بخشهای کلیدی گزارش به انتخاب نیویورک تایمز
«روندهای تروریسم جهانی: الزامات ایالات متحده»
مرکز برآورد اطلاعات ملی
آوریل 2006
تلاشهای ضدتروریستی به رهبری ایالات متحده، به طور جدی به رهبری القاعده و ضربه وارد کرده و اقدامات آنها را در هم شکسته است. اگر چه معتقدیم القاعده به عنوان یک سازمان تروریستی همچنان مهمترین تهدید برای ایالات متحده محسوب میشود: چه در خاک آمریکا و چه برای منافع ما در سراسر جهان. به ارزیابی ما، جنبش جهانی جهادگران – که شامل القاعده، افراد وابسته به آن و گروههای مستقل تروریستی، شبکهها و هستهها میشود – در حال گسترش است و خود را با تلاشهای ضدتروریسم سازگار میکند.
● با وجود اینکه نمیتوانیم میزان دقیق این گسترش را ارزیابی کنیم، با توجه به تمامی منابعمان در سراسر جهان میتوانیم با اطمینان بگوییم فعالانی که خود را به عنوان «جهادگر» توصیف میکنند، - اگر چه درصد کوچکی از مسلمانان را تشکیل میدهند – چه از لحاظ تعداد و چه دید پراکندگی جغرافیایی در حال افزایش هستند.
● اگر این روند ادامه یابد، تهدیدات علیه منافع آمریکا در داخل و خارج شکلهای گوناگونی به خود میگیرند و حملات فزایندهای در سراسر دنیا علیه ما صورت خواهد گرفت.
● گسترش کثرتگرایی (پلورالیزم) و سیستمهای سیاسی پاسخگو در کشورهای مسلمان، میتواند در آرام کردن شماری از جهادگران موثر باشد. در همین حال برنامههای حمایتی و چندجانبه که نقاط آسیبپذیر جنبش جهادگران را هدف قرار میدهند و ادامه فشار بر القاعده میتواند حمایت عمومی از جهادگران را کاهش دهد.
به ارزیابی ما جنبش جهانی جهادگران نامتمرکز است، آنها استراتژی منسجم جهانی ندارند و هر روز بیش از قبل در همه جا پراکنده میشوند. روز به روز شبکهها و هستههای جدید جهادگران با تمایلات شدید ضدآمریکایی به وجود میآیند. اهداف یکسان، اما بازیگران پراکنده باعث شده یافتن و ضربه زدن به آنها سختتر از گذشته شود.
● به اعتقاد ما تهدید عملیاتی از هستههای خودجوش بیش از پیش مهم میشود. بیشتر این تهدیدات به خارج از ایالات متحده مربوط است، اما نمیتوان آنها را در خاک کشور هم نادیده گرفت.
● جهادگران اروپا را محل مناسبی برای ضربهزدن به منافع غرب ارزیابی کردهاند. حضور شبکههای افراطگرایان در اجتماعات گسترده مسلمانان در اروپا، عضوگیری و تمرین برای حملات شهری را آسانتر کرده است. نمونه برجسته آن بمبگذاریهای سال 2004 مادرید و سال 2005 در لندن بود.
به ارزیابی ما، جهاد در عراق نسل جدیدی از رهبران و عاملان تروریسم را شکل داده است. موفقیت تروریستها در عراق باعث میشود شمار بیشتری برای جنگیدن علیه ما از آنها الهام بگیرند و پیکار را در هر جای دیگری ادامه دهند.
● جنگ عراق به بهانه خوبی برای جهادگران مبدل شده است. خشمی عمیق از اقدامات آمریکا در جهان اسلام را دامن میزند و به حمایت گستردهتر از جنبش جهانی جهادگران منجر میشود.
به اعتقاد ما چهار عامل اساسی باعث گسترش جنبش – با وجود آسیبپذیریهایش – میشود.
1- احساس مظلومیت به خاطر فساد، نابرابری، هراس از تسلط غرب که باعث بروز احساساتی نظیر خشم، حقارت و ضعف میشود.
2- «جهاد» در عراق.
3- روند کند اصلاحات واقعی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در کشورهای مسلمان.
4- گسترش احساسات فراگیر ضد آمریکایی در میان اکثریت مسلمانان.
با این حال وجود نقاط ضعفی در جنبش جهادگران باعث کندی روند گسترش آنها در سراسر جهان خواهد شد. مانند: وابستگی آنها به استمرار جنگهایی که به مسلمانان مربوطاند، جاذبه محدود ایدئولوژی افراطی جهادگران، گسترش درخواستهایی برای میانهروی و انتقاد از تاکتیکهای خشنی که علیه خود مسلمانان هم به کار میرود.
● بزرگترین نقطه ضعف جهادگران «راه حل نهایی سیاسی» آنهاست. آنها به دنبال برپایی یک دولت شدیداً محافظه کار مذهبی هستند که شمار زیادی از مسلمانان آن را نمیپسندند.
● محکوم کردن خشونت و برداشت افراطی از مذهب توسط شمار اندکی از روحانیون برجسته نشان دهنده روندی است که میتواند روند رشد یک ایدئولوژی جایگزین سازنده را تسهیل بخشد: فعالیت صلحآمیز سیاسی به جای جهاد. این میتواند به حضور. گسترده و پویای مسلمانان در روند سیاسی بینجامد که خود به رد خشونت منجر میشود. در این حالت مسلمانان به سلاحی قدرتمند در جنگ علیه تروریسم تبدیل میشوند.
● مقابله با گسترش جنبش جهاد به انجام عملیات دقیق و دستگیری یا قتل رهبران تروریستها هم نیاز دارد.
اگر اصلاحات دموکراتیک در کشورهای مسلمان تا پنج سال آینده پیشرفت کند، مشارکت سیاسی باعث میشود که بین افراطگرایان سختگیر و گروههای سیاسی گسست ایجاد شود. اگر چه اصلاحات و به دنبال آن بیثباتی فرصتهای جدیدی برای جهادگران ایجاد میکند تا گسترش یابند.
القاعده که حالا با شبکه ابومصعب الزرقاوی ادغام شده، از وضعیت عراق برای عضوگیری و جمعآوری کمکهای مالی استفاده میکند. علاوه بر این نقش رهبری القاعده ادامه خواهد یافت.
● از بین رفتن رهبران کلیدی نظیر اسامه بنلادن، ایمن الظواهری و الزرقاوی در کوتاه مدت باعث تجزیه گروهها به گروههایی کوچکتر خواهد شد. اگر چه همفکران آنها ماموریت را ادامه خواهند داد، نبود رهبران کلیدی باعث میشود که تنش و ناسازگاری در گروه افزایش یابد. این باعث کوچک و کوچکتر شدن گروهها میشود تا جایی که قدرت آنها در مقایسه با القاعده فعلی کاهش خواهد یافت.
● نقش رو به گسترش عراقیها در سازماندهی عملیات القاعده در عراق باعث میشود جهادگران کهنهکار خارجی تلاشهای خود را در خارج از این کشور متمرکز کنند.
در صورتی که با دیگر گروههای افراطی سنی وابسته به القاعده مانند جامعه اسلامیه، انصارالسنه و گروههای شمال آفریقا مقابله نشود، آنها میتوانند در مناطقی خارج از ناحیههای سنتی خود دست به عملیات بزنند.
به اعتقاد ما این گروهها در مقایسه با القاعده تهدید کمتری برای خاک آمریکا محسوب میشوند، اما آنها برای متحدان ما و منافع ایالات متحده در سراسر جهان خطرناکند. آنها یا اهداف دولتی محلی را هدف قرار میدهند یا گاهی به عملیات خارج از کشور دست خواهند زد.
● به اعتقاد ما اگر گروههای جهادی – هم معروفها و هم تازه شکل گرفتهها – از مواد منفجره پیشرفته و حملات انتحاری به اهداف نرم به عنوان استراتژی جنگهای نامتقارن استفاده خواهند کرد. آنها حملات تروریستی به محیطهای شهری را افزایش خواهند داد. جنگجویانی که تجربه عراق را پشت سر گذاشتهاند، بهترین منبع برای رهبری چنین جهادگرانی به شمار میروند.
همچنان که ایران و کمتر از آن سوریه مهمترین کشورهای حامی تروریسم به شمار میروند [!] کشورهای دیگری هم نمیتوانند قلمرو و منابعشان را از سوء استفاده تروریستها مصون بدارند.
گرایشات ضدآمریکایی و ضد جهانیسازی همچنان رو به افزایش است و به دیگر ایدئولوژیهای بنیادگرا سوخت میرساند. این ممکن است باعث شود شماری از گروههای چپگرا، ناسیونالیست یا جدایی خواه از روشهای تروریستی برای حمله به منافع ایالات متحده استفاده کنند. این روند افراطگرایی در عصر اینترنت بسیار سریع گسترش خواهد یافت. به این ترتیب باید منتظر حملاتی غافلگیرانه از گروههایی ناشناس باشیم که اعضا و هوادارانشان به راحتی به چشم نمیآیند.
● به تشخیص ما، میزان استفاده گروههای تروریستی از هر درجه و نوعی از اینترنت برای ارتباط، تبلیغ، عضوگیری، آموزش و کسب حمایتهای مالی و لجستیکی رو به افزایش است.