تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۵۱۹۰۲

جایگاه عربستان در کشمکش‌های سیاسی پاکستان


عربستان به عنوان حامی دیرینه کشور پاکستان در کشمکش‌های سیاسی بیش از پیش نقش پررنگی ایفا کرد تا جایی که با ورود به جریان پرشتاب «نواز شریف» نخست‌وزیر سابق این کشور با حضور عالی‌ترین مقام اطلاعاتی خود در صحنه حضور داشت. به گزارش ایرنا مردم و دولت پاکستان بعد از چین، عربستان را صمیمی‌ترین دوست خود تلقی می‌کنند و ریشه این دلبستگی مردم بیش از منافع اقتصادی به وجود مکه مکرمه، مدینه منوره، قبور معصومین(ع) و شهدای صدر اسلام گره خورده است. از سوی دیگر انتساب «خادم الحرمین» برای مردم پاکستان به خصوص اهل تسنن از حیث احساسات مذهبی حایز اهمیت و موجب محبوبیت پادشاهان عربستان در این کشور شده است. مراودات کاری، اقتصادی و حضور بیش از سه میلیون پاکستانی در عربستان سعودی برای کار، جذابیت این کشور را برای مردم پاکستان دو چندان کرده تا جایی که رهبران این کشور همیشه نگاهی خاص به ریاض دارند. در دوران ریاست جمهوری ژنرال «ضیاءالحق»، پاکستان روابط خود را با عربستان در تمامی زمینه‌ها گسترش داد، تا جایی که این کشور قبل از آزمایش اتمی خود مواد سوخت قابل توجهی به عنوان هدیه دریافت می‌کرد. کارشناسان مسایل سیاسی و اجتماعی این کشور رشد و گسترش تفکر «وهابیت» و «سلفی» را از دوران حکومت ژنرال ضیاءالحق می‌دانند. تأمین هزینه‌های جاری و فکری برخی از مدارس دینی در نقاط مختلف پاکستان به خصوص در مناطق شمالی بر کسی پوشیده نیست.

به همین جهت پروفسور «محی‌الدین» نویسنده معروف در یک مقاله‌ای تحت عنوان «مشکلات داخلی و خارجی پاکستان و عربستان» می‌نویسد: ارتش پاکستان مسئولیت دارد تا برای امنیت تمامی کشور عربستان نیز نقش ایفا کنند. وی اشاره دارد که پادشاه عربستان «ملک عبدالله» و ژنرال «پرویز مشرف» رئیس‌جمهوری پاکستان برای جلوگیری از شکست برنامه‌های داخلی و خارجی خودشان همه‌گونه تلاش و همکاری دارند.

این در حالی است که پاکستان و عربستان متهم به حضور و گسترش گروه‌های افراطی وهابی و سلفی در تمامی نقاط جهان هستند و همین موضوع منفی باعث شده است که توسط نهادهای بین‌المللی و کشورهای مورد هجوم تقبیح شوند. از دو ماه گذشته عربستان سعودی در دو جریان بسیار مهم مذهبی و سیاسی پاکستان مستقیما درگیر شده و خود را به نوعی حاضر در صحنه‌ها احساس کرد، چون نقش‌آفرین و حضوری پشت‌پرده داشته است. موضوع نخست قضیه مسجد «لعل» و مدرسه دینی «حفصه» بود که حتی «عبدالرحمن بن عبدالعزیز السدیس» امام جماعت مسجدالحرام (کعبه) چند روزی را در اسلام‌آباد گذراند و تلاش کرد تا «عبدالعزیز و عبدالرشید غازی» برادران اداره‌کننده این دو مکان را راضی کند که از حرکت‌های تندروی تروریستی و ناهنجاری‌هایی که به نفع اسلام نیست دست بردارند که موفق نشد.

این دو برادر بارها خواستار اجرای قوانین در پاکستان همانند عربستان سعودی شدند که با مخالفت‌های مقامهای دولتی و دیگر نهادهای این کشور مواجه بودند. اما این تلاش‌ها مفید واقع نشد و در سکوت عربستان، طی 10 روز عملیات ارتش و نیروهای پلیس پاکستان این مسجد و مدرسه را تصاحب و تعدادی از طلاب مسلح پناه گرفته را کشته، زخمی و تعداد قابل توجهی را نیز دستگیر کردند. جریان و واقعه سیاسی دیگری که دولتمردان عربستان سعودی نقش‌آفرین مستقیم آن بودند، تبعید «نواز شریف» نخست‌وزیر سابق پاکستان در سال 2000 بود. بسیاری از سیاسیون این کشور به آن لقب «نجات از مرگ» را دادند و نواز به جای اعدام برای 10 سال به شهر «جده» تبعید شد. نواز که در 1999 توسط کودتای بدون خونریزی ژنرال مشرف فرمانده کل ارتش وقت سرنگون شد، دستگیر و روانه زندان «اتک» گردید.

