علیرضا کاظمی
آیا سارکوزی نمایندۀ کارفرمایان و رویال نمایندۀ اتحادیههای کارگری شکستخورده در انتخابات ریاست جمهوری فرانسه است؟ پاسخ دقیق به این سوال را شاید بتوان با نگاه به کارکردهای دولت مدرن بهتر ارایه کرد.
دولت مدرن، یکی از اشکال دولت است که مقدمات نظری و عینی آن در قرون وسطی فراهم شد و از اواخر قرن 17 ابتدا در قالب دولتهای مطلقه و سپس در شکلهای دموکراتیک تداوم یافت و به مثابۀ شکل جدیدی از دولت، خصلتی جهانشمول یافت. دولت مدرن، هم سعی در گسترش تنوع و پذیرش تفاوتها دارد و هم ناگزیر به پذیرش تنوع کارکردها و وظایف است. علاوه بر این در حالی که امروزه احزاب، از ارکان دولت مدرن بهشمار میروند ولی دولتهای مدرن نمیتوانند عملکرد حزبی صرف داشته باشند. در واقع، در حالی که جریان راستگرای فرانسه به رهبری نیکولاس سارکوزی، مدافع نظریات و دیدگاههای راستگرایانه است و بهطور طبیعی باید حمایت بیشتری از جانب کارفرمایان نسبت به کارگران دریافت کند، با این وجود پس از به دست گرفتن قدرت، نمیتواند فقط حافظ و بیانگر منافع کارفرمایان و صاحبان صنایع باشد.
در طرف مقابل نیز اگر خانم رویال پیروز میشد، وی در چارچوب الزامات دولت مدرن، قادر به بیان صرف دیدگاههای همحزبیهای سوسیالیست و متحدان کمونیست خود و اتحادیههای کارگری نبود و مجبور بود، بازتاب دهندۀ خواستهها و تقاضای کارفرمایان نیز باشد.
امروز کارکرد و الزامات دولت مدرن، بهگونهای است که خود را برای هر دولتی با هر گرایشی و تقریباً در هر گوشهای از جهان (اما به درجات مختلف) تحمیل میکند. بنابراین نمیتوان اعلام حمایت اتحادیۀ کارفرمایان فرانسه از پیروزی سارکوزی را اینگونه تفسیر کرد که دولت جدید فرانسه، نمایندۀ کارفرمایان خواهد بود، اگرچه حمایت آن از کارفرمایان و صاحبان صنایع نسبت به اتحادیههای کارگری بیشتر انتظار میرود.
شاید نمونۀ دیگر را میتوان، حمایت ژوسپن، نخستوزیر سوسیالیست سابق فرانسه از کارفرمایان شرکت لاستیکسازی میشلن در برابر اعتصابهای کارگری ذکر کرد. در حالی که دولت فرانسه در آن زمان در اختیار سوسیالیستها بود و انتظار میرفت ژوسپن در این منازعه کارفرمایی – کارگری، جانب کارگران را بگیرد، وی مجبور شد در چارچوب الزامات و کارکردهای دولت مدرن، طرف کارفرمایان را بگیرد، زیرا معتقد بود که دولت فرانسه صرفنظر از گرایشات سوسیالیستی خود، باید از میشلن در برابر شرکتهای رقیب اروپایی و غیر اروپایی دفاع کند و حتی حاضر شد بر سر دفاع از این استدلال با حامیان چپگرای خود؛ یعنی کمونیستها و اتحادیههای کارگری وارد چالش شود.
اکنون نیز سارکوزی راستگرا، هم باید به برنامههای اقتصادی راستگرایانۀ خود متعهد بماند و هم به کارکردها و الزامات دولت مدرن تن دهد، حتی اگر حمایت از تقاضاهای کارگران در مقابل کارفرمایان در مقاطعی خاص باشد. دولتهای مدرن نمیتوانند فقط، مدافع و بیانگر رایدهندگانی باشد که به آنها رای دادهاند. دولت مدرن ناگزیر از دفاع از منافع تمامی اقشار و طبقات جامعه است.