عالم حقیقی کسی است که قلبش سرشار از خشیت الهی باشد. البته هیچکس نمیتواند حالات روانی دیگران را عیناً درک کند؛ بلکه فقط از آثارش به آن پی میبرد. رفتار و گفتار برخی عالمان به گونهای است که انسان حس میکند گویا آنها خود را همواره تحت مراقبت میبینند. مرحوم آیتالله روحانی این چنین بود.
علی(ع) در نهجالبلاغه میفرمایند که آن چه موجب شد تا مسئولیت امامت را بپذیرم، پیمانی است که خدای متعال از «عالمان» گرفته است. هدف حضرت از تأکید بر عالم، تبیین این نکته است که وظیفه مذکور به امام معصوم اختصاص ندارد، بلکه هرکس در این شرایط قرار گیرد، باید این مسئولیت را با همه سنگینی آن بپذیرد.
طبق فرمایش حضرت علی(ع) نخستین عاملی که موجب شد حضرت این مسئولیت را بپذیرد، آمادگی مردم برای کمک به ایشان بود. عامل دیگر، تکلیفی است که به امام معصوم اختصاص ندارد بلکه همه عالمان موظف به انجام آن هستند؛ یعنی باید در مقابل سیری ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان، آرام نگیرند. البته امر به معروف و نهی از منکر برای همه مسلمانان واجب است اما همه در انجام هر وظیفهای توانا نیستند؛ عالمان موقعیت اجتماعی خاصی دارند که بعضی کارها را بهتر میتوانند انجام دهند. خدا به سبب پایگاه اجتماعی علما این مسئولیت سنگین را متوجه آنها کرده است.
وظیفه دیگر عالم در مقام بارزترین فرد جامعه ـ نه به عنوان وظیفهای انحصاری ـ دفاع از کیان دین است.
یکی از اقسام دفاعها که متأسفانه تا این اواخر درست شناخته شده نبود، دفاع از باورها و ارزشهای اسلامی است. دفاع از دین با دفاع از کشور اسلامی تفاوت دارد؛ یعنی ممکن است در یک کشور اسلامی کسی به جان، مال و ناموس مسلمانها کاری نداشته باشد اما با دینشان دشمنی ورزد. این دفاع، از همه دفاعها بیشتر اهمیت دارد.
در روایات آمده است که اگر امر دائر شد بین این که مالت به خطر بیفتد یا جانت، سعی کن مال را سپر جانت قرار دهی؛ ولی چنانچه ناچار شدی بین جان و دین یکی را برگزینی، جان را سپر دین خود کن. اگر کسانی بخواهند با شیطنت و توطئه احکام اسلامی را تعطیل کنند، باید با تمام توان در برابر آنها ایستاد. اگر کفار به اراضی مسلمین حمله کنند، باید مسلمانان این اراضی را حفظ کنند؛ اما چنانچه به اسلامشان حمله کنند، سکوت چه توجیهی دارد و اراضی به تنهایی بیارزش است. بنابراین بر همه مسلمانها واجب است که از دین خود دفاع کنند.
سران استکبار جهانی به صراحت گفتند: دشمن ما در جهان، اسلام است. امام فرمود: اینها از اسلام سیلی خوردهاند. دشمن اسلام هستند نه دشمن من. میفرمود: اینها دشمن دین ما هستند؛ ولی ما تصور میکردیم تعارف میکند! میگفتیم: آنها نفت ما را میخواهند، دیگر به دین ما چه کار دارند؟! اما امروزه تصریح میکنند که تنها دشمن غرب بعد از سقوط مارکسیسم، اسلام است.
میدانند آن چه باعث مقاومت مسلمانان در مقابل سلطهجوییهای سران استکبار میشود، باورها و ارزشهای دینی است. در این میان، عالم به خاطر پایگاه اجتماعی خود، وظیفه سنگینی را برعهده دارد. قرآن میفرماید: عالمی که از رواج بدعتی آگاه شود و با آن مبارزه نکند، در بدترین درکات جهنم و مشمول شدیدترین لعنتها خواهد بود. عالم باید در برابر تشکیک در ارزشهای دینی، و در مقابل توطئهها در مسیر عزت و استقلال و پیشرفت اسلام و جامعه اسلامی مبارزه کند.
بسیاری از ما هنوز مانند یکی دو قرن پیش فکر میکنیم، میپنداریم دشمن دین کسی است که شمشیر به دست میآید و میگوید: من با اسلام مخالفم. کسی که در دوران کنونی بزرگترین مسئولیت را در این زمینه احساس کرد و با تمام وجود برای انجام این وظیفه به پاخاست، امام رضوانالله علیه بود. بنده در تاریخ اسلام کسی را نمیشناسم که به اندازه امام به این وظیفه عمل کرده باشد.
عزیزان من ! شیطان نمرده است ؛ این را باور کنید. دشمنان هم نمردهاند، بلکه بیشتر با هم هماهنگ شده و برای نابودی اسلام ائتلاف کردهاند ؛ البته آنها با اسلامی مبارزه میکنند که در مکتب اهل بیت تبلور یافته است و در جمهوری اسلامی ایران ظهور دارد. جاهای دیگر کم پیدا میشود، نمونه کوچکش را در لبنان میبینید: گروهی از جوانان شیعه که راه امام را یاد گرفتهاند و میخواهند همان راه را بروند، پیروی از راه امام (ره) را دارند در میدان جهاد و مبارزه با دشمنان سرسخت اسلام تجربه میکنند.
این امتحانها برای من و شما هم هست ؛ اما هر روز به گونهای خاص. اگر بنا باشد سؤالهای امتحان همیشه یکسان باشد دیگر امتحان نام ندارد. پرسشها و ابزار امتحان باید تغییر کند تا امتحان معنا داشته باشد. مگر ما میدانستیم که روزی به نام انقلاب اسلامی در این کشور چنین تحولی پدید خواهد آمد؟ پیش از انقلاب هیچگاه به ذهنمان خطور نمیکرد که در دوران تسلط حکومت غاصب پهلوی و آن قدرت جهنمی آمریکا، یک روحانی به پاخیزد و تحولی شگرف را ایجاد کند. بعد از این امتحان باور نمیکردیم هشت سال جنگ بر ما تحمیل شود. اما میتوان پیبرد که بخشی از این امتحانات، به حفظ باورها و ارزشهای اسلام مربوط است.
اگر میخواهید باورها و ارزشهای اسلامی در این کشور پابرجا بماند، باید آمادگی و اتحاد داشته باشید. وحدت شصت میلیون جمعیت وقتی حاصل میشود که یک محور مشخص داشته باشند. عامل پیروزی کشور ما این بود که رهبری چون امام داشت و همه در برابر او خاضع بودند. امروز هم بقاء انقلاب و ارزشها به حفظ ولایت فقیه است. هر جا نغمهای ساز شود که اندکی برخورد با ولایت فقیه داشته باشد، بدانید که از طرف شیطان است.
این معیار خوبی است که خدای متعال در دست ما قرار داده؛ هرجا حرکتی صورت میگیرد و مسألهای طرح میشود، بررسی کنید و ببینید آیا این به نفع ولایت فقیه است یا به ضرر آن؟ اگر احساس کردید ممکن است اندکی در جهت تضعیف ولایت فقیه باشد، بدانید باطل است و از سوی شیطان و یا فریب خوردگان او طرح شده است. خدا را باید شکر کنیم که این معیار را معرفی کرد تا بدانیم چه راهی باید برویم.