داریوش صفرنژاد
25 سپتامبر جاری (2007 میلادی) سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل اظهار کرد: از پایگاه راداری قبله در جمهوری آذربایجان نمیتوان بهعنوان تجهیزات تکمیلکننده طرح سپر دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا استفاده کرد، اما از این پیشنهاد میتوان بهعنوان یک گزینه معقول در زمینه همکاریهای آمریکا - روسیه یاد کرد. وی افزود: ما از مذاکرات جاری میان دیپلماتهایمان در مورد طرح سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا استقبال میکنیم، اما نمیتوانیم این موضوع را تایید کنیم که پایگاه راداری قبله در جمهوری آذربایحان بهعنوان یک رادار تکمیلکننده در تجهیزات سپر دفاع موشکی آمریکا در اروپا توسط واشنگتن مورد استفاده قرار گیرد. لاوروف تصریح کرد: آمریکاییها بهخوبی میدانند که پیشنهاد ما مبنی بر استفاده از رادار قبله یک طرح اضافی و تکمیلی برای طرح سپر دفاع موشکی واشنگتن و شرق اروپا نیست، چون ما هیچ عامل منطقی در این طرح دفاعی آمریکا نمیبینیم. بلکه پیشنهاد ما گزینه مناسبی برای همکاری واقعی میان آمریکا، روسیه و اروپا است. ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه، در گذشته به جورج بوش رییسجمهور آمریکا پیشنهاد داده بود که آمریکا بهجای طرح دفاعی واشنگتن در جمهوری چک و لهستان، از رادار قبله در جمهوری آذربایجان استفاده کند. این در حالی است که کارشناسان آمریکایی معتقدند که رادار قبله که در دوران شوروی ساخته شده است، نمیتواند جایگزین مناسبی برای سامانهی دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا باشد.
تهدید روسیه علیه دفاع موشکی آمریکا:
در این راستا در تاریخ چهارم جولای جاری (2007 میلادی) سرگئی ایوانف، معاون اول نخستوزیر روسیه هشدار داده بود که اگر آمریکا با پیشنهاد دولتش برای تشکیل برنامه مشترک سپر موشکی موافقت نکند، روسیه ممکن است برای دفاع از خود موشکهایش را در مرز اروپا فعال کند. ایوانف در جریان سفری به تاشکند، پایتخت ازبکستان، گفت اگر آمریکا با پیشنهاد روسیه برای تشکیل سپر دفاع موشکی مشترک (تبادل اطلاعات میان روسیه و ناتو ) موافقت کند دولت روسیه از استفاده موشکهای خود در کالینینگراد، در نزدیکی مرز با لهستان، منصرف خواهد شد.
سپر دفاع موشکی برای اروپا:
سپر دفاع موشکی نامی است که بر ادامه برنامه دولت آمریکا موسوم به طرح دفاع استراتژیک گذاشته شده است. سابقه برنامهای برای استقرار سیستم انهدام موشکهای اتحاد جماهیر شوروی سابق - و بعدا چین - قبل از اصابت آنها به هدفهای خود در خاک ایالاتمتحده، به دهه 1950 باز میگردد. اما در دهه 1980 بود که این برنامه بهعنوان تلاشی برای تحت پوشش قرار دادن تمامی خاک ایالاتمتحده مطرح شد. در اوایل دهه 1980، رونالد ریگان، رییسجمهوری وقت آمریکا، برنامه گستردهای را تحتعنوان طرح دفاع استراتژیک (و معروف به جنگ ستارگان) برای حفاظت از این کشور در برابر حملات موشکهای حامل کلاهک اتمی مطرح کرد که به گفته برخی ناظران، در نهایت میبایست به ناکارآمدی و حذف تمامی زرادخانههای هستهای در جهان منجر شود. براساس این طرح، یک سیستم کامل راداری برای ردگیری و انهدام موشکهای شوروی سابق - قبل از اصابت آنها به هدف در آمریکا - تمامی خاک آمریکا را تحت پوشش قرار میداد. این برنامه در سالهای بعد از زمامداری رونالد ریگان بهطور جدی دنبال نشد اما در سال 2002، جورج بوش، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد ایالاتمتحده برنامه دفاع موشکی را با جدیت دنبال خواهد کرد. همزمان، دو کشور انگلیس و دانمارک نیز با ارائه تسهیلاتی برای استقرار سیستمهای راداری و موشکی، از آمریکا خواستند این دو کشور را نیز تحت پوشش سپر دفاع موشکی قرار دهد.
در سالهای اخیر، ایالاتمتحده مذاکراتی را با لهستان و چند کشور دیگر اروپای شرقی در مورد تعمیم دفاع ضدموشکی به این کشورها دنبال کرده است.
موضعگیری تند مسئولین کرملین:
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه در تاریخ 26 آوریل جاری (2007 میلادی) در یک سخنرانی تند علیه غرب، با حمله به سیاستهای نظامی آمریکا بهویژه تصمیم این کشور مبنی بر استقرار بخشی از سپر دفاع موشکی خود در کشورهای لهستان و جمهوری چک تهدید کرد اگر غرب نتواند نگرانیهای روسیه درخصوص این طرح را برطرف کند، کشورش از پیمان نیروهای متعارف در اروپا خارج خواهد شد. پوتین گفت: در بهترین حالت، شرکای ما رفتار نادرست دارند، لذا لازم است اعلام کنم تا زمانی که اعضای ناتو این پیمان را به تصویب نرساندهاند، روسیه اجرای تعهداتش را به حالت تعلیق در خواهد آورد. همزمان سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه نیز که در نشست شورای ناتو روسیه در اسلو مشغول بحث و گفتگو پیرامون طرح دفاع موشکی آمریکا بود، این تهدید پوتین را تأیید کرد و گفت: چگونه میتوانیم نگران نباشیم با توجه به این واقعیت که زیرساختهای نظامی ناتو در حال خزیدن به نزدیک مرزهای روسیه هستند و آنها هنوز ما را بهعنوان دشمن میبینند. سخنرانی پوتین در مسکو و اظهارات لاوروف در اسلو، واکنش تند آمریکاییها را در پی داشت. خانم رایس در واکنش به این اظهارات گفت: روسیه باید به تعهدات خود پایبند باقی بماند، وی همچنین اظهار نگرانی روسها نسبت به طرح دفاع موشکی آمریکا را مضحک خواند. دبیرکل ناتو اعلام کرد ناتو به شدت از اظهارات پوتین نگران و متأسف شده است. وی افزود: اعضای ناتو همواره به پیمانهای مصوب CFE پایبند بوده و امیدوار هستند هر چه زودتر با انجام تعهدات استانبول از سوی روسیه مبنی بر خارجسازی نیروهای نظامی و تأسیسات خود از گرجستان و مولداوی آن را به تصویب برسانند.
حمایت ناتو از طرح آمریکا و جهت گیری آن علیه ایران:
مقامات عالیرتبه کشورهای عضو ناتو در تاریخ 19 آوریل جاری (2007 میلادی) طی نشستی در بروکسل به بحث و بررسی پیرامون طرح دفاع موشکی آمریکا پرداختند و در پایان این نشست اعلام شد که ناتو دیدگاه واحدی درخصوص طرح دفاع موشکی آمریکا دارد و با عینی و واقعی دانستن تهدیدهای موشکی، ایجاد سپر دفاعی موشکی را ضروری میداند و مخالفتی با استقرار بخشی از سیستم دفاع موشکی آمریکا در کشورهای لهستان و جمهوری چک ندارد. آنها همچنین اعلام کردند که هدف این سیستم روسیه نیست و تهدیدی علیه بازدارندگی استراتژیک روسیه بهشمار نمیرود، بلکه هدف آن مقابله با تهدیدات موشکی رو به گسترش منطقه خاورمیانه، بهویژه جمهوری اسلامی ایران میباشد. در این نشست اعضای ناتو بدون اینکه تعهدی را نسبت به مشارکت در طرح دفاع موشکی مستقل آمریکا بپذیرند، از آمریکا خواستهاند این طرح به سراسر اروپا گسترش یابد و بهطور یکپارچه تمام اروپا را تحت پوشش قرار دهد. علاوهبر این، توافق شده است که طرح دفاع موشکی آمریکا و طرح دفاع موشکی میدانی ناتو 2 بهطور مکمل عمل نمایند (بدون اینکه با هم ادغام شوند) تا از تقسیم اروپا به مناطق تحت پوشش سپر دفاع موشکی و خارج از آن اجتناب شود. بهعبارتی اصل غیرقابل تفکیک بودن امنیت در ناتو مورد احترام قرار گیرد. سخنگوی ناتو در پایان این نشست در پاسخ به سؤالی مبنی براینکه تهدیدها از سوی کدام کشورها متوجه غرب است، گفت: من نمیخواهم درباره آنچه در مطالعه امکانسنجی آمده صحبت کنم، این یک سند محرمانه است اما نباید تعجب کنید که ایران یک تهدید احتمالی است. اسم ایران در این سند برده شده است که با توجه به مسائل مربوط به اشاعه، میتواند تهدید موشکی برای اروپا و جامعه آتلانتیک باشد.
نیم نگاهی به روابط روسیه و آمریکا بعد از 11 سپتامبر:
پس از حادثه 11 سپتامبر، مقامات عالیرتبه روسیه با وجود مخالفتهای شدید داخلی، با شناخت و درک موقعیت خود با حضور نظامی آمریکا در آسیای مرکزی موافقت کردند. این اقدام روسیه، شگفتی ناظران را برانگیخت. این موضوع بعدها در خصوص استقرار نیروهای آمریکا در گرجستان به منظور آموزش نیروهای گرجی در مبارزه با تروریسم و اتخاذ مواضع معتدل در این رابطه، شگفتی ناظران را دو چندان کرد. اما برای تحلیلگرانی که موضوع روابط روسیه - آمریکا و تحولات داخلی این دو کشور و سیر مناسبات و همکاریهای آنها را پیگیری میکردند، موضوعی قابل پیشبینی بود. بویژه از آنرو که با روی کار آمدن ولادیمیر پوتین و اتخاذ ایدئولوژیزدایی از سیاست خارجی و تعریف جدید از منافع ملی و تصویب دکترینهای جدید در ابعاد اقتصادی، سیاسی، امنیتی و نظامی، روسیه جایگاه جدید خود را در نظام بینالمللی تعریف کرد. بر این اساس، بهترین گزینه برای روسها پرهیز از رقابت و تخصیص منابع و امکانات کشور در امر توسعه و بازسازی اقتصاد و گرفتن سهم مطلوب (و نه ایدهآل) در ساخت اقتصاد بینالملل از جمله اقتصاد انرژی، تجارت جهانی، همسازی و اخذ تکنولوژیهای نوین بود. رئیسجمهور روسیه در نخستین سخنرانی خود پس از حادثه 11 سپتامبر ، از "وجود دشمنان مشترک برای جهان متمدن" یاد کرد و ضمن ابراز همدردی با دولت آمریکا، حمایت صریح خود را از هر اقدامی که آن دولت ممکن است به اجرا بگذارد، ابراز داشت. بدین ترتیب، در جریان جنگ (به اصطلاح) ضدترور، روسیه اقدام به پشتیبانی اطلاعاتی و تسلیحاتی از ائتلاف شمال کرد و با استفاده آمریکا از پایگاههای نظامی در قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان موافقت نمود. از دیگر دستاوردهای بینالمللی ورود پوتین به کاخ کرملین، میتوان به تجدید روابط روسیه با ناتو اشاره کرد. روسیه در سال 2002 میلادی، به احیای روابط خود با ناتو پرداخت. 11 می 2002، سران نوزده کشور عضو اتحادیه آتلانتیک شمالی، در اقدام غافلگیرانهای، عضویت محدود روسیه را در اتحادیه مزبور پذیرفتند و سرانجام، به بیش از نیم قرن رویارویی با اتحاد جماهیر شوروی و جانشین آن (جمهوری فدراتیو روسیه) پایان دادند. سران کشورهای عضو پیمان ناتو، این اقدام را برای اتحاد ملل اروپای بزرگ دستاوردی تاریخی خواندند. بوش در افتتاحیه جلسه شورای روسیه - ناتو گفت: "اکنون دو دشمن سابق برای غلبه بر پنجاه سال جدایی و یک دهه تردید، بهعنوان شریک به هم میپیوندند". این وضعیت جدید را برای برخی به "پایان کامل آنچه از جنگ سرد باقیمانده بود" تعبیر کردهاند. اینبار برخلاف نیمه نخست دهه 1990، روسیه نه از پشت عینک ایدهآلیستی، بلکه با سرمشق قراردادن منافع ملی عینی به غرب روی آورد و همکاری روسیه - ناتو در مقابله با تروریسم، براساس مفهوم روسی منافع ملی در برخورد با گروههای قومی و مذهبی داخل روسیه و جمهوریهای پیرامونی آن نهفته است. هدف دیگر روسیه از موافقت با حضور آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و شرکت در ائتلاف ضدتروریسم، علاوهبر ریشهکن کردن افراطیون مذهبی در چچن و دیگر مناطق فدراسیون روسیه و آسیای مرکزی، استفاده از مزایای پیشنهادی غرب به کشورهای همراه با مبارزه علیه تروریسم مانند عضویت در سازمان تجارت جهانی، استفاده از کمکهای پولی بلاعوض، استفاده از لابی یهودیان و نفوذ در سازمانهای بینالمللی است.
منافع حاکمان کرملین از طرح رادار
روسیه بهدلیل برتری آشکار نظامی، مجاورت جغرافیایی، حضور و نفوذ تاریخی و وابستگی زیرساختهای کشورهای منطقه از جمله آذربایجان به مسکو توانسته موقعیت استراتژیک برتر خود را همچنان حفظ کند و سیاست آمریکا نیز در جهت کاستن از فشارهای روسیه که هماکنون مسلط بر مسیرهای انتقال نفت و گاز منطقه است، موفقیتآمیز نبوده است. از اینرو، به باور بیشتر مشاوران بوش، حضور و نفوذ آمریکا در این منطقه بدون همکاری و موافقت روسیه قدرتمند، با چالشهای زیادی روبهرو خواهد شد. علاوهبر این، کشورهای منطقه نیز به این نتیجه رسیدهاند که در بلندمدت چارهای جز همکاری با روسیه ندارند. بهعنوان مثال، سیستم ارتش آذربایجان کاملاً روسی بوده و قطع بخش عمده پشتیبانی ارتش روسیه از این کشور به همراه وضعیت نامناسب اقتصادی و منابع محدود در اختیار این ارتش باعث شد تا بخش زیادی از تجهیزات ارتش آذربایجان فاقد کارایی شده و در انبار نگهداری شوند. چنین وضعیتی موجب شکست آذربایجان از ارمنستان در مناقشه قرهباغ و جدایی 17 درصد از خاک این کشور و تضعیف روحیه ملی و ایجاد بحران مشروعیت در سطح جمهوری آذربایجان شده است. روسیه با درک جایگاه خود در منطقه و نظام بینالملل، بویژه اینکه میتواند در زمان مقتضی کشورهای منطقه و آمریکا را به راحتی تحت فشار قرار دهد، به ازای استفاده نکردن آمریکا از خاک لهستان و چک برای نصب سیستم ضدموشکی در اروپای شرقی، پیشنهاد استفاده مشترک از رادار استراتژیک قبله در آذربایجان را داد تا از این طریق به هدفهای موردنظر خود دست یابد. اهدافی مانند:
1- بهرهگیری از مزایای رادار قبله و تثبیت حضور نظامی خود در منطقه.
2- به دست آوردن اهرم فشار علیه آذربایجان و آمریکا در زمان مقتضی.
3- عدم ارتقای توان بازدارندگی اروپا در برابر روسیه: رفتار روسیه نشان میدهد که آنها در جهت دستیابی به هدفهای استراتژیک خود همواره درصدد اعمال فشار بر اروپاست؛ قطع صادرات نفت و گاز در اوج فصل سرما به اروپا مثال بارزی در این خصوص است.
به گمان روسها، نصب رادار ضدموشک در خاک لهستان و چک - دو کشوری که دستاندازی به آنها از سوی آلمان باعث شروع جنگ جهانی دوم شد - توان چانهزنی اروپاییها در برابر روسها را به شدت افزایش خواهد داد.
اهداف حاکمان کاخسفید:
در پی مخالفت فرانسه و برخی کشورهای هم فکر با اجرای طرح دفاع موشکی دوربرد ناتو در جریان نشست سران ناتو در ریگا (نوامبر 2006) آمریکا در ژانویه 2007 رسماً اعلام کرد که بهطور یکجانبه به استقرار این سیستم در شرق اروپا خواهد پرداخت. آمریکا که هدف از استقرار این سیستم در اروپا را دفاع از آمریکا و متحدان اروپایی خود در مقابل حملات موشکی احتمالی از سوی خاورمیانه بهویژه ایران اعلام کرد و در اجرای این طرح کاملاً مصمم بهنظر میرسد، از ابتدا به روسها و اروپاییها گوشزد کرده است که با همراهی یا بدون همراهی آنها این طرح را دنبال خواهد کرد. آمریکا با این طرح چندین هدف را بهطور همزمان دنبال میکند: به احتمال قوی، استقرار بخشی از طرح دفاع موشکی آمریکا در اروپای شرقی، با توجه به ویژگیهای آن، یک طراحی استراتژیک و بلندمدت و در مقابل روسیه و چین میباشد. امنیتی کردن مساله ایران در کنار اتهام تلاش برای دستیابی به تسلیحات هستهای (درحالی که مقامات آمریکایی ادعا میکنند ایران تا سال 2015 به چنین موشکهایی دست خواهد یافت ولی حجم و محتوا و سمتوسوی حرکت تبلیغاتی رسانههای غربی بهویژه آمریکایی، فضایی را به افکار عمومی القاء میکند که گویا امروز موشکهای ایرانی، اروپا و آمریکا را هدف گرفتهاند.) تثبیت موقعیت خود در اروپا و جلوگیری از حرکت اروپا به سمت استقلال دفاعی و امنیتی؛ اگر اعضای اروپایی ناتو به منظور جلوگیری از ایجاد شکاف در اروپا مجبور به کمک به این پروژه شوند، اتحادیه منابع مالی لازم برای اجرای طرحهای مستقل را نخواهد داشت. معامله با روسها در کوتاهمدت، با توجه به در دستورکار بودن موضوعاتی نظیر بحث هستهای ایران، مساله کوزوو، پذیرش اعضای جدید در ناتو و غیره، این موضوع میتواند ابزار چانهزنی با روسها باشد.
جمعبندی و نتیجه اینکه:
1- روسها نسبت به اهداف این طرح کاملاً بدگمان هستند و استدلال آمریکا و ناتو مبنی بر تهدیدات از منشا ثالث از جمله ایران را قبول ندارند، روسها معتقدند استقرار سیستم دفاع موشکی آمریکا در شرق اروپا، موازنه استراتژیک را به ضرر روسیه به هم خواهد زد و ناقض پیمان CFEبین ناتو و روسیه میباشد. متخصصان مسائل نظامی و امنیتی روسی بر این باورند که هرچند این سیستم محدود و ظاهراً متوجه کشورهایی مثل ایران است ولی با اندک دستکاری قابل استفاده علیه منافع روسیه است. علاوهبر این، سیستم راداری که در جمهوری چک قرار خواهد گرفت میتواند بخش اعظم خاک روسیه را تحت پوشش خود داشته باشد.
نظامیان روسی معتقدند این طرح مشکلات بزرگتری برای نیروهای هستهای استراتژیک روسیه در مقایسه با دهه 1980 ایجاد میکند زیرا اکنون ناتو به مرزهای روسیه بسیار نزدیکتر شده است و موشکهای آن در عرض چند دقیقه به سایتهای پرتاب روسیه میرسد. روسها همچنین در مقابل پیشنهاد همکاری آمریکاییها با تردید برخورد کردهاند و آنها را مانورهای انحرافی خواندهاند، زیرا اساساً معتقدند با توجه به حساسیت این پروژه همکاریهای عملی غیرممکن است.
2- مطالعه سیر موضعگیری اروپاییها در قبال این طرح نشان میدهد که مخالفت برخی کشورها و احزاب و جریانهای اروپایی با استقرار این سیستم در شرق اروپا حول دو نگرانی عمده شکل گرفته است:
اول - تحریک روسیه و از سرگیری مسابقه تسلیحاتی آمریکا و روسیه در خاک اروپا
و دوم - نگرانی از تقسیم اروپا به قدیم و جدید و ایجاد شکاف در آن،
از اینرو، سؤال اساسی که منتقدان و مخالفان مطرح میکنند این است که آیا ایران واقعاً و عملاً چنان تهدیدی را متوجه غرب ساخته است که توجیهکننده تحریک روسیه و پیامدهای سیاسی، نظامی و اقتصادی ناشی از آن باشد.
3- موضعگیری ناتو و اعلام احساس تهدید مشترک از سوی جمهوری اسلامی ایران توسط مقامات این سازمان، حاصل این تعامل و مصالحه در داخل ناتو و بین آمریکا و اروپا بود که اولاً آمریکاییها جهت کاهش نگرانی روسها بیشتر تلاش کنند، ثانیاً طرح موشکی آمریکا و طرح موشکی ناتو به صورت مکمل عمل نمایند تا هیچیک از متحدان خارج از چتر حمایتی این سیستم قرار نگیرند. از اینرو، بهرغم ملاحظاتی که کشورهایی مانند آلمان، بلژیک، لوکزامبورگ، یونان و نروژ داشتند، ناتو اعلام کرد هدفت این سیستم مقابله با تهدیدات موشکی بالقوه از سوی کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران است.
4- تردیدی نیست که استراتژیستهای روس، استقرار تاسیسات دفاع موشکی آمریکا در نزدیکی مرزهای خود را تهدیدی بلندمدت علیه منافع و امنیت ملی خود قلمداد میکنند و به شدت نگران هستند و توضیح مقامات آمریکایی درخصوص اهداف آن و حتی پیشنهاد همکاری، آنها را قانع نکرده است و همچنان به مخالفت خود ادامه میدهند. لیکن سؤال اینجاست که مخالفت روسها تا کجا ادامه خواهد یافت؟
درنگاهی ظریف به رفتار روسیه در مخالفت با این طرح میتوان بهخوبی دریافت که حد نهایی روسیه معامله است نه مقابله، انتخاب روش مخالفت روسها بسیار دقیق است. در حالی که روسها در ابتدا تهدید میکردند که از پیمانهای موشکی دو جانبه با آمریکا خارج خواهند شد و حتی رئیس ستاد نیروهای مسلح روسیه تهدید کرده بود که روسیه میتواند این سایتها را در خاک لهستان و جمهوری چک مورد تهاجم قرار دهد، پوتین در سخنرانی خود اعلام کرد که روسیه از پیمان CFE خارج میشود. بدیهی است این پیمان بیشتر از آنکه برای آمریکاییها اهمیت داشته باشد برای اروپاییها حیاتی است. لذا پوتین، حمایت اعضای اروپایی ناتو از آمریکا را مورد هدف قرار گرفته و امیدوار است ضمن ایجاد شکاف در این جبهه، فشار اروپا بر آمریکا را زیاد کرده و آمریکا را به تجدیدنظر یا امتیازدهی بیشتر وادار نماید. براستی پوتین انتخاب هوشمندانهای داشته است.
5- هدف و مخاطب استراتژیک این طرح آمریکا کشورهایی مانند روسیه و چین هستند. بر این اساس، اجماعی که در درون ناتو شکل گرفت و طی آن حمایت ناتو از طرح مذکور اعلام و کشورمان بهعنوان هدف این طرح مطرح شد، یک اجماع مصلحتی و سیاسی است ولی در عین حال شکننده، زیرا از یک طرف روسها قانع نشدهاند که هدف نیستند و از سوی دیگر این پرسش همچنان در اذهان اروپاییها هست که موضوع تهدید موشکی ایران علیه غرب چقدر واقعی است.
همانطور که ذکر شد، یکی از اهداف چند لایه آمریکا در جریان بحثهای اخیر، امنیتی کردن مساله ایران و ارائه تصویر تهدید از کشورمان است. بهطوری که هیچ خبر و گزارشی را در رسانههای جمعی درباره این طرح نمیتوان یافت که موضوع تهدید موشکی جمهوری اسلامی ایران علیه غرب در آن ذکر نشده باشد. بنابراین آنچه که باید مورد توجه و حساسیت ما باشد این بعد از موضوع طرح دفاع موشکی آمریکاست و تدابیر خاص خود را میطلبد.
6- روسها خود بهتر میدانند، واشنگتن تنها به حیاط خلوت آنها بسنده نکرده و چشم به نفوذ در کرملین دوخته است که این نیز بخشی از چالش چند وجهی میان مسکو - واشنگتن است.
پیشینه رخدادهای معاصر نشان میدهد، آنچه را که روسیه احتمالاً در این میان به دست میآورد، بیتردید نسیه و غیرقطعی خواهد بود، اما همه آنچه را که از دست میدهد، باید نقد به حساب آمریکاییها واریز کند.
7- بدون تردید و با توجه به روند جاری موجود، این کشمکش مابین مسکو و واشنگتن بر سر استقرار سامانه و سپر دفاع موشکی در اروپا تا مدتی قابل توجه تداوم خواهد یافت، حداقل تا زمانی که حاکمیت روسیه تغییر ماهیت نداده و این تیم در کرملین حضور دارند.