نهمین جلسه آسیبشناسی اصلاحات شاخه جوانان و دانشجویی حزب اعتماد ملی صبح پنجشنبه در دفتر این حزب برگزار شد. این بار صادق زیباکلام استاد دانشگاه اصلاحات را از منظر خود آسیبشناسی کرد. او قبل از هر سخنی به مقایسه «دوم خردادهای روی داده» در تاریخ معاصر ایران با یکدیگر پرداخت و جریان شکلگیری جریان اصلاحات و شکست آن را مشابه سرگذشت میرزا حسینخان سپهسالار در دوران حکومت ناصرالدین شاه دانست. او از گمگشتگی اصلاحطلبان که به عقیده او همچنان گریبانگیر آنهاست سخن گفت و آن را یکی از دلایل شکست اصلاحات نامید. زیباکلام با یادآوری روند دعوت اصلاحطلبان از خاتمی برای کاندیداتوری در انتخابات خرداد 76 به انتقاد از اصلاحطلبانی پرداخت که در مقابل این رای 20 میلیونی از برنامه مشخصی برخوردار نبودند.
وی برای توضیح علل گمگشتگی جریان اصلاحات رای 20 میلیونی خاتمی را عامل اصلی دانست و خاطرنشان کرد: «درمجموع تحلیل ما این بود که هر کس بیاید در مقابل ناطق نوری رأی چندانی نخواهد آورد، چرا که میگفتیم ناطق رأی بین 12 تا 13 میلیون دارد و نامزد چپ رأی بین 2 تا 4 میلیون و اگر تمامی کردها و بیحجابها و تودهایها را هم به آن اضافه میکردید، در نهایت می ّد پنج میلیون. دو سه میلیون هم برای بدلکارانی که همیشه حضور داشتند، مثل توکلی و جاسبی و...» وی بزرگترین مشکل اصلاحطلبان را خود بزرگبینی آنها دانست و گفت: «اصلاحطلبان پس از انتخابات فکر میکردند که حرفهای آنها باعث شده که خاتمی رای آورد و البته این نوع تفکر امری طبیعی بود ولی به نظر من هر کس جای خاتمی در مقابل جناح راست میایستاد رای میآورد.» زیباکلام تأکید کرد: «این کلیگوییها تا سال 84 نیز ادامه یافت و مدام میگفتیم جناح راست نمیگذارد ما کار کنیم اما باید توجه داشت که آن چند ماه اولیه بسیار مهم بود و تمامی امکانات برای اصلاحطلبان نیز فراهم بود زیرا مشتی که جناح راست خورده بود، آنقدر قوی بود که گیج شده بود اما به دلیل نداشتن برنامه، اصلاح طلبان تمام سال 76 و 77 را از دست دادند و بعد از انتخابات مجلس ششم بود که جناح راست توانست به نحوی بلند شود.» وی به انتقاد از اصلاحطلبانی پرداخت که معتقدند حاکمیت اجازه کار کردن را به آنها نداد و افزود: «برخی از اصلاحطلبان عنوان میکردند که نمیگذارند ما کار کنیم. سادهترین پاسخ به این سوال این است که مگر قرار بود آنها بگذارند شما کار کنید. مگر شورای نگهبان و بسیج و سپاه از پشت کوه آمدهاند. یعنی آنقدر شما ساده اندیش بودید. خاتمی باید میدانست همان شبی که به او گفتند: «سید بیای نامزد شو»، این نهادها نمیگذارند که او کار کند.» وی تصریح کرد:«اصلاحات به این سوال بنیادین پاسخ نداد که میخواهد « طرحی نو» اندازد یا در همان سیستم باقی بماند. در سیستم ماندن، الزامات خود را دارد. در این سیستم، هم شورای نگهبان هست، هم نهاد رهبری و هم مصباح یزدی.» زیبا کلام عدم رهبری جریان اصلاحات، نداشتن برنامه، عدم همیاری با مراجع و تخریب هاشمی رفسنجانی را از جمله کاستیها و اشتباهات اصلاح طلبان در دوارن هشت سال حاکمیتشان دانست و افزود: « ما به جز کلیگویی و بیان حرفهای قشنگ هیچ برنامهای نداشتیم و این ضعف تا سال 84 هم با اصلاحطلبان باقی ماند.» زیباکلام، اشتباه فاحش دیگر اصلاحطلبان را عدم همیاری با علما و مراجع دانست و گفت: «کسانی که در حوزه بودند که دل خوشی از حکومت نداشتند. اصلاحطلبان باید به آنان ثابت میکردند که ما بچه مسلمان هستیم و خطری برای اسلام و فقه نیستیم ولی خود آنان گفتند: « اگر فلان آیتالله با ما مشکل دارد، ما چه کار کنیم.» وی حمایت اجرایی هاشمی رفسنجانی و تمام عقبه او به طور غیرمستقیم از خاتمی را یکی از دلایل کسب رای بالای او نامید و در حالی که بهای حمایت کارگزاران از خاتمی را زندان رفتن کرباسچی تعبیر کرد یکی دیگر از اشتباهات اصلاحطلبان را تخریب هاشمی رفسنجانی دانست و توضیح داد: «اصلاحطلبان زود هاشمی رفسنجانی را از دست دادند. من در این باره تعبیری به کار بردم که هاشمی رفسنجانی و عقبهاش برای دوم خرداد به مثابه پلی بود که قطار دوم خرداد از آن به سلامتی و مبارکی گذشت.» زیباکلام گرفتن انتقام شخصی و تخریب هاشمی برای ارتقای جریان اصلاحات را از اهداف تخریب کنندگان او دانست و گفت: «هر جور حساب کنید، تخریب هاشمی رفسنجانی به نفع دوم خرداد نبود. من به آن دسته از کسانی که در پی تخریب او بودند، میگفتم چون جریان مقابل خیلی نیرومند است و شما در ابتدای راه هستید، حداقل بگذارید پنج سال دیگر هاشمی رفسنجانی را تخریب کنید.»