فرهنگسازی و فرهنگسازان
در طول تاریخ بشریت، انسانهای بزرگی بودهاند که با ارایه افکار و اندیشههای سازنده، جریانهای عظیم و عمیقی را ایجاد نموده و آثار فراوانی بر زندگی فردی و جمعی افراد گذاشتهاند.
این گونه انسانها که ما از آنها به "فرهنگ سازان" تعبیر میکنیم کسانی بودند که هوش سرشار، استعداد بسیار، قدرت نفوذ برتر و شخصیت بالایی داشتند . اینان نخست با تغییر نگرشها و جابهجایی ذهنیتها ، رفتارها را تغییر داده و با هدایت در مسیر مناسب، علاوه بر پدید آوردن آثار ارزشمند، فرهنگ بزرگی را هم به وجود آوردند .
منشاء فرهنگهای بالنده، در مرحله نخست، یک سلول بوده و در اثر قابلیت و استعدادی که در آن وجود داشته رفته رفته به شکل درختی تناور، پر برگ و بار و سایهافکن شده است.
فرهنگها همیشه در بسترهای مناسب رشد کردهاند و فرهنگسازان ، تا این بستر را نشناسند و ظرفیتها را ارزیابی نکنند و استعداد و مایههای حیات را در محتوای فکر فرهنگی در نظر نگیرند، نباید امیدی به ایجاد جریانهای فرهنگی داشته باشند.
از کسانی که در طول تاریخ حیات بشر، نقش عمدهای در فرهنگسازی داشتهاند پیامبران بزرگ الهی بودهاند. انسانهای شریف و بصیری که در مقاطع مختلف تاریخ، از جانب خداوند ماموریت یافته وبه وسیله وحی مدد میشوند تا پایهگذار فرهنگی سازنده باشند و از این مسیر انسان را به سرمنزل رشد و کمال راهنمایی کنند.
پیامبران در گذشته ، اساسیترین نقشها را در اصلاح و بهبود و پیشرفت جوامع داشتهاند. تمدن بشر، دو جنبه دارد : مادی و معنوی، جنبه مادی تمدن، همان جنبه فنی و صنعتی آن است که دوره به دوره تکامل یافته تا به امروز رسیده است.
جنبه معنوی تمدن مربوط به روابط انسانی آدمیان است که یک سره مرهون تعلیمات پیامبران است. در پرتو جنبه معنوی تمدن است که جنبههای مادی آن نیز مجال رشد مییابد؛ بنابراین نقش پیامبران در تکامل جنبه معنوی تمدن، نقشی مستقیم و در تکامل جنبه مادی به صورت غیرمستقیم است. منتها برخی نقش مثبت این تعلیمات را منحصر به گذشته میدانند و دوره اینگونه تعلیمات را برای امروز مقتضی میشمارند و مدعیاند که با پیشرفت علوم، تعلیمات دینی نقش خود را از دست داده و در آینده بیشتر از دست خواهد داد، ولی بعضی دیگر مدعی هستند که نقش ایمان و ایدئولوژی مذهبی، نقشی است که هرگز پیشرفتهای علمی، جایگزین آن نخواهند شد؛ همچنان که مکاتب فلسفی نیز نتوانستهاند جای آن را بگیرند.
در میان نقشهای مختلفی که پیامبران در گذشته داشتهاند، احیانا مواردی پیدا میشود که تکامل شعور اجتماعی بشر موجب بینیازی از پشتوانه تعلیمات دینی است ولی اساسیترین نقشها همان است که در گذشته بوده و در آینده به قوت خود باقی خواهد بود.(1)
بنابراین فرهنگسازی، اساس کار مذاهب و ادیان آسمانی است و پیامبران، با ابلاغ پیام الهی و تفسیر و ترویج احکام دینی، فرهنگسازانی هستند که انسان را با این ابزار به تعالی و تکامل میرسانند.