پروتکل شماره 1
تز آزادی سیاسی را ما وضع کردیم؛ ولی بر ما لازم نیست که آن را تطبیق کنیم؛ اما اگر ضرورت اقتضا کند آن وقت تمسک به آزادی سیاسی برای جلب مردم بیمانع است.
فرق نمیکند چه کشمکشهای داخلی، دولت را از پای درآورد و چه جنگهای خارجی، آن را به دست اعداء بسپارد، در هر دو صورت کشور سقوط کرده به دست ما خواهد افتاد.
اخلاق و سیاست جمع نمیشوند؛ بنابراین حاکمی که خویش را مقید و پایبند دستورات اخلاقی میداند، در واقع مغز سیاسی ندارد و هرگز حکومتش دوام نخواهد داشت.
حقوق ما در پس قوه مخفی است. در حقیقت حق یعنی آنچه در دست داری به من بده تا ثابت کنم من پرزورتر از تو هستم.
هدف وسیله را توجیه میکند و هر چه در راه رسیدن به هدف انجام دهیم خوب است.
ما نباید خود را به جملات «این بهتر است» «این اخلاقی است» و مانند آن مقید سازیم.
بعضی از نصاری (مسیحیت) را به مواد مخدره معتاد کرده و به شکل کلاسیک جوانهایشان، را منحرف ساختیم.
حیا، عفت و ناموس را بهوسیله قهرمانان، آموزگاران و آموزش و پرورشمان، از مغزها بیرون آوریم؛ دیگر این چیزها در اجتماع مفهومی ندارد.
دروغ، سرنیزه و خدعه یگانه شعار ماست.
به عقیده ما، زور و جبر، یگانه عامل ایجاد عدالت اجتماعی است.
ما نخستین کسانی بودیم که جملات «آزادی»، «مساوات» و «اخوت» را در ذهن مردم انداختیم. مردم بیچاره هم آنها را طوطیوار تکرار کردند؛ در صورتی که هیچیک از آنها تا بهحال تحقق نیافته است در نتیجه هم آزادی فردی را از دست داده و هم از حقوق اجتماعی خویش محروم شدند.
پروتکل شماره 2
از بین مردم افرادی کوتاه فکر و بیرای را انتخاب خواهیم کرد، تا هرچه به آنها دستور دهیم بدون چونوچرا اجرا کنند.
گمان نکنند که این تصریحات، پوچ و بیاساس است؛ بهخاطر داشته باشید که ما زمینه را برای داروین، مارکس و نیچه آماده ساختیم و به اصطلاح به آنها سامان دادیم.
روزنامه، از بهترین و مهمترین وسیله نشر افکار ماست.
روزنامهنگاری از منابع سرشار فرهنگ است چون دولتها نتوانستند، از آن بهطور شایستهای استفاده کنند سرانجام به دست ما افتاد و بهوسیله آن توانستیم افکار خود را در اذهان مردم بگنجانیم.
پروتکل شماره 3
زمامداری مملکت را هدف احزاب سیاسی قرار داده و بهوسیله آن میدانهایی برای زدوخورد بهوجود آوردیم. در نتیجه اضطراب و عدم امنیت همه را بیچاره کرد و فقر و بدبختی بر تمام کشورها حکمفرما شد. با جمله «حقوق کارگر» فقرا و بینوایان را دچار بحران کردیم؛ زیرا فشار زندگی، آنها را از رسیدن به این حقوق ساختگی بازداشت. در نتیجه از حقوق روزانه خود محروم شده و در اثر اعتقاد به کابینههای کارگران و تظاهرات بیمورد، فقیرتر و بیچارهتر گشتند.
مردم زیر لوای ما «اشراف» را، که در واقع به نفع آنها بود، از بین برده و خود را در ذهن استعمارگران و ثروتمندان نوظهور انداختند.
ما پیوسته میکوشیم تا خود را، مخلص و مدافع کارگران قلمداد کنیم؛ بدین وسیله آنها را تحت خرقه کشیده و داخل در «اشتراکیت» و «کمونیزم» کنیم.
از مبادی کمونیزم، دفاع خواهیم کرد، تا مردم گمان کنند ما مخلص آنها هستند. این همان روشی است که حزب ماسونی در پیش گرفته است.
ملت یهودی برای آنکه رفقای خود را به شکل قهرمان نشان دهد آنها را قهرمانان درجه اول معرفی میکند.
تا توانستیم بساط فقر و بیچارگی را وسیع ساختیم تا مردم همچنان برده و ذلیل ما باشند.
از راه تقویت حس، حسد و کینهتوزی، عواطف و احساسات مردم را گمراه کردیم.
ملتهای غیریهودی، بدون کمکهای فکری ما نمیتوانند کاری انجام بدهند؛ حتی در کوچکترین مسائل زندگی خود به ما نیاز دارند.
انقلاب فرانسه (انقلاب کبیر) به دست ما انجام گرفت و «اعلامیه حقوقبشر» از تراوشات مغزهای یهود است. اسرار این اعلامیه، برای ما بسیار روشن و واضح است؛ زیرا ما آن را تنظیم کردهایم و بهوسیله آن مردم را بدبخت و بیچاره میکنیم.
پروتکل شماره 4
هنگامی جامعه سعادتمند خواهد بود که متدین و به رهبری روحانیت گام بردارند؛ هرچه مردم به اصطلاح متمدنتر شوند، به نفع ما خواهد بود؛ بدین روی ما باید خداپرستی را از اذهان مردم بیرون کرده و آنها را به سوی مادیت سوق دهیم.
برای آنکه ملتهای غیریهود متوجه سیاست پشتپرده ما نشوند باید آنها را به کارهای صنعتی و تجارتی سرگرم کنیم تا به دشمن مشترک خود پی نبرند.
نتیجه این عمل آن است که ثروتهای ملتهای غیریهودی که همچنان در بانکها ناکارآمد مانده است بهوسیله معاملات ربوی به خزانههای ما تحویل گردد.
پروتکل شماره 5
بذر دشمنی، کینهتوزی، و حسد را در هر خانهای کاشته و در این زمینه از تعصبات مذهبی، قبیلهای و غیره استفاده میکنیم.
در مملکتی که ما زندگی میکنیم، هیچ موقع از طرف همسایگان علیه آن مملکت اعلان جنگ نخواهد شد؛ زیرا سیاست ما بهگونهای است که هر دولتی صلاح خود را در کنارهگیری از ستیزه با ما میداند.
خداوند ما را نابغههای جهان خلق کرده است تا از عهده حکومت بر دنیا بهخوبی برآئیم.
علم اقتصاد، حقیقت شگرفی را کشف کرد. قیمت «ثروت» بیش از تخت و تاخ است.
اهمیت بیسلاح بودن ملت، بیش از روانهکردن اوست به جنگ، و بهتر از همه آن است که از عواطف و احساسات مردم از آنها در نیل به مقاصد خویش استفاده کنیم.
برای اجبار اجتماع به پیروی از سیاست ما، باید در قوانین دولتی دگرگونی ایجاد کنیم تا همیشه اجتماع سرگردان بماند و نتواند خطا را از صواب تمیز دهد. در نتیجه، از هر رای مجهولی پیروی خواهد کرد.
باید عقاید و آراء متضاد را در اجتماع ایجاد کنیم تا کسی نتواند، حق را از باطل تمییز دهد و خلاصه دریچه فهم بر مردم بسته شود.
پروتکل شماه 6
جنگهایی که به پا خواهیم کرد احتیاج به ثروت سرشاری دارد. این چنین پول هنگفت را بهوسیله احتکاریهای بزرگ تامین خواهیم کرد، تا هم دولتها را بیچاره سازیم و هم مصرف جنگ درآمده باشد.
اشراف ملتهای غیریهودی نابود شده و دیگر خطری از جانب آنان متوجه ما نخواهد شد؛ ولی از نظر اینکه هنوز ملت مالک اراضی خود میباشد، مصالح ما در خطر خواهد بود.
کارهای درجه یک را در دست گرفتیم تا دیگران محتاج ما باشند و برای یک لقمه نان در مقابل ما به سجده درآیند.
پروتکل شماره 7
تقویت ارتش، و پلیس، برای تحقق این نقشهها ضروری و لازم است. در اروپا و آسیا باید جنگ، فتنه و آشوب به پا کرد... این کار در حقیقت دو سود دارد؛ از بین رفتن آنها، و دیگری تسلط ما.
پیروزی در کارهایی نصیبمان میگردد که مخفیانه انجام گرفته باشد. هرگز لازم نیست که یک فرد دیپلمات و سیاسی مطابق گفتار عمل نماید.
برای رسیدن به هدف نهایی لازم است که افکار خود را بهوسیله روزنامه به تمام مردم تزریق کنیم تا اگر دولت بخواهد با ما مبارزه کند آن را با عصای مخالفت با افکارعمومی تادیب کنیم.
پروتکل شماره 8
رژیم ما چیزی است که از سوی نویسندگان، قانونشناسان، اهل اداره و خلاصه محصلین عالیمقام تهیه شده است این اشخاص تمام جزئیات زندگانی را دانسته و تمام سخنان دیپلماسی و سیاسی را به ما یاد میدهند و بدین ترتیب از تمام ریزهکاریهای زندگانی آگاه شویم.
پروتکل شماره 9
هنگام تشکیل دولت، جزئیات مربوط به زندگانی آزادی، مساوات، اخوت را تکذیب میکنیم فقط همین کلمات را روی افکار خود میپذیریم. نام آنها را حق آزادی و وظیفه مساوات و فکر برادری میگذاریم؛ یعنی شاخصههای کار را به دست خود میگیریم.
بدین وسیله گاو را از شاخهایش گرفته و تمام نیروهای مخالفین را سرکوب خواهیم کرد.
واضعین قانون و اجراکننده قانون و خلاصه، فرشته سعادت و بدبختی ما هستیم.
سر منشا هر هراس و نگرانی ما هستیم.
برای اجرای تصویبنامههای خویش از کمونیستها، سوسیالیستها و امپریالیستها استفاده میکنیم. بدینگونه که تا ممکن باشد آنها را تقویت میکنیم؛ زیرا بالاخره هر حزبی (به سهم خود) دیواری از بناهای عظیم قدیم را خراب کرده و به اصطلاح سرنخی به ما خواهد داد.
تنها یک چیز ممکن است از شوکت و قوت ما بکاهد و آن همکاری دولت و ملت است ولی ما احتیاط لازمه را در این زمینه در پیش گرفتهایم، مثلا بین ملت و دولت جدایی وسیعی انداخته و ملت را از دستگاه حاکمه به هراس وا میداریم. در این حال چگونه ممکن است ملت، تحت نفوذ ما نباشد؟
آموزش و پرورش ما توانست بهوسیله نشر افکار و آرای باطله نسل جوان را فاسد و متعفن سازد.
پروتکل شماره 10
مردم، همیشه از دریچه زرقوبرق به سیاست مینگرند؛ مگر ممکن است آنها حقیقت مطلب را درک کنند؛ در صورتی که وکلای آنها غرق در شهوات و عشرت هستند.
هنگامی که انقلاب را اعلام کردیم، به مردم خواهیم گفت: شما در نهایت ناراحتی و بدبختی زندگی میکردید ما این را خوب درک کرده، میخواهیم علت این بدبختی را بزداییم. ما میخواهیم آسایش، و رفاه عمومی ایجاد کنیم، گرچه شما ما را متهم میدانید، آیا ممکن است قبل از آنکه دولت ما را مشاهده کنید حکم قاطعی در بدی ما بدهید؟
برای آنکه رای اکثریت را به دست آوریم، باید به همه حق رای بدهیم؛ زیرا تفرقه و تمییز بین طبقات از تحصیل آن جلوگیری میکند.
لازم نیست تمام دستگاه حاکمه را فاسد کنیم. تنها فاسد کردن یک جزء کافی است که دولت را به دست ما بیندازد.
دستور و قانون جز مدرسه فتنه و فساد، چیز دیگری نیست و بهعبارت سادهتر، یگانه عامل ایجاد ضعف و انحلال ملتها همانا دستور است.
خطابه، چون روزنامه، پادشاهها، و ملوک را در اجتماع ضعیف میسازد و لذا آنها معزول و برکنار شدند. بدینوسیله زمینه برای رژیم جمهوری آماده میشود و بهجای پادشاه، هیاتی به ریاست یکی از بردگان جانی و سوءسابقهدار (یهود) تشکیل میدهیم. اختیار یک حاکم جانی برای ما بسیار سودمند است. آنچه دستورش دهیم اجرا خواهد کرد... پس از آنکه هیات حاکمه فاسد گشت، مردم به ستوه آمده فریاد خواهند زد: ما را از دست این روسا نجات دهید. رئیسی برای ما انتخاب کنید که اسباب و علل این اختلافات را از بین برده تعصبات دینی و اخلاقی را نابود کند. رئیسی که بتواند امنیت را حکم فرما کند.
پروتکل شماره 11
از نعمتهایی که خداوند به یهود عطا فرموده پراکنده ساختن آنها در چهارگوشه جهان است؛ گرچه دیگران آن را از اسباب ضعف، و بدبختی ما میدانند. همین سبب به دست آوردن زمام جهان شده است.
پروتکل شماره 12
کلمه آزادی تفسیرهای گوناگونی دارد. بهترین تفسیر آن است که بگوییم: آزادی یعنی مواردی که قانون اجازه میدهد. این معنی با هدفهای ما بهتر سازش دارد؛ زیرا تعیین آن موارد به دست ما است. چون قانون را ما جعل میکنیم. دیگر هیچکس نمیتواند به سیاست ما کوچکترین تعرضی بکند. هر نشریهای که درصدد هجوم علیه ما برآید فورا آن را به بهانه تحریک احساسات عمومی توقیف خواهیم کرد البته، در نشریات خودمان، به نقطههایی از سیاست (یهود) که مایلیم آنها را تغییر دهیم پرخاش خواهیم کرد. هیچ خبری، پیش از آنکه به اطلاع ما برسد، به گوش کسی نخواهد رسید؛ کنترل اخبار جهان به دست ما است و تنها خبرهایی به اطلاع همگان میرسد که به سود ما باشد.
پروتکل شماره 13
برای آنکه مردم را مشغول کرده باشیم، هر روز مشکلات جدیدی برای آنها بهوجود میآوریم تا آنها را از مذاکره در مسائل سیاسی باز داریم.
هر روز، صفحههای جرائد و مجلات را از مسابقات فوتبال، بسکتبال، کشتی آزاد... پرخواهیم کرد؛ بدینوسیله مغز ملت را منحصر در تفکر در این مسابقات میکنیم.
پروتکل شماره 14
ما عقاید دینی را ریشهکن خواهیم کرد. در تمام کشورهای بزرگ، مطالب مسموم خود را بهوسیله نویسندگان عالی مقام آن کشور به مردم تزریق میکنیم.
پروتکل شماره 15
همه پلیسهای مخفی بینالمللی در احزاب ما داخل خواهند شد. برای آنکه لوکوموتیو بزرگ خود را به حرکت درآوریم، هیاتی متشکل از افراد بیباک و جانی تاسیس میکنیم تا بهوسیله زور آنها، و پول کار خود را دائر سازیم.
وکلای مجلس سنا و تمامی شخصیتهای بزرگ اجتماع کورکورانه از سیاست ما پیروی میکنند.
چگونگی سیطره ما در یک جمله خلاصه میشود: تمام ملتهای جهان کودک و یهود مادر آنها است.
پروتکل شماره 16
پیروی از علماء را ارتجاع و کهنهپرستی، قلمداد خواهیم کرد تا بدینوسیله از یگانه دشمنی که ممکن است در مقابل ما ایستادگی کند، آسوده خواهیم شد؛ زیرا دیگر مردم به دور آنها نخواهند رفت.
تا یهود هست، علماء بدبخت، فقیر و بیچاره زندگی خواهند کرد.
پروتکل شماره 17
برای کاستن از شوکت و عظمت روسای غیریهودی، شخصیتهای برجسته کشور را بهوسیله ترور فردی، به قتل میرسانیم.
پروتکل شماره 18
«قاتل سیاسی» «نبرد در راه آزادی» «جهاد برای سعادت انسان» جملاتی است که بهوسیله آنها مردم را متمرد و سرکش و بیباک تربیت میکنیم اکثرا فریب ما را خوردهاند.
پروتکل شماره 19
بحرانهای اقتصادی را بهوسیله کارانداختن پولها در کشورهای غیریهودی بهوجود آوردیم. روسای غیریهودی یا از روی اهمال، و یا از روی عمد دولتهای خویش را مجبور کردند تا آنقدر از ما پول قرض کنند که از پرداخت آن عاجز بمانند.