تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۳  ، 
کد خبر : ۵۱۸۸۰

کلان استراتژی نواندیشی و آینده‌نگری


امیر محبیان
سیاست در قالب تشکیلات و در بستر زمان حرکت می‌کند، از این رو، فقدان تشکیلات ساماندهی رفتار سیاسی را گرفتار معضلات جدی خواهد کرد و عدم توجه به اقتضائات برآمده از «نوشدگی زمانی» سیاست را به حرکتی «کهنه» و تشکیلات را دچار «مرگ زودرس» خواهد نمود.
جنبش «نواندیش» و «آینده‌نگری» در سیاست ایران، حرکتی بدون ریشه تلقی نشده و بسیاری از جریانات سیاسی به نحوی کوشیده‌اند بر جریان خویش «صفت نواندیشانه» نیز الصاق نمایند، اما جنبش «نواندیشانه» و «آینده‌نگرانه‌» باید دارای چه خصلت‌هایی باشد.
1- ریشه در سنت‌، برنامه‌ریزی با نگاه «آینده‌نگرانه»:
تمامی گروه‌هایی که «نواندیش» را به عنوان «نفی سنت‌ها» در نظر گرفته‌اند، عملا پس از مدتی دچار فقدان اصالت شده و در قبال جریان‌های فکری مدرن گرفتار گونه‌ای از «خود باختگی» گشته‌اند.
جریانات اصیل نواندیش ضرورتا باید با حفظ ریشه‌های اندیشه خود در سنت غنی اسلامی و ایرانی در همین حد متوقف نماند و خود را گرفتار «سنت‌پرستی» ننمایند، زیرا قطع ارتباط با آینده عملا «ارتجاع» را بر رفتارها و اندیشه‌های احزاب حاکم خواهد نمود.
پس جریان «نواندیشی»:
هر چند ریشه در گذشته و سنت‌های غیر دینی و ملی دارد ولی برنامه‌ها را با نگاه آینده‌نگرانه تدوین نموده و خود را برای تغییرات آینده آماده می‌گرداند.
2- سیاست در خدمت جامعه و نه جامعه در خدمت سیاست:
پاره‌ای از گروه‌های سیاسی در منطق سیاسی خود عملا «جامعه را در خدمت سیاست» می‌طلبد و نه سیاست را فن هنر مدیریت جامعه برای پیشرفت و تعالی جامعه، به عبارت بهتر، هدف، «جامعه» و تعالی و بهبود وضع آن است و نه به قرار دادن توده‌های مردم در خدمت سیاست و سیاستمداران.
به همین دلیل، جنبش نواندیش، در کشور ما باید بکوشد خدمت به مردم را هدف سیاست قرار داده و نه آن که توده‌ها را برای خدمتگزاری به ایده‌های سیاستمداران بسیج نماید.
3- «نواندیش» و معادله «دنیا و آخرت»:
بعضی از جریانات سیاسی بر این اعتقادند که سیاست، حرکتی دنیوی است لذا آخرت و ارشاد توده‌ها به سوی آرمان‌های الهی و دینی را برنمی‌تاباند. اینان که خود را سکولار می‌دانند، خویشتن را مسئول دنیای مردم و نهایتا آباد گردانیدن آن می‌دانند .
از سوی دیگر، سیاست‌ورزان دیگری نیز هستند که منظر آنان «آخرت‌جویی» و «مسیر دین» از دنیای مردمان نگذشته و بلکه بر این اعتقادند که لازمه نیل به سعادت اخروی کشاندن توده‌ها از مسیر آبادانی دنیا به نفی زندگی دنیوی است و بس . به عبارتی اینان هر گونه آبادانی دنیای مردم را موجب خرابی آخرت آنان تلقی می‌کنند، اینان اگر در سیاست حضور یابند، فشاری سنگین بر گروه مردمان فرود می‌آوردند تا «میل دنیا» را به هر نحو از قلوب آنان خارج گردانند. اما چون انسان در دنیا زیست می‌کند، لاجرم این سیاست‌ها به شکست انجامیده و اینان نیز به نوعی جدایی «دین و دنیا» یا «سیاست و دین» از منظر خود کشیده می‌شوند.
اما، نواندیش بر پایه آموزه‌های دینی بر آنست که دنیا، کشتزار آخرت است و سیاستمدار مکلف است دنیای مردمان را آباد گرداند و در همان حال به آن نیز اکتفا نکرده و جهت حرکت دنیوی مردم را به گونه‌ای تعیین نماید که حاصل آن توقف در دنیا و آرمان های محدود آن نباشد، بلکه آرمان‌های عالی انسانی که ریشه در دین دارد، جامعه را پالایش بخشیده و زندگی پاک معنوی سعادتمندانه‌ای را در کنار پیشرفت‌های دنیوی برای او تدارک نماید.
پس اگر «نواندیش» را حرکتی که ریشه در سنت و نگاه به آینده دارد توصیف نماییم که می‌کوشد سیاست را در خدمت مردمان و نه مردمان را درخدمت سیاست قرار دهد، ره به خطا نرفته‌ایم.
ضمن آن که سیاست نواندیشانه، آبادی دنیا و آخرت مردمان را به صورت توامان می‌جوید و بر اساس آموزه‌های ژرف اسلام بر آن باور است که هیچ کدام را نباید قربانی دیگر نمود.  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات