تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۰  ، 
کد خبر : ۵۱۶۱۹
گفت‌وگو با یوسف مولایی

زورآزمایی قدرت در معاهده ان‌پی‌تی (بخش دوم)

مقدمه: مریم باقی: بخش اول گفت‌وگوی شرق با دکتر یوسف مولایی استاد دانشگاه تهران روز دوشنبه هفته گذشته منتشر شد. اینک قسمت دوم این گفت‌وگو را می‌خوانید:

* به نظر شما چرا با وجود عدم توازن حقوق و تکالیف معاهده را پذیرفتیم.
** این به موازنه قدرت مربوط می‌شود و یک نوع زورآزمایی قدرت است. نظم جهانی تحت‌تاثیر چگونگی توزیع قدرت است. بعضی از مسائل تاثیرگذار با مسائل داخلی مرتبط هستند. هر کشوری ضعف‌های بیشتری داشته باشد از قدرت چانه‌زنی بیشتری برخوردار است. یک بخش از این اعتبار و وزن بین‌المللی مربوط به حوزه اقتصادی است، کانادا یکی از کشورهایی است که بیشترین کمک مالی را به کشورهای در حال توسعه می‌کند و در مناسبات بین‌المللی وزن زیادی دارد و از این رو بر تصمیمات آژانس نیز تاثیر می‌گذارد. مجمعی مثل انرژی هسته‌ای خیلی تحت تاثیر رای کانادا است.
به همان بحث قبلی باز می‌گردم که به لحاظ حقوقی objective guarantee با firm خیلی تفاوت دارد. guarantee objective حوزه خیلی وسیع‌تری را در بر می‌گیرد. خیلی عمیق‌تر است. Firm برمی‌گردد به چگونگی اجرای یک تعهد در حالی که objective guarantee هم به ماهیت تعهد، هم به کیفیت و هم به چگونگی اجرای آن ناظر است. ما نمی‌توانیم به درستی روشن کنیم تعهداتمان چیست و در رابطه با این تعهدات چه تضمین‌هایی داده‌ایم. مشخص نیست این تعهدات فقط مربوط به تعلیق چرخه سوخت است یا قطعاتی که متعلق به چرخه سوخت باشد؛ مانند ساخت سانتریفوژ یا هر مسئله‌ای که مربوط به فرآیند یا بازآفرینی غنی‌سازی اورانیوم باشد نمی‌دانیم این تعهدات شامل چه مواردی است. در مقابل این تعهدات نامحدود چه چیزی به دست می‌آید. به این دلیل است که می‌گوییم اینها با هم توازن منطقی ندارند و به عنوان یک حقوقدان می‌گویم تعهداتی (guarantee) که مصادیق آنها کاملاً روشن نباشد به درستی قابل شناسایی نیست. ر اینجا ضمانت‌های عینی که شامل چه مواردی است مشخص نیستند، گرچه خود موافقتنامه می‌گوید مربوط به چرخه سوخت ایران است ولی این تضمین‌های عینی می‌تواند تا بی‌نهایت ادامه پیدا کند. در این صورت می‌توان در چارچوب objective guarantee به دنبال اخذ تضمین‌های دیگری بود و این امر را می‌توان تا تعطیلی فعالیت‌های هسته‌ای ایران ادامه داد. (چنانچه حسن نیت نداشته باشند) همان‌طور که گفتیم محدوده objective guarantee تعیین نشده. البته در پذیرش این متن یک مقتضیاتی بوده و چندین جلسه مذاکره برگزار شده. و ما نمی‌دانیم در جلسات چه گذشته و چه مسائلی مطرح شده، ملاحظاتی بوده که تاثیر گذاشته. با همه اینها به رغم این ملاحظاتی که ما با آنها آشنایی نداریم، نباید زیر بار کلمه‌ای مثل objective guarantee رفت.
* مخفی کاری که به آن استناد می‌شود در کدام معاهدات و چگونه آمده است؟
** این مباحث بیشتر در قطعنامه‌ها و بیانیه‌ها منعکس است و علت طرح آن این است که مکانیسم‌های نظارتی آژانس به طور دقیق مطرح نشده و پادمان‌های نظارتی عمدتاً برای پیشگیری از دستیابی به سلاح هسته‌ای شکل گرفته‌اند. ولی به عنوان دلیلی برای ایجاد شک که بتوانند از آن بهره‌برداری کنند در آژانس هسته‌ای از آن استفاده می‌شود. در پروتکل الحاقی، سیستم نظارتی خیلی کلی است و فرمول دقیقی ندارد و اینکه چه اقداماتی باید انجام گیرد تا این نظارت به طور کامل انجام شود، تعریف نشده است. برای همین پروتکل الحاقی را تصویب کردند و خیلی از دولت‌ها به آن ملحق شده‌اند. حتی با وجود پروتکل الحاقی هم ممکن است مواردی وجود داشته که دور از چشم آژانس باشد و آژانس نتواند بر آنها نظارت کند. برای همین است که الان می‌گویند ما اگر به کشوری اعتماد داشته باشیم با فعالیت‌هایش مخالفت نمی‌کنیم، اگر ما به کشوری اعتماد نداشته باشیم من باب احتیاط سعی می‌کنیم از دستیابی به چرخه سوخت جلوگیری کنیم ولی کشوری که چرخه سوخت هسته‌ای نداشته باشد هرگز نمی‌تواند به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. در کل سیستم نظارتی دارای نقص‌های زیادی است و کامل نیست. اگر کامل بود بحث‌هایی مثل اعتمادسازی به وجود نمی‌آمد. مکانیسم‌هایی باید به وجود آیند که اگر به سیستم نظارتی یک کشور ظنین شدند از آن جلوگیری کنند.
* «اعتمادسازی» در اسناد و قطعنامه‌ها با همین واژه و مفهوم آمده است؟
** کلمه اعتمادسازی که از دو سال پیش در تمام قطعنامه‌های شورای حکام تکرار می‌شود عمدتاً یک وسیله احتیاطی است نه کاملاً حقوقی و بحث اعتمادسازی یک بحث حقوقی نیست. بحث حقوقی این است که ما عضو آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای هستیم و در حد اساسنامه این آژانس و NPT و موافقتنامه‌های بین‌المللی فعالیت می‌کنیم و تا زمانی که کاری بر خلاف این تعهدات انجام نداده‌ایم باید فعالیت‌های هسته‌ای ایران مورد حمایت قرار بگیرد مگر اینکه دلایل محکمی برای انحراف و خروج ایران از حوزه تعهداتش وجود داشته باشد. در شرایط طبیعی ما نباید دلیل بیاوریم که در مسیر فعالیت‌های صلح‌آمیز هستیم بلکه اصل بر این است که فعالیت‌های صلح‌آمیز است. اگر دلایلی خلاف از سوی آژانس اعلام شود ولی چون شرایط غیرعادی و غیرطبیعی است اکنون جای مدعی نشسته‌ایم و باید دلیل بیاوریم که فعالیت‌های ما صلح‌آمیز است. در حقیقت برخلاف موازین حقوقی بار اثبات ادعا بر عهده مدعی علیه گذاشته شده.
* بازرسی‌های سرزده برای کسب اعتماد در حقوق بین‌الملل چه جایگاه حقوقی‌ای دارد؟
** بازرسی‌ها در پروتکل الحاقی آمده و با موافقت عضو موافقتنامه این نظارت‌ها و بازرسی‌ها صورت می‌گیرد اما در پروتکل الحاقی دامنه‌اش بسیار وسیع‌تر است. بازرس‌های آژانس هر وقت بخواهند می‌توانند وارد بشوند. در پروتکل الحاقی ویزاها معمولاً طولانی مدت است ولی در موافقتنامه نظارت‌های خارج از پروتکل موردی است یعنی هر وقت بازرس می‌خواهد بیاید ویزا داده می‌شود و ویزاها کوتاه‌مدت است برای یک هفته، دو هفته. در نظارت‌های معمولی و تحت پوشش پروتکل الحاقی، هر جا که بخواهند می‌توانند انگشت بگذارند و بازدید کنند. حتی مکان‌هایی که بسیار مهم و امنیتی هستند. تقریباً در راستای پروتکل الحاقی دست بازرسان بسیار باز است. بازرسان به یک جایی مظنون باشند می‌توانند بازرسی کنند. اگر در ظن خود اشتباهی بکنند، مسئولیت چندانی هم برای آنها نیست. (گرچه این بازدید محرمانه بماند و گزارشاتش به جایی درز نکند ولی کنترل آن خیلی سخت است.)
* مصاحبه با دانشمندان و کارشناسان نظامی کشور مورد بررسی در واقع در راستای ادامه این کسب اطلاع و تکمیل بازرسی‌ها است؟
** این مورد که در پروتکل الحاقی و در قطعنامه آژانس آمده نیز در مسیر اعتمادسازی است. این در قطعنامه‌های آژانس جا افتاده و مثلاً گفته می‌شود ایران یک برنامه ظن‌برانگیز دارد و برای رفع ظن‌ها و شبهات ملاقات با دانشمندان و ملاقات با محققین به ما کمک می‌کند و اگر اینها را در اختیار ما قرار ندهید در واقع اعتمادسازی نکرده‌اید.
* پس به نظر شما این اعتمادسازی که در قطعنامه گنجانده شده جنبه سیاسی دارد و اشاره نمی‌کند به مسائلی که در پروتکل‌ها بوده و نقض شده؟
** قطعنامه‌های آژانس جزء منابع حقوقی آژانس محسوب می‌گردد از طرفی محدوده و مفهوم objective guarantee با شفافیت و جامعیت تعریف نشده و مصداق‌های آن بیان نشده است. در اینجا سیاسی عمل شده . objective guarantee دارای محدوده بسیار وسیعی است و نمی‌شود مرزها و مصداق‌های آن را بیان کرد و آنان هر نوع تفسیری که بخواهند از objective guarantee می‌کنند. باید موارد در موافقتنامه ذکر می‌شد. مثلاً گفته می‌شد برای اعتماد به فعالیت‌های شما 1- مراقبت از دانشمندان 2- بازدید از هر مکانی 3- اینکه خریدهای شما با نظر ما باشد 4- استفاده از این قطعات خریداری شده حتماً با نظارت ما باشد و امثال اینها لازم است.
* پس به سئوال قبلی برمی‌گردم که واژه اعتمادسازی عیناً در قطعنامه‌ها نیامده است.
** نه در قطعنامه‌ها به طور کلی آمده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات