فریدون آقاسی
فروهر در دوران کوتاه تصدی وزارت کار در دولت انقلاب توانست اقدامات موثری در زمینه تنظیم روابط کار به نفع کارگران انجام دهد و نیز حداکثر تلاش را برای راهاندازی دوباره کارگاهها که در جریان اعتصابات و همچنین فرار گسترده کارفرمایان تعطیل شده بودند به عمل آورد. قبل از انقلاب اغلب کارخانجات بزرگ کشور متعلق و یا تحت نظارت وابستگان رژیم گذشته بود. شمار بزرگی از این کارفرمایان در آستانه پیروزی انقلاب با خارج کردن مبالغ هنگفت سرمایه از ایران گریختند و کارخانجات را در ورشکستگی بر جای گذاردند.
حقوقهای کارگران پرداخته نشده بود و چرخ تولید از کار ایستاده بود و نیز برخی از گروههای سیاسی «چپ» با سوءاستفاده از بحران موجود سعی در بهرهبرداری سیاسی از وضعیت دشوار آن زمان را داشتند و با تحریکات پیاپی اعتصابات و تحصنها را دامن میزدند. در ضمن در شرایط انقلابی آن روز گردانندگی کشور نیز به صورت متمرکز انجام نمیگرفت و گاه با رهنمودها و دستورهای ضد و نقیض بحران موجود تشدید میشد. در چنین شرایطی فروهر عهدهدار یکی از دشوارترین مسئولیتهای دولت انقلاب شد و با روشنبینی و کار بیوقفه توانست بحران را مهار کند.
من از سالهای قبل در مبارزات سیاسی از پیروان فروهر در وزارت کار در سمت بازرس، شاغل بودم. در جریان اعتصابات که به انقلاب انجامید به عنوان یکی از نمایندگان کارکنان این وزارتخانه انتخاب شده بودم. پس از تعیین هیات دولت و قبل از اعلام رسمی اسامی وزرا، آقای فروهر در تماس تلفنی از من خواست تا اطلاعاتی در مورد معاونین و مدیران کل این وزارتخانه تهیه کنم و ترتیبات لازم را برای آغاز کار او در وزارتخانه از فردای آن روز بدهم. من در تماس با مدیرکل وزارتی خواستار اطلاعات لازم شدم.
پس از آماده کردن دفتر وزیر با دعوت از کارمندان به سالن اجتماعات، ورود داریوش فروهر را به اطلاع آنان رساندم. آقای فروهر در آن روز در صحبت کوتاهی با کارکنان بر لزوم آغاز سریع دوران سازندگی انقلاب تاکید کرد و سپس از من خواست تا به معاونین اطلاع دهم که تا روز بعد استعفای خود را تحویل دهند. از آن روز با مطالعاتی که انجام میشد انتخاب معاونین و تغییر مدیران کل استانها و روسای کار شهرستانها آغاز شد. تاکید او در این انتخابها، لحاظ نمودن تخصصی لازم بود و به طور وسواس گونهای از پارتیبازیها و مهرهچینیهای سیاسی معمول پرهیز میکرد.
همانطور که در ابتدا اشاره کردم راهاندازی چرخهای تولیدی پس از ماهها اعتصابات کارگری و فرار بخش بزرگ کارفرمایان امری دشوار و پیچیده بود که بایستی با توجه به خواستهای بر حق کارگران عملی میشد. در این رابطه چند نمونه را که شخصاً درگیر آن بودم، ذکر میکنم.
همزمان با نوروز 58 عدهای از کارگردانی که حقوقهای عقبافتاده داشتند و عدهای از متقاضیان کار که ماهها بود در بیکاری به سر میبردند، به همراه گروهی که این خواستها را بهانه جوسازیهای سیاسی کرده بودند و بر جو خصومت دامن میزدند، به وزارت کار حمله کرده، سالن اجتماعات را تحت تصرف خود درآورده و در همانجا دست به تحصن زده و اعلام اعتصاب غذا کردند که البته من خود شاهد بودم که اعتصاب غذا را چندان جدی نمیگرفتند! فروهر به مدت چند روز و حتی به هنگام تحویل سال نو در وزارتخانه ماند و با نمایندگان متحصنین به گفتوگو و چارهجویی نشست.
به دنبال اوجگیری اعتصابات کارگران قالیباف و کورهپزخانه در تبریز، آقای فروهر مرا به دلیل بومی بودن به عنوان سرپرست اداره کار به آنجا اعزام کرد. کارگران کورهپزی پیش از ورود من با مراجعه به مرحوم آیتالله قاضی طباطبایی درخواستهای خود را با ایشان مطرح کرده بودند. ایشان نیز با استناد به گفته صادق قطبزاده سرپرست رادیو و تلویزیون که گفته بود ماهیانه مبلغ 2500 تومان از دفتر امام حقوق دریافت میکند، دستمزد کارگران کورهپزی را این مبلغ اعلام کرده بودند و کارگران خواستار دریافت رسمی این حقوق و در حال اعتصاب بودند. با توجه به اثرات سوء چنین قولهایی و با توجه به خطری که پخش شدن این خبر در دیگر کارگاهها در دامن زدن به بحران میتوانست پدید آورد، بلافاصله با آقای فروهر تماس گرفتم و چارهجویی کردم.
ایشان گفتند که بعد از ظهر آن روز طبق قرار قبلی به قم و به دیدار رهبر انقلاب خواهند رفت و از ایشان خواهند خواست تا در این مورد دستورهای لازم را صادر نمایند. روز بعد از دفتر امام با آیتالله قاضی طباطبایی تماس گرفته شد و از ایشان خواسته شد تا حرف خود را پس بگیرند که چنین هم شد. پس از آن با پرداخت وام بیکاری و نیز با جمعآوری کمکهای مردم میتوانستیم جو را آرام کنیم.
در مورد کارگران قالیباف نیز دریافتم که محرکین زیادی در میان آنان رخنه کرده و به ویژه از طریق دو چهره جنجالی در میان کارگران خطدهی میگردد. با بررسی پرونده آن دو نفر دریافتم که هر دو از نمایندگان کارگر در رژیم سابق بوده و حتی در روز 4 آبان سال 57 از سوی کارگران آذربایجان شرقی طی تلگرافهایی تولد شاه را با چاپلوسیهای پررنگ تبریک گفتهاند. با افشان شدن این مطلب تحریککنندگان اصلی نیز رسوا شده و باب گفتوگو با کارگران برای حل مشکلات باز شد.
البته بحران روابط کار تنها با پرداخت وام بیکاری قابل حل نبود و هدف اصلی ایجاد بهبودی بنیادی در سطح زندگی کارگران بود. از اینرو با رهنمودهای فروهر و بررسیهای کارشناسانه در شورای عالی کار، مصوبهای مبنی بر بالا بردن حداقل دستمزد کارگران از 217 ریال به 567 ریال به تصویب رسید. این مصوبه در هیات دولت با اعتراض روبهرو شد ولی فروهر که به بهبود شرایط کار به نفع کارگران کمر همت بسته بود بر این مصوبه پافشاری کرد و گفت که در صورت لغو این تصمیم از سوی هیات دولت و یا شورای انقلاب استعفا خواهد کرد. سرانجام با نظر رهبران انقلاب مصوبه رسماً پذیرفته شد و به اجرا درآمد.
تعیین حداقل دستمزد عادلانه برای کارگران، ایجاد صندوق وام بیکاری، طرح بیمه بیکاری و مساوی کردن تعطیلات کارگری با کارمندی خدمات پرباری است که فروهر در کنار راهاندازی بخش بزرگی از کارگاههایی که از تولید بازمانده بودند در دوران هشت ماهه وزارتش انجام داد. او در تمامی برخوردهایی که با کارگران داشت به لزوم وجود سندیکاهای مستقل کارگران که بتوانند در جهت برآوردن خواستهای صنفی این قشر تلاش کنند تاکید داشت.
در اینجا لازم به ذکر میدانم که او اصولاً به نهادهای صنفی و سندیکاها اعتقاد ویژهای داشت و همواره از تشکل قشرهای اجتماعی گوناگون در این نهادها که مدافع حقوق اجتماعی ـ اقتصادی این اقشار باشد، حمایت کرد و معتقد بود برای دستیابی به عدالت اجتماعی بایستی این نهادها ساخته و قدرتمند شوند. این نوشتار را با دورود به روان پاک داریوش و پروانه فروهر و با نقل گفتار داریوش فروهر به عنوان وزیر کار دولت انقلاب در شصت و پنجمین اجلاس کنفرانس بینالمللی کار در خرداد ماه 1358 در ژنو به پایان میبرم: «آنچه ما مجاز به فروش سرمایه میکنیم، باید که در برابر آن به شکل عادلانهای به خرید سرمایه بپردازیم، یعنی مبادله نوعی سرمایه با نوع دیگر.»
«درآمد، بدون کار، از نظر ما نامشروع است و واسطگی ـ به معنای خرید به قیمتی و فروش به قیمتی بیشتر، بدون تغییر در کالا یا بدون مصرف نیروی کار اضافی سودمند، عملی بیدادگرانه است.» «کار نوعی عبادت و از بهترین و پسندیدهترین الگوهای عبادت است. به همین دلیل نیز، کار، تنها یک وسیله کسب درآمد به شمار نمیآید. کار باید زاده عواطف، احساسات و تمایلات سالم کارگر باشد و در جهت علایق او پدید آید.»