با مشخص شدن ناتوانى این گروه‌ها، به سمت تقویت جناح‌هایى از اهل سنت روى آورده است. این جهت‌گیرى جدید به خوبى در سیاست‌ها و رایزنى‌هاى ایالات متحده با جناح‌هاى اهل سنت قابل مشاهده است. ظاهراً این واقعیت که جناح‌هاى سکولار نمى‌توانند در عراق جایگاه محورى داشته باشند، آمریکایى‌ها را به این نتیجه رسانده که باید از سنى‌ها به عنوان اهرمى‌در برابر قدرت گرفتن جناح‌هاى مذهبى شیعه استفاده کرد. «شبلى تلهامى» کارشناس مسایل اعراب در شوراى روابط خارجى آمریکا در گفت‌و ویى به بررسى مسایل عراق بعد از انتخابات پرداخته است. جهت‌گیرى حمایت گرایانه او از سنى‌ها که در طول گفت‌و‌گو مشهود است، بازتاب این سیاست جدید آمریکا در عراق است.

* نتیجه رسمى ‌انتخابات عراق اعلام شد و تقریباً مطابق پیش‌بینى‌ها بود. به نظر مى‌رسد اگر سنى‌ها کمى ‌بهتر عمل مى‌کردند، آن‌ها (البته به همراه شیعیان )کرسى‌هاى بیشترى به دست مى‌آوردند. نظر کلى شما درباره صحنه سیاسى عراق در حال حاضر چیست؟
** به نظر من با وجود چون و چراهایى که سنى‌ها و اکثریت قابل ملاحظه‌اى از افراد درباره مشروعیت این انتخابات مطرح مى‌کنند، انتخابات به خودى خود یک رویداد مهم بود. وقتى انتخاباتى براساس ائتلاف‌هاى سیاسى، براى تشکیل حکومت و با هدف بحث درباره موضوعاتى که در جامعه شکاف ایجاد کرده به همراه مانورهاى سیاسى و چانه‌زنى گروه‌هاى مختلف برگزار مى‌شود، این حادثه به خودى خود یک تحول مثبت محسوب مى‌شود.
به نظر من این انتخابات ماهیت بحث‌ها را تغییر خواهد داد، که البته تحولى مثبت است. در عین حال واضح است که یک حکومت موفق که سنى‌ها نیز در آن حضور داشته باشند، حرکتى برخلاف جهت فرقه‌گرایى خواهد بود. با این حال واقعیتى که هم اکنون در عراق پیش روى ما قرار دارد، مساله فرقه‌گرایى است. به خاطر ماهیت قدرت، به واسطه چیدمان جامعه عراق، به دلیل ماهیت حملات مسلحانه و نوع واکنش‌هاى حکومت و همچنین به خاطر ترکیب نیروهاى امنیتى و سرویس‌هاى نظامى، فرقه‌گرایى همچنان وجود دارد. ما فکر مى‌کنیم که موفق شده‌ایم نیروهاى ملى عراق را بازسازى کنیم، ولى واقعیت این است که ترکیب این نیروها تا حد زیادى فرقه‌اى باقى مانده است. بنابراین، در حالى که صحنه بازى در عراق همچنان فرقه‌اى است ما فقط موفق شده‌ایم در این صحنه نوعى توازن قواى جدید ایجاد کنیم.
* ظاهراً نیروها، امنیتى بیشتر از شیعیان تشکیل شده‌اند این‌طور نیست؟
** بله بیشتر شیعه و البته کرد هستند البته همین‌ها هم هستند که بیشتر عملیات ضد تروریسم را اجرا مى‌کنند. به خاطر همین سنى‌ها نیروهاى امنیتى را متهم مى‌کنند که برخوردهایشان نوعى کینه جویى در عوض جنایات دوران صدام است. این احساس وجود دارد که وقتى شما یک سنى باشید، نمى‌توانید سرویس‌هاى امنیتى عراق را نماینده بى‌طرف مردم عراق بدانید، بلکه آن‌ها را دشمن مى‌پندارید. در واقع این موضوع تا حدى بیانگر تدوام مشکل فرقه‌گرایى است. بنابراین در حالى که فرقه‌گرایى همچنان پابرجاست، صرف تلاش براى تغییر موازنه قدرت تضمین‌کننده ثبات و اتحاد عراق در آینده نیست.
در واقع اگر کشمکش‌هاى فرقه‌اى یک‌باره فوران کند، این خطر وجود دارد که درگیرى‌هاى خیلى خونین‌ترى به وقوع بپیوندد، زیرا هر دو طرف داراى افراد آموزش دیده‌تر و مجهزترى خواهند بود.
* برخى افراد به تازگى پیشنهاد ایجاد یک دولت فدرال سه پاره را مطرح مى‌کنند آیا به نظر شما چنین طرحى خوب است؟
** باید به این نکته اشاره کنم که سنى‌ها اکنون تصمیم گرفته‌اند با این واقعیت که هیچ‌گاه در اکثریت نبوده‌اند و در حال حاضر نیز در اکثریت نیستند، دست و پنجه نرم کنند.
شیعیان در عراق اکثریت هستند و باید از حقوق اکثریت بودن خود برخوردار باشند. ولى به نظر من، سنى‌ها هم مى‌خواهند مطمئن شوند که به ویژه وقتى پاى تقسیم منابع و نفت به میان مى‌آید، داراى نقشى قابل ملاحظه هستند. بدون شک سنى‌ها از تسلط شیعیان بر منطقه نفتى جنوب و مسلط شدن کرد‌ها بر منابع نفتى شمال و باقى ماندن خودشان با سهم اندکى از نفت در مرکز نگرانند.
* توصیه شما به نخست وزیر جدید عراق چیست؟
** البته من یک سکولار هستم و اگر مى‌خواستم یک نخست وزیر انتخاب کنم، کسى را با این ویژگى انتخاب مى‌کردم، ولى هم من و هم شما مى‌دانیم که این بى‌فایده است مساله این نیست که من به چه کسى تمایل دارم، بلکه سوال این است که بهترین شخصى که مى‌تواند یک حکومت ملى ایجاد کند، ثبات را به ارمغان بیاورد، قابل اعتماد و شریک خوب براى جامعه ‌بین‌الملل باشد، کیست؟ به نظر من، در شرایط فعلى عراق، کسى حایز این ویژگى‌ها نیست البته ما همه بازیگرانى را که در صحنه فعال هستند، نمى‌شناسیم، ولى این موضوع که حزب احمد چلبى، معاون سابق نخست‌وزیر عراق که اساساً مورد حمایت آمریکا قرار داشت، به هیچ کرسى در مجلس دست نیافت نکته مهمى‌ است. ایاد علاوى، نخست وزیر سابق که یک چهره سکولار شیعه محسوب مى‌شود چیزى حدود ۲۵ کرسى به دست آورد که البته قابل ملاحظه بود، ولى نمى‌توان او را بازیگر قابل توجهى به شمار آورد.
حتى خود شیعیان هم یکپارچه نیستند. آن‌ها به عنوان یک ائتلاف انتخاباتى خوب عمل کردند، ولى داراى یک حزب واحد و یا ایدئولوژى خاصى نیستند و درباره این که چه کسى باید نخست‌وزیر آینده عراق باشد، اختلاف دارند. مشخص نیست که طرفداران مقتدى صدر چه کسى را پیش خواهند کشید. به نظر من اگر طرفداران مقتدى صدر ادعا کنند که پیروزى شیعیان در انتخابات نتیجه تلاش آن‌ها براى جذب فقراى شهرک‌هاى حاشیه بغداد بوده و خواستار یک جایگاه مناسب باشند، چندان بیراه سخن نگفته اند. ضمناً توجه داشته باشیم که طرفداران صدر هم نظرات خاص خود را دارند. بنابراین، خود شیعیان هم قبل از این که شروع به رایزنى با جناح‌هاى دیگر کنند، باید گزینه‌هاى خود را با هم هماهنگ کنند.
* ظاهراً سنى‌ها هم دو لیست حزبى جدا دارند جبهه وفاق عراق که چیزى حدود ۴۰ کرسى به دست آورده و جبهه عراق براى گفت‌وگوى ملى که ۱۱ کرسى کسب کرد. تفاوت دیدگاه این دو حزب چیست؟
** قبل از همه چیز به یاد داشته باشیم که روندهاى سیاسى در عراق کماکان تا حد زیادى قبیله‌اى باقى مانده است، بنابراین وقتى یک سرى افراد موضع خاصى مى‌گیرند، بدان معنا نیست که داراى دیدگاه ایدئولوژیک خاصى هستند.
در واقع، به سختى مى‌توان ائتلافى را پیدا کرد که نامزدهاى آن از مناطق گوناگون باشند. با این حال، من فکر مى‌کنم که صرف نظر از این که نتیجه مذاکرات چه باشد، مهم این است که سنى‌ها تصمیم گرفته‌اند مواضع شان را به ویژه در موضوعات مربوط به قانون اساسى که مهم‌ترین موضوع است تعدیل کنند.
اعلام تمایل شیعیان براى بحث در مورد قانون اساسى، مى‌تواند یک گام اولیه محسوب شود. با این حال ما طى چند روز گذشته شاهد واکنش عبدالعزیز حکیم، رییس مجلس اعلاى انقلاب اسلامى ‌عراق بودیم که گفته بود: «امکان تجدید نظر در قانون اساسى وجود ندارد.» این موضع‌گیرى باعث یاس و سرخوردگى سنى‌ها شد.
* به نظر شما مى‌توان انتخابات عراق را پایان ناآرامى‌ها دانست؟
** اجازه دهید درباره این موضوع کمى ‌تئوریک بحث کنیم. به لحاظ تئوریک، اگر شما حکومتى داشته باشید که براى تغییر قانون اساسى اعلام تمایل کند (از جمله در حوزه تخصیص دوباره منابع)، همچنین اگر شما حکومتى داشته باشید که سنى‌ها نیز در آن مشارکت داشته باشند و بتوانند افکار عمومى ‌را جذب کرده و حمایت کشورهاى عربى را جلب نمایند، شما به لحاظ تئوریک مى‌توانید بسیارى از سنى‌هایى را که به طور بالقوه مى‌توانند جذب گروه زرقاوى و القاعده شوند، جذب خودتان کنید. همه نظرسنجى‌ها در منطقه خاورمیانه نشان مى‌دهد که حمایت بیشتر افراد از القاعده فقط به این دلیل است که این گروه در حال مقابله با آمریکا است نه به خاطر پیام یا دیدگاه خاص آن. بنابراین کسى در داخل جامعه سنى، خواستار این نیست که زرقاوى به حکومت برسد، حتى افراد تندرو سنى. اگر شما بتوانید در داخل عراق اکثریتى ایجاد کنید که طرفدار زرقاوى نیستند، از این شانس برخوردار خواهید شد که ناآرامى‌هاى عراق را کاهش داده و در راه ایجاد عراق یکپارچه گام بردارید. این بعد تئوریک قضیه است و چندان هم نامطلوب به نظر نمى‌رسد، ولى در فضاى کنونى عراق، شانس حرکت در این جهت خیلى کم است زیرا شواهد و قرائن نشان مى‌دهد که شیعیان چندان مایل به مصالحه درباره مسایل اساسى نیستند. در حالى که سنى‌ها هیچ‌گاه در عراق در اکثریت نبوده‌اند و در حال دست و پنجه نرم کردن با این واقعیت و اقلیت بودن شان هستند، شیعیان هم باید این واقعیت را بپذیرند که اگر خواستار عراق یکپارچه‌اى هستند که در آن نقش اساسى ایفا کنند، باید حاضر به مصالحه باشند.
* چند روز بعد از اعلام نتایج انتخابات عراق، پیام جدید بن لادن از طریق یک کاست منتشر شد شما از این پیام چه نتیجه‌اى مى‌گیرید؟
** البته، کلیت این پیام خطاب به مردم آمریکاست، هر چند او غیرمستقیم طرفداران خودش را نیز مورد خطاب قرار داده است. فحواى اصلى حرف‌هاى بن لادن مى‌خواهد به مردم آمریکا این پیام را منتقل کند که حکومت آن‌ها با عقب‌نشینى نکردن از عراق در حال اشتباه است، «زیرا افکار عمومى ‌مردم آمریکا را نادیده گرفته است».
او ظاهراً نظرسنجى‌هاى مربوط به افکار عمومى ‌آمریکا را خوانده که بیان کننده خواست واقعى شهروندان براى عقب‌نشینى از عراق است. او مى‌خواهد بگوید که بوش مدعى جنگ علیه تروریسم (به طور مشخص در عراق) است، نه در داخل آمریکا. بن لادن مى‌خواهد بگوید که «بله! شما در عراق در حال جنگ هستید، ولى این واقعیت را درک نمى‌کنید که عراق در جذب نیروى بیشتر براى ما چقدر مفید بوده است. با این حال، ما خودمان را براى جذب نیرو به عراق محدود نخواهیم کرد. این که ما در حال حاضر به خاک آمریکا حمله نمى‌کنیم، به خاطر ناتوانى براى جذب نیرو نیست. ما در حال طراحى حمله هستیم و شما به زودى شاهد آن خواهید بود.»
بن لادن در بخش دیگرى از بیانیه‌اش با مردم آمریکا و اعراب صحبت کرده و خواسته این را ثابت کند که هنوز هم قوى است و توانایى تهدید کردن دارد. او خواسته این را بگوید که عقب‌نشینى آمریکا از عراق به خاطر موفقیت القاعده است. او همچنین با تمرکز روى مساله انتخابات خواسته بگوید که بعد از انتخابات چیزى تغییر نکرده است.
موضوع دیگر این که، او احتمالاً نظرسنجى‌هاى مربوط به جهان عرب را هم خوانده است. به طور مثال، طبق نظرسنجى‌هاى Zogby تنها شش درصد افراد نسبت به ایجاد یک دولت اسلامى ‌به روش القاعده تعلق خاطر دارند و تنها هفت درصد افراد گفته‌اند که با دیدگاه القاعده موافقند.
همین نظرسنجى‌ها نشان مى‌دهد که چیزى حدود ۷۰ درصد عرب‌ها، آمریکا را یک تهدید مى‌دانند در چنین فضایى است که اسامه بن‌لادن نسبت به مقابله با آمریکا اعلام تعهد کرده است. از نگاه اعراب، تهدید آمریکا با تهدید اسراییل یکى است. کارى که بن لادن کرده این است که او از طریق پیام جدیدش به مردم آمریکا، خواسته به طرفدارانش در جهان عرب بگوید: «من همچنان در حال مقابله با آمریکایى‌ها هستم و هنوز هم تصمیم دارم که به آن‌ها حمله کنم. آن‌ها نه تنها در عراق شکست خواهند خورد، بلکه شما به زودى شاهد ویرانى در خاک آمریکا خواهید بود.» به نظر من، تهدید بن لادن واقعاً جدى است و فقط یک لفاظى نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات