آرزو دیلمقانی
حدود پنج سال پیش، زمانی که حزب اسلامگرای عدالت و توسعه توانست در رقابتهای پارلمانی کشور ترکیه به تنهایی دولت تشکیل دهد، تحلیلگران آغاز یک رابطه متفاوت ایران و ترکیه را پیشبینی میکردند. هر چند روابط ایران و ترکیه در دورانهای مختلف همیشه یک روند متعادل را دنبال میکرد اما در این دوره پنج ساله دولت رجب طیب اردوغان، نخستوزیر در روابط خود با ایران یک روند محافظهکارانه را دنبال کرد. با آغاز دوره پنج ساله دوم دولت اردوغان و انتخاب عبدالله گل به عنوان رییسجمهور که پیش از این مدیریت وزارت امور خارجه را بر عهده داشت میتواند آغاز دوره بهتری در روابط تهران و آنکارا باشد. از نشانههای این تغییرات میتوان به قرارداد گازی ایران و ترکیه اشاره کرد که با وجود مخالفتهای شدید آمریکا بسته شد. روابط ایران و ترکیه پیش از قرن بیستم بیشتر یک رابطه رقابتی بین دو امپراطور بزرگ جهان بود که برای به دست آوردن رهبری جهان اسلام با یکدیگر رقابت میکردند. بعد از جنگ جهانی اول و استقرار یک جمهوری جدیدی در سال 1923 در ترکیه و روی کار آمدن حکومت پهلوی در ایران در سال 1924 این روابط تغییر کرد. هدف ترکیه جدید، غربی کردن و مدرنسازی کشور بود، بنابراین برقراری یک رابطه خوب و محکم به یکی از اولویتهای سیاست خارجی این کشور تبدیل شد.
در ایران نیز رضا شاه که سعی میکرد ایدئولوژیهای آتاتورک را دنبال کند، ایجاد یک رابطه خوب با همسایگان بخصوص ترکیه را در اولویتکاری خود قرار داده بود. هر چند هدف وی بیشتر استحکام پایههای حکومت خویش بود تا برقراری یک رابطه سودمند خارجی، سیاستهای جدید هر دو کشور و موقعیت ژئوپولیتیکی به یک نزدیکی ایدئولوژیکی بین ایران و ترکیه تبدیل شد و روابط این دو کشور را نزدیکتر کرد. هر چند مسئله اتحادیه جماهیر شوروی یکی دیگر از فاکتورهایی بود که این دو کشور را به هم نزدیکتر میکرد. هر دو کشور برای بقای دیگری اهمیت زیادی قائل بودند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، بلند اجویت، نخستوزیر وقت ترکیه بلافاصله جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخت و اظهار امیدواری کرد که هر دو کشور بتوانند روابط خود را گسترش دهند. در پیامی که وی به تهران ارسال کرده بود، اظهار داشت که ترکیه تمایل دارد که روابط دو طرفه خود با ایران را حفظ کند. روابط ایران و ترکیه در طول سالهای جنگ ایران و عراق نیز ادامه داشت و سالهای 1981 و 1982 به اوج خود رسید. این در حالی است که در 1983 میزان معاملات این دو کشور به 2.2 میلیارد دلار رسید و در سال 1984 و 1985 تا 2.3 میلیارد دلار افزایش یافت. بین سالهای 1991 تا 1992، ایران و ترکیه برای افزایش نفوذ خود در دریای خزر، آسیای مرکزی و قزاقستان با یکدیگر به رقابت پرداختند.
پس از فروپاشی شوروی سابق، ترکیه سعی داشت تا از یک سیاست خارجی فعال در منطقه استفاده کند و به عنوان اولین کشوری که با کشورهای آسیای مرکزی روابط دیپلماتیک و اقتصادی برقرار کرد شناخته میشود. آژانس همکاریهای بینالمللی ترک برای ایجاد همکاریهای اقتصادی و فنی تاسیس شد و بدون همکاری دولت ترکیه اولین کنفرانس جهانی ترکها در 1992 در آنکارا برگزار شد و روسیه این سیاست نفوذیگری را به شدت محکوم کرد. در همان زمان ایران نیز که از سیاست ضد غربی و ضد آمریکایی پیروی میکرد درصدد بود تا نگذارد که نقش شوروی سابق در دریای خزر توسط آمریکاییها پر شود. ایران و ترکیه از سال 1993 روابط بهتری را با یکدیگر آغاز کردند. از آغاز سال 1993 همکاریهای سیاسی برای به دست آوردن روابط بهتر بین تهران و آنکارا آغاز شد و هر دو کشور اعلام کردند که خواهان یک سیاست دوستانه دو طرفه هستند. در همین زمان، ایران اعلام کرد که موقعیت جغرافیای سیاسی ایران و ترکیه و منابع طبیعی این دو کشور زمینه را برای یک رابطه خوب بین دو کشور فراهم کرده است.
زمانی که سلیمان دمیرل، رییسجمهور پیشین ترکیه در سال 1994 به ایران سفر کرد، اظهار داشت که هر دو کشور برای برقراری اتحاد و یکپارچگی دنیای اسلام باید با یکدیگر همکاریهای نزدیکتری داشته باشند. در پی این سخنان هر دو کشور قدمهای محکمی را برای برقراری یک رابطه بهتر برداشتند، به عنوان مثال صندوقهای توسعه صادرات هر دو کشور، توافق کردند تا 15 میلیون دلار اعتبار صادراتی به یکدیگر بپردازند. اتاق بازرگانی ایران و ترکیه معاملات بازرگانی خود را افزایش دادند و وزیر علوم و رییس دانشگاه سلجوق ترکیه برای افزایش همکاری بین دانشگاههای ایران و ترکیه با یکدیگر تبادل نظر کردند. در سال فوریه 1995 ایران و ترکیه همکاریهای مذهبی با یکدیگر را آغاز کردند. در اکتبر همان سال تفاهمنامه فرهنگی بین دو کشور به امضا رسید که طی آن برای برگزاری هفتههای فرهنگی در دو کشور، فستیوالهای فیلم و ایجاد کلاسهای زبان ترکی و فارسی در کشورها، تبادل توریسم و برگزاری نمایشگاههای کتاب برنامههایی در نظر گرفته شده بود. در همان سال ارزش تبادلات کالای بین دو کشور نیز افزایش یافت. در سال 1994 ارزش واردات و صادرات دو کشور به 571.11 میلیون دلار رسیده بود که این رقم در بین ماههای ژانویه تا سپتامبر سال 1995 از مرز 700 میلیون دلار گذشت. در این دوره ارزش کالای صادراتی ایران به ترکیه بالغ بر 513.36 میلیون دلار بود.
در 22 ژوئن 1995، سلیمان دمیرل، رییسجمهور پیشین ترکیه بر لزوم همکاریهای پزشکی و بهداشتی دو کشور اشاره کرد و در همین سال رییس مجلس ایران، رییس مجلس ترکیه را به مجلس ایران دعوت کرد. در همین زمان انور اویمن معاون وزیر امور خارجه ترکیه برای شرکت در دومین کنفرانس اسلامی به ایران سفر کرد و در طی سفر خود اعلام کرد که ایران یکی از کشورهایی است که از لحاظ استراتژیک از اهمیت بالایی در منطقه برخوردار است. وی همچنین نامه دمیرل را تقدیم مقامات ایرانی کرد که در آن نوشته بود ترکیه به هیچ فرد یا گروهی اجازه نخواهد داد تا اقدامی را علیه ایران مرتکب شوند و این در حالی است که وی همچنان استمرار روابط محکمتر تهران و آنکارا را نیز خواستار شده بود. در نوامبر همان سال دمیرل میزبان وزیر امور اقتصادی ایران در استانبول بود و بعد از انجام مذاکرات دو طرف به توافق رسیدند تا کمیته همکاریهای اقتصادی ایران و ترکیه را برای افزایش روابط اقتصادی پایهگذاری کنند. در دسامبر همان سال وزیر راه و ترابری ترکیه به تهران سفر کرد تا در خصوص حمل و نقل کالا بین اروپا و خاورمیانه با همکاری ایران و ترکیه با مقامات ایرانی مذاکره کند. در سال 1996، با وجود مخالفتها صریح آمریکا، نجمالدین اربکان، نخستوزیر وقت ترکیه قرارداد گازیای را با ایران امضا کرد. در همان سال ترکیه 4 میلیون تن نفت از ایران خریداری کرد و مقامات دو کشور برای افزایش همکاریهای اقتصادی تا مرز سالانه 2 میلیارد دلار با یکدیگر به توافق رسیدند. نجمالدین اربکان که دارای ایدئولوژی اسلامی بود برای افزایش همکاریهای خود با کشورهای اسلامی سفرهای متعددی به ایران، اندونزی، نیجریه و لیبی داشت. اما دیگر گروههای سکولار ترکیه و ارتش این سیاست آقای اربکان را حمایت نمیکردند در سال 1997 ارتش این کشور همراه با دادگاه قانون اساسی وی را مجبور به کنارهگیری کردند. کنارهگیری اربکان از قدرت روابط ایران و ترکیه را کمی تیره کرد اما با روی کار آمدن محمد خاتمی، رییسجمهور پیشین ایران روابط تهران و آنکارا به سرعت رو به گرمی نهاد.