از برجستهترین مصادیق تروریسم سیاسی که در جهان معاصر کاملاً آشکار است میتوان به گزارش سالانه دولت آمریکا درباره "نمونههای تروریسم" بینالمللی اشاره کرد؛ زیرا در این گزارش که از سوی وزارت امور خارجه آمریکا منتشر گردیده، تلاش شده است برخی وقایع به صورت گزارشوار برجسته جلوه داده شود تا در نهایت در خدمت منافع و اهداف سیاسی دولت واشنگتن قرار گرفته، به شمشیری آخته برضد کشورهایی تبدیل شود که راه مخالفت با خواستههای این دولت را درپیش گرفتهاند، به ویژه کشورهایی که از حقوق مشروع ملت فلسطین حمایت میکنند.
آمریکا همزمان تلاش میکند تا این حقوق را که در قطعنامهها و لوایح سازمان ملل متحد مورد تأیید و تأکید قرار گرفته است و یا اصول ثابت تاریخی محسوب میشوند، حذف کند.
هرچند گزارشهای پیشین دولت آمریکا بر سوریه و ایران تمرکز داشت تا این دو کشور از موضع خود در قبال تحولات فلسطین دست بکشند، اما گزارشی که چند روز پیش منتشر شد، اهداف دیگری را نیز دنبال میکرد که از جمله مهمترین آنها تلاش برای وادارکردن این دو کشور جهت پیوستن به بازی آمریکا در عراق و فراهم کردن بستر مناسب جهت حضور اشغالگران در این کشور بوده است تا بتوانند سالهای آینده هم به حضور خود در عراق ادامه دهند و این اشغالگری را به رسمیت بشناسند و اقداماتی را که در این کشور انجام میدهند و قوانینی که در آن وضع میکنند، بپذیرند.
آمریکا همزمان با دخالت در امور داخلی ایران و جنگ تبلیغاتی و سیاسی علیه این کشور رفتار مشابهی را علیه سوریه در پی گرفته است و آماده میشود مجازاتهایی علیه این کشور از طریق عملی ساختن قانون "مجازات سوریه" که در اصل، توصیه یهودیان و مجازات رژیم صهیونیستی علیه سوریه تلقی میگردد، اعمال کند.
بیتردید گزارش اخیر دولت آمریکا درباره تروریسم و کشورهای حامی آن هیچ اعتباری ندارد، کما اینکه کاخ سفید اعتبار خود را در نزد عموم ملتها به ویژه ملتهای منطقه خاورمیانه از دست داده است، زیرا همه میدانند که واشنگتن به صراحت از وحشیگریهای " اسرائیل " حمایت میکند و خود نیز به تروریسم سازماندهی شده و دولتی در تمام سطوح در عراق دست میزند.
این امر، فقط نظر کشورهای عربی نیست، بلکه بسیاری از کشورهای اروپایی و غربی که جنایتهای اشغالگران آمریکایی علیه شهروندان بیگناه و بیدفاع عراقی و تجاوز این اشغالگران به شخصیتهای دینی، زنان، کودکان و سالخوردگان را مشاهده میکنند و اخیراً نیز تلاش مذبوحانه اشغالگران برای بیاهمیت جلوه دادن جنایتهای نظامیانشان بر ضد اسیران و زندانیان عراقی که با نظارت کامل ژنرالهای نظامی و با کمک سازمان اطلاعات نظامی آمریکا انجام گرفته است، درباره افشای این جنایتها به چشم خود دیدهاند، چنین دیدگاهی دارند.
موضوع فقط این نیست که گروهی اندک از نظامیان آمریکایی و انگلیسی به چنین فجایعی دست زدهاند، بلکه این اقدام یک سیاست هدفدار از سوی سازمانهای جاسوسی آمریکاست و این سازمانها هستند که وسایل مربوط به شکنجه زندانیان را برای نظامیان اشغالگر در عراق تعیین میکنند. این امر بیانگر آن است که سازمانهای یاد شده از نظر فکری و برنامهریزی هیچ تفاوتی با اندیشه نازیستی ندارند که صهیونیستهای اشغالگر در فلسطین و بر ضد اسیران و زندانیان فلسطینی به کار میگیرند.
روشهای اداره امور منطقه به وسیله آمریکا که بر پایه نادیده گرفتن و بیاعتبار دانستن همه قطعنامههای سازمان ملل درباره موضوع فلسطین یا بیمحتوا کردن این قطعنامهها از طریق حذف و اضافه بندهای متعدد از آنها به نفع "اسرائیل" از جمله قطعنامههای 194 و 242 و 338 و غیره، همچنین سرپوش نهادن بر جنایات این رژیم برای درهم شکستن و نابود کردن ملت فلسطین و توجیه همه اقدامات تروریستی اسرائیل علیه فلسطینیان بیگناه و اقدامات گوناگون دیگر، همه و همه در آشکار ساختن چهره حقیقی دولت آمریکا به عنوان یک دولت حامی تروریسم آن هم از نوع درجه یک و به عنوان دولتی که در طولانیتر شدن اشغالگری اسرائیل که بارزترین نماد تروریسم در جهان معاصر قلمداد میشود، موجب میگردد که مبارزه با تروریسم از سوی این کشور بزرگترین نفاق سیاسی قلمداد شود، زیرا این دولت اولین و آخرین مسئول تروریسم دولتی و ایجادکننده گروهکهای تروریستی در منطقه و جهان است.
بدون شک دولت آمریکا اصلیترین تغذیهکننده انواع گوناگون تروریسم است. همین دولت به سبب سیاستهای غلط خود و فضای پرتنش ایجاد کرده در منطقه و کل جهان، در رشد طبیعی تروریسم نقشی محوری داشته است. این دولت به برخی گروهها کمک و آنان را تشویق کرد که به روشهای خونین و تندروانه دست بزنند. همین دولت از گروههای تروریست به عنوان وسیلهای برای فشار بر برخی از نظامهای حاکم بر کشورهای جهان، استفاده ابزاری کرده است. این گروههای تروریست که در دامن سیاستهای آمریکا رشد و نمو کردند بالاخره بر خود آمریکا نیز شوریدند و از همان روشهای آمریکا برای کشتار مردم بیگناه جهت رسیدن به اهداف خود در ایجاد تغییرات یا تلاش برای به اصطلاح طرد آمریکا از منطقه، بهره میگیرند.
هر چند که در گزارش سالانه آمریکا درباره تروریسم، نام کشور عراق به عنوان یک دولت تروریست یا حامی تروریسم حذف شده است، اما عرصه همین کشور به جولانگاه تروریسم بینالمللی تبدیل شده و آمریکا هرکس را که با سیاستهای این کشور مخالفت کند، قتل عام میکند و با هواپیما به مردم بیگناه یورش میبرد و دیگران نیز مردم را با خونسردی به قتل میرسانند.
این امر، چنین القا میکند که نمونه دمکراسی که بوش وعده ایجاد آن در عراق را داده بود، همین چیزی است که ملت عراق در خون خود غوطهور است و جان و مالشان مباح اعلام شده و خانهها و اماکن مذهبی براساس سیاستهای همین دولت آمریکا که حتی ملت این کشور نیز بدان قانع نشدهاند، ویران میگردند. پس چگونه است که کاخ سفید میکوشد سایر ملل جهان را به پذیرش آن قانع گرداند.
چهره آمریکا در نزد افکار عمومی جهان به یک دولت حامی و بانی تروریسم تبدیل شده است و همه بر این باورند که این دولت خون مردم بیگناه را بر زمین میریزد و با شکنجه زندانیان بدیهیترین قوانین بینالمللی را نقض میکند و میکوشد قواعد رفتاری بینالمللی را حذف کند و نیز تلاش میکند با هر روش ممکن از جمله استفاده از تروریسم تبلیغاتی و سیاسی، رسانههای دیگر را از میدان رقابت خارج سازد همانگونه که با کانالهای تلویزیونی الجزیره و العربیه انجام داد.
به همین سبب است که تمام تلاشهای این ابرقدرت برای بهبود چهره کریه خود نزد افکار عمومی جهان عرب و اسلام از طریق کانالهای متعدد ماهوارهای و رسانههای گوناگون تبلیغاتی، تلاشی نافرجام و محکوم به شکست است، زیرا همه این تبلیغاتها نمیتواند تصویر زشتی را که از دولت آمریکا در ذهن عموم جهانیان نقش بسته است، پاک کند یا نماد تروریسم را از یاد ملتهای عرب و اسلامی و همه ملتهای مخالف با تروریسم، حذف نماید.