وی که متهم به پولشویی، طراح قتل رئیس ارتش، اختلاس و اتهامات دیگری داشت، با دست نوازش سعودی‌ها از مرگ نجات یافت و با تعهدی 10 ساله به دولت پادشاهی عربستان مبنی بر عدم هرگونه فعالیت سیاسی و حزبی به همراه خانواده و برادرش «شهباز شریف» عازم این کشور شد. در دوران هفت ساله تبعید نواز به عربستان وی تقریبا سکوت اختیار کرد و از طریق دبی توسط کارگزاران خود مشغول فعالیت‌های اقتصادی و صادراتی شد. نواز پیش از این در دوران حکومتش با دارا بودن چند کارخانه ذوب آهن، شکر، منسوجات، تولیدات میوه و لنج‌های باربری در صحنه اقتصادی به خصوص زادگاهش ایالت پنجاب حضوری فعال داشت. این نخست‌وزیر در تبعید در سال 2006 با درخواست از دولت عربستان و موافقت پاکستان به دلیل معالجه فرزندانش راهی لندن شد و فعالیت‌های جدید سیاسی وی شروع شد. از سوی دیگر دولتمردان عربستان انتظار نداشتند که رهبران سیاسی پاکستان که ادعای هدایت مردم را دارند، از عهد و پیمان خود سر باز بزنند و آن را زیرپا بگذارند. این نکته در محافل سیاسی مطرح می‌شد که اگر عربستان سعودی نتواند برادران شریف را از بازگشت به کشورشان منصرف کند، روابط آینده پاکستان زیر سؤال خواهد رفت. حساسیت این موضوع زمانی جدی شد که نوازشریف اعلام کرد: در هر شرایطی دهم سپتامبر به کشور باز خواهم گشت و هیچ قدرتی نمی‌تواند از حضور من جلوگیری کند. شاهزاده «مقرن بن عبدالعزیز» نماینده ویژه پادشاه عربستان و رئیس سازمان اطلاعات این کشور روز هشتم سپتامبر وارد اسلام‌آباد شد و بلافاصله با حضور «سعد حریری» فرزند نخست‌وزیر سابق لبنان با ژنرال «پرویز مشرف» رئیس‌جمهوری پاکستان ملاقات و گفتگو کرد. وی بعد از این دیدار در کنفرانس خبری گفت: برادران شریف براساس اخلاق و تعهدی که دارند، نباید به کشور بازگردند. این نماینده ویژه عربستان تاکید کرد که از مدت این تعهدنامه سه سال دیگر باقی مانده است.

به گفته وی، ما درباره بازگشت نواز شریف نگران نیستیم، بلکه امنیت داخلی پاکستان را عزیزتر می‌دانیم و منافع ملی مقدم بر منافع شخصی افراد است. رسانه‌های خصوصی و مطبوعات در این رابطه اعلام کردند که این شاهزاده سعودی در اسلام‌آباد خواهد ماند تا نواز شریف را دوباره با خود به جده ببرد. نواز شریف روز گذشته ساعت  43/8 بامداد به وقت محلی با این هدف وارد اسلام‌آباد شد که توسط دولت زندانی شود و این کار می‌توانست مناسبات بین عربستان و پاکستان را تا حدودی تیره کند و وی به محبوبیت بیشتری نسبت به خانم «بی‌نظیر بوتو» رهبر حزب مردم دست یابد. به هر حال آنچه که در این چند روز مسایل داخلی پاکستان نمایان شد، فشارهای سیاسی احزاب مخالف به دولت ژنرال مشرف و مقاومت وی در برابر آنها و سر دادن شعارهای اجرای دمکراسی در کشور است. بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند که شعار اجرای دمکراسی در شرایطی سر داده می‌شود که منافع حزب حاکم تأمین باشد و بازگرداندن نواز به جده مقابله با حکم دیوان عالی کشور بوده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات