تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۱۰:۰۱  ، 
کد خبر : ۵۱۸۵۷
نگاهی به عملکرد آموزشی دانشگاه آزاد

و اکنون بالا بردن کیفیت علمی

احسان نراقی مقدمه: یکی از راه‌های توسعه و گسترش تمدن در جوامع بشری، توجه و تأکید به توسعه علمی و بسط دانشگاه‌هاست. بدون شک هر کشوری برای دستیابی به تکنولوژی و فناوری‌های پیشرفته نیاز به برنامه‌ریزی‌های دقیق دارد. تجربه بسیاری از کشورها نظیر ژاپن، کره‌جنوبی و مالزی نشان می‌دهد که هر تغییر ساختاری به ظرفیت و بسترسازی مناسب بخش خصوصی و عمومی در عرصه‌های گوناگون نیاز دارد تا فرصتی برای شکوفایی خلاقیت‌ها پدید آید. در ایران نیز در سال‌های بعد از انقلاب، علی‌رغم شرایط خاص جنگ تحمیلی و بحران‌های اقتصادی به توجه به رشد جمعیت جوان، نیاز به گسترش دانشگاه‌ها احساس می‌شد. لذا با همکاری برخی مسئولان و مردم و سرمایه اندکی که موجود بود، کنار دانشگاه‌های دولتی، دانشگاه آزاد اسلامی تأسیس شد تا از یک سو بار مالی آموزش عالی روی دوش دولت کمتر باشد و از سوی دیگر از خروج ارز و مغزها از کشور جلوگیری به عمل آید. البته این دانشگاه در مسیر حرکت خود با فراز و نشیب‌های فراوانی روبه رو بوده است و هرکس از منظری آن را مورد نقد و بررسی قرار داده است. عده‌ای از منتقدین دانشگاه آزاد می‌گویند: با گسترش کمّی این دانشگاه، کیفیت رشد دانش تخصصی رو به کاهش گذاشته است. آنها می‌گویند: این دانشگاه اگرچه خلاء‌های نظام آموزشی را پر کرده، اما نتوانسته است به نیازهای تخصصی فنی کشور به نحو مطلوب پاسخ دهد. برابر آنان، گروهی بر این باورند که دانشگاه آزاد با استقرار یک نهاد آموزشی پویا به معضل کمبود متخصص در کشور پایان داده و راه را برای گسترش و اعتلای دانش فراهم کرده، و از همه مهم‌تر خیل جوانان دیپلمه را از سرگردانی نجات داده است. در این مورد «دکتر احسان نراقی»، جامعه‌شناس و محقق ایرانی که از تجارب بین‌المللی وسیع در زمینه مسائل آموزشی برخوردار است به نقد نظام آموزشی و کارکردهای دانشگاه‌ها و به خصوص دانشگاه آزاد پرداخته است.

دانشگاه افزون بر فعالیت آموزشی چندین کارکرد غیرآموزشی دارد. اول آنکه می‌تواند محل و مرکز تعالی افکار و اندیشه‌ها باشد که در نهایت افکار مختلف از آن می‌تراود. به عبارت دیگر نظام باورها و تمایلات انسان در این دوره شکوفا می‌شود و می‌تواند راهگشای تصمیم گیری‌ها و اهداف آینده فرد شود. دومین کارکرد که در جامعه ما نمود عینی دارد، رشد فکری نسل جوان است. به عنوان مثال اگر ما نگاهی گذرا به گذشته بیندازیم، می‌بینیم که جوانان دنباله رو نسل گذشته بودند، درحالی که در نسل جدید شاهد تغییر این رویکرد هستیم، برای نمونه در انتخابات ریاست جمهوری 1376، بسیاری از جوانان و نوجوانان دست پدر و مادر خود را می‌گرفتند و پای صندوق‌های رأی می‌بردند.
یعنی این جوانان بودند که روی پدر و مادرها اثر می‌گذاشتند. این جریان تجربه‌ای بی‌سابقه در جامعه ما بود، که خود نتیجه توسعه و رشد آموزش است. بدون شک جمهوری اسلامی برای رشد در سال‌های بعد از انقلاب با موانع و مشکلاتی روبه رو بوده، اما در دو زمینه موفق بوده است ؛ یکی در زمینه آموزش و دیگری رشد نقش زنان در جامعه. علی‌رغم اینکه برای مسائلی از قبیل کاندیدا شدن زنان به عنوان رئیس‌جمهور و غیره، مشکلاتی وجود دارد، ولی نقش زنان در تحولات اجتماعی مانند جریان انقلاب و یا جنگ تحمیلی آشکارا دارای اهمیت بسیار است. در جامعه کنونی ایران زنان چه با چادر و چه بدون چادر بسیار تأثیرگذار بوده‌اند و توانسته‌اند به طور معنی‌دار رهبری تحولات ایران را برعهده گیرند.
عده‌ای در اروپا به من می‌گفتند: «اکنون زنان در ایران چادر به سر و توسری خور شده‌اند.» و من به آنها می‌گفتم: «نه، الآن یک زن چادری می‌تواند با اقتدار و شجاعت به یک وزارتخانه برود و با جرأت بگوید: «من می‌خواهم وزیر را ببینم»، و هیچ‌کس هم نمی‌تواند جلوی او را بگیرد. اما در زمان شاه آیا کسی می‌توانست بدون کت و دامن و لباس خیلی شیک وارد وزارتخانه‌ای بشود؟»
حال این پرسش مطرح می‌شود: «آیا می‌توان گفت گسترش فکری و ارتقای نقش زنان، نتیجه رشد و گسترش دانشگاه‌هاست؟»
در ابتدا پاسخ منفی است اما باید فضای کلی را تشریح کرد. شرایط به گونه‌ای بوده که موجب بیداری مردم شده است، امروز مردم بیشتر از گذشته به حقوق خود آگاهند. دانشگاه هم در این دایره نقش تکمیلی داشته است. ولی کل جریان، یک جریان بیداری است که طبیعتاً دانشگاه هم به عنوان یک نهاد تأثیرگذار در جو تاریک و بسته عمل نکرده است. وقتی دانشگاه آزاد اسلامی در تمام ایران شعب خود را گسترش داده، مسلماً به تکمیل جریان توسعه عمومی منطقه کمک شایانی کرده و بر روی خلق و خو و فرهنگ بومی مناطق دوردست اثر مثبت و مفیدی به جای گذاشته است.
اما چرا دانشگاه‌های ما در لیست 50 دانشگاه معتبر جهان جایگاهی ندارند؟
چین در سال‌های اخیر در زمینه‌های گوناگون علمی و آموزشی رشد چشمگیری داشته است و ما با این کشور فاصله زیادی داریم. اما این همه حقیقت نیست. ما در زمینه ارتباط با جهان خارج درست عمل نکرده‌ایم و در مراودات با دنیای بیرون بسیار منفعلانه ظاهر شدیم. ما دانشگاه‌ها را گسترش داده ایم، اما ارتباط علمی و پژوهشی ما با جهان خارج به خصوص با دانشگاه‌های سایر کشورها بسیار کم است. همان طور که می‌دانید ترقی و پیشرفت علم دریک کشور منوط به برنامه‌ریزی و داشتن ارتباط گسترده با نهادهای دانشگاهی در سایر کشور‌هاست.
ما باید از انزوای اجتماعی و گوشه‌گیری فرهنگی بیرون بیاییم تا حرف‌هایمان را مردم سایر ملل بشنوند و احساس کنند وگرنه این بی‌انصافی است که دانشگاه‌های ایران در آسیا تا رده پنجاهم هم قرار نگیرند.
ارتباطات بین المللی
امروز جهانی شدن افسانه نیست، یک ضرورت است. وقتی در زمینه توسعه می‌بینیم که منوط به ارتباطات بین‌المللی است، پس باید خودمان را به نوعی در دنیا مطرح کنیم. امروز در بین دانشگاه‌های مختلف در دنیا رقابت گسترده‌ای برای جذب دانشجو از کشورهای مختلف وجود دارد. نتیجه آنکه در این دوران کشوری توانمند است که از ثروت‌ها و ذخایر فکری فراوان برخوردار است.
ایجاد ارتباطات بین‌المللی بین دانشگاه‌ها برعهده کیست؟ این وظیفه وزارت علوم است که این مراکز را به هم نزدیک کند. هرآنچه که در دنیا در قالب مشارکت صورت می‌گیرد، بازده و نتیجه مطلوب‌تری دارد. آیا می‌دانید که المپیک چه خدمتی به بشریت کرده است؟ یا در دوره‌ای که جنگ سرد بر فضای سیاسی جهان حاکم بود، ارتباط ورزشکاران با یکدیگر چه کمک شایانی به نزدیک‌تر شدن مردم سرزمین‌های مختلف به یکدیگر کرد؟
برقراری ارتباط بین دانشگاه‌های دولتی و دانشگاه‌های آزاد می‌تواند به جریان رشد علم در کشور کمک نماید. در این مورد باید تنگ نظری‌ها را کنار گذاشت. در این بین سطح پژوهش و رشد آن نیز عامل مهمی است.
سطح پژوهش
سطح پژوهش تحت تأثیر دو عامل است؛ اول عوامل داخل آموزش عالی که عاملان پژوهش و امکانات پژوهش را شامل می‌شوند. عاملان پژوهش که اساتید(چقدر خود اهل تحقیق باشند و بتوانند این انگیزه را ایجاد کنند ) و دانشجویان و امکانات پژوهش که آزمایشگاه، کتابخانه، وسایل کمک آموزشی، دسترسی به اینترنت و غیره را شامل می‌شود. دوم عوامل خارج از آموزش عالی مانند اقتصاد و جامعه، فضای فرهنگی و معرفتی که چقدر به علم بها بدهند و دیگر فضای سیاسی که چقدر خواهان ارتباط با جوامع دیگر باشد.
در مورد فضای داخلی آموزش عالی یکی از ضعف‌های اساسی نظام آموزشی ما، جزوه‌نویسی دانشجو و جزوه‌گویی استاد است و این امر اثر مهلکی برای جایگاه تحقیقات در کشور داشته است. متأسفانه در دو دهه اخیر ما بیشتر به فکر پاسخگویی به تقاضای بیش از حد جوانان برای ورود به دانشگاه‌ها بوده‌ایم و کمتر به استانداردهای آموزشی توجه کرده‌ایم. در اروپا عموماً اساتید برای هر درس ارائه شده، ده‌ها کتاب و مقاله معرفی می‌کنند که دانشجویان ملزمند آنها را بخوانند و در سر کلاس در مورد آنها بحث و تفحص کنند.
این روش جزوه‌نویسی به جای مراجعه به کتاب رویه ناپسندی است که متأسفانه در همه دانشگاه‌های کشور اعم از دولتی و آزاد رواج دارد. اگر در 40 یا 50 سال پیش این وضع به وجود آمد به علت قلت کتب تخصصی، قابل فهم بود درصورتی که در این دوران می‌بینیم که در همه رشته‌ها کتب مناسب انتشار یافته است، همچنان که امسال در نمایشگاه کتاب ملاحظه کردیم.
پژوهش و تحقیق نیاز به برنامه‌ریزی دقیق دارد.
زمانی که ما مؤسسه تحقیقات اجتماعی را تأسیس کردیم، با کمک سازمان ملل و یونسکو کارشناسانی که سابقه تحقیق در خارج از کشور داشتند را به ایران آورده و به همراه دانشجویان به روستا فرستادیم. این کارشناسان ماه‌ها در میان روستاییان و عشایر زندگی کردند تا جامعه روستایی و عشایری ما را بشناسند. وقتی برگشتند، مقالات و تحقیقاتی را که ارائه دادند بسیار ارزشمند، ژرف و جالب بود. ولی همان زمان حتی یک نفر از اساتید داخل کشور (به غیر از دانشجویان که با اشتیاق قبول می‌کردند) حاضر نشد برای تحقیق به خارج از شهر برود. متأسفانه بیشتر اساتید دانشگاه‌های ما ذاتاً پشت میزنشین هستند.
راز توسعه و گسترش پژوهش در دانشگاه‌ها رها کردن میزها و رفتن به سوی آزمایشگاه‌ها و مکان‌های مختلف زندگی مردم است. الان بسیاری از اساتید ما سال‌هاست که حتی یک مقاله هم ننوشته‌اند. درحالی که این پژوهش است که علم را با اجتماع و صنعت پیوند می‌زند و مسائل و معضلات ما را حل می‌کند. امروز کمتر مجله یا نشریه علمی هست که نام محققین ایرانی در آنها به چشم بخورد.
برخی محدودیت زبانی را عامل انزوای علمی ما دانسته‌اند اما این یک عامل فرعی است و اصل تلقی نمی‌شود. باید انگیزه پژوهش را در استادان و دانشجویان بیدار کرد. یک اروپایی اگر بخواهد مثلاً در مورد جامعه ایران تحقیق کند، بلافاصله به یادگیری زبان فارسی مشغول می‌شود. در حالی که در ما ایرانی‌ها روحیه علم‌محوری دیده نمی‌شود.
من چندی پیش برخی از پایان‌نامه‌های دوره‌های فوق‌لیسانس و دکترا در دانشگاه آزاد را بررسی می‌کردم که در بین آنها رساله‌هایی را دیدم که اگر ترجمه شود قطعاً مورد توجه بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران خارجی قرار خواهد گرفت، منتها چون این کار صورت نگرفته، بسیاری از دانش‌نامه‌ها در قفسه کتابخانه خاک خورده و نهایتاً فراموش خواهند شد.
دانشگاه‌های مجازی
دانشگاه‌های مجازی از پدیده‌های جدید آموزشی است که هنوز در ایران گسترش چندانی نداشته است.
هنوز نیازی هم بدان احساس نشده است. فلسفه تأسیس دانشگاه‌های مجازی در دنیا این است که با توجه به تقاضای روزافزون برای دستیابی به آموزش عالی، جوانان بتوانند در رشته‌های موردنظر خود تحصیل کنند، منتها باید گسترش این پتانسیل و ظرفیت را در خود ایجاد کرد. به نظر من وقتی در عصر جدید به علت تردد و رفت‌و آمد آدم‌ها امکان حضور فیزیکی در سر کلاس درس مشکل شده است دانشگاه مجازی می‌تواند محدودیت‌ها را کاهش داده و پاسخی به نیازهای روزافزون جوانان باشد.
برخی صاحبنظران در مورد دانشگاه آزاد اسلامی معتقدند که این دانشگاه به دلیل گسترشی که پیدا کرده و به مناطق دورافتاده راه یافته، به گسترش علم دامن زده است، ولی کار پژوهش را به گونه‌ای به سطح پایینی تقلیل داده است.
در این رابطه باید این موضوع مطرح شود که یک نقد عالمانه و بی‌طرفانه اول باید با شناخت آغاز شود و بعد نقد مثبت و سپس نقد منفی. دانشگاه آزاد براساس یک نیاز و آن جوابگویی به قشر وسیع جوانانی که خواهان ورود به آموزش عالی بودند و دانشگاه‌های دولتی قدرت پذیرش آنها را نداشتند در مقطع خاص ایجاد شد. این امر به تعویق انداختن تقاضای کار از طرف جوانان را حداقل برای 4 سال ممکن می‌ساخت تا اینکه دیگر نهادهای جامعه بتوانند خود را با این وضعیت جمعیتی هماهنگ کنند.
پیامدهای ناخواسته در جامعه‌ای مثل ایران امری ناشناخته نیست. ایجاد دانشگاه آزاد در جهت اهدافی شروع به کار کرد ولی پیامدهای مطلوب و نامطلوب هم داشت. پیامد مطلوب این حرکت در آموزش همانا گسترش علم بود اما وقتی قرار باشد عده‌ای کثیر از آموزش عالی بهره بگیرند نیاز به امکانات آموزشی و اساتید بیشتری است. امکانات آموزشی مثل ساختمان و تجهیزات را می‌شد سریعاً فراهم کرد اما تربیت استاد کاری نبود که در کوتاه‌مدت میسر باشد.
در این راستا بهره‌گیری از اساتید بازنشسته دانشگاه‌های سراسری و یا فعالیت‌های بیش از اندازه اساتید دانشگاه‌های دولتی در پی تدریس در دانشگاه‌های آزاد (که چاره جز این نبود) و استفاده از نیروهایی با مدرک کارشناسی ارشد، بالطبع این مرکز آموزش را به یک مرکز آموزشی پویا مبدل نمی‌کرد و به همین نحو پژوهش. البته دانشگاه آزاد در جهت رفع این مشکل گام‌هایی برداشته است؛ از جمله ایجاد دوره‌های دکترا و اعطای بورسیه و همچنین قرار دادن سهمیه‌ای برای اعضای هیأت علمی برای وارد شدن به دوره دکترا جهت ارتقای سطح علمی و پویا کردن این مرکز آموزش عالی اما این ایرادی که شما مطرح کردید، تنها مربوط به دانشگاه آزاد نمی‌شود.
کلاً در ایران پژوهش از جایگاه مطلوبی برخوردار نیست سهم اعتبارات تحقیقاتی نسبت به کشورهای پیشرفته در حد پایینی قرار دارد. ما حدود چهل و اندی سال پیش مؤسسه تحقیقات اجتماعی را تأسیس کردیم که به گسترش تحقیقات و پژوهش در علم جامعه‌شناسی کمک کرد. امروز بعد از گذشت چند دهه، با آنکه استادان بسیاری از دانشگاه‌ها کلاً فرهیخته‌اند هنوز سطح پژوهش و تحقیقات پایه‌ای در این علم چندان تغییری نکرده است. پس این موضوع به استراتژی توسعه علمی در سطح کلان برمی‌گردد که پژوهش از اولویت برخوردار نیست در حالی که باید باشد.
دستاوردهای دانشگاه آزاد بسیار فراوان و درخشان است. دانشگاه آزاد امروز بالغ بر یک میلیون و هشتصد هزار فارغ‌التحصیل و یک میلیون و دویست هزار دانشجو در سراسر کشور دارد. همچنین دانشگاه آزاد باشگاهی را تحت عنوان باشگاه پژوهشگران جوان تأسیس کرده است که هم‌اکنون پنج هزار نفر از بهترین استعدادهای کشور را در خود جای داده است. تصور کنید اگر دانشگاه آزاد تأسیس نمی‌شد این خیل عظیم جمعیت جوان چه وضعیتی پیدا می‌کردند؟ و چه مبالغ عظیمی ارز از کشور خارج می‌شد. دانشگاه آزاد با همگانی کردن آموزش عالی گام بلندی در جهت توسعه فرهنگی کشور برداشته است و از نظر مدرنیته باید گفت فضا و محیط ذهنی افراد را در مناطق دورافتاده تغییر داده است.
دانشگاه آزاد تاحدی بحث توزیع اقتصادی را ممکن ساخت چنانچه در هر جایی که واحدی ایجاد شده خیلی زود آن منطقه تحت تأثیر فضای آموزشی تغییر شکل داده، راه‌های دسترسی به آن واحد ساخته شده و گسترش شهرنشینی فراهم گشته است.
یکی از سیاست‌های دانشگاه آزاد گسترش واحدها در مناطق محروم و دورافتاده است. این یکی از افتخارات دانشگاه آزاد است که راهی نتیجه‌بخش جهت کنترل مهاجرت را پیدا کند. امروز دانشگاه آزاد نه تنها روند مهاجرت را کند کرده، بلکه به رشد و گسترش شهرها نیز کمک کرده است. بسیاری از روستاها و شهرهای کوچک ایران، پس از تأسیس واحد دانشگاهی دچار تحول ساختاری شده‌اند اما در این بین این پرسش هم مطرح می‌شود که بازار کار این فارغ‌التحصیلان کجاست؟
با افزایش مدرک‌های تحصیلی و کم بودن امکان کاریابی بحث شایسته سالاری بیشتر مطرح می‌شود. تنها فردی که مدرک دارد به کار دست نمی‌یابد بلکه آنکه قابلیت بیشتر دارد این امکان برایش فراهم می‌شود. در ثانی این موضوعی است که فقط به ایران مربوط نمی‌شود. من در کشورهای اروپایی رانندگان تاکسی را می‌بینم که تحصیلات دانشگاهی دارند. امروز در دنیا بسیاری از فارغ التحصیلان معترضند که نمی‌توانند شغل مناسب و متناسب به رشته تحصیلی شان بیابند اما این را می‌دانم که بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد در مشاغل گوناگون اعم از دولتی و غیردولتی مشغول به کار هستند.
امروز بسیاری از پزشکان ما در دورافتاده‌ترین نقاط، پزشکانی هستند که از دانشگاه آزاد فارغ التحصیل شده‌اند و یا در رشته کامپیوتر و عمران بخش اعظمی از متخصصان مورد نیاز در شرکت‌های خصوصی و دولتی از کارشناسان دانش آموخته این دانشگاه هستند. درهر صورت من کثرت لیسانسیه‌های بیکار را به دیپلمه‌های بیکار ترجیح می‌دهم چون لیسانسیه‌های بیکار بلوغ فکری و رشد علمی بیشتری دارند و طبیعتاً امکان دستیابی به شغلی برای آنها بیشتر از دیپلمه بیکار است و این را نمی‌توان انکار کرد که هنوز بین جذب فارغ التحصیلان و ایجاد مشاغل فاصله زیادی وجود دارد.
اما به لحاظ جامعه شناختی وجود این امکان در مناطق مختلف کشور تفکر «علم‌آموزی در اختیار مرکزنشین‌ها» را از بین برده است و دقیقاً هر فرد کشاورز، کارگر و کارمند قسمتی از درآمد خود را به علم‌آموزی تخصیص می‌دهد چون هر فردی این امکان را در نزدیکترین فاصله از محل زندگی‌اش می‌تواند برای فرزندش فراهم کند. علم آموزی از قابلیت فردی به یک قابلیت که اجتماع می‌تواند ایجاد کند تبدیل شده است.
من می‌توانم قاطعانه بگویم که دانشگاه آزاد صرفاً مختص به یک طبقه یا قشر خاصی نیست. من بارها با رانندگان تاکسی‌ای صحبت کردم که می‌گفتند فرزندانشان در دانشگاه آزاد تحصیل می‌کنند و آنها مجبورند شب و روز کار کنند تا شهریه فرزندانشان را تأمین کنند. این نشان می‌دهد که طبقات پایین و متوسط هم به این دانشگاه راه یافته‌اند. منتها اینکه شرایطی فراهم شود تا هر ایرانی در این دانشگاه درس بخواند نیاز به بودجه فراوانی دارد که از توانایی یک دانشگاه خصوصی خارج است. ولی من مزیت اصلی که برای دانشگاه قائلم، مربوط به خدمات اجتماعی این نهاد آموزشی است.
به یاد دارم 30 سال پیش دغدغه ذهنی بسیاری از جوانان ورود به دانشگاه و قبول شدن در کنکور بود اما دانشگاه آزاد تدریجاً این دغدغه را تقلیل داده، به طوری که امروز ورود به دانشگاه دیگر آرزوی دست نیافتنی برای جوانان نیست.
پیشنهاد
من معتقدم ما باید اولاً تلاش کنیم استانداردهای آموزش را در تمام سرزمین ایران ارتقا دهیم و اگر بخش خصوصی در جایی درست عمل کرده آن را در نظر بگیریم و به نیرومند ساختن آن یاری دهیم. توصیه‌هایی را به منظور بهبود کیفی به دانشگاه‌ها پیشنهاد می‌کنم.
1- در مرحله اول کوشش برای بالابردن سطح علمی دانشگاه‌های دولتی و آزاد در ایران و در مرحله دوم کوشش به همین منظور به سطح علمی دانشگاه‌های پیشرفته جهان.
2- دادن ارتقا پایه سالانه هیأت آموزشی به طور منظم.
3- برقرار ساختن فرصت‌های مطالعاتی برای هر 5 سال تدریس یک بار برای استادان، دانشیاران و استادیاران.
4- ایجاد مؤسسه‌ای در دانشگاه‌ها برای چاپ و انتشار پژوهش‌های انجام یافته و چاپ کتاب‌های تألیف یا ترجمه شده به وسیله اعضای هیأت علمی دانشگاه‌ها.
5- برقراری سیستم خرید کتاب‌های درخواستی استادان برای کتابخانه در واحدهای گوناگون دانشگاه و آگاه ساختن استادانی که کتاب مورد درخواست آنان خریداری شده است.
6- اختصاص بخشی از سالن کتابخانه به اعضای هیأت علمی هر واحد دانشگاهی جهت مطالعه و تحقیق.
7- بازدید علمی دانشجویان هر کلاس در هر واحد دانشگاهی به طور منظم حداقل یک بار در هر نیم سال تحصیلی برای کلیه رشته‌ها اعم از علوم فنی و پزشکی و انسانی.
8- انتشار مجله علمی. تخصصی به وسیله هریک از دانشکده‌های دانشگاه.
9- ایجاد انگیزه در استادان و هیأت علمی دانشگاه‌ها برای انجام پژوهش و تولید علم، از راه تشویق و دادن پاداش به آنهایی که مقاله شان در مجلات معتبر جهانی چاپ شده است.
10- دعوت از استادان دانشگاه‌های خارج از کشور جهت ارائه سخنرانی.
11- برای اعتلای دانش شایسته است کمیته‌ای غیررسمی به منظور همکاری و هماهنگی میان دو دسته دانشگاه‌های دولتی و آزاد پدید آید و موضوع همکاری و هماهنگی زیر نظر وزارت علوم و فناوری مورد بررسی قرار گیرد.
12- اعطای جایزه به دانشجویان کارشناسی ارشد، دانشجویی که بهترین پایان نامه را عرضه کرده باشد.
13- ایجاد دوره‌های عمومی کار و کارگاه‌های آموزشی با ارائه مدرک برای اعضای هیأت علمی.
14- ایجاد ارتباط با دانشگاه‌های بزرگ جهان که اعتبار علمی آنها از سوی وزارت علوم و فناوری تأیید شده به منظور ادامه تحصیل دانشجویان در مقطع بالاتر و بازآموزی استادان و برگزاری دوره‌های مشترک.
15- برگزاری کارگاه‌های آموزشی با گردهمایی استادان در گروه‌ها یا دانشگاه‌های دیگر.
16- بررسی کتاب‌هایی که برای هر نیم سال تحصیلی توسط استادان جهت تدریس برگزیده می‌شوند.
17- نقد و بررسی کتاب‌هایی که اعضای هر گروه تألیف و چاپ کرده‌اند.
18- اولویت انتخاب منابع درسی عمده در دانشگاه‌ها براساس کتاب‌های مرجع موجود در ایران باشد.
19- تحقیق و بررسی کیفیت به خصوص در علوم انسانی و پیرامون مسائل مربوط به جامعه ایران صورت گیرد.
نتیجه
بیش از دو دهه از عمر دانشگاه آزاد می‌گذرد و در این مدت از نظر امکانات مادی و ایجاد فضای آموزشی مناسب و تشکیل هیأت علمی و تأمین مالی زندگی آنها موفقیت‌های ارزنده‌ای به دست آمده است. این پیشرفت کمی غیرقابل انکار باید از این به بعد توأم با پیشرفت‌های کیفی باشد. معیارها و ضوابط دانشگاهی چه از نظر استخدامی و چه از نظر آموزشی باید در عمل مورد بازبینی قرار گیرد تا در همه واحدها همسنگ و هم پایه گردند. چون در حال حاضر پیشرفت‌ها نابرابرند. مثلاً در بعضی رشته‌ها بهبود کیفی در دوره دکتری از دوره لیسانس و کارشناسی ارشد بالاتر است و این بهبود البته نتیجه علاقه و تلاش شخص دانشجو است این اختلاف سطح و این ضعف کیفیت در همه رشته‌های علوم انسانی محسوس است.
مطلب مهم دیگر اینکه کنکور سراسری امسال نسبت به سال گذشته رقم 45713 نفر کمتر را نشان می‌دهد. این کاهش میزان داوطلبان نتیجه دو عامل است. یکی قلت تأثیر عینی و محسوس دانشگاه در نواحی مختلف کشور به علت ضعف تحقیقات اقتصادی و اجتماعی است علت دیگر بالا بودن هزینه دانشگاهی است. چنین به نظر می‌رسد که روند کاهش در آینده ادامه خواهد یافت. از نظر میزان معلومات فارغ التحصیلان در همه رشته‌ها کاملاً به پای دانشگاه‌های دولتی نرسیده است و اگر هم رسیده باشد دانشگاه آزاد باید خود را در معرض یک بازبینی اساسی قرار دهد تا بتواند لااقل در منطقه مقام و منزلت یک دانشگاه طراز اول را به دست آورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات