* - با توجه به فضای کشور و انتخابات کنونی پرسشهایی مطرح میشود. تبلیغاتی پیش از ثبتنامها انجام و تحلیلها و بحثهایی هم ارائه شده بود مبنی بر اینکه یاران آقای هاشمی که در مطبوعات و ادبیات سیاسی ایران به این نام مشهور شدهاند، وارد انتخابات میشوند. ولی ناگهان از عرصه کنارهگیری کردهاند که این مساله موجب ابهامات زیادی شد؛ اینکه چه اتفاقاتی رخ داده که سبب شده یاران آقای هاشمیرفسنجانی با وجود سابقه و فراز و فرودهای مختلفی که در انتخابات متفاوت داشتهاند، از حضور و شرکت در انتخابات پرهیز کنند. این تصمیم بر اساس تحلیل مشخصی بود؟
** البته این مساله را که آقای هاشمی توصیه کردهاند یارانشان در انتخابات شرکت نکنند بنده نمیپذیرم زیرا آقای هاشمی بر این عقیده بودند که دوستان شرکتکننده و انتخابات رقابتی را میپسندند و چهرههایی که تجربه دارند در انتخابات شرکت کنند، اما اینکه چرا برخی از یاران آقای هاشمی در برخی نقاط شرکت نکردهاند، بیشتر به مسائل پیرامونی این اشخاص بر میگردد و فکر کنم دلایل شخصی داشتند.
* - آیا هیچ دلیلی از سمت آقای هاشمی به خود شما هم ارائه نشده است؟
** خیر، ایشان در مشورتی که با من داشتند معتقد بودند مجلس مکان مناسبی است و ثبتنام کنید. بنده به ایشان گفتم فضا را به گونهیی میبینم که تلاش بر این است که مجلسی شبیه به مجلس هفتم شکل بگیرد و اگر قرار باشد چنین برنامهیی باشد، ممکن است آنچنان که شایسته است نتوان در مجلس نقش ایفا کرد و موثر بود. بنابراین بنده تحلیل خود را داشتم و ایشان هم تحلیل خودشان را داشتند.
* - دلیل ایشان چه بود؟
** ایشان متعتقدند مجلس جایگاه مهمی دارد و انتخابات باید رقابتی باشد.
* - آیا رد صلاحیتها را پیشبینی کرده بودند؟
** به این معنا خیر، حقیقتاً من هیچ گاه راجع به این مساله با ایشان صحبت نکردهام، اما من شخصاً از خیزی که جناح راست برداشته بود و برخی از مواردی که در خصوص مجلس هفتم گفته میشود (در مقطعی از زمان تجلیل زیادی از مجلس هفتم در رسانه ملی و تریبونهای مختلف میشد) چنین برداشت کردم که برای نظام مجلس هشتمی شبیه به مجلس هفتم مطلوب است. بنابراین تصور نمیکردم که در مجلس هشتم با این ترکیب بتوان تاثیرگذار بود.
* - این تحلیل دوستان شما مانند آقای روحانی هم هست؟
** من با ایشان صحبت نکردهام این تحلیل شخص بنده است. هر کس هم به من پیشنهاد میداد ثبتنام کنم، بنده مخالفت نمیکردم. دوستان در حزب هم مرا تشویق به شرکت کردند و من هم اعلام نمیکردم که شرکت نخواهم کرد، زیرا من تحلیل خود را داشتم و زمانی که ثبتنام نکردم از من پرسیده شد که علت چه بود؟ گفتم من شرکت در انتخابات را به عنوان نامزد یا کاندیدا واجب کفایی میدانم که معنای آن در شرع این است که اگر انسان احساس کند اشخاص با صلاحیت به اندازه کافی وجود دارند، اگر شرکت نکرد هم طوری نخواهد شد. من از این زاویه جواب دادم زیرا فضا به گونهیی است که نمیطلبد.
* - آیا احتمال رد صلاحیت خودتان را میدادید؟
** خیر، دلیلی ندارد که من رد صلاحیت شوم.
* - تمام کسانی که رد صلاحیت شدند، معتقدند دلیلی نداشته است رد صلاحیت شوند.
** به هر حال بنده در مجمع تشخیص مصلحت منصوب رهبری هستم و سوابقی از نظر سیاسی و اجرایی در دوران امام، رهبری و نهضت دارم سبب میشد یک در هزار هم چنین احتمالی ندهم، اشخاص مشابه و هم ردیف من هم رد صلاحیت نشدهاند. اما من بیشتر از روی فضای مجلس هشتم و فضایی که بر آن حاکم خواهد بود احساس کردم نمیتوان آن طور که باید، موثر بود.
* - کدهایی که دریافته بودید، به خاطر خیزی که جناح حاکم برای تکرار تجربه مجلس هفتم برداشته بود چه بود؟
** من نمیخواهم از اشخاص نام ببرم، چندین بار شخصی مثل آقای باهنر تاکید کردند نباید اجازه داد مجلس و دولت از چنبره اصولگرایان خارج شود.
* - این موضعگیریها سیاسی بود یا معطوف به یک اراده؟
** تجلیلهایی که در یک مقطع زمانی از مجلس هفتم شد برای من مفهومی این گونه داشت. فرض کنید نیروهای انتظامی و نظامی یا بسیج میگویند باید از اصولگرایان حمایت کرد، که اخیراً هم سردار جعفری بیان کرد. اینها کدهایی است که جهتگیری را نشان میدهد. کسی که میخواهد تحلیل سیاسی کند و این کدها را در کنار هم قرار دهد، مشاهده میکند که جهت حرکت به این طرف است، بنابراین برای بنده قابل پیشبینی بود که در انتخابات مجلس هشتم ردصلاحیت یا عدم احراز از کسانی که در حوزههای انتخابی امکان رقابت و رایگیری دارند به عمل خواهد آمد. زیرا همان طور که میدانید مجلس هفتم هم به همین صورت شکل گرفت، کاندیداهایی که ضریب نفوذ سیاسی – اجتماعی بالاتر و احتمال پیروزی در انتخابات را داشتند ردصلاحیت کرده یا حکم به عدم احراز دادند. با صحبتهایی که آقای لاریجانی و دیگران کردهاند که جناح اصولگرا فراتر از یک جناح است و زمزمه تشکیل حزبی مانند کارگزاران مطرح شد، احساس میکردم که قصد به وجود آوردن جریان چپ و راست را در جناح راست دارند. شاید به این دلیل بود که بسیاری از شخصیتهایی که اکنون در مجلس یا جناح راست هسنتد نسبت به عملکرد دولت آقای احمدینژاد انتقاد دارند.
* - قبل از اینکه به تشکیل کارگزاران جدید در جریان اصولگرایی بپردازیم، اگر امکان دارد به دلایلی بپردازید که چرا شما و همفکرانتان در انتخابات شرکت نکردید، آیا این دلایل به نظر شما کافی بود؟ آیا این یک تصمیم تشکیلاتی بود؟
** خیر تصمیم تشکیلاتی نبود بلکه تشکیلات تشویق میکردند که اعضا بروند ثبتنام کنند.
* دوستان حزب کارگزاران مانند آقای مرعشی تا چه حد از رد صلاحیت نگران بودند؟
** بنده راجع به این مساله با ایشان بحث نکردهام.
* - نظر خود شما چیست؟
** عقیدهیی ندارم.
* - زیرا زمزمههایی مبنی بر این بود که اگر آقای مرعشی ثبتنام کنند و ردصلاحیت شوند (در هیات اجرای) آقای هاشمی نتوانند تایید صلاحیت ایشان را بگیرند و...
** دلیلی برای ردصلاحیت آقای مرعشی وجود نداشت. تا آنجا که من اطلاع دارم به دلیل اینکه ممکن است صلاحیتشان احراز نشود ثبتنام نکردند، این دلیل نبود زیرا هر کسی به نوعی دلایل شخصی داشت، مثل مشغلههایی که داشتند یا موقعیتهای فعلی خود را میپسندیدند و دلیلی برای تغییر موقعیت خود نمیدیدند، تعهد به سازمان خود داشتند و همه اینها سبب میشد موقعیت خود را بر حضور در مجلس ترجیح دهند. در 29 سال گذشته بنده هیچگاه داوطلب کاندیداتوری در مجلس نبودهام، یکی از دلایل مهم آن هم این بوده که همواره در مکانهایی که حضور داشته و خدمت میکردم شرایط مناسبی وجود داشته و دلیلی بر ترک موقعیت خود نمیدیدم زیرا در جایی که حضور داشتهام کار خود را به درستی میتوانستم انجام دهم. یعنی احساس تکلیف نمیکردم زیرا در مجلس احساس میشد که اشخاص به تعداد کافی حضور دارند. فکر میکنم دلایل دیگران هم مشابه من بوده است. بنده با کسانی که ثبتنام نکردند هیچگاه وارد بحث نشدم.
* - آیا حزب برای بررسی این مساله جلسهیی تشکیل نداد؟
** خیر، جلسهیی نبود.
* - به زمزمههای تشکیل کارگزاران جدید در جریان اصولگرایی اشاره کردید. آیا به نظر شما جریان کارگزاران امکان دارد دوباره تکرار شود؟
** البته نمیتوان نام آن را دوباره کارگزاران نهاد. مسالهیی که من مطرح کردم این بود که جناح اصولگرا در جامعه ایران طی 29 سال گذشته طبق تجاربی که در انتخابات آزاد وجود داشته است، بین 22 تا 23 درصد و وزیر 25 درصد آرای مردم را داشته است و بیشتر از این توانایی جذب رای نداشته است. در تمام انتخابات هم به همین شکل بوده است. در طیفها و تشکلهای مختلف که وجود داشتهاند هم به همین مقدار بوده است. در دور اول انتخابات ریاست جمهوری نهم هم به همین صورت بود. یعنی مجموعه اصولگرایان 10 میلیون رای داشتند که حدود 30 درصد آرا بود (در حدود 30 میلیون شرکت کردند). جریانی به نام اصلاحات در کشور به راه افتاد که هر دو مبانی یکسان دارند و فقط نام آنها متفاوت است. در بستری که اکنون فراهم است، گروهی از چهرههای وابسته به جناح اصولگرایی وجود دارند که با عملکرد دولت آقای احمدینژاد مخالف هستند و در مسائل اقتصادی، سیاست خارجی، سیاست داخلی با ایشان مخالفت صریح و نقد جدی دارند.
* - اینها همان کسانی هستند که قبلاً عضو دولت بودهاند؟
** به نحوی با دولت همکاری میکردهاند یا خارج از دولت بودهاند. به هر حال در جناح راست یا جناح اصولگرا امروزه شخصیتهای متفاوتی حضور دارند که به عملکرد دولت نقد دارند.
* - آیا میتوانید به صورت مصداقی مشخص کنید چه کسانی هستند؟
** تمام کسانی که به درجات مختلف و در روزنامه عملکرد دولت را نقد میکنند.
* - طیف لاریجانی، قالیباف و...؟
** بنده نمیخواهم از کسی نام ببرم. شما خودتان میتوانید به خوبی تشخیص دهید.
* - آیا این یک بازی است؟
** نمیتوان گفت بازی است، عملکرد دولت قابل دفاع نیست. یک سری جریانات وابسته که تعصب کورکورانه دارند، دفاع میکنند اما کسانی که واقعبین هستند و فضای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی جامعه را میبینند، یا فضای بینالمللی و فشارها را ملاحظه میکنند، نمیتوانند دفاع کورکورانه داشته باشند. به هر حال برخی از رفتارها را قبول ندارند. وقتی اقتصاد، بیکاری و... را یک انسان عالم احساس کند نمیتواند حمایت کورکورانه داشته باشد، درست است که حمایت سیاسی میکنند.
* - مبنای تشکیل گروهی که شما مشخصات آنها را برشمردید با آنچه که در مورد کارگزاران سازندگی ایران در مجلس پنجم اتفاق افتاد تا چه حد به هم شبیه است؟
** شبیه نیسنتد. در مجلس پنجم، کارگزاران قصد مشارکت با جامعه روحانیت مبارز در انتخابات تهران را داشتند و اصلاً فکر به وجود آوردن تشکیلات در استانها و شهرستانها را نداشتند. در انتخابات تهران 30 نماینده داشتند که 20 نماینده همان نمایندگان مجلس چهارم بودند و 10 نماینده جدید میشدند، کارگزاران معتقد بودند از 10 نماینده جدید 5 نماینده را آنها معرفی کنند. جریان روحانیت مبارز یا جریان راست آن روز سهمی را به آنها ندادند و گفتند شما مستقلاً شرکت کنید، یعنی به این صورت نبود که به عنوان یک استراتژی بخواهیم خود را از دولت یا روحانیت جدا کنیم ولی اینها اکنون نقد دارند، زمانی که ما وارد صحنه شدیم جریان چپ در انزوا و سکوت کامل بود. آقایانی که اکنون به عنوان اصلاحطلب هستند بعد از شکست در مجلس چهارم در انزوای کامل بودند و آمادگی ورود به صحنه را نداشتند ولی اکنون شرایط متفاوت است. بنابراین جریان کارگزاران تکرار نمیشود. هدف این بود که رقابت درون خودشان باشد، یعنی عدم احراز و رد صلاحیت وسیع همچنان که انجام شده است ظاهراً جزء برنامه بوده است و برای اینکه انتخابات رقابتی باشد این رقابت را درون خود به وجود آوردند تا تفاوتی در جریان فکری وجود نداشته باشد.
* - رفتار صدا و سیما با جناحهای سیاسی و داوطلبان انتخابات رفتار گلایهآمیزی بوده است. نظر شما چیست؟
** بله. شیوهیی که در صدا و سیما وجود دارد با زمانی که بنده مسئولیت داشتم در زمان حضرت امام که مقایسه میکنم، ملاحظه میشود کاملاً رفتار متفاوتی است و کاملاً جناحی است. امام میفرمودند صدا و سیما دانشگاه عمومی سراسری است، پس باید آموزنده، متعلق به همه مردم (نه مختص جناحها) و در سراسر کشور باشد، حتی یک بار که اختلافی در شورای سرپرستی، مدیرعامل و بنده پیش آمده بود، تعبیر و تفسیر امام از اصل 175 قانون اساسی که صدا و سیما زیر نظر قوای سهگانه اداره میشود این بود، که به معنای این نیست که صدا و سیما یک شرکت سهامی است که سهمها برای قوههای مختلف باشد، بلکه صدا و سیما متعلق به عموم است و این قوا باید نظارت داشته باشند تا صدا و سیما از مسیر خود منحرف نشود و در دست یک جناح علیه جناح دیگر نیفتد یا توسط یک قوه علیه قوه دیگر استفاده نشود. بنابراین امام روی استقلال صدا و سیما و تعلق آن به عموم کراراً تاکید میفرمودند ولی اکنون متاسفانه صدا و سیما نه تنها در دست یک جناح است بلکه ابزاری علیه جناح دیگر است و امکانات در دست عناصر خاص قرار دارد، عدهیی به آن راه ندارند، در مطرح شدن عدهیی افراط میشود، برنامه 30/20 بسیار جناحی عمل میکند، وقتی قرار است کسی خراب شود در این برنامه خراب میشود، اگر قرار است کسی مطرح شود در این برنامه بالا برده شده و مطرح میشود. در آن زمان صدا و سیما متعلق به عموم بود و فاصله صدا و سیما با جناحها و گروهها یکی بود.
اکنون رفتار صدا و سیما مشابه داستان بسیج و نظامیان و... است که در زمان امام منع بودند، الان متاسفانه این سازمان هم به گونه دیگری عمل میکند.
