تاریخ انتشار : ۲۹ بهمن ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۸  ، 
کد خبر : ۵۱۷۵۴
در سازمان نقشه‌برداری کشور

«خلیج پارس» به جای خلیج فارس ثبت می‌شود


پژمان اکبرزاده
چندی پیش سازمان نقشه‌برداری کشور، میزبان سومین همایش «نام‌نگاری و یکسان‌سازی نام‌‌های جغرافیایی ایران» بود. محورهای مورد بحث در این همایش، «نام خلیج فارس»، «پایگاه نام‌‌های جغرافیایی»، «آوانگاری و نام‌‌های جغرافیایی»، «نام‌‌های جغرافیایی ـ تاریخی» و «کارتوگرافی و نام‌‌های جغرافیایی» بود که در این گزارش به بخش خلیج پارس پرداخته شده است. از سال گذشته و برخوردی که میان ایرانیان و سازمان نشنال جئوگرافیک پدید آمد همایش‌‌های بسیاری برای تأکید دوباره بر حقانیت نام تاریخی این آبراه برگزار شده و می‌شود.
ولی نکته‌ای که سخت در این برنامه‌ها جلب نظر می‌کند این است که این بحث‌ها بیشتر در سطح محافل دانشگاهی و پژوهشگران ایرانی یعنی گروهی که خود به خوبی از این قضایا آگاه است برگزار می‌شود. گویا بسیار علاقه‌مندیم تا آنچه خود می‌دانیم را بارها و بارها از نو برای خودمان تکرار کنیم! تا آنجا که به نام خلیج پارس در سطح جهانی مربوط می‌شود مشکل اساسی ما در حال حاضر روابط عمومی ضعیف سازمانهای رسمی و دولتی ما و همچنین عدم برگزاری چنین برنامه‌هایی در خارج از مرزهای ایران است. وی ظاهراً هر چه این حقیقت بازگو می‌شود تأثیری ندارد و این همایش‌ها همچنان در سطح درون مرزی باقی می‌مانند.
در راستای همین فعالیت‌ها، بخشی از سخنرانی‌‌های سومین همایش «نام‌نگاری و یکسان‌سازی نام‌‌های جغرافیایی ایران» به خلیج پارس اختصاص یافته بود. این برنامه پس از ارائه گزارشی کوتاه از سوی دبیر همایش، با سخنان محمد مدد که ریاست کمیته تخصصی نام‌نگاری و یکسان‌سازی نام‌‌های جغرافیایی ایران را عهده‌دار است آغاز شد. وی اظهار داشت که در زمان قضیه نشنال جئوگرافیک، اسناد سازمان ملل متحد و همایش جغرافیایی برلین را برای اقدام لازم به وزارت امور خارجه ارسال داشته است.
از او پرسیدم آیا سازمان نقشه‌کشی نمی‌تواند برای برگزاری چنین همایش‌ها و نمایشگاههایی در خارج از ایران اقدام کند؟ وی پاسخ داد: «چنین کاری وظیفه وزارت امور خارجه یا بنیاد ایران‌شناسی است. ما تنها می‌توانیم مدارک را برای برگزاری چنین نمایشگاه‌هایی در اختیار آنها بگذاریم.» پس از او، پیروز مجتهدزاده به پشت تریبون رفت. وی از اثرات سوء تغییر نام‌های جغرافیایی و به ویژه تغییر نام خلیج پارس و تأثیرات منفی آن بر روابط ایران و اعراب سخن راند: «بیش از سه دهه است که در اروپا هستم.
در بیشتر محافل اروپایی به من می‌گویند: «شما ایرانیان چرا تا این حد روی این نام حساسیت دارید؟ فرانسوی‌ها هم از نام دریای مانش استفاده می‌کنند و انگلیسی‌ها نام کانال انگلیسی را به آن داده‌اند...» در صورتیکه این قضیه صرفاً یک تصادف است. کسی در بریتانیا و فرانسه ننشسته تا برای اهانت به طرف مقابل این نامگذاری را پدید آورد؛ در صورتی که در قضیه خلیج پارس ما با یک پروژه وسیع، برنامه‌ریزی شده و هویتی طرف هستیم.»
وی افزود: «یکی دیگر از مشکلات ما این است که کشورهای جنوبی حاشیه خلیج فارس که در سال 1971 به استقلال رسیده‌اند و بسیاری دیگر از کشورهای همجوار که در دهه‌‌های اخیر تشکیل شده‌اند و در پی ساخت هویتی مستقل برای خود هستند در گذشته‌‌های دور یا نزدیک همه بخشی از ایران بوده‌اند و برای این کار همه با ایران طرف هستند. در عرصه بین‌الملل همگی جزیی از Persian Empire (امپراتوی ایران) بوده‌اند و اکنون نیز شدیداً با واژه Persian مشکل دارند.»
در ادامه چهره نامدار جغرافیا، محمدحسن گنجی سخنانی کوتاهی ارائه کرد: «ما با تشکیل دو استان هرمزگان و بوشهر، پیوند خلیج فارس را با استان فارس قطع کرده‌ایم. ما اکنون دلیل نامگذاری این خلیج به خلیج فارس را می‌دانیم ولی نسل بعد این حقیقت را نخواهد دانست. امیدوارم فکری به حال این قضیه نیز بشود...» پس از او محمدرضا سحاب با ارائه نقشه‌‌های منحصر به فرد تاریخی از بایگانی مؤسسه جغرافیایی سحاب، درباره «خلیج پارس در آثار نقشه‌نگاران دوره رنسانس» سخنرانی کرد و خاطرنشان ساخت کاربرد عبارت ساختگی «خلیج عربی» در شمار اندکی از نقشه‌‌های این دوره تنها نشان‌دهنده ناآگاهی نقشه‌نگار مربوطه است که بیشتر در آثار بعدی همان نقشه‌نگار تصحیح شده است.
سخنرانی بعدی با عنوان «خلیج فارس از عهد باستان تا زمان حاضر» از سوی مریم مراتب و فاطمه خضری ارائه شد. متن مذکور که قدری «سفارشی» جلوه می‌کرد از بابت اشتباهات فاحش موجود در آن و حتی تلفظ نادرست نام جغرافی‌دانان مسلمان و نام‌های تاریخی، تا بدانجا پیش رفت که اعتراض محمدحسن گنجی و هیأت رئیسه همایش را نیز برانگیخت. ارائه چنین متنی با چنین محتوایی یک بی‌احترامی غیرمستقیم به حاضران و چهره‌‌های دانشگاهی حاضر در جمع بود که زندگی خود را وقف چنین فعالیت‌های ارزشمندی کرده‌اند.
پس از این سخنرانی، دو مقاله دیگر با عنوان‌‌های «خلیج فارس در اسناد مکتوب» و «خلیج فارس، نامی ریشه دار در تاریخ باستان تا عصر حاضر» به ترتیب از رحیم فرندی و مینا قاجار ارائه شد. هر دو مقاله در برگیرنده اطلاعاتی تکراری، انشاگونه و ناهماهنگ با سطح علمی همایش بودند و حتی در یکی از آنها نام فرانسوی خلیج پارس (گلف پرسیک/Golfe Persique) به صورت «گلف پرسیکو» تلفظ شد که نشان از نبود حداقل آشنایی با نامهای خارجی به کار برده شده در متن داشت.
عنوان سخنرانی دیگری با عنوان «نام‌‌های جغرافیایی در منطقه فارس، بوشهر و خلیج فارس» از احمد شعبانی در خبرنامه همایش آمده بود که بدون هیچگونه توضیحی از سوی گردانندگان همایش، ایراد نشد. پس از پایان جلسه مربوط به خلیج فارس، نظر دره میرحیدر و جعفر شاعی (اعضای هیأت رئیسه) را درباره چگونی راهیابی برخی از مقالات ارائه شده در این بنرامه که شگفتی شنوندگان و چهره‌‌های دانشگاهی را برانگیخته بود جویا شدم. دره میرحیدر پاسخ داد: «تنها میتوانم بگویم که در تهیه برنامه بی‌دقتی شده بود.»
جعفر شاعلی نیز اظهار داشت: «ما دخالتی در ارزیابی علمی مقاله‌ها نداشتیم و واقعا نمی‌دانم که چه کسی مسئول این کار بوده است. برخی مقاله‌ها موضوع‌‌های تازه دیگر جایگزین ساخت.» در حاشیه این همایش شماری از نقشه‌‌های تاریخی خلیج پارس نیز به نمایش در آمده بود.
این نقشه‌ها تعدادی از همان نقشه‌هایی بودند که اردیبهشت ماه در سالن خلیج پارس نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به نمایش در آمده بود و حتی برای ارائه در سازمان نقشه کشی شماره گذاری آنها را نیز تغییر داده نشده بود یعنی با ورود به سالن، به جای مواجه شدن با نقشه‌های شماره 1، 2، 3 و ... نقشه‌‌های شماره 11، 39، 65 و 94 خودنمایی می‌کردند! در همین سالن، وزارت کشور، مرکز اسناد وزارت امور خارجه، بنیاد ایران شناسی، مؤسسه گیتی شناسی، مؤسسه سحاب و سازمان نقشه برداری شماری از نقشه‌ها و کتابهای خود را به نمایش گذاشته بودند.
گفتنی است که در این همایش دوازده مقاله درباره خلیج پارس به صورت پوستری ارائه شد که از آن میان می‌توان به «نقدی بر نقشه‌‌های خلیج فارس در چهار اطلس منتشر شده در کشورهای عربی» از محمد عجم، «نگاهی به نام خلیج فاری و اهداف تخریب آن توسط نشنال جئوگرافیک» از بهروز اژدری و سیروس فخری، «نام خلیچ فارس و اهمیت استراتژیک آن در جهان» از مژگان افشار و «نام خلیج فارس یا دریای پارس یا جزایر و شهرهای آن در سفرنامه‌ها و متون فارسی» از محمد فرج پور اشاره کرد. در رابطه با این مقاله آخر در بروشور همایش، دریای پارس «دریای پاریس» نگاشه شده بود.
گردانندگان چنین برنامه‌هایی قطعاً اهداف مثبتی در ذهن دارند ولی شتابزدگی و عدم همفکری با چهره‌‌های متخصص در این امر می‌تواند همه کوشش‌ها را بی‌نتیجه سازد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات