تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۷  ، 
کد خبر : ۵۱۸۹۹
مروری بر زندگی و فعالیت‌های سیاسی هوگو چاوز

اصلاحات در بستر سوسیالیسم


چاوز مردی است که سعی در تحقق آرزوی سیمون بولیوار، مرد آزادی‌خواه آمریکای لاتین دارد. قصد او متحد ساختن مردم و مخالفت با سیاست‌های خارجی آمریکا می‌باشد. او نهضت بولیوار را در دوران خود احیا کرد. او با کارلوس آندره‌آس پرز رئیس‌جمهور وقت به مبارزه پرداخت و در نتیجه تلاش‌هایش سه بار در سال‌های 1998، 2000 و 2006 میلادی به ریاست جمهوری ونزوئلا رسید. هدف وی از ریاست جمهوری، مبارزه با بیماری‌های شایع در ونزوئلا، بی‌سوادی، فقر و دیگر مشکلات زمانه بود. در اصلاح سیاست خارجی خود نیز همواره سعی می‌کرد تا در طرح‌های اقتصادی خارجی از ملل فقیر استفاده کند تا از همکاری با آمریکا اجتناب نماید. اصلاحات دولت چاورز باعث برانگیختن ستایش‌ها و انتقادهای بسیاری چه در داخل و چه در خارج از ونزوئلا شد. گروهی با ستون وی این اصلاحات را موجب شکوفایی اقتصاد و ریشه‌کنی فقر می‌دانستند و گروهی دیگر آن را باعث ضعف اقتصاد دانسته و با آن مخالف بودند. واکنش‌ها در خارج از کشور نیز دو گونه بود؛ دولت‌هایی چون آمریکا عملکرد چاوز را تهدیدی برای قیمت نفت در جهان و مخل ثبات منطقه‌ای می‌دانستند ولی دولت‌هایی نیز بودند که با ایدئولوژی چاوز هم‌عقیده بوده و با عقد قراردادهای تجاری دو جانبه با وی همکاری کردند. موفقیت چاوز در سال‌های 2005 و 2006 تا جایی رسید که نام چاوز جزو صد نفر اول مردان با نفوذ جهان در مجله TlME چاپ شود.

دوران کودکی

هوگو رافایل چاوز فریاس (Hugo Rafael Chavez Frias) در بیست و هشتم جولای سال 1954 در سابانتا (Sabaneta) به دنیا آمد. او فرزند دوم خانواده‌ای فرهنگی است که ریشه‌ای مرکب از اسپانیایی، آفریقایی ـ ونزوئلایی و آمریکایی‌تبار دارد. پدرش هوگو دو لو ری و مادرش النا هر دو آموزگار بودند و در همان کودکی چاوز را به همراه برادرش «آدان» برای زندگی به نزد مادربزرگش رزا (Rosa) در سابانتا می‌فرستند. در آنجا چاوز علایق خود یعنی نقاشی، آواز و بازی بیس‌بال (Base ball) را ادامه داده و وارد مدرسه ابتدایی جولیان پینو (Julian Pino) شد و سپس برای ادامه تحصیل در دبیرستان به مدرسه دانیل فلورینو در شهر باریناس شد. در هفده سالگی جذب علوم نظامی و در سال 1975 از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شد. وی همچنین دارنده گواهینامه علوم و فنون نظامی و مدرک کارشناسی علوم سیاسی از دانشگاه بولیوار سایمون در کاراکاس است. طی سالیان تحصیل در دانشگاه، چاوز به همراه هم دانشگاهیان خود دکترینی با گرایش جناج چپ به نام (Bolivarianism) را بنیان نهادند که متاثر از تفکرات سیمون بولیوار فیلسوف انقلابی قرن نوزدهم در ونزوئلا بود.

حال این سوال مطرح می‌شود که بولیوار کیست؟ بولیوار فردی است که مبانی افکارش در سخنرانی‌های سیاسی و گفتارهای اجتماعی چاوز بازخوانی می‌شود. این مسئله واقعیتی است که بدون در نظر گرفتن آن نمی‌توان به درک شخصیت چاوز نائل آمد. سیمون بولیوار (1783-1830) متولد کاراکس، ژنرال و سیاستمدار آزادیخواه آمریکای لاتین بود و برای اتحاد آن مبارزه می‌کرد. او جمهوری کلمبیا متشکل از کلمبیا، ونزوئلا و اکوادور را تاسیس کرد و رئیس‌جمهور آن شد، قصد بولیوار از تاسیس این جمهوری مبارزه با توسعه‌طلبی و نفوذ ایالات متحده بود و در این راه تمام تلاش خویش را مصروف خدمت به ملت و مردمش کرد. بولیوار دائما بر این نکته تاکید داشت که: «معرفت و آزاداندیشی لازمه حکومت و فعالیت‌های سیاسی است و نه پشتوانه‌های مالی و...» و این که «حاکم مطلوب حاکمی است که بر مردان با شرافت تکیه کند حتی اگر مخالفش باشند». چاوز می‌گوید: «بولیوار برای اقلیت حاکم بر کاخ سفید و نفوذ رو به افزایشی که همواره با آن مخالفت می‌کرد، خطری جدی محسوب می‌شد». امروز چاوز با تحریک احساسات ملی‌گرایانه مردم آمریکای لاتین و یادآوری هویت، فرهنگ و ریشه‌ آن‌ها ذکر این نکته که استعمارگران، تاریخ و هویتی بیگانه را بر آن‌ها تحمیل کرده‌اند در واقع ادامه‌دهنده راه بولیوار است. چاوز در سخنانش با یاد کردن از بولیوار، حافظه تاریخی میلیون‌ها تن را به چالش می‌کشد و با اطلاق نام جمهوری ونزوئلای بولیوار به کشورش در پی زنده نگه داشتن خاطره وی است. از دیگر گرایش‌های چاوز طی دوران جوانی علاقه به ورزش‌هایی چون بیس‌بال و سافت بال و انجام فعالیت‌های فرهنگی چون نوشتن اشعار متعدد، داستان کوتاه و قطعات نمایشی بود.

همراه با تکمیل تحصیلات چاوز برای انجام دوره سربازی وارد ارتش شد و عضو نیروهای ضد شورش بود. این خدمت هفده سال به طول انجامید و در این هفده سال چاوز به پست‌های مختلفی مانند فرماندهی ستادی و حتی به درجه سرهنگی رسید. در دانشگاه نظامی با همکلاسان خود سخرانی‌های کوبنده انتقاد از دولت وقت را آغاز کرد. در سال 1983 چاوز با پایه‌گذاری دوباره نهضت بولیواریسم پست‌های مهم و مدال‌های افتخار فروانی در کاراکاس کسب کرد. چاوز که در دانشگاه افسری با افکار بولیوار آشنا شد با رسیدن به درجه سرهنگی در سال 1990 به خاطر مسئولیت‌های متعددش با گروه‌های مختلفی حشر و نشر کرد. این شرایط  و نشست و برخاست‌ها به تدریج باعث شد تا وی با نارسایی‌های سیاسی و اجتماعی وطنش آشنا شود. توجه به مسائلی چون حاکمیت اقلیت 20 درصدی سرمایه‌دار، نظام آکنده از تبعیض، فساد، ظلم و استثمار در کشور 23 میلیونی ونزوئلا که 60 درصد شهروندان آن زیر خطر فقرند باعث شد که او بیش از پیش به عمق فاجعه پی ببرد.

کودتای 1992

نارضایتی‌های گسترده و رکود اقتصادی در دولت کارلوس پرز و سرکوب مردم، چاوز را بر آن داشت تا زمینه را برای کودتا و تغییر حکومت فراهم سازد. این کودتای نافرجام از ماه دسامبر تا چهارم فوریه 1992 به طور انجامید. چاوز با فرماندهی پنج گروه ناظمی به حومه کاراکاس رفت. هدف از این ماموریت در دست گرفتن تاسیسات ارتباطی و مخابراتی شهر، محاصره کاخ ریاست جمهوری، ساختمان وزارت دفاع، فرودگاه کارلوتا و موزه تاریخی شهر بود. با این محاصره چاوز می‌خواست که از بازگشت پرز از مسافرت به قصد ریاست جمهوری جلوگیری کند. در این هنگام محبوبیت چاوز میان نیروهای ارتش کمتر از 10 درصد بود و بسیاری از حوادث غیرقابل پیش‌بینی، خیانت‌ها و نارسایی‌ها نیز مانع می‌شدند. سرانجام گروه نظامی چاوز در موزه تاریخی شهر محاصره شدند و امکان ارتباط آنها با بیرون قطع شد. نوار سخنرانی‌های چاوز که مردم را به شورش در برابر دولت وقت تشویق می‌کرد نیز دیگر به دست مردم نمی‌رسید. در این کودتا 50 نظامی و 80 غیرنظامی مجروح و 14 نظامی کشته شدند.

اگرچه نیروهای چاوز در برخی نقاط با کمک مردم، شهرهایی چون والنسیا، ماراکایبو و ماراکی را به تصرف خود در آوردند ولی هنوز کاراکاس خارج از کنترل آنها بود. در این مرحله چاوز خود را تسلیم دولت کرد و اجازه یافت تا با حضور در تلویزیون ملی کودتاچیان را به آرامش دعوت کند.