* - آیتالله مهدویکنی به رغم بیمارییی که داشتند وادار به حضور دولت انتخابات شدند، تحلیلها مبنی بر این است که ایشان برای مقابله با آقای هاشمی وارد انتخابات میشوند. تحلیل شما از ورود ایشان به انتخابات چیست؟
** البته جملهیی که شما به کار بردید را بنده قبول ندارم. آقای مهدویکنی کسی نیست که مطلبی بر ایشان تحمیل شود. ایشان یک شخصیت وارسته، خودساخته و مستقل هستند و بنده این نوع تعابیر را نسبت به ایشان قبول ندارم و به این نکته علم دارم که ایشان تحت این نوع مسائل وارد نشدهاند. براساس آنچه تجربه نشان داده است، رابطه بین آیتالله مهدویکنی و آیتالله هاشمیرفسنجانی یک رابطه مبتنی بر احترام متقابل و دوستانه از سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی بوده و تاکنون هم ادامه دارد که طرفینی است، یعنی هم آقای هاشمی برای ایشان بسیار احترام قائل هستند و هم آقای مهدویکنی برای آقای هاشمی. حتی در خبرگان، زمانی مطرح شد کاری که در ریاست جمهوری علیه آقای هاشمی انجام شد و از هیچ تخریبی فروگذار نشد، دلیلی ندارد که آقای هاشمی در انتخابات دیگری شرکت کند، اما آقای مهدویکنی از کسانی بودند که مشوق آقای هاشمی و معتقد بودند که ایشان حتماً در خبرگان شرکت کنند و به ایشان گفتند اگر شما در خبرگان نباشید چه کسی باید باشد. این مسائل که الان مطرح است ذهنیتهایی است که بعضی از ارباب جراید یا گروههای سیاسی در مورد ایشان و آینده انجام میدهند. بنده به هیچ وجه این مساله را قبول ندارم که ایشان به خبرگان میآیند که جای آقای هاشمی را بگیرند یا علیه ایشان باشند، حتی ممکن است این اتفاق هم به دلیل احترامی که آقای هاشمی برای ایشان قائل است بیفتد، اما هدف آقای مهدویکنی این نیست.
* - آیا ممکن است با ورود آقای مهدویکنی، آقای هاشمی جای خود را به ایشان دهند؟
** بنده نمیتوانم پیشبینی کنم و ذهنگرایی کنم ولی این نوع ذهنیتها و مسائلی که نسبت به آقای مهدوی بیان میشود را بنده قبول ندارم زیرا مبنای رابطه این دو نفر مساله دیگری است و ایشان روابط بسیار خوبی دارند.
* - این روابط بسیار خوب، زیاد وجود داشته است. رابطه آقای هاشمی با برخی علما و سیاستمداران یک رابطه خوب بوده است که الان این روابط مانند سابق حسنه نیست، پس فکر نمیکنم این جملات و روابط بتواند مبنای درستی باشد.
** ممکن است سوءظنها زیاد باشد. اما من سوءظن ندارم.
* - بحث سوءظن نیست، وقتی یک جناح با وجود شخصیتهای فراوانی که داشتند آقای مهدوی را وارد انتخابات کردند، چطور تحلیل میشود؟
** من این مساله را قبول ندارم که آنها آقای مهدوی را وارد کردهاند و آقای مهدوی کسی نیست که تحمیل را بپذیرد.
* - مثلث هاشمی، خاتمی، کروبی یک بار دور هم نشستند و در مورد انتخابات مجلس هشتم با هم مذاکره کردند. گویا مطبوعات چندان بیراه نمیگفتند که این سه باید کنار هم بنشینند و برای انتخابات چارهاندیشی کنند. نظر شما در مورد جلسه سهگانه این سه بزرگوار چیست؟
** ممکن است بتوان از زوایا و دیدگاههای مختلف این قضیه را تحلیل کرد، ممکن است عدهیی از این قضیه به نفع یک جریان استفاده سیاسی کنند و عدهیی دیگر ممکن است چنین نکنند. نکتهیی که از نظر من مهم است این است که من نشست مثلث سهجانبه را کاری غیرمتعارف نمیدانستم زیرا آقای هاشمی، خاتمی و کروبی دوستانی دیرینه هستند و همیشه از این گونه نشستها داشتهاند و اجماع این آقایان برای اولین یا آخرین بار نبوده است. تبادلنظر بین ایشان مختص انتخابات نبوده و همواره در مسائل جاری کشور تبادل نظر و مشورت دارند از طریق حضوری یا تلفنی یا دو به دو.
* - آیا قبول دارید از موضعگیریهای صریح ایشان مقداری کاسته شده است؟
** خیر.
* - در مدت اخیر توقع بود که آقای هاشمی موضعگیریهای صریحتری به نسبت دیگران داشته باشند.
** آقای هاشمی مشی خود را تغییر نداده و همان روشی را که داشته ادامه میدهد. اگر از آقای هاشمی تغییر موضع توقع بود بحث دیگری است.
* - منظور صراحت موضع است؟
** ایشان همواره مطالبی را در مورد انتخابات، رقابتی بودن، مردمی بودن و حضور مردم، مشارکت حداکثری و... به تناسب در زمانهای مختلف گفتهاند. جواب من همین است.