داوود چابک
اتحاد ملی یا National Unity از منظر علما و متفکران اهل سیاست با ارزشترین و پراهمیتترین مولفه برای حفظ و پاسداشت چارچوب یک کیان مستقل سیاسی محسوب میشود. در کشورهایی که از تکثر و تنوع نژادی و یا دینی برخوردارند، اتحاد ملی به منزله سپری پولادین برای حفظ کیان و تمامیت ارضی به شمار میآید.
اتحاد ملی بر پایه دین نیز در شرایط فعلی جهان، مقبولیت زیادی دارد. در این باره باید توضیح داد در کشورهایی که دین رسمی دارای حداکثر معتقدان و مومنان است، میتواند به منزله نقطه اتکا و گرایشگاه وحدت ملی تلقی شود. از آن جمله، در کشور خودمان، دین مبین اسلام، بهعنوان مظهر اساسی و متمایز وحدت ملی میان فرزندان این آب و خاک برشمرده میشود و بدین ترتیب، مولفه اصلی اتحاد ملی در ایران، عبارت از فراگیری مذهبی است که در عمق و ژرفای فرهنگ و سنتها و آداب و رسوم و حتی امور معیشتی مردم عجین شده است. با این حال اتحاد ملی، پایهها و نقاط اتکای دیگری نظیر رهبری، قانون اساسی و چارچوبهای ملی سرزمینی دارد که در تحکیم و تقویت پایههای اتحاد ملی، بسیار تاثیرگذار بوده و در حد خود، دارای شأن و جایگاه برجستهای میباشند.
انسجام اسلامی
انسجام اسلامی، مقولهای است که به مناسبات حاکم میان کشورهای اسلامی، مربوط میشود. بنابراین انسجام اسلامی را میتوان مظهری از روابط و مناسبات بینالملل اسلامی تلقی کرد. اگر سازمان ملل را مظهری از استحکام روابط بینالمللی بدانیم و یا تهدید منطقهای رژیم غاصب اسراییل به عنوان منبع اتحاد ملی برای استحکام مناسبات بینالعربی محسوب شود، مناسبات بینالاسلامی نیز از حیث بازتابها و پیامدهای وسیع آن از اهمیت به سزایی برخوردار است.
تدقیق، تامل و پیگیری طرحهای مشکوک از سوی استعمارگران انگلیسی در اوایل قرن بیستم جهت قالب گران غربیت بهعنوان محدود کننده اتحاد اعراب، ما را به این نتیجه میرساند که هدف اساسی آنها، انتزاع و یا جدا کردن روح اسلامیت از کالبد جهان عرب در راستای کاهش و تخفیف اثرگذاری نقش اسلام در تقویت عوامل وحدتبخش میان مسلمانان جهان بوده است.
در واقع نگاهی به زنجیره وقایعی که بعد از آن در جهان عرب رخ داد، به ویژه با توجه به ضربه مرگباری که لاییکها در ترکیه به نظام خلافت وارد ساخته و این کشور اسلامی را به پایگاه اصلی لیبرالیسم غرب در جهان اسلام مبدل ساختند و همچنین روی کار آمدن رضاخان در ایران با دیدگاه ضد مذهبی، نشان میدهد طراحی استعمارگران در جهت منزوی کردن روح اسلامیت در جهان اسلام، توأم با توفیق و پیشرویهایی بوده است که کشورهای متعدد جهان اسلام در یکصدسال اخیر شاهد آن بودند.
شاید اساسیترین موفقیت استعمارگران را میتوان در روی کار آوردن رژیم جعلی و پوشالی اسراییل در قلب منطقه مسلماننشین خاورمیانه دانست تا این رژیم با ارائه موجودیت غاصبانهاش یادآور عقبنشینی و انحطاط مسلمین جهان باشد.
مولفههای اتحاد ملی
میتوان گفت مولفهها و پایههای اتحاد ملی در کشورها، به تناسب جایگاه سیاسی، فرهنگی، قومیت و همچنین میزان تاثیر اعتقادات و باورهای مذهبی بر کلیت تصمیمگیریهای کلان، متفاوت بوده و این مولفهها، دارای نوسانات متعددی است که موجب ارجحیت برخی از مولفهها و برجسته شدن آنها در تعریف پایههای اتحاد ملی میشود. تا بدانجا که به کشورمان مربوط میشود، اعتقادات و باورهای مذهبی هم مناسبات میان مردم سرزمین ما را مستحکم کرده و هم موجبات استقرار نظام سیاسی دلخواه را فراهم ساخته است. به عبارت دیگر، از زمان انقلاب مشروطیت که نقش علما و مجتهدین در مراحل آغازین آن بر کسی پوشیده نیست، پیدایش و استقرار حکومتهای غیر مذهبی و همچنین روی کار آمدن رژیم منقرض شده پهلوی، هیچگاه نتوانست آرامش و استحکام لازم را برای شکلگیری یک حکومت مردمی فراهم سازد. به طوری که متفاوت بودن منش و رویه زمامداران دوره پهلوی با اعتقادات اکثریت مردم و به علاوه اتکای آنان به بیگانگان برای استحکام بخشیدن به پایههای حکومتشان و همچنین قدرت بخشیدن به فرقه ضاله بهائیت و اعطای سهم قابل ملاحظهای از مناصب و پستهای دولتی و لشکری به طرفداران این فرقه، ناقوس مرگ را برای این رژیم نواخت.
در مقابل، اعتقادات دینی در حال حاضر به مثابه موتور به حرکت درآورنده کلیه تصمیمات کلان در سطح کشور تلقی میشود. این تصمیمات براساس مبانی شریعت مقدس اتخاذ شده بعد از اینکه در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید، تطبیق درست آن بر اساس مبانی شریعت از سوی شورای نگهبان احراز میشود. مهمتر از آن، در راس نظام اسلامی، ولیفقیه قرار دارد که بارزترین و مهمترین نهاد اسلامیت نظام محسوب میشود.
یکی دیگر از مولفهها و پایههای اتحاد و تحکیم وحدت ملی میان آحاد مردم، عبارت است از مباحث مهم و ساختاری که ثبات، استقرار و پیشرفت کشور و جامعه مرهون به تحقق آنهاست. از جمله این مباحث، فناوری هستهای است که اکنون کشور شاهد اتحاد ملی بینظیری حول این مبحث خطیر است.
مولفههای انسجام اسلامی
مقوله انسجام اسلامی به دلیل ارتباط و پیوند کلان با جامعه کشورهای اسلامی، دارای پیچیدگی بیشتری میباشد. این پیچیدگی، بدینخاطر است که کشورهای اسلامی از پراکندگی جغرافیایی و سیاسی زیادی برخوردارند، هر چند میتوان گفت سازمان کنفرانس اسلامی، مهمترین جایگاهی است که این کشورها در آن وزن دیپلماتیک و سیاسی خود را نمایان میسازد، با این حال باید تصریح کرد این کشورها در اکثر بحرانهایی که ارتباط مستقیم با جهان اسلام دارد غایب بوده و حتی نسبت به بحرانهایی که مسلمانان در آنها مظلوم واقع میشوند، اهتمام و توجه لازم را نشان نمیدهند. پیداست هدف از طرح شعار انسجام اسلامی عبارت است از ایجاد انگیزه در میان کشورهای اسلامی برای اتخاذ مواضع روشن و متحد در قبال مهمترین بحرانهای سیاسی و نظامی جهان اسلام است که اتفاقاً از بزرگترین و تهدیدآمیزترین بحرانهای جهان به حساب میآیند.
باید در نظر داشت قدرتهای سلطهجوی جهانی، نقش تعیینکنندهای در دمیدن روح اختلاف، رقابت و تنش میان کشورهای اسلامی ایفا کرده و آنها را علیه یکدیگر برمیانگیزانند و با حمایت صوری از یک کشور، آن را در مقابل کشور اسلامی دیگری قرار داده و یا کشورهای اسلامی را به دو گروه میانهرو و افراطی تقسیمبندی نموده و میانهروها را علیه گروه دیگر تحریک میکنند.
هر چند که دعوت به انسجام اسلامی، در ماهیت اصلی خود، تبلوری از خواست و اراده جمعی برای متلاشی کردن کوششهای مذبوحانه آمریکا برای ضربه زدن به وحدت و انسجام اسلامی محسوب میشود اما فتوای اصلی آن به معنی طرد عناصر نامطلوب و طرفدار غرب و یا افرادی است که ناخواسته در دامن توطئه چینیهای غرب قرار گرفته و مورد بهرهبرداری ایادی آن قرار دارند.
بدین ترتیب، اتحاد ملی و انسجام اسلامی، فاخرترین و عالیترین آموزه عقیدتی و ملی مسلمانان در عصر حاضر محسوب میشود که چنانچه مولفهها و عناصر بنیادین آن مورد تتبع و دنبالهروی دقیق و موشکافانه مسلمین قرار گیرد، دشمنان دیگر مانند گذشته قادر به جولان سیاسی و فرهنگی در سرزمینهای اسلامی نخواهند بود. چنانکه با پیادهسازی آموزههای این مقوله، طرفداران آمریکا و توطئهگران از صحنه تاثیر و فعالیت در کشور اسلامیمان حذف شده و مجالی برای عرضاندام نداشته و نخواهند داشت.
متن کامل را در www.hamshahrionline.ir بخوانید.