این کودتا هر چند ناموفق بود ولی از چاوز چهره‌ای معروف ساخت که نگاه تمام مردم محروم ونزوئلا به او دوخته شده و او را تنها کسی می‌دانند که می‌تواند در برابر فساد دولت ایستادگی کند. چاوز به زندان Yare منتقل شد و علی‌رغم مراقبت‌های پزشکی بینایی او دچار مشکل شد.

پس از دو سال زندانی با روی کار آمدن کالدرا به ریاست جمهوری یک سری از زندانیان از جمله چاوز بخشیده و آزاد شدند.

تلاش‌های چاوز برای ریاست جمهوری

چاوز پس از آزادی برای فضای باز سیاسی، عدالت و تاسیس جمهوری پنجم از طریق مجمع ملی تاسیس شده مبارزات خود را ادامه داد. برخلاف داخل، بانک‌های خارجی نظیر BBVA اسپانیا و BSCH که شعب زیادی در ونزوئلا داشت کمک‌های میلیون‌ دلاری خود را از چاوز دریغ نکردند.

چاوز برای جلب هر چه بیشتر آرای انتخاباتی از شیوه سخنرانی‌های جذاب و با شکوهش سود می‌جست. زیرا فن کلام بسیار تاثیرگذاری داشت. همگام با تلا‌های چاوز در ماه می 1998 آرای هوادارانش به 30 درصد و در ماه آگوست به 39 درصد رسید و سرانجام در زمان برگزاری انتخابات با 56 درصد آرا در ششم دسامبر 1998 به ریاست جمهوری برگزیده شد.

دوران ریاست جمهوری

پس از روی کار آمدن، چاوز در راستای تحقق اهدال اولیه‌اش قوانینی تصویب کرد تا روند خصوصی‌سازی متوقف شود و ساخت و سازهای مسکن و توسعه جاده‌سازی، ایجاد صنایع آلومینیوم‌سازی و سرمایه‌گذاری در بخش نفت رونق بگیرد. زمانی که چاوز به ریاست جمهوری رسید نگرش و رویکرد شفافی در برنامه‌های سیاسی ـ اجتماعی خود داشت. او در برنامه‌های خود به دنبال برقراری توازن در معیشت شهروندان، اتحاد کشورهای آمریکای لاتین، ریشه‌کنی فقر و بی‌سوادی و ایجاد نظم داخلی بود و این برنامه‌ها را طی یک سخنرانی در اجلاس اوپک به جهانیان اعلام کرد. چاوز در حضور شخصیت‌های عربی و اسلامی با نفوذ و مسئول اعلام کرد که جهان با دگرگونی و تحولات عمیقی روبه‌رو شده است و او خود را بر سر دوراهی می‌بیند که بررسی موشکافانه این تحولات و اتخاذ موضعی روشن برای انقلابی همه‌جانبه را ناگزیر یافته است. انقلابی که افق‌های جدیدی را فراروی ونزوئلا و جهانیان می‌گشاید.

طی اجلاس اوپک، چاوز موفق به تحقق قسمت کوچکی از برنامه‌های جهانی‌اش شد و دامنه «دعوت به جهانی متوازن‌تر و عادلانه‌‌تر» را از کاراکاس به سراسر جهان گسترش داد و شرکت‌کنندگان با اتحاذ مواضع یکسان در قبال فروش عادلانه نفت توانستند توازن را به بازار نفت برگردانند و قیمت هر بشکه نفت از رقم 13 دلار به 21 دلار رسید! اعضای کمیته مجمع ملی ونزوئلا که از هفت عضو تشکیل شده در سال 1999 مدت ریاست جمهوری را از پنج به شش سال تغییر داد و همچنین قدرت رئیس‌جمهور را در اداره امور افزایش داد و پارلمان از حالت دو هسته‌ای به یک پارلمان واحد تبدیل شد. از دیگر اقدامات می‌توان شایسته محوری در انتخاب قضات، تشکیل سازمان دفاع ملی، تشکیل دفتر هماهنگ‌کننده امور ریاست جمهوری و تاسیس مجمع ملی را نام برد.

انتخاب مجدد چاوز

در سی‌ام جولای 2000 انتخابات سراسری برگزار شد. ائتلاف چاوز دو سوم کرسی‌های مجمع ملی را در اختیار داشت ولی این باعث شد تا با آرای 60 درصد چاوز در ریاست جمهوری ابقا شود. نظارت بر صحت انتخابات بر عهده Carter center بود و در گزارش منتشره از سوی آن شفافیت انتخابات به دلیل فشارهای سیاسی زیر سوال بود ولی از آنجا که خواست مردم نیز چاوز بود انتخابات تایید شد.

پس از این انتخابات چاوز اجرای قانون Enabling را از سر گرفت که به موجب آن رئیس‌جمهور می‌توانست تا یک سال قوانینی را تصویب و اجرا کند. در طول این یک سال چاوز 49 قانون جدید تصویب کرد که مهمترین آنها قوانین حفظ محیط زیست و تولید هیدروکربن و قوانینی درباره زمین‌های کشاورزی در ونزوئلا بود. مخالفان این قوانین یعنی فدراسیون Fede camaras و کنفدراسیون Trabajadores از حامیان اتحادیه کارگری با راه‌اندازی اعتصابات کارگری خواستند که مانع اجرای آن شوند ولی این اعتصابات نیز خللی در عزم راسخ چاوز نداشت. قانون تعویض زمین کشاورزی اصلاحات مفیدی در جهت رفاه مردم ایجاد کرد. این اصلاحات با تکمیل مراقبت‌های پزشکی رایگان میزان مرگ و میر را پایین آورد. دولت صندوقی به نام صندوق سرمایه تاسیس کرد و در ضمن آموزش و پرورش تا سطح دانشگاه رایگان اعلام شد.

در دسامبر 2001 نرخ تورم به 12/3 درصد نزول کرد که از سال 1986 تا به حال کمترین میزان ثبت شده است. این در حالی بود که نرخ رشد اقتصادی در 4 درصد ثابت بود دیگر موفقیت چاوز ثبت‌نام یک میلیون نفر در مدارس ابتدایی بود.

کودتا و اعتصاب

در نهم آوریل 2002 رهبر اتحادیه کارگری CTV کارلوس ارتگا کارگران را به دو روز اعتصاب دعوت کرد. از آنجا که در کاخ ریاست جمهوری مراسمی در حال انجام بود ترتیب‌دهندگان راهپیمایی بر آن بودند تا مسیر راهپیمایی را به سمت کاخ ریاست جمهوری تغییر دهند. هنگامی که معترضان مخالف چاوز تحت فرمان شهردار به نیروهی گارد ملی تحت فرمان چاوز رسیدند درگیری مسلحانه روی داد. پس از آن فرمانده کل نیروهای نظامی ونزوئلا لوکاس رنیکون رومر با حضور در تلویزیون ملی خطاب به مردم اعلام کرد، چاوز مایل به کناره‌گیری است. سپس چاوز به پایگاهی نظامی منتقل شد و پدرو کارمونا Pedro carmona از سوی رهبران نظامی به عنوان رئیس‌جمهور موقت انتخاب شد. اولین اقدام کارمونا لغو تمام سیاست‌های مصوب اجتماعی و اقتصادی چاوز که منشا آن نهضت بولیوار بود می‌باشد. سپس انحلال مجمع ملی و دیوان قضات ونزوئلا و دست آخر نام کشور به همان جمهوری ونزوئلا برگشت Republicade Venezuela، این اقدامات رئیس‌جمهور موقت موجب شورش‌ها و تظاهرات گسترده‌ای توسط هواداران چاوز در کاراکاس شد و حتی در پاسخ به لغو مصوبات چاوز سربازان وفادار به چاوز اعلام کودتایی در حمایت از چاوز کردند و با یورش به قصر ریاست جمهوری و بازپس‌گیری آن عملا وفاداری‌شان را ثابت کردند و بعد چاوز را آزاد کردند. بدین ترتیب کوتاه‌‌ترین دوره  ریاست جمهوری در تاریخ ونزوئلا پایان یافت و در شنبه‌شب سیزدهم آوریل سال 2002 چاوز دوباره به ریاست جمهوری بازگشت.

با روی کار آمدن دوباره چاوز ریکون Ricon مجددا به سمت فرماندهی ارتش منصوب شد و بعدها نیز به سمت وزارت کشور رسید.

چاوز در شرح دوران اسارتش در پایگاه نظامی در جزیره اریکلا orchila از نقش آمریکا در این کودتا می‌گوید: که خود هواپیمایی با شماره سریال آمریکا را در آن جزیره مشاهده کرد و حتی رادارها حضور ناوهای نظامی و هواپیماهای جنگنده آمریکا را در حریم کشور ونزوئلا ثبت کرده‌اند.

در جواب این اتهام مقامات آمریکا نیز سعی کردند دخالت نیروهای نظامی خود را انکار کنند ولی نشریه‌ای به نام Democracy Now مدارکی از ClA منتشر کرد که حاکی از آن است که دولت بوش یک هفته قبل از کودتا از این توطئه باخبر بوده است. کار به اینجا ختم نشد به طوری که در بیستم اکتبر 2002 چاوز هنگام برگشت از سفر به اروپا نیز مورد سوءقصد قرار گرفت و یک کودتا نیز در ششم همین ماه قبل از انجام خنثی شد. چند ماهی از کودتای نافرجام نگذشته بود که اعتصابی با حمایت گروه مقاومت PDVCA به قصد براندازی حکومت چاوز انجام شد. این گروه با دست از کار کشیدن کارگران پالایشگاه درآمد نفتی که منبع اصلی درآمد دولت بود را قطع کردند. بحران کمبود سوخت باعث ایجاد صف‌های طولانی شد و چاوز این عمل را به شدت محکوم کرد.

طی سالهای 2003 و 2004 چاوز برای حفظ محبوبیت خود در نزد مردم قوانین اجتماعی ـ اقتصادی بسیاری وضع کرد. یکی از آنها Mission Robinson است که به موجب آن آموزش رایگان خواندن نوشتن و دروس ریاضی به بیش از یک و نیم میلیون نفر بزرگسال بی‌سواد در اختیارشان قرار می‌گیرد.

قانون «Mission Guaicaipuro» به منظور حفظ مذهب، فرهنگ، زمین‌های کشاورزی و حقوق مردم وضع شد. در اواخر سال 2003 قانون «Mission Sucre» برای کسانی که تحصیلات ابتدایی ندارند وضع شد. قانون «Mission Ribas» برای آموزش نکات بهداشتی به مردم و ادامه تحصیل ترک تحصیل‌کنندگان دبیرستانی وضع شد. در اولین سالگرد وضع و اجرای قانون Robinson چاوز در سالن تئاتر Teresa کاراکاس با خوشحالی اعلام کرد: از ابتدای اجرای این قانون 1250000 نفر باسواد شده‌اند.

در سال 2003 به خاطر بالا رفتن نرخ تورم (27 درصد) اوضاع زندگی برای مردم فقیر بسیار دشوار شد.

حادثه نهم ماه می 2004 نیز باعث ناآرامی‌هایی شد. چون در مزرعه‌ای در نزدیکی کاراکاس 126 نفر کلمبیایی که ملبس به لباس نظامی ونزوئلا بودند دستگیر شدند.

گروهی مخالف چاوز به نام Sumate برای برکناری چاوز و انتخاباتی زودهنگام چند میلیون امضا جمع کرده بود ولی CNE یا ستاد انتخاباتی آنها را رد کرد. این رفراندوم نیاز به 20 درصد آرا داشت و بالاخره رهبران Sumate ستاد انتخاباتی CNE را متقاعد به برگزاری رفراندوم کرد. این رفراندوم در پانزدهم آگوست 2004 انجام شد و با 59 درصد جواب نه روبه‌رو شد. شکست رفراندوم برای منتقدان و مخالفان سنگین بود. اتحایه اروپا با بهانه مانع‌تراشی و محدودیت‌ها در رفراندوم برای نظارت حاضر شده بود. منتقدانی چون ریکاردو هاس من و زوبر کوریگوبون با رد نتایج اینگونه بهانه‌تراشی کردند که ماشین‌های شمارش آرا دست‌کاری شده بودند.

Carter Center برای اطمینان بیشتر در این مورد با پروفسور جاناتان تیلور استاد آمار دانشگاه استان فورد مشورت کرد و مطمئن شد که آمار شمرده شده صحیح است.

چاوز پس از این پیروزی سعی و تلاش خود برای ریشه‌کنی فقر و مبارزه با امپریالیسم را دوچندان کرد. از طرفی اپوزیسیون Sumate متهم به دریافت کمک‌های مالی از کشورهای خارجی می‌شد.

لیست افراد مهاجری که به ونزوئلا وارد می‌شدند در حال افزایش بود و از طرفی چاوز برای هواداران خود سوبسیدهایی در نظر گرفته بود که با این دو اقدام هم محبوبیت خود را برای سال 2006 می‌افزود.

اما به مرور زمان، افزایش ناگهانی قیمت نفت و رشد اقتصادی مطلوب باعث بهبود اوضاع دولت چاوز شد.

از دیگر کارهای مثبت چاوز در سالهای 2004 تا 2005 کاستن قراردادها برای خرید اسلحه از آمریکا و کاستن وابستگی به آمریکا و یافتن جایگزین‌های دیگر همچون برزیل، روسیه، چین و اسپانیا بود. در نتیجه تنش‌ها بین ونزوئلا و آمریکا بالا گرفت. چاوز در جواب این تنش‌ها همکاری نظامی مابین دو کشور را متوقف کرده و از سربازان آمریکایی خواست تا خاک ونزوئلا را ترک کنند.

قانون دیگر چاوز، قانون Miranda بود که به موجب آن نیروهای نظامی ذخیره کشور که دو میلیون نفر می‌شد فراخوانده شده و برای جلوگیری و دفاع از هرگونه تهاجم بیگانه آماده شدند.

