دکترمحمد یونس قانونی رئیس ۵۰ ساله مجلس نمایندگان افغانستان و همرزم و همفکر احمدشاه مسعود، پیش از برگزاری و آغاز ششمین کنفرانس بینالمللی مسعودشناسی، شانزدهم شهریور ماه امسال و در کابل ـ در خیمه لویی جرگه ـ به تقاضای گفتوگوی من پاسخ مثبت داد. این دانش آموخته الهیات که هم ولایتی مسعود (متولد پنجشیر) نیز هست از همان ابتدای جوانی به جمع مجاهدین افغان پیوست. قانونی در سالهای «جهاد» علیه تجاوز شوروی و بعدتر در جریان «مقاومت» در برابر هجوم و ستم طالبان، از اعضای فعال «جمعیت اسلامی افغانستان» و از همرزمان نزدیک احمدشاه مسعود محسوب میشد. او در «دولت موقت افغانستان» به رهبری حامد کرزی ـ که در نتیجه توافق گروههای افغان و سازمان ملل متحد در «کنفرانس بن» تشکیل شد ـ در مقام وزیر کشور (داخله) و بعدتر در «دولت انتقالی» به عنوان وزیر آموزش و پرورش (معارف) مشغول فعالیت شد.
قانونی در نخستین انتخابات آزاد افغانستان برای گزینش رئیسجمهور جدیترین رقیب حامد کرزی بود؛ البته این کرزی بود که در نهایت به عنوان پیروز انتخابات معرفی شد.
پس از آن، قانونی در انتخابات پارلمانی افغانستان حضور یافت؛ او پس از راهیابی به مجلس نمایندگان (ولسی جرگه) با کسب ۱۲۲ رای در مقام ریاست مجلس مشغول فعالیت شد؛ رقیب اصلی قانونی، عبدالرسول سیاف ـ از رهبران بنیادگرای مجاهدین که حمایت طیف طرفدار کرزی را هم جلب کرده بود- ۱۱۷ رای به دست آورد. صبح جمعه ۱۶ شهریور و در نخستین روز از مراسم بزرگداشت ششمین سالگرد شهادت «آمر صاحب» مسعود، یار و همراه دیرین او در مقام یک سخنران، در جلسه شرکت کرده بود.
تصور برگزاری همایش بدون حضور شاه مسعود و در حالی که سایه سنگین بینش و منش او بر جلسه به وضوح لمس و احساس می شد، آسان نبود. از همین رو در مقام نخستین پرسش از دکتر قانونی سوال کردم که چه احساسی دارد وقتی در این مراسم، مسعود خود حضور ندارد؟ قانونی پاسخ داد: «دو گونه تصور دارم؛ از یک طرف خوشحالم که با توجه به شکلگیری قضایا و حوادثی که در افغانستان صورت گرفته است، مسعود حضور ندارد؛ و از طرف دیگر، نبود یک رهبر بزرگ به عظمت و شکوه مسعود را با تمام وجود و لحظه به لحظه احساس میکنیم.»
یونس قانونی به صراحت فقدان شاه مسعود در این کنفرانس را به عرصهیی فراتر پیوند می زند و عنوان میکند:«باور ما این است که اگر امروز شخصیت و رهبری به عظمت و شکوه مسعود وجود میداشت، مسلماً مسیر افغانستان به شکل دیگری و در جهت خواست ملت بزرگ افغانستان بود.» از همفکر و همراه دیرین مسعود میپرسم با توجه به شناختی که از نیروهای سیاسی در افغانستان دارد، آیا شخصیتی همچون «آمر صاحب» را در این کشور میشناسد که بتواند در این روزهای سخت و دوران گذار پر مشکل، در سطح شاه مسعود به ایفای نقش بپردازد؟ دکتر قانونی میگوید: «خوشحال هستیم از اینکه رهروان و یاران مسعود اکثراً با تعهد و اعتقاد به راه او، مسیر مسعود را در عرصههای مختلف در افغانستان امروز دنبال میکنند.» او البته تصریح میکند که «پر کردن خلاء مسعود و نبود او امر ساده و بسیطی نیست و من فکر میکنم زمانی طولانی در کار است تا خلاء مسعود را در افغانستان پر کنیم.»
مشکل «فقدان مسعود» یکی از محورهای مشترک در تحلیل اغلب صاحبنظران و تحلیلگران افغانستان است؛ عمده آنان ضمن ابراز نوعی دل نگرانی نسبت به روند تحولات کنونی در این کشور، از جای خالی مسعود با دریغ و افسوس یاد میکنند. از همین منظر از رئیس مجلس نمایندگان افغانستان میپرسم با وضع موجود در افغانستان و تحولات نگرانکننده در این سرزمین و نیز با وجود خلاء ناشی از نبود یک رهبر ملی و هوشیار چون شاه مسعود، چقدر نسبت به آینده «احساس خطر» میکند؟ دکتر قانونی بدون مکث پاسخ میدهد: «باور من این است که هیچ شخصی نمیتواند به تنهایی خلاء مسعود را پر کند.» او میافزاید: «یگانه راهکاری که میتواند به طور نسبی این خلأ را رفع کند، تجمع و هماهنگ ساختن و متحد کردن مجموعهیی از شخصیتهای سیاسی سالم و همفکر مسعود است که به نسبتی این خلأ را جبران کنند.» قانونی تاکید میکند: «هیچ شخصیتی به تنهایی ـ و حداقل در این روزها و به این زودیها ـ قادر به پر کردن این خلأ نیست.»
از مبارز دیروز «جهاد و مقاومت» و فعال سیاسی پارلمانی امروز، سوال میکنم که به چه میزان نسبت به شکلگیری چنین جمعی خوشبین است و امکان تحقق آن را چقدر میداند. دکتر قانونی توضیح میدهد:«خوشحال هستیم که تشکلهای مختلف سیاسی برای رسیدن به آرمانهای مسعود به وجود آمدهاند که من امیدوار هستم از این طریق بتوان خلاء مسعود را جبران کرد.»
شمار تحلیلگران و فعالان سیاسی یا روزنامهنگارانی که چشمانداز تحولات افغانستان را با نگرانی تحلیل و ارزیابی میکنند، کم نیست؛ از یونس قانونی میپرسم چه نگاهی به آینده افغانستان دارد؟ آیا او هم بدبینانه به تحلیل مینشیند؟ دکتر قانونی «باور» خود را چنین تبیین میکند: «بدون شک ما نسبت به اوضاع امنیتی و بحران اعتماد در بین نخبههای سیاسی، دولت و ملت و خلاء موجود بین دولت و ملت، جداً نگران هستیم.» او در عینحال میافزاید:«در متن این نگرانیها، ما نسبت به آینده خوشبین هستیم، برای اینکه ما محورهای اساسی خوشبینی برای آینده افغانستان را هنوز از دست ندادهایم.» «حمایت جامعه بینالملل از ملت افغانستان، آرزومندی مردم برای کار سازنده و مثبت و آمادگی نخبگان سیاسی برای راهاندازی یک جریان جدید و اصلاحطلبانه در متن نظام سیاسی» مواردی هستند که به عقیده دکتر قانونی موجب خوشبینی نسبت به آینده افغانستان و تحولات آتی در این سرزمین میشود. وی البته تصریح میکند که «این مدیریت کلان دولتی است که باید از این عوامل و نیز از زمینههای موجود برای رفتن به سوی یک اصلاحات بنیادی که پیامد و نتیجه آن اعتماد بین ملت و دولت و نیز نخبگان سیاسی و حکومت است، استفاده کند.»
از قانونی میخواهم مولفههای اجتماعی را که موجب خوشبینی او میشود، توضیح دهد، در جامعه یی که فقر و بیکاری و قاچاق و اختلاف طبقاتی اسفبارتر از آن است که بتوان توصیف کرد، چه ویژگیهایی میتواند باعث امید به آینده شود؟ ریاست مجلس افغانستان اظهار میدارد: «مردم افغانستان خواهان یک تحول بنیادی و اصلاحات هستند، مردم امیدوار به ساختن یک کشور جدید هستند، مردم خواهان رفتن به سوی یک آینده بهترند، نخبگان سیاسی افغانستان که شخصیتهای تاثیرگذار در افغانستان هستند، خواهان تحول اند و اینها مولفههایی هستند که ما را به آینده خوشبین میکند.» «خطر تجزیه افغانستان» را بسیاری از صاحبنظران این کشور جدی و قابل تامل ارزیابی میکنند؛ از قانونی در این خصوص سوال میکنم؟ او میگوبد از این لحاظ نگرانی ندارد:«به این خاطر نگران نیستم که مردم ما تجزیه نمیخواهند. مردم ما مشارکت عادلانه در عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی میخواهند.» و هنگامی که در مورد خطر بازتولید طالبان و گسترش و هژمونی یافتن این جریان فکری ـ سیاسی ـ نظامی از او میپرسم، پاسخ میدهد که «البته از لحاظ امنیتی نگرانیم؛ به خصوص با باور به این نکته که طالب پدیده قابل پذیرشی برای مردم ما نیست. نارضایتی از نظام سیاسی، زمینه را برای سوءاستفاده طالبان در صفوف مردم و لایههای اجتماعی مساعد ساخته است. به همین خاطر است که ما اعتقاد به اصلاحات داریم و نه براندازی و یأس.» قانونی تصریح میکند: «اگر اصلاحات بنیادی در ساختار سیاسی صورت گیرد و اصلاحات در استراتژیها و پالیسیها [سیاستها] به صورت بنیادی به وجود آید، آنگاه ما به آمدن یک صفحه جدید و تحول مثبت در افغانستان، اطمینان داریم.» از قانونی میپرسم که حکومت کرزی به چه میزان توانسته است اصلاحات مطلوب و استراتژیهای موردنظر یاران مسعود را برآورده کند؟ او میگوید: «متاسف هستیم که دستاورد حکومت ما در تحقق اصلاحات بنیادی و اساسی که موجب حمایت ملت از دولت شود، چندان قابل توجه نبوده است.»
قانونی در پایان تاکید میکند: «ما به عنوان بخش اصلاحطلب در متن نظام سیاسی، خواهان اصلاحات بنیادی هستیم.»