محمدعلی مشفق
مطالعات و بررسیهای تاریخی در ایران نشانگر این نکته است که هرگاه جامعه ایران با هدایت مصلح و یا مصلحانه در مسیر حرکتهای اصلاحی قرار گرفته، لاجرم این مولود نورسیده، جهت رشد و کمال خود با موانع و سختیهای طاقتفرسایی مواجه بوده است. اندیشهورزان اصلاحطلب، غالبا توسط مخالفان اصلاحات و مدافعان وضعیت موجود، به طرز دهشتناکی سرکوب گردیدهاند و به ندرت اجازه یافتهاند که اندیشههای اصلاحی، به صورت شکلی و محتوایی، ساختارهای قدرت را تحت تاثیر قرار دهند. لیکن تاریخ گذشته ایران، غالبا موضوع اصلاحطلبی را برنتابیده و علیالاصول با سرکوب و بایکوت ساختارهای متصلب قدرت مواجه گشته است و پدیده اصلاحات و اصلاحطلبی، عموماً یک موضوع خطرناک و غیرمانوس با ذهنیتها، باورها، ارزشها، نگرشها و تلقیهای معمول و ساخت یافته جامعه به حساب میآمده است و آن را موجودی بیگانه، نامحرم و فتنهانگیز و... انگاشتهاند. پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام(ره) با آن همه پشتوانه مردمی و محتوای اصلاحی و تقابل با ساختارهای متصلب، سنتها و عادات رژیم گذشته جامعه با مقاومتهای شدیدی از جمله انفجارها و ترورها و تحمیل جنگ خارجی مواجه بوده و هیچگاه هم از گزند آسیبها و مقاومتها خلاصی نیافته است. هر چند که انقلابیون هم در درازمدت به دلیل کاهش روحیات و ملکات انقلابی و امورات روزمره و معمول زندگی خود از جنس قدرت حاکم گردیدهاند. در صورتی که حرکتهای اصلاحی در ذات خود به صورت بنیادی فاقد وجهی ساختاری از نوع متصلب آن بوده و مهمترین کارکردشان روزآمد کردن روشها و اصلاح ساختار و زیربناها است تا با تکیه برآن، امکان مدیریت بر تحولات، دگرگونیها و نوشوندگی نیازها و انتظارات نسلهای جدید فراهم آید و در گذشته که مولود خواستها و نیازهای نسل پیشین است متوقف نگردد، همچنین با درک نیازها و تلقیهای جدید، بتواند به صورت مستمر اصلاح را در اصلاح پیگیرد و با تداوم آن، از تقابل نسلهای جدید با گذشته جلوگیری نماید. بلکه اصل را بر درک نیازهای نسل جدید دانسته و نه آنکه آیندگان را به گذشتهها برگرداند و گسست نسلها را بیش از پیش عمیق و فاصلهمند نماید. براساس چنین نگاهی است که طرفداران جنبش اصلاحات نباید چنین تصور کنند که حرکت اصلاحی قادر است در یک پروسه 10 یا 20 ساله به کمال برسد و بر ساختارهای متصلب قدرت غالب آید. بلکه اصلاحطلبان به منظور دستیابی به حداقل و هموار کردن زمینهها باید چندین دهه از اسرار بر سهم خواهیها، خودخواهیها و خودبینیها اجتناب ورزیده و اصل را بر تداوم حرکت اصلاحات با هماهنگی و همفکری تمامی جریانات اصلاحطلب قرار دهند تا ریشههای نهال لرزان اصلاحات با بهرهگیری از کلیت ظرفیت جنبش اصلاحی، به درستی در جامعه استحکام یابد و رشد و کمال طبیعی خود را طی کند، نه آنکه جریانهای اصلاحطلب، توان و وزن خود را به رخ یکدیگر کشیده و به رقابت و مسابقه در میدان خودی بپردازند و با اصرار بر روحیات و ملکات تمامیتخواهانه، خودخواهانه و مطلق اندیشانه گروهی و فردی، مسیری را دنبال کنند که از جنس اصلاحات نبوده و بزرگترین آسیب را بر پیکره اصلاحات و اندیشههای اصلاح طلبی وارد کرده و میکنند.
لذا تداوم بخشیدن به حرکت اصلاحات نیازمند تدبیر، اعتدال، داشتن تئوری، استراتژی، همراه کردن تدریجی منتقدات و مخالفان، اعتمادسازی، اولویت بندی عرصههای اصلاحات در ابعاد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی مدیریتی، مذهبی و... است. بنابراین اصرار بر سهمخواهیها، تکرویها، تمامیتخواهیها و قدرتطلبیهای گروه گرایانه، جریان اصلاحات را بیش از پیش ضعیف و سستتر خواهد کرد و اصلاحطلبان را از دستیابی به حداقلها هم باز خواهد داشت. بنابراین اصلاحطلبان راهی جز اتحاد و ائتلاف، جهت پیروزی تدریجی و حداقلی و تداوم بخشیدن به حرکت اصلاحات در یک پروسه چند ده ساله ندارند، اعم از اینکه در قدرت و یا خارج از قدرت باشند. چرا که راه پیشرفت، سعادت، حاکمیت قانون، آزادی بیان و قلم و کرامت داشتن انسانها با ماهو انسان، موضوعی است که خواهد توانست در سایه اصلاحات، محدودیتهای تاریخی را از ساحت ایران و ایرانی بزداید. نمیتوان تردید کرد که بدون اتحاد و انسجام و ائتلاف اصلاحطلبان در شرایط فعلی کشور، هرگونه حرکت به منزله گام نهادن در فضایی تاریک با چالههای عمیق و سنگلاخی است که شکست از هم اکنون قابل پیشبینی و قطعی است، چرا که کار ویژههای حاکمیت یکدست شدن و از یک جنس شدن اجرا، نظارت، سیاست و امنیت و مدیریت اجرایی انتخابات و حضور بخشی قابل توجهی از نظامیان در مصادرکلیدی انتخابات، پیروزی رقیب را دور از ذهن ننموده و عبور از این رقابت نابرابر و غیر شفاف موضوع پیچیده امروز جامعه ایران است. بنابراین باید هوشیار بود و فرصتها را مغتنم شمرد که فردا خیلی دیر است و شکستهای جدید بیش از پیش اصلاحطلبان را به انزوا خواهد کشاند و بیاعتمادی را صد چندان افزایش خواهد داد.