در اکتبر 2005 چاوز یکی از سازمان‌های مسیحی فعال را به خاطر داشتن روابط با سازمان جاسوسی آمریکا منحل کرد. در همین زمان بود که چاوز 6800 کیلومتر مربع از سرزمین‌هایی که مردم بومی آمازون در آن ساکن بودند به روش غربی گذشته غیر قابل فروش اعلام کرد. این تغییرات انقلابی در دفاع از حقوق مردم بومی آن سرزمین‌ها بود (قانون Guaicaipuro).

چاوز طی این بازه زمانی در تلاش بود در اقتصاد با جایگزین کردن کشورهای جدید موجبات توسعه را فراهم سازد و از شیوه‌های جدید بازرگانی و داد و ستد استفاده کند.

چاوز در سخنرانی مراسم فارغ‌التحصیلی دانشجویان پزشکی آمریکای لاتین در کوبا اعلام کرد یک دانشگاه همانند این دانشگاه تاسیس خواهد کرد تا فارغ‌التحصیلان آن برای خدمت در مناطق محروم و فقیرنشین استفاده شوند. این پروژه حدود 20 تا 30 میلیارد دلار هزینه برای پرورش 100000 پزشک را خواهد داشت. او زمان انجام پروژه را در 10 سال آینده ذکر کرده و ظرفیت سی هزار نفر آن را به دانش‌آموزان فقیر آمریکای لاتین و کارائیب (خلیج) اختصاص خواهد داد.

بدین ترتیب چاوز فرصت‌های زیادی برای دکترین خود و معرفی آن در صحنه‌های بین‌المللی به دست آورد تا جهانی‌سازی نئولیبرال خود را معرفی کند. او و در سخنرانی خود در سازمان ملل (2005) راه و روش خود برای از میان برداشتن موانع را با مخالفت با خصوصی‌سازی که آن را موجب فقر می‌داند توضیح داد.

چاوز در مورد بحران انرژی و اتمام سوخت‌های هیدروکربنی نیز به جهانیان هشدار داد: «ما به تدریج با بحران انرژی مواجه می‌شویم... ذخایر نفت نیز در حال تمام شدن هستند».

در هفتم نوامبر 2005 در سخنرانی خود در ماردل پلاتای آرژانتین چنین می‌گوید: «جورج دبلیو بوش بازنده اصلی است و کسی است که متضرر شد و این از چهره‌اش کاملا پیداست.»

بی‌بی‌سی در مورد چاوز می‌گوید: «چاوز اینکه اصلاحات را طوری انجام می‌دهد تا زمینه برای انتخابات 2012 آماده شود از کسی مخفی نمی‌کند».

در ژوئن 2006 چاوز به دنبال کسب یک کرسی در شورای امنیت سازمان ملل بود که واشنگتن با تشویق مردم آمریکای لایتن و کارائیب باعث شدند تا آن کرسی به گواتمالا تعلق گیرد. چاوز نیز به چین و بی‌جینگ وعده داد در صورت دادن رای به کسب کرسی ونزوئلا در شورای امنیت 20 درصد از نفت چین را تامین کند. با این همه پیروزی چاوز در کسب آن کرسی غیر ممکن بود و دست آخر پاناما با توافق عمومی کاندیدا شد و از آمریکای لاتین یک کرسی در شورای امنیت بدست آورد.

در این میان آمریکا نیز سعی می‌کرد تا میان روابط ونزوئلا و کلمبیا خلل ایجاد کند.

یارانه برای مردم کم‌درآمد

در سال 2005 چاوز قانونی تصویب کرد تا 40 درصد یارانه برای تامین هزینه سوخت خانواده‌های کمدرآمد اختصاص می‌یافت و در سال 2006 پوشش این طرح شامل پنج منطقه از نیویورک سیتی معادل 25 میلیون گالن سوخت یعنی هفتاد هزار آپارتمان شامل دویست هزار نفر می‌شد.

حتی چاوز برای دهکده‌های دوردست آلاسکا نیز سوخت می‌فرستاد و اینجا بود که برخی شروع به انتقاد از وی کرده و به خاطر فرستادن سوخت دارای یارانه حتی روزنامه نیویورک دیلی چاوز را دلال سوخت نامید. در بیستم سپتامبر 2006 چاوز در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل خطاب به بوش و سخنرانی روز گذاشته‌اش گفت: «استفاده از راه‌حل بوش باعث تداوم الگوی برتری، استعمار و غارت مردم جهان توسط بوش می‌شود.»

اگرچه رسانه‌ها و منتقدان آمریکایی این سخنرانی را سرزنش کردند ولی بازتاب آن در مجمع عمومی سازمان ملل گسترده بود.

در انتخابات سوم دسامبر 2006 نیز چاوز با 63 درصد آرا مجددا به ریاست جمهوری انتخاب شد.

رقیب نزدیک وی مانوئل روزالس بود.

در هشتم ژانویه 2007 چاوز کابینه‌ای جدید ایجاد کرده و اکثر وزرای قبلی را جایگزین نمود و اعلام کرد که مصوبه‌ای به مجمع ملی خواهد فرستاد تا به وسیله آن شرکت تلفن Cantv را از حالت خصوصی به حالت دولتی برگرداند. او همچنین استقلال بانک مرکزی را از آن گرفت.

در سی و یکم ژانویه 2007 مجمع ملی ونزوئلا قانونی را تصویب کرد که هجده ماه قدرت مضاعفی به رئیس‌جمهور می‌داد و چاوز نیز با استفاده از آن تغییراتی در اوضاع اقتصادی و اجتماعی طبق روش نهضت بولیوار دست زد و به گفته خود خواستار ملی‌سازی بخش‌های کلیدی کشور شد. چاوز در دور جدید ریاست جمهوری خود سعی می‌کند با ایجاد جامعه‌ای سوسیالیستی تغییرات را به حداکثر خود برساند.

سیاست داخلی

سیاست داخلی دولت چاوز از نهضت بولیوار سرچشمه می‌گیرد و در آن سعی شده تا اوضاع اقتصادی و فرهنگی ونزوئلا بهبود بخشیده شود. نهضت بولیوار دولت را موظف به مبارزه با فقر و بالا بردن سطح بهداشت با ساخت کلینیک‌های بسیار در سطح کشور و بالا بردن سطح سواد میان بزرگسالان و کمک به امرار معاش خانواده‌های فقر و پرداخت یارانه به برخی کالاها می‌کند. نهضت بولیوار با چنین تغییراتی در اجتماع میزان مرگ و میر نوزادان را بین سالهای 1998 تا 2006 به طور چشمگیری کاهش داده است. تقسیم بوده کشور نیز به گونه‌ای وضع شده تا 44 درصد آن به سرمایه‌گذاری در قسمت امور اجتماعی اختصاص یابد.

سیاست راهبردی اتحادیه‌های کارگری

رقیب کارگری چاوز CTV یا کنفدراسیون Trabajadores است. در رفراندوم برگزار شده در میان اتحادیه‌های کارگری کارلوس اورتگا برنده شد و طرفداران چاوز شکست خوردند و فدراسیون کارگری دیگری به نام National Vninofworkers(UNT) که طرفدار چاوز بودند تشکیل شد.

سیاست‌های بخش اقتصادی

از آنجا که ونزوئلا یکی از تولیدکنندگان نفت اصلی جهان به شمار می‌آید، سیاست چاوز در تنظیم بازار نفت و بالا بردن قیمت آن در اوپک نقش مهمی را ایفا می‌کند. تنها کشوری که تولید نفت خود را کاهش داد تا قیمت نفت افزایش یابد نیز همین کشور بود. دولت چاوز روابط تجاری خود را با آمریکا قطع و به جای آن از کشورهایی چون آرژانتین، برزیل، چین و هند استفاده می‌کند.

طی ریاست جمهوری چاوز از سال 1999 تا 2004 ابتدا در بحران نفتی یک تا دو درصد قیمت نفت پایین آمد ولی به رغم رشد مصرف جهانی و اقدامات کاهش تولید توسط چاوز میزان رشد قیمت هر بشکه نفت در سال 2004 به هجده درصد، در سال 2005 به 9 درصد و در اوایل سال 2006 نیز به 6/9 درصد رسید. چاوز حتی به منظور جلوگیری از صدمه احتمالی وارده در صورت کاهش قیمت نفت مقداری از درآمد حاصل از فروش را به طور ذخیره نگه داشت تا در پرداخت یارانه به مردم و افت قیمت احتمالی نفت مشکلی به وجود نیاید.

از زمان شروع ریاست جمهوری چاوز نرخ بیکاری نیز به 7/7 درصد رسیده است. طی بحرانی که تولید به خاطر اعتصاب کارگران متوقف شده بود نرخ بیکاری بین 10 تا 20 درصد متغیر بود. تعریف بیکاری شامل اشخاص مقیم بالای 15 سال می‌شد به طوری که بیش از یک هفته بیکار باشند. بانک جهانی نرخ فقر را نیز با کاهش تحت این سیاست‌ها 15 درصد اعلام کرد. طی این سال‌ها نرخ تورم نیز با اعلام بانک مرکزی ونزوئلا از 9/29 به 4/14 درصد رسید.

سیاست خارجی

چاوز در سیاست خارجی دولت خود سعی کرده با ایجاد روابط تجاری دو جانبه با کشورهای آمریکای لاتین آنها را با یکدیگر متحد کند و در مورد نفت نیز دیپلماسی خود را اجرا می‌کرد. چاوز می‌گوید: «نفت همانند کارت برگ برنده در دست ماست تا با دولت‌هایی چون دولت آمریکا قاطع برخورد کنیم.» چاوز در ایجاد اتحاد میان کشورهای آمریکای لاتین روابط خود را با موسساتی چون Telesur, Petrosur, Petrocaribe مستحکم می‌کند و حتی در همین راستا به جای خرید تسلیحات از آمریکا از کشور برزیل استفاده می‌کند و در روابط خود در تجارت مشتقات نفتی از کوبا و در خرید و واردات گوشت و لبنیات از آرژانتین یاری می‌جوید. برای اتحاد هر چه بیشتر میان کشورهای آمریکای لاتین چاوز در نشست «گروه دوستان» در سازمان ملل شرکت می‌کند. چاوز با دولت کوبا و فیدل کاسترو که از سوی آمریکا تحریم اقتصادی و سیاسی شده روابط بسیار گرم و صمیمانه‌ای دارد. چاوز برای گسترش روابط خود با کشورهای عضو اوپک اولین رئیس‌جمهوری بود که بعد از جنگ خلیج‌ فارس به دیدار صدام حسین رفت.

چاوز در روابط خارجی خود ضد آمریکایی بودن خود را همیشه ابراز می‌کند و حتی پا را از حدود دولت خود فراتر گذاشته و شخصا به انتقاد از شخص جرج دبلیو بوش به عنوان «آقای خطرساز» و کاندولیزا رایس به عنوان «شخصی فاقد سواد لازم» می‌پردازد. در بیستم سپتامبر 2006 چاوز به طور علنی بوش را شیطان خطاب کرد.

پس از فاجعه طوفان کاترینا در اواخر سال 2005 دولت چاوز اولین دولتی بود که کمک‌های خود را برای مردم حادثه‌دیده ارسال کرد ولی دولت بوش این کمک را نمی‌پذیرفت. دولت چاوز حتی سوخت یارانه‌ای برای مردم کم‌درآمد سراسر آمریکا می‌فرستاد.

ایدئولوژی و تنش‌های بین چاوز و دولت آمریکا در داد و ستد اقتصادی دو کشور تاثیر چندانی نگذاشت.

در میان کشورهایی که چاوز با آنها روابط خوبی نداشت می‌توان مکزیک و پرو را ذکر کرد.

چاوز و رسانه‌ها

بعد از کودتای 2002 اکثر شبکه‌های جهانی و منتقدان چاوز را سرزنش می‌کردند و مطبوعات نیز دست کمی از رسانه‌ها نداشتند.

چاوز به منظور بیان مستقیم نظرات و پاسخ به سوالات مردم هر یکشنبه صبح ساعت 11 در برنامه زنده تلویزیونی به نام الو رئیس‌جمهور (Alo Presidente) حاضر می‌شد و در مورد موضوعات و مسائل روز صحبت می‌کرد و به طور زنده به پرسش‌های تلفنی پاسخ می‌گفت.

بولیواریسم

چاوز همواره پیرو ایده‌آل‌های سیمون بولیوار بود و این نهضت را بولیوار نامید. این عقاید بولیوار نیز متاثر از نوشته‌های مارکسیستی است. چاوز با سنت‌های دیرین آمریکای لاتین نیز آشنایی دارد و پیرو دکترین انقلاب کوبا چه گوارا نیز هست. از دیگر مسائل موثر در عملکرد چاوز نوشته‌های نوآم چامسکی و نیز تعلیمات مسیح است که در کتاب مقدس Bible آمده است.

زندگی شخصی چاوز

هوگو چاوز دو بار ازدواج کرده است. وی ابتدا با زنی به نام نانسی کلمنارس اهل سابانتا ازدواج کرد. نانسی از خانواده‌ای فقیر بود. این زندگی مشترک هجده سال طول کشید و حاصل آن سه فرزند به نام‌های رزا (Rosa)، ماریا (Maria) و هوگو رافائل (Hogo Rafael) بود.

هنگامی که در سال 1992 چاوز برای کودتا آماده می‌شد از نانسی جدا شد. چاوز به Roman Catholic گرایش دارد و همیشه آزادانه دیدگاه خود را درباره منصب بازگو می‌کند.

ایمان وی به مسیح یکی از عوامل گرایش چاوز به چپ‌گرایی است. چاوز در مصائب و مشکلات همیشه خدا را یاد می‌کند و از مردم نیز می‌خواهد که خدا را عبادت کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات